فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

معانی ذكر

برای كلمه ی « ذكر » سه معنا بیان شده است : 1 ـ توجّه و یاد قلبی و باطنی نسبت به حضرت حق. 2 ـ قرآن. 3 ـ پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام).

توجه و یاد قلبی و باطنی

یاد و توجه و ذكر و تذكر، ضد غفلت است. غافل از خدا، از این كه عمرش تباه شود و دچار محرمات و معاصی گردد و حقوق مردم را پایمال كند و از عبادت و بندگی محروم ماند و به حرام خواری دچار آید و دست شقاوت و محرومیت و بدبختی گریبانش را بگیرد، باك نخواهد داشت.
ولی كسی كه یاد خداست و دلش خانه ی ذكر محبوب است و قلبش برای او می تپد و به این حقیقت آگاهی دارد كه : حضرت حق برای هدایت بندگان انبیا را فرستاد و كتابهای آسمانی را نازل كرد و برای حسنات پاداشی چون بهشت قرار داد و برای سیّئات كیفری چون دوزخ مقرر كرد، شبانه روزش را در عبادت
﴿صفحه 204﴾
و بندگی، خدمت به انسانها، دوری از محرمات، حفظ حقوق مردم، رعایت تقوا و پاكدامنی، تحصیل علم و معرفت، به دست آوردن معاش حلال از راه كسب مشروع، حلّ مشكلات دردمندان، رفع حاجت نیازمندان و دستگیری از مستمندان می گذراند، و در همه ی این امور جز خوشنودی حق و پاداش الهی را نمی طلبد.
این ذكر و توجه، كه امری باطنی و قلبی است، آن چنان قدرتی برای آراسته شدن به حسنات به انسان می دهد، كه انسان پس از مدتی اندك به عرصه گاه قرب دوست می رسد و شاهد وصال را به آغوش جان می گیرد و لذت مناجات و عبادت و خدمت به بندگان را می چشد.
قوم یونس كه دچار غفلت سنگین بودند، با راهنمایی مردی عالم و عاشقی عارف، متذكر حق شدند و به یاد خدا افتادند و با كمك گیری از یاد دوست پرده ی غفلت را از برابر دیده ی قلب كنار زدند و سر به بیابان گذاشتند و صورت بر خاك ذلت نهادند و با آب دیدگان، غبار از چهره ی جان شستند و وجودشان را به توبه ی واقعی آراستند و با این واقعیات، ابر صاعقه زا و مرگبار را از دیار خود راندند و به عرصه گاه قرب دوست نشستند و باقیمانده ی عمر را در درستی و راستی و عبادت و بندگی سپری كردند و سپس در آغوش خوشنودی و كرامت و رحمت حق جان دادند و قدم به سرای آخرت گذاشتند، تا در آنجا برای ابد در بهشت رضوان جای گیرند.
گناهكاران و فاسقان و فاجرانی كه عاقبت به خیر شدند و دست از گناه شستند و از وادی ضلالت، به بوستان هدایت، هجرت كردند و از شیطنت و حیلت دست باز داشته، به عرصه ی سلامت و امنیت آمدند و با عبادت و بندگی همه ی گذشته ی تاریك خود را جبران كردند، از بركت یاد و توجه قلبی به این مقامات رسیدند و با توبه و بازگشت خود به خدا، برای آیندگان اسوه و سرمشق شدند
﴿صفحه 205﴾
و حجت حق را بر همگان تمام كردند.
چهره های باعظمتی چون آسیه، اصحاب كهف، بهلول نبّاش، حرّ بن یزید، فضیل عیاض و... كه صفحات تاریخ حیات را با نور قلب خود روشنی بخشیدند، از گروه متذكران و از طایفه ی یادكنندگان حقند، كه با توجه به خدا و یاد محبوب، روزگار تیره ی خود را منوّر ساختند و دامن حیات از دست شیطان كشیدند و به دامان رحمت دوست دست انداختند و خود را سریع تر از حركت نور از حضیض پستی به اوج قلّه ی كرامت و درستی، و قرب رحمت و وصال رساندند.
آری آری آنكه مرد حق بود *** از غم دنیای دون مطلق بود
خود نپوید راه جز راه خدا *** رو نیارد جز به درگاه خدا
شسته از دنیا و عقبی جمله دست *** در مقام قرب حق دارد نشست
و انكه از دنیای دون مسرور شد *** از مقام قرب ایزد دور شد
نه ز دنیا كام وی حاصل شود *** نه به وصل دوست او واصل شود
بگذر از این كهنه زال و شادیش *** پا منه در حجله ی دامادیش
رو بجو در كنج عزلت گوشه ای *** خوش بدست آر از قناعت توشه ای
باش قانع تا نیفتی در طمع *** كز طمع با ذلت آمد مرد، مع

قرآن

خدای مهربان در آیات متعددی، از قرآن مجید به عنوان « ذكر » یاد كرده از جمله :
( إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنّا لَهُ لَحافِظونَ )(278).
« ما ذكر را نازل كردیم و خود حافظ و نگاهبان آن هستیم ».

﴿صفحه 206﴾
قرآن مجید، در بردارنده ی معارف و احكام و فرامینی است كه بكارگیری آنها سعادت دنیا و آخرت انسان را تضمین می كند.
قرآن، كتاب زندگی است و انسان چیزی را از نظر راهنمایی در تمام زوایای حیات نیاز ندارد، مگر این كه در آن بیان شده است.
قرآن، انسان را به پابرجاترین و استوارترین راه هدایت می كند و عمل كننده ی به آیاتش را به اجر كریم بشارت می دهد.
توجه باطنی به قرآن و اندیشه در آیات این كتاب، بیماری خطرناك جهل را معالجه و قلب را تبدیل به كانون معرفت می كند.
عمل به آیاتِ بیان كننده ی خوبیها و اجتناب از زشتی هایی كه قرآن انسان را نسبت به آنها هشدار می دهد، مایه ی نجات و زمینه ساز كرامت و سبب قرب
به خداست.
عمل به قرآن، انسان را به همه ی حسنات آراسته می كند و از همه ی سیّئات دور نگاه می دارد و در برابر خطرات دنیایی و آخرتی به انسان مصونیت می دهد.
دانش گذشته، و آگاهی نسبت به آینده، و دوای دردها، و نظم امور زندگی در قرآن است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) به وسیله ی قرآن از بدترین مردم، بهترین مردم را ساخت و عرب جاهلی و عجم دور از حقیقت را از لبه ی پرتگاه جهنم نجات داد و به مرزهای خوشبختی و سعادت و بهشت آخرت رساند.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْكُمُ الفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّیْلِ المُظْلِمِ فَعَلَیْكُمْ بِالْقُرآنِ فَإنَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ وَمَاحِلٌ مُصَدَّقٌ وَمَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَی الجَنَّةِ وَمَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَی
﴿صفحه 207﴾
النَّارِ(279).
« هنگامی كه فتنه ها چون پاره های شب تاریك، امور را بر شما مشتبه ساخت، بر شما باد به قرآن، زیرا قرآن شفاعت كننده ایست كه شفاعتش پذیرفته می شود، و شكایت كننده ایست كه شكایتش پذیرفته است ; و كسی كه قرآن را پیشرو خود قرار دهد، او را به بهشت می برد ; و هركس آن را پشت سر اندازد، او را به دوزخ سوق می دهد ».
امام سجاد (علیه السلام) فرمود :
لَو مَاتَ مَنْ بَیْنَ المَشْرِقِ وَالمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَن یَكُونَ القُرآن مَعِی (280).
« اگر همه ی كسانی كه بین مشرق و مغربند بمیرند بعد از این كه قرآن با من است، دچار وحشت نمی شوم ».
آری، برای حضرت سجاد (علیه السلام) كه آیات توحید در وجودش تحقق داشت و به این خاطر خدا را با چشم دل مشاهده می كرد و با محبوب ازلی و ابدی انس داشت و آیات اخلاق از مشرق باطنش طلوع داشت و غرق نور بود و آیات احكام را مو به مو اجرا می كرد و در زمینه ی اجرا، كمال اخلاص را رعایت می كرد و آنچنان با آیات مربوط به قیامت انس داشت كه گویی خود را در قلّه ی رفیع نجات می دید، جایی برای وحشت در عین تنهایی نبود.
حضرت زین العابدین (علیه السلام) فرمود :
آیاتُ القُرآنِ خَزَائِنُ فَكُلَّمَا فُتِحَتْ خَزانَةٌ یَنْبَغِی لَكَ أَنْ تَنْظُرَ مَا فِیهَا(281).
« آیات قرآن جایگاه گنج هاست ; پس هرگاه جایگاهی گشوده شد، سزاوار

﴿صفحه 208﴾
و شایسته است آنچه را در آن است با تأمل بنگری ».
كسی كه در آیات قرآن اندیشه كند و مفاهیم ملكوتی آیات را بیابد، سپس آنها را عمل كند و همه ی حركات ظاهر و باطن خود را با قرآن هماهنگ نماید، قدرت و نیروی حركت به سوی مقام قرب را پیدا كند، و به سبب قرآن ـ كه ذكر خداست ـ در عرصه گاه قرب محبوب قرار می گیرد و چشم دل از تماشای جمالش تا ابد برنمی دارد و به زبان حال می گوید :
تا مرا نور در بصر باشد *** به جمال ویم نظر باشد
نظری را كه او كند نظری *** آن نظر كیمیا اثر باشد
كافرم گر به جنب رخسارش *** نظرم جانب دیگر باشد
شكّر از قهر او بود حنظل *** حنظل از لطف او شكر باشد
دوست دارم ز سینه ی سوزان *** ناله ای را كه با اثر باشد
اثر ناله ی سحر خیزان *** در شبانگاه بیشتر باشد
سر نپیچد ز تیغ بیدادش *** مگر آنكس كه خیره سر باشد
غمزه اش را كه تیر دل دوز است *** نور خونین جگر باشد