فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« وَظَهَرَ أَمْرُكَ »

« و فرمانت آشكار است ».
فرمان حق در یك مرحله، فرمان تكوینی است كه با آن فرمان، همه ی موجودات در عرصه گاه هستی جلوه كردند و بر كرسی ظهور نشستند. و فرمان دیگرش فرمان تشریعی است كه از بركت آن، قرآن مجید از افق قلب پیامبر اسلام آشكار شد و جلوه ای از این فرمان، احكام و مقررات و فرامین و حلال و حرام اوست كه به وسیله ی كتاب های دیگر آسمانی و نبوت انبیا و امامت امامان به تمام بشر ابلاغ شد.
﴿صفحه 290﴾

« وَغَلَبَ قَهْرُكَ، وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ »

« و استیلاء تو بر هر چیزی غالب، و قدرتت در هر چیزی نافذ و جاری است ».
توضیح و تفسیر قهر و قدرت تا جایی كه لازم بود در ابتدای كتاب نگاشته شد.
﴿صفحه 291﴾

« وَلاَ یُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ »

« و گریختن از حكومتت و فرار از حیطه ی فرمانرواییت برای هیچ موجودی ممكن نیست ».
ذات مقدّس حق از هر جهت و از هر سو به جمیع اشیاء و به همه ی موجودات و به هر چیز محیط است و چیزی از سلطه ی احاطه ی او خارج نیست.
همهی موجودات به اراده ی او به وجود آمده اند، پس او پیش از همه ی آنهاست و در سایه ی قدرت و رحمت او و با كمك لطف و نعمتش ادامه ی حیات می دهند، پس او با همه ی آنهاست و عاقبت همه به سوی او باز می گردند، پس او بعد از همه ی آنهاست، پس چه راه گریزی برای چه موجودی وجود دارد تا بتواند از حكومت او بگریزد ؟!
در روایتی بسیار مهم آمده است كه : مردی به محضر حضرت امام حسین (علیه السلام)آمد و گفت : من مردی گناهكارم و بر معصیت طاقت و صبر ندارم، پس مرا موعظه كن. امام (علیه السلام) فرمود : پنج چیز انجام بده و هر گناهی خواستی مرتكب شو : اوّل : روزی خدا را نخور و هر گناهی خواستی انجام ده.
دوّم : از ولایت و سرپرستی و حكومت خدا بیرون رو و هر گناهی خواستی انجام ده.
سوّم : جایی را بطلب كه خدا تو را نبیند و هر گناهی خواستی انجام ده.
﴿صفحه 292﴾
چهارم : هنگامی كه فرشته ی مرگ آمد تا قبض روحت كند او را از خود بران و هر گناهی كه خواستی انجام ده.
پنجم : زمانی كه مالك دوزخ می خواهد تو را به دوزخ دراندازد، تو وارد دوزخ مشو و هر گناهی خواستی انجام ده(437).
آری، اگر انسان قصد فرار دارد چه بهتر كه از جهالت و نادانی به سوی دانش و معرفت، و از سوی خبر و شنیده به جانب عیان و مشاهده، و در نهایت از خلق به سوی حق فرار كند كه در این فرار، منافع دنیایی و آخرتی و رضوان الهی و سعادت ابدی نصیب انسان می شود، و در حقیقت این فرار، فرار از هوای نفس به سوی عقل و قلب و فرار از دنیا به آخرت و فرار از دوزخ به بهشت و نهایتاً فرار از شیطان به سوی خداست.
عاشقان را گر همه ملك جهان آید به دست *** دیده بر بندند از آن تا دلستان آید به دست
پشت پا بر عالم هستی زنند از اشتیاق *** تا مگر دامان یار مهربان آید به دست
دشت هجران را نمایند آبیاری ز اشك چشم *** تا كه محصول وصال از بذر جان آید به دست
گر كنار جوی چشم خود نشینی در بهار *** عاقبت دیدار آن سرو روان آید به دست
* * *

﴿صفحه 293﴾