فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

پوشانندهی زشتی ها

از صفات بسیار مهم حضرت حق، پرده پوشی بر گناهان بنده ای است كه گناهانش را به خلوت انجام می دهد و دوست ندارد احدی بر گناهانش آگاه شود.
وجود مقدّس او، خود را « ستار العیوب » نامیده، تا بندگانش بدانند در حالی كه او را به خلوت معصیت می كنند آبرویشان را حفظ می كند و از باز كردن اوراق پرونده ی آنان در برابر دیگران خودداری می نماید ; مگر این كه گنهكاری بر اثر شدت بی حیایی و جرأت زیاد، گناهانش را در برابر همگان انجام دهد و بر آبرویش نترسد، كه در این حال پرده پوشی بر او، و حفظ آبرویش در میان مردم معنی ندارد.
از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است :
مَن تَابَ، تَابَ اللّهُ عَلَیْهِ وَاُمِرَتْ جَوارِحُهُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَیْهِ، وَبِقاعُ الأَرْضِ أَنْ تَكْتُمَ عَلَیْهِ، وَأُنْسِیَتِ الحَفَظَةُ مَا كانَتْ تَكْتُب عَلَیهِ(446).
« كسی كه توبه كند، خدا توبه اش را می پذیرد و به اعضایش فرمان می رسد كه گناهانش را بر او پوشیده دارند، و به قطعه های زمین امر می شود كه گناهانش را بر او كتمان كنند، و آنچه را كاتبان عمل در پرونده اش نوشته اند از یاد آنان می برند ».
معاویة بن وهب می گوید : از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم فرمود :
إِذَا تَابَ العَبدُ المُؤمِنُ تَوبَةً نَصوحاً اَحَبَّهُ اللّهُ فَسَتَرَ عَلَیهِ فِی الدُّنْیا وَالآخِرةِ. قُلتُ : فَكَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ ؟ قَال : یُنْسِی مَلَكَیْهِ مَا كَتَبا عَلَیهِ مِنَ الذُّنوبِ... فَیَلْقَی اللّهَ
﴿صفحه 297﴾
حِینَ یَلْقاهُ وَلَیسَ شَیْءٌ یَشْهَدُ عَلَیهُ بِشَیْء مِنَ الذُّنوبِ(447).
« هنگامی كه بنده ی مؤمن توبه خالص می كند، خدا به او محبّت میورزد، پس در دنیا و آخرت بر او می پوشاند، گفتم : چگونه بر او می پوشاند ؟ فرمود : آنچه را از گناهان دو فرشته ی نویسنده بر او نوشته اند از یاد آنان می برد، پس هنگامی كه خدا را ملاقات می كند، چیزی كه به اندكی از گناهانش گواهی دهد وجود نخواهد داشت ».
در تفسیر « منهج الصادقین » روایت شده است : چون روز قیامت شود، بنده را به محضر حق حاضر كنند، فرمان رسد : قبّه ای بزنید و بنده ام را در آن قرار دهید. بعد از آن خدای تعالی به وی خطاب كند : ای بنده ی من، نعمتم را سرمایه ی معصیت نمودی و چندان كه نعمت بر تو افزودم تو بر گناه و عصیان بیشتر افزودی. بنده سر خجالت به پیش اندازد. خطاب رسد : بنده ی من سر بردار كه همان ساعت كه معصیت كردی من تو را آمرزیدم و قلم عفو بر گناهانت كشیدم. پس بنده ی دیگری را حاضر كنند و به او هم عتاب و سرزنش كنند، و او از شرمساری خود به گریه آید، حق تعالی می فرماید : ای بنده ی من آن روز كه گناه می كردی و می خندیدی تو را شرمسار نساختم، امروز كه گناه نمی كنی و گریه و زاری داری چگونه تو را عذاب كنم و رسوایت سازم ؟ تو را آمرزیدم و اجازه ی رفتن به بهشت دادم !!

تبدیل كننده ی بدی ها به خوبی ها

از صفات پروردگار مهربان این است كه : وقتی عبد از گناه توبه می كند و آراسته به ایمان می گردد و عمل شایسته انجام می دهد، گناهانش را به حسنات، و زشتی هایش را به خوبی ها تبدیل می كند.

﴿صفحه 298﴾
( إِلاّ مَنْ تابَ وَءامَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحاً فَأُولئِكَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات وَكانَ اللّهُ غَفوراً رَحیماً )(448).
« مگر كسانی كه توبه كردند و مؤمن شدند و عمل شایسته بجا آوردند، پس ایناند كه خدا زشتی هایشان را به حسنات تبدیل می كند و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است ».
( وَأَقِمِ الصَّلَوةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَزُلَفاً مِنَ الَّیْلِ إِنَّ الحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ... )(449).
« نماز را دو طرف روز و ساعات اول شب به پا دار، زیرا خوبی ها گناهان را از بین می برد ».
در رابطه با تبدیل سیّئات به حسنات، مطالب بسیار مهمّی در كتاب های علمی ذكر شده است كه بعضی از آنها فلسفی و برخی عرفانی و پاره ای ذوقی و بخشی جنبه ی روایتی دارد. بیان و شرح هر یك از آن مطالب گرچه لازم است ولی كتاب را به چند برابر آنچه در نظر است افزایش میدهد.
نویسندگان « تفسیر نمونه » می گویند : در تبدیل سیّئات به حسنات چند تفسیر است كه همه می توانند قابل قبول باشد.
1 ـ هنگامی كه انسان توبه می كند و ایمان به خدا می آورد، دگرگونی عمیقی در سراسر وجودش پیدا می شود و به خاطر همین تحول و انقلاب درونی، سیّئات اعمالش در آینده تبدیل به حسنات می شود ; اگر در گذشته مرتكب قتل نفس می شد در آینده دفاع از مظلومان و مبارزه با ظالمان را جای آن می گذارد، و اگر زناكار بود، پس از آن عفیف و پاكدامن می شود، و این توفیق الهی
﴿صفحه 299﴾
و دگرگونی را در سایه ی ایمان و توبه پیدا می كند.
2 ـ دیگر این كه : خدا به لطف و كرم و فضل و انعامش بعد از توبه كردن، سیّئات اعمال او را محو می كند و به جای آن حسنات می نشاند، چنان كه در روایتی از ابوذر از پیامبر اسلام می خوانیم : روز قیامت كه می شود بعضی از افراد را حاضر می كنند، خدا دستور می دهد گناهان صغیره را به او عرضه كنید و كبیره ها را بپوشانید. به او گفته می شود : تو در فلان روز فلان گناه صغیره را انجام دادی و او به آن اعتراف می كند، ولی دلش از كبائر ترسان و لرزان است.
در اینجا هرگاه خدا بخواهد به او لطفی كند، دستور می دهد به جای هر سیّئه حسنه ای به او بدهید.
عرض می كند : پروردگارا ! من گناهان مهمّی داشتم كه آنها را در اینجا نمی بینم. ابوذر می گوید : در این هنگام پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) تبسم كرد كه دندان هایش آشكار شد، سپس این آیه را تلاوت فرمود : ( فَأُولئِكَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات (450) )(451).
3 ـ سومین تفسیر این كه : منظور از سیّئات، خود اعمالی كه انسان انجام می دهد نیست، بلكه آثار سوئی است كه از آن بر روح و جان انسان نشسته، هنگامی كه توبه كند و ایمان بیاورد آن آثار سوء از روح و جانش برچیده می شود و تبدیل به آثار خیر می گردد، و این است معنی تبدیل سیّئات به حسنات(452).
ما را به غیر درگه لطفت پناه نیست *** چشم گدا به جز به در پادشاه نیست

﴿صفحه 300﴾
ما عاشقیم و مفتی عشّاق گفته است *** عاشق شدن به طلعت جانان گناه نیست
شرمنده ایم در بر دیوان عدل تو *** چون غیر دست و پا و سر آنجا گواه نیست
پرونده ای كه كاتب قدرت نوشته است *** حاشا نمی توان چو در آن اشتباه نیست
* * *
﴿صفحه 301﴾

« لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَبِحَمْدِكَ »

«هیچ معبودی جز تو نیست، تو را از هر عیب و نقصی تنزیه می كنم و تو را با همه ی وجود، سپاس و ستایش می گویم».
از كلمه ی طیبّه ی توحیدیه ی « لا إله إلاّ أنت » تعبیر به تهلیل، و از « سبحانك » تعبیر به تسبیح و از « بحمدك » تعبیر به تحمید شده است.
چنانچه كسی به زبان، تهلیل گوید و با عمق قلب، صادقانه به آن اقرار كند و نسبت به آن اخلاص ورزد و عملا هر معبود باطلی را از خیمه ی حیاتش نفی كند، به حقیقت موحّد است و در امان حضرت حق است و خزی دنیا و عذاب آخرت یقیناً بر او حرام است و روز قیامت اهل بهشت و مورد رضای پروردگار و محبوب فرشتگان و همنشین با انبیا و صدّیقین و شهدا و شایستگان است.
حقیقت تهلیل، زمانی در باطن انسان تجلّی می كند كه انسان از طریق قرآن مجید و معارف انبیا، به ویژه معارف پیامبر اسلام و اهل بیت بزرگوارش، به اسماء حسنی و صفات عُلیای حضرت حق معرفت پیدا كند و دامن از آلودگی ها پاك نماید و واجبات را با همّتی بلند و قلبی عاشقانه و مخلصانه انجام دهد و از خدمت به بندگان خدا دریغ نورزد.
آری، با طیّ این طریق و حركت در این مسیر، بی اختیار از بند بند وجود
﴿صفحه 302﴾
انسان فریاد برمی خیزد :
ألا كُلّ شَیء مَا خَلا اللّه بَاطِلٌ *** وَكُلُّ نَعیم لا مُحالَةَ زائلٌ
« آگاه باشید كه هر چیزی جز خدا موهوم و باطل، و هر نعمتی به طور قطع و یقین از بین رفتنی است ».
با جلوه ی جمال معشوق در آسمان باطن انسان، از جزء جزء وجود آدمی فریاد برمی خیزد : « لا إله إلاّ اللّه »، « لا مؤثر فی الوجود إلاّ اللّه »، « لا حول ولا قوّة إلاّ باللّه ».
شورش عشق تو در هیچ سری نیست كه نیست *** منظر روی تو زیب نظری نیست كه نیست
نیست یك مرغ دلی كش نفكندی به قفس *** تیر بیداد تو پر تا به پری نیست كه نیست
نه همین از غم تو سینه ی ما صد چاك است *** داغ تو لاله صفت بر جگری نیست كه نیست
به فغانم ز فراق رخ و زلفت به فغان *** سگ كویت همه شب تا سحری نیست كه نیست
چشم ما دیده ی خفاش بود ور نه تو را *** جلوه ی حسن به دیوار و دری نیست كه نیست
موسیی نیست كه دعوی أنا الحق شنود *** ور نه این زمزمه اندر شجری نیست كه نیست
گوش اسرار شنو نیست و گرنه « اسرار » *** برش از عالم معنی خبری نیست كه نیست(453)

﴿صفحه 303﴾
راستی، مگر در دار هستی غیر او دیّاری وجود دارد كه سر به خاك درگاه او سایند و از او رزق و روزی طلبند و حلّ مشكلات و برطرف كردن بلاها و آمرزش گناهان و پوشاندن زشتی ها را از او بخواهند ؟!
به حقیقت تهلیل و تسبیح و تحمید در این بخش از دعا مناسب مقام است، زیرا دعا خوان آگاه، پس از اظهار ذلت و درماندگی و فقر و مسكنت و اقرار به گناه و معصیت عرضه می دارد : كسی را نیافتم كه گناهانم را بیامرزد و زشتی هایم را بپوشاند. چون یقین دارد این امور از كارهای خداست، و احدی قدرت بر این كارها ندارد. پس اظهار توحید با گفتن « لا إله إلاّ أنت » و اظهار تسبیح با گفتن « سبحانك » و اظهار تحمید با گفتن « بحمدك » مناسب مقام است.