فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

مقام شكر

این مقام از مقامات بسیار پرارزشی است كه سالكان راه حق برای رسیدن به آن اصرار داشتند.
بلندی این مقام و برتری این مرتبه در حدّی است كه دارندگانش در میان نوع انسان، شمارشان اندك و تعدادشان كم و افرادشان قلیل است :
(... وَقَلِیلٌ مِن عِبادِیَ الشَّكورُ )(310).
حدیث شناس كم نظیر، علامّه ی خبیر، مرحوم ملا محمد باقر مجلسی درباره ی معنی شكر می گوید :
الشُكْرُ الاعْتِرافُ بِالنِّعْمَةِ ظَاهِراً وَبَاطِناً وَمَعْرِفَةُ المُنْعِم وَصَرْفُها فِیمَا أُمِرَ بِه(311).

﴿صفحه 230﴾
« شكر، اقرار به نعمت ظاهری و باطنی و شناخت نعمت دهنده و هزینه كردن نعمت در اموری است كه دارنده ی نعمت به آن مأموریت یافته است ».
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده است :
شُكْرُ النِّعْمَةِ إِجْتِنابُ الْمَحارِمِ(312).
« شكر نعمت دوری كردن از همه ی محرمّات است ».
وجود مبارك حضرت سید الشهداء (علیه السلام) در پایان خطبه ی شب عاشورای خود از پیشگاه پروردگار درخواست كردند :
فَاجْعَلْنَا مِنَ الشَّاكِرین(313).
« پروردگارا ! ما را از شكرگزاران قرار ده ».
راغب اصفهانی می گوید : شكر دارای سه مرتبه است : قلبی، زبانی، عملی.
قلبی، شناخت نعمت دهنده و نعمت است. زبانی، اعتراف و اقرار به نعمت است. عملی، خرج كردن نعمت و مصرف كردن آن در اموری است كه خدا به آن دستور داده است.
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده است كه به موسی وحی شد :
یا مُوسی ! اشْكُرنِی حَقَّ شُكْرِی. فَقَالَ : یَا رَبِّ ! وَكَیْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَلَیْسَ مِن شُكْرِكَ إِلاَّ وَأَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ ؟ قَالَ : یَا مُوسی ! الآنَ شَكَرْتَنِی حَیث عَلِمْتَ أَنَّ
ذلِكَ مِنّی(314).
« ای موسی ! آن گونه كه سزاوار و شایسته ی من است مرا شكر كن. عرضه داشت : پروردگارا ! چگونه آن گونه كه سزاوار و شایسته ی توست تو را شكر

﴿صفحه 231﴾
كنم و حال آن كه نعمتی نیست كه شكرش را بجا آورم مگر آن كه زبان شكرگزاری آن را حضرت تو به من عطا كرده است. خدا فرمود : ای موسی ! اینك شكر مرا بجا آوردی كه دانستی همین زبان شكرگزار هم از من است ».
حضرت حسین (علیه السلام) در دعای عرفه عرضه می دارد :
وَلَوْ حَرَصْتُ أنا وَالعادُّونَ مِن أنامِكَ أن اُؤَدِّیَ شُكرَ واحِدَة مِنْ أنعُمِكَ مَا اسْتَطَعْتُ إلاّ بِتَوفِیقِكَ(315).
« اگر من و همه ی كسانی كه نعمت هایت را شماره می كنند تلاش كنیم كه شكر یكی از نعمت هایت را بجا آوریم، نمی توانیم مگر به توفیق تو ».
حضرت داود (علیه السلام) به پروردگار عرضه داشت :
یا رَبِّ ! كَیْفَ أشكُرُكَ وَالشُّكْرُ نِعمَةٌ أخری مِنْكَ أحتاجُ إلَیها إلی شُكر آخَر ؟ فَقالَ اللّهُ : یَا دَاوُدُ إذَا عَلِمتَ أنَّ ما بِكَ مِنْ نِعْمَة فَمِنّی، فَقَد شَكَرْتَنِی.
« پروردگارا ! چگونه تو را شكر كنم در حالی كه شكر كردنم نعمت دیگری از سوی توست كه به شكرگزاری دوباره ای نیازمند است. خدا فرمود : ای داود ! چون بدانی كه هر نعمتی كه در اختیار توست از جانب من است، پس مرا شكر كرده ای ».
این نمونه روایات بیانگر شكر زبانی است. و برترین مرتبه ی شكر كه شكر عملی است عبارت است از : تحصیل ایمان یقینی و انجام دادن همه ی كارهای شایسته و بكارگیری حسنات اخلاقی و دوری گزیدن از همه ی محرمات الهی.

﴿صفحه 232﴾

داستانی شگفت از انسانی شاكر

سمع بن عبدالملك می گوید : در سرزمین منی در محضر حضرت صادق (علیه السلام)به خوردن انگور مشغول بودیم. ناگاه فقیری وارد شد و از حضرت درخواست كمك كرد. حضرت فرمود : مقداری انگور به او بدهید. هنگامی كه انگور به او دادند از گرفتن خودداری كرد و آن را برگرداند و گفت : اگر پول بدهید می گیرم ! حضرت صادق (علیه السلام) فرمود : خدایت عطا كند. فقیر رفت و برگشت و گفت : انگور را بدهید. آن حضرت فرمود : خدایت عطا كند !
آنگاه نیازمندی دیگر آمد و درخواست كمك كرد، حضرت سه دانه از یك خوشه برداشتند و به او دادند، فقیر سه دانه انگور را گرفت و گفت :
الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمِین الَّذِی رَزَقَنِی.
« همه ی سپاس و ستایش ویژه ی خداست كه پروردگار جهانیان است، آن پروردگاری كه این سه دانه انگور را روزی من قرار داد ».
حضرت به او فرمودند : صبر كن، پس هر دو دست خود را پر از انگور كردند و به او دادند. دوباره گفت : الحَمدُ لِلّه ربِّ العالَمین. باز حضرت به او فرمودند : صبر كن، سپس به خادم خود فرمود : چه اندازه درهم و دینار نزد توست ؟ خادم بیست درهم آورد و گفت : به همین اندازه درهم نزد ما مانده است. حضرت بیست درهم را به فقیر داد، چون بیست درهم را گرفت گفت :
الحَمْدُ لِلّهِ هَذا مِنْكَ وَحْدَكَ لاَ شَرِیكَ لَكَ.
« همه ی سپاس و ستایش ویژه ی خداست، خدا این عطا و بخشش از حضرت توست، تویی یگانه ای كه شریك و همتا نداری ».
حضرت صادق (علیه السلام) به او فرمود : صبر كن، پس پیراهن مبارك را از بدن
﴿صفحه 233﴾
درآورده به او عطا كردند و فرمودند : این پیراهن را بپوش. چون پیراهن را پوشید، گفت :
الحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی كَسَانِی وَسَتَرَنِی یَا أَبا عَبداللّهِ اَو قَالَ جَزَاكَ اللّهُ خَیْراً.
« همه ی سپاس و ستایش ویژه ی خداست كه مرا لباس پوشانید، و عرضه داشت یا ابا عبداللّه، یا آن كه گفت : خدا تو را جزای خیر دهد ».
با همین دو كلمه ی كوتاه از آن حضرت سپاسگزاری كرد و بیرون رفت(316).
عارف بزرگوار، فیلسوف عالی مقدار، عالم پرهیزكار، ملا محسن فیض كاشانی در كتاب بسیار مهم « وافی » در باب تعقیبات نماز از معصوم روایت می كند : اگر شخص نمازگذار پس از ادای نماز واجب، سر به سجده ی شكر گذارد و نعمت هایی كه خدای مهربان به او عطا كرده، یك به یك به یاد آورد و شكر كند از حضرت حق به فرشتگان خطاب شود : ای فرشتگان ! بنده ام نماز واجبش را ادا كرد و به شكرگذاری من مشغول شد، با او چه معامله ای كنم ؟
فرشتگان می گویند : حوائجش را روا كن. خطاب رسد : روا كردم، دیگر چه كنم ؟ گویند : به او نجات در آخرت را عطا كن. خطاب رسد : عطا كردم، دیگر چه كنم؟ گویند: وسعت رزق به او عنایت فرما. خطاب رسد : عنایت كردم، دیگر چه كنم ؟ گویند : فرزندان شایسته نصیب او كن. خطاب رسد : نصیب كردم. تا وقتی نمازگذار در سجده، شكرگذاری می كند خدا خطاب می فرماید و فرشتگان دعا می كنند تا جایی كه فرشتگان می گویند : پروردگارا ! ما آنچه از امور خیر بود از پیشگاهت برای او خواستیم و تو عنایت فرمودی، دیگر چیزی نمی دانیم. خطاب رسد : شما نمی دانید من می دانم، او شكرم را بجا آورد، من هم از او سپاسگزاری می كنم و سپاس من این است كه درب نعمت را به رویش باز می كنم.

﴿صفحه 234﴾

مقام ذكر

ذكری كه حضرت حق پس از تصفیه ی قلب عبد به عبد الهام می كند، با ذكری كه در كتاب های دعا آمده فرق می كند. ذكر الهامی، مایه ی نیك بختی و سعادت دنیا و آخرت و سبب رسیدن به حقایقی است كه دست غافلان و بی خبران از آن كوتاه است.
ذكر الهامی، ذكر حال است، نه ذكر قال، كه ذكر قال بازی زبان با الفاظ است و ذكر حال، مایه ی پرواز قلب سبك بار در عرصه گاه معنویت برای وصول به لقاء اللّه است.
با الهام ذكر حال، چشم بصیرت انسان باز می شود و به دیدار زیبای بی نهایت نایل می آید و آدمی همه ی موجودیت و موجودی خود را برای ایثار به پیشگاه محبوب در طبق اخلاص می گذارد و حسینوار از عمق جان مترنّم به این حقیقت می شود كه :
تَرَكْتُ الخَلْقَ طُرّاً فِی هَوَاكا
«همهی مخلوقات را در هوای تو واگذاشتم و دل از تعلّق به آنها آزاد كردم و وجودم را برای تو خالص نمودم و كدورت محبت غیر را از صفحه ی دل شستم و به بندگی بر درگاه عظمتت نشستم و هر پیوندی جز پیوند با تو را گسستم ».
یاری است مرا كه یاری دل *** زو آید و دوست داری دل
یاری كه از او رسد به طغرا *** منشور امیدواری دل
زلفت كه به رخ قرار دارد *** دارد سر بی قراری دل
پران پران خدنگ غمزه است *** كاید پی غم گساری دل
جز لعل لب تو از كه آید *** جرّاحی زخم كاری دل
هرگز نگزیدمی اگر بود *** هجران تو اختیاری دل
﴿صفحه 235﴾
وقت است كه ملك عشق صحبت *** گیریم به دست یاری دل
ذكر الهامی، همان است كه سید ساجدان، چراغ دل عاشقان در مناجات خمس عشر به پیشگاه محبوب عرضه می دارد :
وَآنِسْنا بِالذِّكْرِ الخَفِیِّ وَاسْتَعْمِلْنَا بِالْعَمَلِ الزَّكِیِّ وَالسَّعْیِ المَرْضِیِّ(317).
« و ما را به ذكر پنهان ( آن ذكری كه محصول الهام تو در عمق قلب است ) مأنوس بدار و به عمل پاكیزه و كوشش پسندیده بكار گیر ».
و حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله وسلم) شاید در كلام عرشی منزلت خود اشاره به این حقیقت داشته باشد كه :
لاَ یَزَالُ المُؤمِنُ الَّذِی یَذكُرُ اللّهَ فِی كُلِّ حَال فِی أَنْوَار خَمْسَة : مَدْخَلُهُ نُورٌ، وَمَخْرَجُهُ نُورٌ، وَكَلامُهُ نُورٌ، وَغَذائُهُ نُورٌ، وَمَنْظَرُهُ یَوْمَ القِیامَةِ إِلَی النُّورِ(318).
« همواره مؤمنی كه در همه ی حالات به یاد خداست در پنج نور است : محلّ ورودش نور است، و جای بیرون رفتنش نور است، و كلامش نور است، و غذایش نور است، و دیدگاهش روز قیامت به سوی نور است ».
برای اهل معرفت و سالكان مسلك محبت و راهروان طریق هدایت، چیزی در این عرصه گاه هستی شیرین تر از یاد خدا نیست، و یاد خدا در عمق قلب كسی ظهور نكند و یاد او به خانه ی دل كسی الهام نشود مگر این كه از علایق دنیویّه و حجاب های حیوانیّه پاك باشد ; و این پاكی جز با عبادات ظاهری و باطنی و اجتناب از معاصی و دوری گزیدن از رذایل اخلاقی حاصل نشود.

﴿صفحه 236﴾