فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« اَللَّهُمَّ وَأَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ »

« خدایا ! و از تو درخواست می كنم درخواست كسی كه نیازمندی و احتیاجش شدّت یافته و به نهایت رسیده است ».

مالك حقیقی خداست

دعاخوان، هنگامی كه این بخش از دعا را می خواند باید با چشم دل و دیده ی بصیرت با كمك گرفتن از آیات قرآن و روایات دو حقیقت را مشاهده كند :
حقیقت اوّل این كه : مالكی و منبع فیضی و بخشنده ای و بی نیازی و غنیّ مطلقی جز خدای مهربان وجود ندارد.
حقیقت دوّم این كه : ذات و هویّت وجود انسان و همه ی موجودات غیبی و شهودی، جز فقر محض و نیازمندی و احتیاج و مملوكیت نیست.
خداست كه در عین غنی بودن و بدون نیاز و احتیاج، كاخ هستی را برافراشت و انواع موجودات را در عرصه گاه آفرینش به وجود آورد، و هر موجودی را با تأمین كردن آنچه به آن نیاز داشت در مجرای خلقت قرار داد. خدایی كه هستی همه ی موجودات، رشحه ی فیضی از فیوضات ربّانیاوست و هیچ موجودی را قدرت مقابله با او نیست و همه و همه ذاتاً، تسلیم قدرت مطلقه اویند و اوست كه با یك كلمه ی « كُن » باش، كائنات را در ظلمت كده ی نیستی مانند چراغی
﴿صفحه 266﴾
برافروخته و با یك كلمه ی « لا تكُن » مباش، می تواند همه ی آنها را رهسپار دیار نیستی كند، و با احتیاج و نیازی كه كلّ موجودات به رحمت واسعه ی او دارند، چرا و به چه سبب به آنان رحمت نورزد ؟ و چرا رحمتش فراگیر جهانیان نباشد ؟ و بر اساس چه علّتی كسی بتواند ناامیدی و یأس از رحمت او را به خود راه دهد ؟!
احتیاج همه ی كائنات به لطف و رحمت او از یك طرف، و اتصاف آن مقام اقدس به لطف و رحمت و محبت بی نهایت از طرف دیگر، دلیلی روشن بر نیازمندی موجودات به او و بی نیازی او از همه ی موجودات است.
او خالق و رازق و مصوّر و ودود و رحیم و كریم و غفور و زنده كننده و میراننده است، و در هیچ زمینه ای شریك و كفوی ندارد و همه ی موجودات هستی مخلوق و مملوك و مرزوق اویند و نمی توانند لحظه ای از حضرت او بی نیاز باشند.
او مالك همه ی جهانیان و مدبّر امور همه ی موجودات و كارگردان كارگاه آفرینش است.
آنان كه با دلگرمی به مال و منال و جاه و مقام، از نیازمندی و احتیاج خود به آن منبع فیض بی خبرند، احساس استغناء و بی نیازی می كنند، در حالی كه این احساس یك حالت شیطانی، و میوه ای بسیار تلخ از درخت غفلت و بی خبری است ; به همین خاطر این كوردلان بی بصیرت، و افتادگان در چاه خسارت، از رفتن به پیشگاه او و نالیدن به درگاه وی و اظهار حاجت كردن به حضرت ربّ الارباب و اعلام تهی دستی و نیازمندی محروم اند و از این راه به زیان و ضرر غیر قابل جبرانی دچارند و زندگی و حیاتشان هم چون وحوش صحرا و حیوانات جنگلی آلوده به ظلمت مادی گری و خالی از فیوضات خاصّ ملكوتی است. قرآن درباره ی آن غنیّ مطلق و فیّاض بی نهایت و ذات مستجمع
﴿صفحه 267﴾
جمیع صفات كمال می فرماید :
( وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاواتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَی كُلِّ شَیْء قَدیرٌ )(391).
« مالكیت آسمان ها و زمین فقط در سیطره ی خداست، و خدا بر هر كاری تواناست ».
(... وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاواتِ وَالأَرْضِ وَما بَیْنَهُما وَإِلَیْهِ المَصِیرُ )(392).
« مالكیت آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست فقط در سیطره ی خداست، و بازگشت به سوی اوست ».
( لَهُ مُلْكُ السَّمَاواتِ وَالأَرْضِ یُحْیِی وَیُمیتُ وَهُوَ عَلَی كُلِّ شَیْء قَدیرٌ )(393).
« مالكیت آسمان ها و زمین ویژه ی اوست، زنده می كند و می میراند، و او بر هر كاری تواناست ».
( وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاواتِ وَالأَرْضِ یَغْفِرُ لِمَن یَشآءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشآءُ... )(394).
« مالكیت آسمان ها و زمین فقط در سیطره ی خداست، هركه را بخواهد می آمرزد و هركه را بخواهد عذاب می كند ».
قرآن درباره ی انسان می فرماید :
( یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الفُقَرَآءُ إِلَی اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الغَنِیُّ الحَمِیدُ )(395).
« ای مردم ! همه ی شما نیازمند و محتاج به خدایید و فقط خدا بی نیاز و ستوده خصال است ».

﴿صفحه 268﴾
راستی، سراسر وجود انسان جز نیاز و احتیاج و فقر و تهی دستی چیز دیگری هست ؟ انسان در آفرینش خود و در تداوم زندگی و حیاتش و در بیرون رفتن از دنیا و نسبت به جلب منفعت و دفع ضرر چه قدرت و نیرو و سلطه ای دارد ؟ خدا او را آفریده و با به جریان انداختن فیوضاتش زندگی او را تداوم می بخشد و هر نفعی را به سوی او می كشاند و هر زیانی را از او دفع می كند، چرا و به چه علّت این نیازمند محتاج و فقیر تهی دست با قلبی پاك و نیتی خالص آن هم سحر شب جمعه به پیشگاه حضرت بی نیاز نرود و اعلام نیاز نكند و با همه ی وجود فریاد نزند كه : اَللَّهُمَّ وَأَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ.
زیباترین و سودمندترین حال انسان، حال دعاست، كه با توجه به فقر ذاتی خود و با معرفت به نیازمندی و فقر خویش، دست گدایی به سوی دوست بردارد و از عمق قلب ناله كند و به حضرت محبوب عرضه بدارد :
آن دل كه تویی در وی غم خانه چرا باشد *** چون گشت ستون مسند حنّانه چرا باشد
غم خانه دلی باشد كان بی خبرست از تو *** چون جای تو باشد دل غم خانه چرا باشد
بیگانه كسی باشد كو با تو نباشد یار *** آن كس كه تواش یاری بیگانه چرا باشد
دیوانه كسی بودست كو عشق نفهمیدست *** آن كس كه بود عاشق دیوانه چرا باشد
فرزانه كسی باشد كو معرفتی دارد *** آن كو نبود عارف فرزانه چرا باشد
دُر دانه بود سرّی كو در صدف سینه است *** سنگی كه بود بی جان در دانه چرا باشد
﴿صفحه 269﴾
آن دل كه بدید آن رو بو برد ز عشق هو *** عشق دگران او را كاشانه چرا باشد
آن جان كه تواش جانان غیر از تو كه را بیند *** وان دل كه تواش دلبر بت خانه چرا باشد
رو سوره ی یوسف خوان تا بشنوی از قرآن *** حق است حدیث عشق افسانه چرا باشد
« فیض » است ز حق خرّم هرگز نخورد او غم *** چون یافت عمارت دل ویرانه چرا باشد(396)
* * *

﴿صفحه 270﴾

« وَأَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ »

« و نزد سختی ها و شدائد و مصائب و بلاها حاجت خود را به پیشگاه تو فرود آورده است ».
گرچه خدای مهربان همه ی خواسته ها و حاجات بنده اش را می داند و به گرفتاری ها و مصائب و شداید او آگاه است و بدون درخواست و دعا و التماس می تواند حاجات حاجتمند را به هنگام شدائد و بلاها و مصائب و رنج ها برآورده كند، ولی بر پایه ی آیات قرآن و روایات، دوست دارد بنده اش به پیشگاهش اظهار حاجت كند و به درگاهش ناله و زاری سر دهد و با زبانش به حضرتش اظهار احتیاج نماید و با مولای مهربانش مناجات كند و در آستانه ی این درگاه، سر بندگی و ذلّت ساید و آنچه را نیازمند است با زبان دعا و راز و نیاز بخواهد و از آن منبع فیض و رحمت درخواست كند كه :
ای مهربان و محبوب من، با كلید لطف و عنایتت، مشكلاتم را برطرف كن و سختی هایم را از زندگیم بردار و شدائد و مصائب را از من دور فرما، و مرا از زندان گرفتاری ها نجات بخش، و به اراده ی ربوبی و رحمت بی پایان و كرم و احسان بی نهایتت حاجاتم را روا كن، و خواسته هایم را برآور، و كشكول گداییم را از فیوضات خاصه ات پر كن.
﴿صفحه 271﴾
بیان حاجت و اظهار گدایی و اعلام این معنا كه : ای مهربان ترین مهربانان، من جز فقر چیزی نیستم و غیر گدایی از پیشگاهت كاری نمی دانم و جز اشك و آه و امید و دلگرمی سرمایه ای ندارم، مطلوب حضرت مولاست، و در حقیقت اطاعت و فرمان برداری از حضرت اوست ; مگر نه این است كه در قرآن مجید فرمان به دعا داده و اجابت دعا را خود ضامن شده است(397).
آری ! دعا و اظهار نیاز، و به زبان آوردن حاجات و گریه و زاری، نوعی عبادت و به شكلی فرمان بردن و اطاعت از حضرت حق، و در حقیقت مخّ عبادت است(398)
حضرت او دوست ندارد بنده اش به هنگام گرفتاری و سختی و مصائب و شدائد برای رفع گرفتاری ها و مصائبش به غیر او رجوع كند، و از غیر او حاجت بخواهد و رفع مشكلات را از غیر او درخواست كند.
در حدیثی قدسی كه در كتاب های مهم نقل شده، به مطالبی مهم و واقعیاتی بسیار ارزنده در این زمینه، كه فقط باید حاجت به درگاه او برد و از غیر او روی گرداند، اشاره شده كه لازم است ترجمه ی آن متن ملكوتی و حقیقت عرشی را در این سطور بیاورم :
« آیا بنده ام در سختی ها و شدائد به غیر من امید می بندد، كه غیر من آن سختی ها و شدائد را از او برطرف كند، در حالی كه برطرف كردن سختی ها و شداید به دست قدرت من است ؟ آیا بنده ی من به غیر من امیدوار است كه نیازها و حاجاتش را برآورده كند و از تهی دستی و فقر نجاتش دهد، در حالی كه توانگر و بخشنده و كریم و جواد منم و همه ی درهای حاجات نزد من و كلیدهایش در دست لطف و رحمت من است ؟

﴿صفحه 272﴾
چه شده كه بنده ام را روی گردان از خود می بینم، در حالی كه آنچه را از من نخواسته با جود و كرم به او عطا كرده ام، و اكنون با این همه نیاز و حاجت و التماس و درخواستش از من روی برگردانده و حوائج و نیازمندی اش را نزد غیر برده است ؟!
منم خدا، كه خدایی جز من نیست، بدون این كه از من بخواهند عطا می كنم ; آیا اگر بخواهند عطا نمی كنم ؟!
آیا دریای بی نهایت جود و كرم، از من نیست ؟ آیا دنیا و آخرت در دست من نیست ؟!
اگر تمام اهل آسمانها و زمین، مانند آسمانها و زمین را از من درخواست كنند و من به آنان عطا نمایم به اندازه ی بال مگسی از مملكت من كم نمی آید. زشتی باد بر كسی كه از من روی می گرداند و از غیر من خواسته هایش را می طلبد، و رفع مشكلات و سختی هایش را از غیر من می خواهد ! » (399)

﴿صفحه 273﴾