فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی كُلَّ ذَنْب أَذْنَبْتُهُ وَكُلَّ خَطِیئَة أَخْطَأْتُهَا »

« خدایا ! برای من بیامرز هر گناهی كه انجام دادم و هر خطایی كه مرتكب شدم ».
جاذبهی گناه و كشش معصیت، هنگامی كه در قلب انسان نقش ثابت و استواری نبسته، بلكه گاهی آدمی را دچار عمل خلاف می كند، در اصطلاح اهل تحقیق « ذنب » است، و زمانی كه در قلب جای پایش ثابت و استوار می شود و به تعبیر اهل فن برای قلب ملكه می شود، تا جایی كه انسان در هر زمان و در هر كجا و در هر موقعیت و شرایطی دست به گناه و معصیت می زند، در اصطلاح اهل لغت به « خطیئه » تعبیر می شود.
گدای درگاه حضرت رب و سائل پیشگاه خدای مهربان، پس از آمرزش خواهی از گناهانی كه پرده ی حرمت بین عبد و خدا را پاره می كند و سبب نزول نقمت و عذاب می شود و نعمت ها را تغییر می دهد و مانع اجابت دعا می شود و بلاهای سنگین بر انسان فرود می آورد، به پروردگارش می گوید : همه ی گناهان و خطاهایی كه در مدت عمرم از من سر زده بیامرز، چه گناه صغیره چه كبیره، چه آنچه به عمد از من سر زده یا به سهو، چه در زمان كودكی چه هنگام نوجوانی، چه اول بلوغ و چه در اوج بلوغ، چه در پنهان و چه در آشكار ; زیرا كسی جز تو نیست كه همه ی گناهان و خطاها را بیامرزد. تویی كه
﴿صفحه 199﴾
در قرآن مجید در كمال لطف و مهربانی و آقایی و بزرگواری، اعلام كرده ای :
(... لاتَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحیمُ )(276).
« از رحمت خدا ناامید مشوید، یقیناً خدا همه ی گناهان را می آمرزد، مسلماً او بسیار آمرزنده و مهربانیش همیشگی است ».
بار خدایا من بدنام را *** رند غزل خوان می آشام را
كز ظُلَم دمبدم روزگار *** تار شده هم چو شبم روزگار
نام شده شهره به بدنامیم *** كام به دل گشته به ناكامیم
غنچهی دل چون گل افسردگی *** روی نهادست به پژمردگی
از شرر افروزی نار بلا *** وز قدر اندوزی شست قضا
خشك شده گلبن اندیشه ام *** پنجه فرو برده به خون ریشه ام
كار من ارچه همه جرم و خطاست *** لیك امیدم زتو عفو و عطاست
رحمتی آور به گنه كاریم *** درگذر از جرم و تبه كاریم
در حرم وصل خودت راه ده *** طبع سلیم و دل آگاه ده
معتكف میكده ی خاص كن *** جرعه كش باده ی اخلاص كن
بادهی توفیق به جامم بریز *** ساغر تحقیق به كامم بریز
* * *

﴿صفحه 200﴾

« اَللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ بِذِكْرِكَ »

« خدایا ! من به سبب ذكر تو به سوی تو تقرّب می جویم ».

خرابه ی هجران

تعلّق بیش از اندازه ی قلب به امور مادی، تا جایی كه آن امور چون حجابی سنگین بین عبد و رب شوند، میل بی اندازه به شهوات، فرو رفتن در كام لذّات، صرف همه ی دقایق و آنات و روزها و شبها و هفته ها و ماهها برای بدست آوردن متاع حیات دنیا، نشست و برخاست با بی خبران و غافلان، جدا ماندن از اعمال شایسته و خیرات، اسراف در پوشاك و خوراك، تبذیر در هزینه كردن اموال، بی خبر بودن از مردم و اقوام، سستی داشتن از انجام واجبات، آلوده بودن به محرّمات، تهی بودن از معارف و واقعیات، همه و همه از نشانه های زیستن در خرابه ی هجران است.
خرابه ای كه، جز مار و مور، دغل كاری و حیله گری، حیوان صفتی و پستی، شیطنت و بدمستی، غارت و راهزنی، دروغ و پشت هم اندازی، ریا و خودنمایی، غیبت و تهمت، ربا و غصب، شهوت و خیانت، آلودگی و دنائت، زنا و سرقت، قتل و شرارت، كبر و نخوت، حرص و طمع، بخل و حسد، كینه و دشمنی، خشم و غضب و گناه و معصیت چیزی در آن یافت نمی شود !!
﴿صفحه 201﴾
خرابه ای كه، گنج انسانیت در كُنج آن به دست شیاطین می افتد و عمر گرانمایه در آن ضایع می شود و سرمایه های معنوی انسان بر باد می رود و حالت پوچی و پوكی بر آدمی حاكم می گردد و خسارت و زیان ابدی دامن گیر بنی آدم می شود و پرده ی ناسپاسی و شرك و كفر و نفاق بر چهرهی قلب می افتد.
خرابه ای كه، بازار داد و ستدش در اختیار شیاطین جنّی و انسی است و اكثر مردمش به صورت انسان و به سیرت حیوانند ; ظاهرش چون گور كافر پر از زینت و زیور، و باطنش آكنده از عذاب دردناك دوزخ است.
خرابه ای كه، آدمیانش به آثار ظاهر، انسان و به كردار، حیوان، همه سرگرم قیل و قال و بی خبر از وجد و حال، تصدیقشان از تصور مبرّا و تحقیقشان از حقیقت جدا، گروهی بیهوده پرداز و از دست داده پر و بال پرواز، همه كر و كور و با گمان و خیال هم آغوش و از ایمان و یقین دور.
خرابه ای كه، ساكنانش از جرعه ی گناه مدهوش و با شاهد فسق و فجور هم آغوش، پرده ی عصمت از میان برداشته و رایت شهوت از هر كرانه افراشته، همه در بستر هوا و هوس خفته، مردان نابكار زنان بدكار را در بر گرفته، دخترانش مكار و پسرانش غدّار و جوانانش بی هویت و بیكار و پیرانش فاسق و بدكردار، به اطوار موشند و به كردار خرگوش، یكی به صورت، مار و آن دیگر به سیرت، كژدم ; آن، به دندان می گزد و این، به دُم ; نام این خرابه، طبیعت و پادشاهش، جهل و سپاهش، رذایل و موادّش، حرام و كارش به تحلیل بردن و نابود كردن انسان !!