فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

ترك نیكی و صدقه

احسان به مردم و صدقه دادن به نیازمند، سبب جلب خوشنودی و رضایت خدا، و عامل نزول رحمت و اجابت دعاست.

﴿صفحه 189﴾
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
الصَّدَقَةُ تَمْنَعُ سَبعِینَ نَوعاً مِن أَنْواعِ البَلاءِ أَهْوَنُهَا الجُذامُ وَالبَرَصُ(253).
« صدقه هفتاد نوع از انواع بلا را از انسان باز می دارد، سبك ترینش جذام و پیسی است ».
و نیز آن حضرت فرمود : صدقه بپردازید و بیمارانتان را با صدقه مداواكنید، مسلماً صدقه ناراحتی های زایل شدنی و بیماریها را دفع می كند، صدقه عمر شما و خوبیهایتان را می افزاید(254).

داستانی شگفت از صدقه

مردی بنام عابد، از نیكان قوم موسی، سی سال از حضرت حق درخواست فرزند داشت ولی دعایش به اجابت نرسید. به صومعه ی یكی از انبیای بنی اسرائیل رفت و گفت : ای پیامبر خدا ! برای من دعا كن تا خدا فرزندی به من عطا كند، من سی سال است از خدا درخواست فرزند دارم ولی دعایم به اجابت نمی رسد.
آن پیامبر دعا كرد و گفت : ای عابد ! دعایم برای تو به اجابت رسید، به زودی فرزندی به تو عطا می شود، ولی قضای الهی بر این قرار گرفته كه شب عروسی آن فرزند شب مرگ اوست !!
عابد به خانه آمد و داستان را برای همسرش گفت ; همسرش در جواب عابد گفت : ما به سبب دعای پیامبر از خدا فرزند خواستیم تا در كنار او در دنیا راحت بینیم، چون به حد بلوغ رسد به جای آن راحت، ما را محنت رسد، در هر صورت باید به قضای حق راضی بود. شوهر گفت : ما هر دو پیر و ناتوان شده ایم چه بسا كه وقت بلوغ او عمر ما به پایان رسد و ما از محنت فراق او راحت باشیم.

﴿صفحه 190﴾
پس از نُه ماه پسری نیكو منظر و زیبا طلعت به آنان عطا شد ; برای رشد و تربیت او رنج فراوان بردند تا به حد رشد و كمال رسید ; از پدر و مادر درخواست همسری لایق و شایسته كرد ; پدر و مادر نسبت به ازدواج او سستی روا می داشتند، تا از دیدار او بهره ی بیشتری برند ; بناچار كار به جایی رسید كه لازم آمد برای او شب زفاف برپا كنند ; شب عروسی به انتظار بودند كه چه وقت سپاه قضا درآید و فرزندشان را از كنار آنان برباید ; عروس و داماد شب را به سلامت به صبح رساندند و هم چنان به سلامت بودند تا یك هفته بر آنان گذشت، پدر و مادر شادی كنان به نزد پیامبر زمان آمدند و گفتند : با دعایت از خدا برای ما فرزندی خواستی و گفتی كه شب زفاف او با شب مرگ او یكی است، اكنون یك هفته گذشته و فرزند ما در كمال سلامت است !
پیامبر گفت : شگفتا ! آنچه من گفتم از نزد خود نگفتم، بلكه به الهام حق بود، باید دید فرزند شما چه كاری انجام داد كه خدای بزرگ، قضایش را از او دفع كرد. در آن لحظه جبرئیل امین آمد و گفت : خدایت سلام می رساند و می گوید : به پدر و مادر آن جوان بگو : قضا همان بود كه بر زبان تو راندم، ولی از آن جوان خیری صادر شد كه من حكم مرگ را از پرونده اش محو كردم و حكم دیگر به ثبت رساندم، و آن خیر این بود كه : آن جوان در شب عروسی مشغول غذا خوردن شد، پیری محتاج و نیازمند در خانه آمد و غذا خواست، آن جوان غذای مخصوص خود را نزد او نهاد، آن پیر محتاج غذا را كه در ذائقه اش خوش آمده بود، خورد و دست به جانب من برداشت و گفت : پروردگارا ! بر عمرش بیفزا. من كه آفریننده ی جهانم به بركت دعای آن نیازمند هشتاد سال بر عمر آن جوان افزودم تا جهانیان بدانند كه هیچ كس در معامله با من از درگاه من زیانكار برنگردد و اجر كسی به دربار من ضایع و تباه نشود(255).

﴿صفحه 191﴾

فحش و كلمات ركیك

زبان، در عین این كه می تواند با گفتن سخن حق و كلام مثبت و هدایت كردن مردم به سوی حق و گره گشایی از كار مردم به بهره ای عظیم و ثوابی سنگین از سوی خدا نایل شود، زمینه دارد كه با سخنانی دور از منطق و كلماتی بی اصل و اساس و مطالبی دور از حقیقت، و گناهانی چون غیبت و تهمت و شایعه و باطل گویی و فحش و كلمات ركیك، باری خطرناك از گناه و معصیت و عذابی جاوید و ابدی به دوش خود بردارد.
بزرگان دین گفته اند : زبان جِرمش صغیر و جُرمش عظیم است.
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
إِنَّ أَكْثَرَ خَطَایَا ابْنُ آدَم فِی لِسَانِهِ(256).
« یقیناً بیشتر خطاهای انسان در زبان اوست ».
امام صادق (علیه السلام) فرمود : از نشانه های شركت شیطان در كار انسان این است كه : انسان فحّاش باشد، باك نكند كه چه می گوید و درباره ی او چه می گویند(257).
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
البَذَاءُ مِنَ الجَفَاءِ وَالجَفَاءُ فِی النَّارِ(258).
« فحش، از باطل است و باطل در آتش است ».
در پاره ای از روایات آمده : كسی كه به برادر مسلمانش فحش دهد، خدا بركت را از رزقش برمی كند و او را به خود وامی گذارد و ابزار و وسائل زندگیش را نابود می كند(259).

﴿صفحه 192﴾