فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

به تأخیر انداختن نمازها

نماز، عبادتی كامل و از زیباترین مراسم بندگی و اظهار تواضع و خشوع نسبت به پروردگار جهانیان است.
آیات قرآن و روایات در رابطه ی با نماز، حقایق بسیار مهمی را مطرح كرده اند كه فهرستوار به گوشه ای از آن حقایق اشاره می كنم.
نماز، انسان را از فحشا و منكرات باز می دارد. اقامه ی نماز، از نشانه های مردم مؤمن است. همه ی انبیا بر پا دارنده ی نماز بودند. انبیا خانواده ی خود را به اقامه ی نماز دعوت می كردند.

﴿صفحه 188﴾
محافظت بر همه ی نمازها از وظایف واجب است. بی نماز، از رحمت خدا محروم و شفاعت شفیعان شامل او نمی شود. نماز، از قوانین دین و جلوه گاه خوشنودی رب و راه روشن انبیاست. نماز، پس از اقرار به دین، در رأس اسلام است. برای هر چیزی شرف و قدری است و شرف و قدر دین نماز است. نماز، حصاری استوار در برابر حملات شیطان است. نماز، سبب نزول رحمت است. محبوب ترین عمل به سوی خدا، نماز است. نماز، آخرین وصیت و سفارش پیامبران است. نماز، نور چشم رسول خداست. نماز، نزدیك كننده ی هر انسان باتقوا به خداست. نماز، پس از معرفت بالاترین عمل است. نماز، ستون دین است. خواندن نماز با رعایت شرایط آن، سبب آمرزش است. اول چیزی كه در قیامت از مردم پرسیده می شود، نماز است. اول عملی كه خدا در قیامت از اعمال بنده اش می نگرد، نماز است. اول عملی كه در قیامت محاسبه می شود، نماز است. نماز، سبب پاك شدن انسان از كبر است. قبولی نماز، در گرو تقوا و پاكدامنی و پارسایی و دوری گزیدن از محرمات است. برتری نماز اول وقت، چون برتری آخرت نسبت به دنیاست. برتری نماز اول وقت در برابر آخر وقت برای مؤمن، از مال و فرزندش بهتر است. بی نماز، كافر است. بی نماز، پس از مرگ در صف یهود یا نصاری یا مجوس است. سبك شمارنده ی نماز، مردود خدا و رسول است.
ترك نماز و ضایع كردن نماز و سبك شمردن نماز و به تأخیر انداختن نماز از اول وقت به پایان وقت، باعث بازداشتن دعا از اجابت است.

ترك نیكی و صدقه

احسان به مردم و صدقه دادن به نیازمند، سبب جلب خوشنودی و رضایت خدا، و عامل نزول رحمت و اجابت دعاست.

﴿صفحه 189﴾
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
الصَّدَقَةُ تَمْنَعُ سَبعِینَ نَوعاً مِن أَنْواعِ البَلاءِ أَهْوَنُهَا الجُذامُ وَالبَرَصُ(253).
« صدقه هفتاد نوع از انواع بلا را از انسان باز می دارد، سبك ترینش جذام و پیسی است ».
و نیز آن حضرت فرمود : صدقه بپردازید و بیمارانتان را با صدقه مداواكنید، مسلماً صدقه ناراحتی های زایل شدنی و بیماریها را دفع می كند، صدقه عمر شما و خوبیهایتان را می افزاید(254).

داستانی شگفت از صدقه

مردی بنام عابد، از نیكان قوم موسی، سی سال از حضرت حق درخواست فرزند داشت ولی دعایش به اجابت نرسید. به صومعه ی یكی از انبیای بنی اسرائیل رفت و گفت : ای پیامبر خدا ! برای من دعا كن تا خدا فرزندی به من عطا كند، من سی سال است از خدا درخواست فرزند دارم ولی دعایم به اجابت نمی رسد.
آن پیامبر دعا كرد و گفت : ای عابد ! دعایم برای تو به اجابت رسید، به زودی فرزندی به تو عطا می شود، ولی قضای الهی بر این قرار گرفته كه شب عروسی آن فرزند شب مرگ اوست !!
عابد به خانه آمد و داستان را برای همسرش گفت ; همسرش در جواب عابد گفت : ما به سبب دعای پیامبر از خدا فرزند خواستیم تا در كنار او در دنیا راحت بینیم، چون به حد بلوغ رسد به جای آن راحت، ما را محنت رسد، در هر صورت باید به قضای حق راضی بود. شوهر گفت : ما هر دو پیر و ناتوان شده ایم چه بسا كه وقت بلوغ او عمر ما به پایان رسد و ما از محنت فراق او راحت باشیم.

﴿صفحه 190﴾
پس از نُه ماه پسری نیكو منظر و زیبا طلعت به آنان عطا شد ; برای رشد و تربیت او رنج فراوان بردند تا به حد رشد و كمال رسید ; از پدر و مادر درخواست همسری لایق و شایسته كرد ; پدر و مادر نسبت به ازدواج او سستی روا می داشتند، تا از دیدار او بهره ی بیشتری برند ; بناچار كار به جایی رسید كه لازم آمد برای او شب زفاف برپا كنند ; شب عروسی به انتظار بودند كه چه وقت سپاه قضا درآید و فرزندشان را از كنار آنان برباید ; عروس و داماد شب را به سلامت به صبح رساندند و هم چنان به سلامت بودند تا یك هفته بر آنان گذشت، پدر و مادر شادی كنان به نزد پیامبر زمان آمدند و گفتند : با دعایت از خدا برای ما فرزندی خواستی و گفتی كه شب زفاف او با شب مرگ او یكی است، اكنون یك هفته گذشته و فرزند ما در كمال سلامت است !
پیامبر گفت : شگفتا ! آنچه من گفتم از نزد خود نگفتم، بلكه به الهام حق بود، باید دید فرزند شما چه كاری انجام داد كه خدای بزرگ، قضایش را از او دفع كرد. در آن لحظه جبرئیل امین آمد و گفت : خدایت سلام می رساند و می گوید : به پدر و مادر آن جوان بگو : قضا همان بود كه بر زبان تو راندم، ولی از آن جوان خیری صادر شد كه من حكم مرگ را از پرونده اش محو كردم و حكم دیگر به ثبت رساندم، و آن خیر این بود كه : آن جوان در شب عروسی مشغول غذا خوردن شد، پیری محتاج و نیازمند در خانه آمد و غذا خواست، آن جوان غذای مخصوص خود را نزد او نهاد، آن پیر محتاج غذا را كه در ذائقه اش خوش آمده بود، خورد و دست به جانب من برداشت و گفت : پروردگارا ! بر عمرش بیفزا. من كه آفریننده ی جهانم به بركت دعای آن نیازمند هشتاد سال بر عمر آن جوان افزودم تا جهانیان بدانند كه هیچ كس در معامله با من از درگاه من زیانكار برنگردد و اجر كسی به دربار من ضایع و تباه نشود(255).

﴿صفحه 191﴾