فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

مقام ذكر

ذكری كه حضرت حق پس از تصفیه ی قلب عبد به عبد الهام می كند، با ذكری كه در كتاب های دعا آمده فرق می كند. ذكر الهامی، مایه ی نیك بختی و سعادت دنیا و آخرت و سبب رسیدن به حقایقی است كه دست غافلان و بی خبران از آن كوتاه است.
ذكر الهامی، ذكر حال است، نه ذكر قال، كه ذكر قال بازی زبان با الفاظ است و ذكر حال، مایه ی پرواز قلب سبك بار در عرصه گاه معنویت برای وصول به لقاء اللّه است.
با الهام ذكر حال، چشم بصیرت انسان باز می شود و به دیدار زیبای بی نهایت نایل می آید و آدمی همه ی موجودیت و موجودی خود را برای ایثار به پیشگاه محبوب در طبق اخلاص می گذارد و حسینوار از عمق جان مترنّم به این حقیقت می شود كه :
تَرَكْتُ الخَلْقَ طُرّاً فِی هَوَاكا
«همهی مخلوقات را در هوای تو واگذاشتم و دل از تعلّق به آنها آزاد كردم و وجودم را برای تو خالص نمودم و كدورت محبت غیر را از صفحه ی دل شستم و به بندگی بر درگاه عظمتت نشستم و هر پیوندی جز پیوند با تو را گسستم ».
یاری است مرا كه یاری دل *** زو آید و دوست داری دل
یاری كه از او رسد به طغرا *** منشور امیدواری دل
زلفت كه به رخ قرار دارد *** دارد سر بی قراری دل
پران پران خدنگ غمزه است *** كاید پی غم گساری دل
جز لعل لب تو از كه آید *** جرّاحی زخم كاری دل
هرگز نگزیدمی اگر بود *** هجران تو اختیاری دل
﴿صفحه 235﴾
وقت است كه ملك عشق صحبت *** گیریم به دست یاری دل
ذكر الهامی، همان است كه سید ساجدان، چراغ دل عاشقان در مناجات خمس عشر به پیشگاه محبوب عرضه می دارد :
وَآنِسْنا بِالذِّكْرِ الخَفِیِّ وَاسْتَعْمِلْنَا بِالْعَمَلِ الزَّكِیِّ وَالسَّعْیِ المَرْضِیِّ(317).
« و ما را به ذكر پنهان ( آن ذكری كه محصول الهام تو در عمق قلب است ) مأنوس بدار و به عمل پاكیزه و كوشش پسندیده بكار گیر ».
و حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله وسلم) شاید در كلام عرشی منزلت خود اشاره به این حقیقت داشته باشد كه :
لاَ یَزَالُ المُؤمِنُ الَّذِی یَذكُرُ اللّهَ فِی كُلِّ حَال فِی أَنْوَار خَمْسَة : مَدْخَلُهُ نُورٌ، وَمَخْرَجُهُ نُورٌ، وَكَلامُهُ نُورٌ، وَغَذائُهُ نُورٌ، وَمَنْظَرُهُ یَوْمَ القِیامَةِ إِلَی النُّورِ(318).
« همواره مؤمنی كه در همه ی حالات به یاد خداست در پنج نور است : محلّ ورودش نور است، و جای بیرون رفتنش نور است، و كلامش نور است، و غذایش نور است، و دیدگاهش روز قیامت به سوی نور است ».
برای اهل معرفت و سالكان مسلك محبت و راهروان طریق هدایت، چیزی در این عرصه گاه هستی شیرین تر از یاد خدا نیست، و یاد خدا در عمق قلب كسی ظهور نكند و یاد او به خانه ی دل كسی الهام نشود مگر این كه از علایق دنیویّه و حجاب های حیوانیّه پاك باشد ; و این پاكی جز با عبادات ظاهری و باطنی و اجتناب از معاصی و دوری گزیدن از رذایل اخلاقی حاصل نشود.

﴿صفحه 236﴾

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِع مُتَذَلِّل خَاشِع...

« اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِع مُتَذَلِّل خَاشِع، أَنْ تُسَامِحَنِی وَتَرْحَمَنِی، وَتَجْعَلَنِی بِقِسْمِكَ رَاضِیاً قَانِعاً، وَفِی جَمِیعِ الاَْحْوَالِ مُتَوَاضِعاً »
« خدایا ! از تو درخواست می كنم، درخواست بنده ای خاضع و خاكسار و فروتن، كه نسبت به من نرمش و مدارا به خرج دهی و بر من رحم كنی، و به رزق و سهمی كه برای من معین كرده ای خوشنود و قانع بداری، و مرا در همه ی حالات زندگی فروتن و متواضع قرار دهی ». درخواست چهار مطلب از حضرت حق
بی تردید، اگر دعا با قلبی خاشع و ظاهری خاضع و چشمی اشك بار و جایی خلوت، در دل شب تار انجام گیرد به اجابت نزدیك تر است.
خدای مهربان، به موسی بن عمران خطاب كرد :
یَابْنَ عِمْرَانَ ! هَبْ لِی مِنْ قَلْبِكَ الخُشُوعَ، وَمِنْ بَدَنِكَ الخُضُوعَ، وَمِنْ عَیْنِكَ الدُّمُوعَ فِی ظُلَمِ اللَّیْلِ، وَادْعُنِی فَإِنَّكَ تَجِدُنِی قَرِیباً مُجِیباً(319).
« ای پسر عمران ! به پیشگاه من از قلب خود خشوع، و از بدنت فروتنی، و از دیده ات در دل تاریك شب اشك بیاور، و مرا بخوان كه یقیناً مرا نزدیك و اجابت كننده خواهی یافت ».

﴿صفحه 237﴾
در این بخش از دعا، شخص دعا كننده با خضوع و خاكساری و فروتنی چهار مطلب را از حضرت حق درخواست می كند و باید امیدوار باشد كه خضوع و خاكساری و فروتنی اش وسیله و سبب اجابت دعای اوست. و آن چهار مطلب عبارت است از
1 ـ مدارا و نرمش حق نسبت به او.
2 ـ مورد رحمت قرار گرفتن.
3 ـ خوشنودی و قناعت نسبت به رزق و روزی عطاشده ی از سوی پروردگار.
4 ـ تواضع و فروتنی در همه ی حالات زندگی.
دعا كننده باید به این حقیقت توجّه داشته باشد كه بر پایه ی قاعده ی غیرقابل تردید ( إِنْ أَحْسَنتُم أَحْسَنتُم لاَِنفُسِكُمْ )(320)، اگر نیكی كنید به سود خویش نیكی كرده اید ; جلب مدارا و نرمی و مسامحه ی خدا به سبب مدارا و نرمی با مردم میسّر نیست و جذب مهربانی و رحمت خدا، جز با مهربانی با همه ی مؤمنان و مسلمانان و هركسی كه شایسته ی مهربانی است راهی ندارد. انسانی كه اهل مدارا و نرم خویی و اهل مهربانی و رحمت نیست، مورد مدارا و مهربانی خدا قرار نخواهد گرفت.

1 ـ مدارا و نرمی

آیین مقدس اسلام تمام مردم مسلمان را از خصومتورزی و خشم گرفتن بر یكدیگر و به كار گرفتن حسد و قطع پیوند و رابطه، بر حذر داشته و همه ی اهل اسلام را به رفق و مدارا و مسامحه و سهل انگاری و مهرورزی بر یكدیگر دعوت كرده است.

﴿صفحه 238﴾
فرهنگ حق، مؤمنان را از نظر معنوی برادر یكدیگر دانسته و در این زمینه حقوق بسیار پرارزشی را به عنوان حقوق برادری طرح كرده و اهل ایمان را به ادای آن حقوق ترغیب و تشویق نموده است و مراعات آن حقوق را لازم و واجب اخلاقی و گاهی واجب شرعی اعلام كرده است، و روی گردان از ادای آن حقوق را از ولایت خدا خارج می داند.
برقراری پیوند برادری، و رابطه ی معنوی، و تداوم آن، محصول پاك بودن درون از رذایل اخلاقی است. رذایل اخلاقی چون غرور و كبر و منیّت و حرص و بخل و حسد مانع از این است كه حالت برادری و فضای معنوی و مهرورزی و مدارا و نرمی بر دو فرد یا بر یك خانواده یا بر افراد جامعه حاكم باشد.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایتی بسیار مهم، مردم را از رذایل اخلاقی و مفاسد عملی برحذر داشته و آنان را به رعایت حقوق برادری دعوت كرده است :
لاَ تَدَابَرُوا وَلاَ تَبَاغَضُوا وَلاَ تَحَاسَدُوا وَلاَ تَقَاطَعُوا وَكُونُوا عِبَادَ اللّهِ إِخْوَاناً. المُسلمُ أخُ المُسْلِمِ لاَ یَظْلِمُهُ وَلاَ یَحْرِمُهُ وَلاَ یَخْذُلُهُ(321)
« با یكدیگر خصومت نورزید، و بر یكدیگر خشم نگیرید، و بر یكدیگر حسادت نداشته باشید، و پیوند و رابطه ی دوستی و برادری را قطع مكنید، و بندگان خدا با یكدیگر برادر باشید. مسلمان برادر مسلمان است، به برادرش ستم نمی كند، و او را از محبت ها و پرداخت مال محروم نمی نماید، و وی را وا نمی گذارد ».
قَالَ رَسُولُ اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) : مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الإیمَانِ وَالرِّفْقُ بِهِم نِصْفُ الْعَیْشِ(322).

﴿صفحه 239﴾
« رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : سهل انگاری و مدارای با مردم نصف ایمان، و نرمی با آنان نصف زندگی است ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
رَحِمَ اللّهُ امْرءً سَهْلَ البَیْعِ، سَهْلَ الشِرَاءِ، سَهْلَ الإقْتِضَاءِ(323).
« خدا رحمت كند مردی را كه در فروش جنس و در خرید متاع و در گرفتن دِین از مدیون آسان و سهل انگار است ».
و نیز آن حضرت فرمود :
مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً أَو تَرَكَ حَاسَبَهُ اللّهُ حِسَاباً یَسِیراً (324).
« كسی كه مدیون تنگدستی را مهلت دهد، یا او را رها كند خدا او را به حسابرسی آسانی محاسبه كند ».
و از آن حضرت روایت شده است : در قیامت مردی را كه بر اثر گناه، اسراف بر وجود خود داشته حسابرسی می كنند و برای او حسنه ای كه سبب نجاتش شود نمی یابند، به او می گویند : هرگز كار خیری انجام داده ای ؟ می گوید : نه، ولی مردی بودم كه از ثروتم به مردم قرض می دادم و به جوانانی كه پیرامونم بودند می گفتم : با ثروتمندانی كه از آنان طلبكارم نرمی و مدارا داشته باشید و تنگدستان را مهلت دهید ( یا از آنها بگذرید ). خدا می فرماید : من به آسان گرفتن بر او و نرمی و مدارای به او شایسته ترم. پس خدا از او بگذرد و وی را بیامرزد(325).
حمّاد بن عثمان می گوید : مردی به محضر مبارك حضرت صادق (علیه السلام) وارد شد و از مردی از اصحاب حضرت شكایت كرد. چیزی نگذشت كه آن صحابی نزد

﴿صفحه 240﴾
امام آمد، حضرت به او فرمود : سبب شكایت این شاكی از تو چیست ؟ عرضه داشت : از من شكایت می كند برای این كه قرضی را كه به او داده بودم تا دینار آخرش را به طور كامل از او مطالبه كردم. حمّاد می گوید : امام صادق (علیه السلام)خشمگین نشست، سپس فرمود : انگار می كنی زمانی كه حق خود را به طور كامل مطالبه می كنی كار زشتی نمی كنی ؟! آیا آنچه را خدا از حالات مؤمنان در قرآن حكایت كرده ندیدی كه فرموده :
(... وَیَخافُونَ سُوءَ الحِسابِ )(326).
« و آنان همواره از حسابرسی بد می ترسند ».
فكر می كنی می ترسند كه خدا بر آنان در حسابرسی ستم روا دارد ؟ نه، به خدا سوگند نمی ترسند، مگر از حسابرسی دقیق و كامل، كه اینگونه حسابرسی ـ كه مو را از ماست می كشند ـ حسابرسی بد نامیده، پس كسی كه در مطالبه ی حق خود به این صورت با طرف خود برخورد كند كار زشتی انجام داده است !!
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
أَلا وَإِنَّ لِلّهِ أَوانِیَ فِی أَرْضِهِ وَهِیَ القُلُوبُ، وَأَحَبُّ الأوانِی إِلَی اللّهِ أَصفَاهَا وَأصلَبُها وَأرَقُّها : أَصفاهَا مِنَ الذُّنوب، وَأَصلَبُها فِی الدّین، وَأَرَقُها عَلی الإخوَانِ(327).
« آگاه باشید برای خدا در زمینش ظرف هایی است و آن قلب هاست و محبوبترین آن ظرف ها خالص ترین و محكم ترین و نرم ترین آنهاست، خالص ترینش از گناهان، و محكم ترینش در دین، و نرم ترینش بر برادران دینی است ».

﴿صفحه 241﴾
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایاتی فرموده اند :
أَمَرَنِی رَبِّی بِمُدارَاةِ النَّاسِ، كَمَا أَمَرَنِی بِأَداءِ الفَرائِضِ(328).
« پروردگارم مرا به نرمی و مدارای با مردم امر فرموده، چنان كه به ادای واجبات امر نموده است ».
ثَلاثٌ مَن لَم یَكُنَّ فِیهِ لَم یَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ : وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِی اللّهِ، وَخُلُقٌ یُدارِی بِهِ النَّاسَ، وَحِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الجاهِلِ(329)
« سه چیز است كسی كه وجودش از آنها تهی باشد عملی برای او كامل نشده است : تقوایی كه او را از معاصی خدا باز دارد، اخلاقی كه به سبب آن با مردم به نرمی رفتار كند، و بردباری و حلمی كه به وسیله ی آن جهل جاهل را برگرداند ».
إِنَّ الرِّفْقَ لَمْ یُوضَعْ عَلی شَیْء إِلاَّ زَانَهُ وَلاَ نُزِعَ مِنْ شَیْء إِلاَّ شَانَهُ(330).
« بی تردید نرمی و ملایمت بر چیزی نهاده نشد مگر آن كه آن را آراست، و از چیزی كنده نشد مگر آن كه آن را زشت و ناپسند كرد ».
لَو كَانَ الرِّفْقُ خَلْقاً یُرَی مَا كَانَ مِمَّا خَلَقَ اللّهُ عَزَّ وَجلَّ شَیْءٌ أَحْسَنَ مِنْهُ(331).
« اگر نرمی و ملایمت مخلوقی قابل دیدن بود، چیزی از مخلوقات خدا زیباتر از او به چشم نمی آمد ».
در روایاتی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است :

﴿صفحه 242﴾
ثَمَرَةُ العَقْلِ مُداراةُ النَّاسِ(332).
« میوه ی عقل نرمی و ملایمت با مردم است ».
مُداراةُ الرِّجَالِ مِن أَفْضَلِ ألاَْعْمالِ(333).
« نرمی مردم از برترین اعمال است ».
دَارِ النّاسَ تَسْتَمْتِعْ بِإخائِهِم وَألقِهِم بِالبِشرِ تُمِتْ أَضْغَانَهُم(334)
« با مردم به نرمی و مدارا رفتار كن، از برادری آنها بهره مند شو و با آنان با خوشرویی برخورد نما، كینه هایشان را نابود كن».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) مسامحه و نرمی خدا را با بنده اش نتیجه و محصول مسامحه و نرمی بنده با مردم می داند، آن حضرت در روایتی به این حقیقت اشاره فرموده، می فرماید :
إسمَحْ یُسمَحْ لَكَ(335).
« با مردم مدارا كن و اهل نرمی باش، تا با تو نرمی و مدارا شود ».
مدارا و نرمی، اخلاق خداست و چه نیكوست مردم بر پایه ی فرمان حكیمانه ی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) كه فرمود :
تَخَلَّقُوا بِأخلاقِ اللّهِ(336).
متخلق به اخلاق خدا شوند، تا در دنیا و آخرت به خوشبختی و سعادت نایل شوند.

﴿صفحه 243﴾
یارم خط عنبرین نوشته *** تعلیقه به مشك چین نوشته
از لطف بر این خط دلاویز *** دلبسته و دلنشین نوشته
هر حرف كه او نوشته زیرش *** روح القدس آفرین نوشته
از شربت لب مریض غم را *** داروی دل حزین نوشته
مشكین قلمش خطی چو ریحان *** بر صفحه ی یاسمین نوشته
یا شمه ای از شمایل خود *** بر عارض حور عین نوشته