فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

حسد

از صفات فوق العاده زشت و خصلت های بسیار بد، حسد است.
اهل تحقیق می گویند : حسد این است كه : نعمتی را در دست كسی مشاهده كنی و آرزوی از بین رفتنش را داشته باشی ! حسد، در حقیقت ناخشنودی از

﴿صفحه 184﴾
قضای حكیمانه حق نسبت به نعمتی است كه به دیگران عنایت شده !
كبر و خودخواهی و عشق به ریاست و برتری جویی و ناپاكی درون و بخل، از عوامل پدید آمدن حسد در قلب انسان است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
إِنَّ الحَسَدَ یَأْكُلُ الإیمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الحَطَبَ(243).
« مسلماً حسد ایمان را می خورد، چنان كه آتش هیزم را می خورد ».
و نیز آن حضرت فرمود :
آفَةُ الدِّینِ الحَسَدُ وَالعُجْبُ وَالفَخْرُ(244).
« آفت دین، حسد، خودبینی و فخر فروشی است ».
امام صادق (علیه السلام) فرمود : پیامبر خدا هر روز از شش چیز به خدا پناه می برد : شك، شرك، نخوت، خشم، تجاوز و ستمگری و حسد(245).
امام صادق (علیه السلام) فرمود : در حالی كه موسی با پروردگارش مناجات می كرد و سخن می گفت، ناگهان مردی را در سایه ی عرش خدا دید، گفت : پروردگارا ! این مردی كه عرش بر سرش سایه انداخته كیست ؟ فرمود : این از كسانی است كه بر مردمی كه خدا از احسانش به آنها عطا كرده حسد نورزید(246).

محبت به دشمنان خدا

دوست داشتن دشمنان خدا، ناشی از بیماری قلب است. انسان باید خوبیها و خوبان را دوست داشته باشد و به بدیها و بدكاران دشمنی ورزد ; اگر حالت

﴿صفحه 185﴾
قلب جز این نشانه گیرد، دلیل بر بیماری اوست و این بیماری باید با آیات قرآن و روایات درمان شود، و گرنه عواقب خطرناكی در دنیا و آخرت به دنبال خواهد داشت.
قرآن، پیامبر و پیروانش را سخت گیر به كافران و در حوزه ی ایمان نسبت به یكدیگر رحیم و مهربان می داند :
( مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّآءُ عَلَی الْكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَیْنَهُمْ... )(247).
« محمد پیامبر خداست ; و كسانی كه با اویند، با كافران سخت گیر و با هم دیگر مهربانند »
قرآن به مؤمنان می گوید :
(... لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّكُم أَوْلِیَآءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَد كَفَروا بِما جَآءَكُم مِنَ الْحَقِّ )(248).
« دشمنان من و دشمنان خود را به ولایت و سرپرستی مگیرید كه با آنان طرح محبت دراندازید، آنان به قرآنی كه به سوی شما آمده كفر میورزند ».
قرآن در سوره ی مجادله می فرماید :
گروهی كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند نمی یابی كه با مخالفان خدا و رسولش دوستی كنند، گرچه مخالفان پدران یا پسران یا برادران یا خویشاوندانشان باشند(249).

دورویی و نفاق با برادران دینی

زشتی نفاق و ناپاكی و خباثت منافق و پستی و دنائت انسانی كه نسبت به

﴿صفحه 186﴾
برادران دینی، دورو و دوچهره است ـ با یك رو در برابر اهل ایمان اظهار ایمان می كند و با روی دیگر بر ضد آنان دشمنی میورزد ـ به اندازه ای است كه خدای قهّار در قرآن مجید بدترین و شدیدترین عذاب و پست ترین جای دوزخ را سزاوار آنان دانسته است.
منافق، كسی است كه پیوسته با ارتباط با دشمنان، برای مؤمنان مشكل و سختی به وجود می آورد و اسرار اهل ایمان را به شیطان صفتان خائن، و فرعون مسلكان ظالم، منتقل می كند. منافق، بیماری است كه درمانش بسیار سخت و علاجش گاهی غیر ممكن است.
منافق، ایمانش بر زبان و كفرش پا بر جای در قلب و روحش آلوده و اخلاقش فاسد و كردارش ناپسند و اندیشه اش شیطانی و حالاتش ابلیسی و كارش حیله گری و انسانی پست و آلوده و موجودی خطرناك و فاسد است.
گذشته از آیات قرآن كه در سوره های متعدد نشانه های این خائنان به دین و ملت را بیان می كند، روایات مهمی در كتاب های حدیث آمده كه به چند روایت كه بیانگر وضع این نابكاران است اشاره می شود :
حضرت رضا (علیه السلام) در جواب نامه ی محمد بن فضیل كه مسأله ای از حضرت سئوال كرده بود، درباره ی منافقان نوشتند :
لَیسُوا مِن عِتْرَةِ رَسُولِ اللّهِ، وَلَیْسُوا مِنَ المُؤمِنِینَ وَلَیْسُوا مِنَ المُسْلِمِینَ یُظْهِرُونَ الإیمَانَ وَیُسِرّونَ الكُفرَ وَالتَّكذِیبَ، لَعَنَهُمُ اللّهُ(250).
« دو چهره ها كه نسبت به خدا و آیین اسلام و پیامبر و در رابطه ی با مسلمانان نیرنگ می زنند، از عترت رسول خدا و از گروه اهل ایمان و از زمره ی مسلمانان نیستند، ایمان آشكار می كنند و به ظاهر خود را مؤمن جلوه می دهند و كفر و تكذیب خود را پنهان می دارند، خدا همهی آنان را لعنت كند ».

﴿صفحه 187﴾
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
مِنْ عَلامَاتِ النِّفَاقِ : قَسَاوَةُ القَلْبِ وَجُمُودُ العَیْنِ وَالإصْرَارُ عَلَی الذَّنبِ وَالحِرصُ عَلَی الدُّنیَا(251).
« از نشانه های نفاق : سنگدلی، و خشكی چشم از اشك، و پافشاری بر گناه، و رغبت بیش از اندازه به دنیاست ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
كسی كه باطنش با ظاهرش یكی نباشد، منافق است ; هركه باشد و هرگونه باشد و در هر سرزمینی باشد و در هر رتبه و مقامی باشد(252).