فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« اَللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ »

« خدایا ! بزرگ است پادشاهی و سلطنتت، یا بزرگ است حجّت و برهانت ».
پادشاهی و سلطنت خدا، ذاتی و حقیقی است و دیگر سلطنت ها اعتباری و از دست رفتنی ; پادشاهی و سلطنت حضرت او دائمی و همیشگی و بی نهایت و غیر محدود است و دیگر سلطنت ها از نظر زمان اندك و بسیار محدود است.
پادشاهی و سلطنت او نسبت به غیب و شهود و ظاهر و باطن هستی، فراگیر و محیط است و در حقیقت جز سلطنت او سلطنتی نیست و غیر او فقیر و محتاج و نیازمند به اویند، و از خود سرمایه و چیزی ندارند.
حجت و برهان او، بزرگ و قوی و در برابر او هیچ حجّتی و دلیل و برهانی وجود ندارد. عقل، نبوت، قرآن و امامت حجت های خدایند كه روز قیامت با آنها با همه ی خلایق محاجّه می كند و عذر و بهانه تراشی های آنان را در ارتكاب گناه و خودداری از عمل صالح در هم می شكند.
﴿صفحه 286﴾

« وَعَلاَ مَكَانُكَ »

« و شأن و منزلت تو بلند است ».
وجود مقدّسی كه خود را در قرآن مجید به حقیقت ( لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْءٌ )(434)ستوده و از هر عیب و نقصی منزّه است و همه ی صفات كمال و جمال و جلال را داراست، و صفاتش عین ذات و ذاتش عین صفات است، و اسمای حسنی و صفات عُلیا ویژه ی اوست، و قیام همه ی موجودات غیبی و شهودی از پرتو قیومیّت اوست، و كاینات، زیرنشین علم و اراده و قدرت و رحمت اوست، و اوصافش را حدی نیست، و قوّتش فوق قوّت ها و قدرتش فوق قدرتها و عظمتش فوق عظمت ها و سطوتش چیره بر سطوت هاست، البته شأن و منزلتش بلند، و مرتبه و مكانش از هر چیزی برتر است.

﴿صفحه 287﴾

« وَخَفِیَ مَكْرُكَ »

« و پنهان است مكر تو ».
مكر در غیر خدا به معنای حیله و تزویر است كه برای فریب دادن دیگری بكار می رود، و اطلاق مكر به این معنی بر حضرت حق روا نیست، زیرا مكر به این معنی از صفات انسان جاهل و عاجز است، و جهل و عجز در ساحت مقدس او راه ندارد. وجود مبارك او علم، قدرت، رحمت، جود و كرم بی نهایت است، و نیاز موجودات در همه ی امور به او، و بی نیازی او در همه ی امور از موجودات حقیقتی ثابت و واقعیتی مسلم و حتمی است.
مكر، در ساحت حضرت او به معنای مجازات و عذاب است، كه هركس را مستحق آن بداند او را بدون این كه راه گریز و چاره ای داشته باشد به آن دچار می كند.
مجازات و عذاب و انتقام خدا نسبت به آنان كه مغرورانه و مستانه و در حال غفلت و بی خبری غرق در معصیت و گناه و رفاه و لذت اند، به صورت های مختلف و به شكل های گوناگون است. مرحله ای از آن به صورت استدراج و استمهال است ; به این معنا كه : هر اندازه جاهل بی خبر، و مغرور خیره سر معصیت می كند و به گناهش می افزاید، خدا هم نعمت را به او می افزاید تا
﴿صفحه 288﴾
جایی كه بر اثر كثرت نعمت، غفلت بیشتری به او دست می دهد و توبه و استغفار را فراموش می كند، ناگهان و بدون اینكه گناهكار توجه داشته باشد و از رسیدن عذاب و انتقام باخبر شود، مجازات و عذاب به سویش می آید و گریبانش را می گیرد، و او را در حال بی خبری دچار انتقام حق می كند و در حقیقت، وی را به بلای مكر خفیّ گرفتار می كند.
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است :
إِذَا أَرادَ اللّهُ بِعَبْد خَیْراً فَأذْنَبَ ذَنْباً أتْبَعَهُ بِنِعْمَة وَیُذَكِّرُهُ الإسْتِغفَارَ، وَإِذَا أرادَ بِعَبْد شَراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَة لِیُنْسِیَهُ الاستِغْفارَ وَتَمَادَی بِها وَهُوَ قولُه ( سَنَسْتَدْرِجُهُم مِنْ حَیْثُ لایَعْلَمونَ(435) ) (436).
« به راستی هنگامی كه خدا خیر و خوبی را درباره ی عبد اراده كند، چنین پیش می آید كه عبد، گناهی را مرتكب می گردد، خدا به او نعمت می دهد و او را به سبب آن نعمت متذكر استغفار می كند، و هرگاه شری را درباره ی او اراده كند، پس عبد مرتكب گناه می شود و خدا نعمتی به او عطا می كند، پس به سبب سرگرمی به آن نعمت، استغفار را از یادش می برد و گناه به وسیله ی آن نعمت امتداد پیدا می كند، و این است قول حق : به تدریج از جایی كه نمی دانند آنان را به عذاب و انتقام و كیفر و مجازات گرفتار می كنیم ! »

﴿صفحه 289﴾