فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

حرص

رغبت شدید و میل فراوان به ثروت و مال و به آنچه بیش از نیاز و احتیاج است، انسان را دچار اختلال فكری و روانی می كند و سبب می شود كه از حدود

﴿صفحه 181﴾
و احكام الهی چشم بپوشد و از مرزبندی های اخلاقی دست بردارد و از نظام انسانیت خارج گردد و چون آتش سركش به اموال و حقوق مردم افتد و به گناه حرام خواری و غارت مال مردم و شهوات افسار گسیخته دچار شود !!
یاد خدا و فكر قیامت و ترس از عذاب الهی و رعایت مسائل اخلاقی و مهرورزی به مردم و توجه به حق و حقوق دیگران، انسان را از آلوده شدن به حرص و رغبت بیش از اندازه به امور مادی حفظ می كند.
درحالی كه خدای مهربان سفره ای كامل از انواع نعمت ها برای انسان مهیّا كرده و برای بدست آوردن آنچه كه مورد نیاز اوست كانال هایی از كار و فعالیت برایش مقرر فرموده و از این راه رزق و روزیش را ضامن شده و تا آخرین لقمه ی روزیش را نخورد از دنیا نمی رود، حرص ورزی چرا ؟!
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
أَغنَی النَّاسِ مَن لَم یَكُن لِلْحِرصِ أَسِیراً(234).
« بی نیازترین مردم كسی است كه اسیر حرص نباشد ».
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در وصیتش به حضرت علی (علیه السلام) فرمود :
یَا عَلِیُّ ! انهَاكَ عَن ثَلاثِ خِصَال عِظَام : الحَسَدِ وَالحِرْصِ وَالكِذْبِ(235).
« تو را از سه خصلت كه در زشتی بزرگ است نهی می كنم : حسد، حرص و دروغ ».
امام صادق (علیه السلام) فرمود : هنگامی كه نوح از كشتی پیاده شد، ابلیس نزد او آمد و گفت : در روی زمین انسانی بر من منّتی بزرگتر از تو ندارد، از خدا بر ضدّ این بدكاران عذاب خواستی، در نتیجه سبب راحت من شدی، آیا تو را به دو

﴿صفحه 182﴾
خصلت آگاه نكنم ؟ از حسد بپرهیز كه بر سر من آورد آنچه را آورد، و از حرص دوری كن كه بر سر آدم آورد آنچه آورد ! (236)
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : حریص میان هفت بلای دشوار است : فكری كه بدنش را زیان می زند و وی را سودی نمی دهد، غصه و اندوهی كه پایان ندارد، رنجی كه جز با مرگ از آن راحت نمی شود، هنگام راحت دچار رنجی سخت است، ترسی كه عاقبت در آن افتد، حزنی كه خوشی را بر او تلخ می كند، حسابی كه از عذاب خدا به خاطر آن رهایی نیابد مگر این كه خدا او را عفو كند، عذابی كه از آن گریزگاه و چاره بدست نیاورد(237).

طمع

علاقه و محبت به آنچه در دست مردم است و آرزوی آن كه به آن برسد و اظهار آن علاقه به كیفیتی كه دیگران را وادار به پرداخت كند و درخواست و سئوال از مردم به نظر اهل تحقیق « طمع ورزی » است.
امام چهارم (علیه السلام) فرمود :
رَأَیْتُ الخَیْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمعِ عَمّا فِی أَیدِی النَّاسِ(238).
« همه ی خیر را دیدم در بریدن طمع از ثروت و مال و مقامی است كه در دست مردم است ».
سعدان به امام صادق (علیه السلام) عرض كرد :
الَّذِی یُثْبِتُ الإیمَانَ فِی العَبْدِ ؟ قَالَ : الوَرَعُ. وَالَّذِی یُخْرِجُهُ مِنه ؟ قَالَ الطَّمَعُ(239).

﴿صفحه 183﴾
« چیزی كه ایمان را در عبد پابرجا می كند چیست ؟ فرمود : پاكدامنی و پارسایی ; و چیزی كه ایمان را از او بیرون می آورد كدام است؟ فرمود: طمع ».
امام هادی (علیه السلام) فرمود :
الطَّمَعُ سَجِیَّةُ سَیِّئَةٌ(240).
« طمع صفت زشتی است ».
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
إِن أَرَدتَ أَنْ تَقَرَّ عَیْنُكَ وَتَنالَ خَیرَ الدُّنْیا وَالآخِرَةِ، فَاقْطَعِ الطَّمَعَ عَمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ(241).
« اگر می خواهی شاد و خوشحال باشی و به خیر دنیا و آخرت برسی، از آنچه در دست مردم است قطع طمع كن ».
حضرت علی (علیه السلام) فرمود :
مَنْ أَرَادَ أن یَعِیشَ حُرّاً أَیّامَ حَیَاتِهِ فَلا یُسْكِنَ الطَّمَعَ قَلْبَهُ(242).
« كسی كه می خواهد همه ی دوران زندگیش آزاد زیست كند، طمع را در قلبش جای ندهد ».

حسد

از صفات فوق العاده زشت و خصلت های بسیار بد، حسد است.
اهل تحقیق می گویند : حسد این است كه : نعمتی را در دست كسی مشاهده كنی و آرزوی از بین رفتنش را داشته باشی ! حسد، در حقیقت ناخشنودی از

﴿صفحه 184﴾
قضای حكیمانه حق نسبت به نعمتی است كه به دیگران عنایت شده !
كبر و خودخواهی و عشق به ریاست و برتری جویی و ناپاكی درون و بخل، از عوامل پدید آمدن حسد در قلب انسان است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
إِنَّ الحَسَدَ یَأْكُلُ الإیمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الحَطَبَ(243).
« مسلماً حسد ایمان را می خورد، چنان كه آتش هیزم را می خورد ».
و نیز آن حضرت فرمود :
آفَةُ الدِّینِ الحَسَدُ وَالعُجْبُ وَالفَخْرُ(244).
« آفت دین، حسد، خودبینی و فخر فروشی است ».
امام صادق (علیه السلام) فرمود : پیامبر خدا هر روز از شش چیز به خدا پناه می برد : شك، شرك، نخوت، خشم، تجاوز و ستمگری و حسد(245).
امام صادق (علیه السلام) فرمود : در حالی كه موسی با پروردگارش مناجات می كرد و سخن می گفت، ناگهان مردی را در سایه ی عرش خدا دید، گفت : پروردگارا ! این مردی كه عرش بر سرش سایه انداخته كیست ؟ فرمود : این از كسانی است كه بر مردمی كه خدا از احسانش به آنها عطا كرده حسد نورزید(246).