فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

غرور

فریفته شدن به امور مادی و امور معنوی كه ریشه در غفلت انسان نسبت به حقایق دارد، امری بسیار زشت و حالتی فوق العاده خطرناك است.
آنان كه به بیماری انكار حقایق گرفتارند، فریفته ی دنیا و زر و زیور آن می شوند و از این حقیقت غفلت دارند كه دنیا، سرایی زودگذر و از دست رفتنی است و روزی باید در خاك گور قدم نهند و خوراك ماران و موران شوند و روحشان در عرصه ی برزخ در گرو اعمال ناپسندشان رود و در قیامت اسیر عذاب دردناك جهنم شوند.
اینان، به خیال باطل خود دنیا را نقد و آخرت را نسیه می پندارند و با همه ی وجود به دنیا می آویزند و آخرت را از یاد می برند و لذات دنیای از دست رفتنی را یقین می دانند و به لذات آخرت شك میورزند و حاضر نیستند وعده ی خدا و صد و بیست و چهار هزار پیامبر و امامان را نسبت به آخرت بپذیرند و بر اساس ایمان و اعتقاد قدم بردارند و از معاصی بپرهیزند و به حسنات اخلاقی آراسته شوند.
اینان، توجه به این معنا ندارند كه بر اساس آیات قرآن، آخرت میوه

﴿صفحه 176﴾
و محصول همه ی حركات باطنی و ظاهری انسان در دنیاست و به فرموده ی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دنیا مزرعه ی آخرت و بلكه خود آخرت است و دنیا و آخرت دو ماهیت جدای از یكدیگر نیستند، آخرت به صورتی دیگر همان دنیاست و اینان به خاطر جهل به این حقیقت، پنداشته اند دنیا نقد و آخرت نسیه و لذات دنیا یقینی و لذات آخرت آمیخته با شك و تردید است !!
جاهلان از اهل ایمان و بی خبران از آیات قرآن، بر اساس اعتقادشان به كرم حق و رحمت واسعه ی خدا، فریفته می شوند و می گویند : چون نعمت های خدا به انسان گسترده و رحمتش فراگیر و لطفش شامل همه ی موجودات است، نیازی نیست كه در بندگی و عبادت بكوشیم و در كسب ورع و تقوا خود را به زحمت اندازیم و تلخی دوری از گناهان را بچشیم، گناهان ما نسبت به رحمت خدا چون ذرّه در برابر اقیانوس بی كران است و ما به سبب ایمان به او و محبت به انبیا و امامان امید نجات داریم و گناهانمان را موجب دوری از حق و دچار شدن به عذاب نمی دانیم.
اینان توجه به این حقیقت ندارند كه شیطان و هوای نفس، انسان را با سخنان و عناوینی كه ظاهرش پسندیده و باطنش مردود است فریب می دهد.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
الكَیِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِما بَعْدَ الْمَوْتِ، وَالأحْمَقُ مَنْ أَتْبَعَ نَفْسَهُ هَواهَا وَتَمَنَّی عَلَی اللّهِ(222).
« هشیار و زیرك كسی است كه با نفسش مخالفت ورزد و برای پس از مرگ عمل كند، و نادان كسی است كه نفسش از هواها پیروی كند و بر خدا آرزوی باطل و بیجا ورزد ».

﴿صفحه 177﴾
اینان به این معنا دقت نمی كنند كه همان خدای كریم، همان خدایی كه دارای رحمت واسعه و عفو فراگیر و آمرزش و غفران است، در بسیاری از آیات قرآن به گناهكاران حرفه ای و تهی دستان از عمل خیر و خطاكاران مغرور، وعده ی عذاب قطعی داده و رحمتش را برای اهل تقوا و عاملان به دستورات قرآن و صالحان و كوشندگان در راه ایمان و اسلام قرار داده و فقط آنان را مجاز دانسته كه به رحمت خدا امیدوار باشند.
( إِنَّ الَّذِینَ ءامَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أُولئِكَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ... )(223).
« قطعاً اهل ایمان و آنان كه به خاطر خدا از دیار خود هجرت كردند و در راه خدا به جهاد برخاستند، اینان به رحمت خدا امید میورزند. ».
امید به رحمت خدا، با پیوسته بودن معصیت و ترك واجبات الهیه، در حقیقت فریفته شدن به رحمت خداست و امیدی باطل و نابجاست.
به امام صادق (علیه السلام) گفته شد : قومی به انواع گناهان آلوده اند و می گویند امیدواریم، و پیوسته در گناهند تا آنان را مرگ فرا رسد. فرمود : اینان گروهی هستند كه در امیدها و آرزوها دچار نوسان و اضطرابند، نسبت به امیدشان دروغ می گویند، اینان امیدوار نیستند، كسی كه امید به چیزی دارد آن را دنبال می كند و هركس ترسان از چیزی است از آن می گریزد(224).

علی (علیه السلام) فرمود :
سُكرُ الغَفْلَةِ وَالغُرورِ أَبْعَدُ إِفَاقَةً مِن سُكْرِ الخُمُورِ(225).

﴿صفحه 178﴾
« بهوش آمدن از مستی غفلت و غرور، سخت تر از بهوش آمدن از مستی شراب است ».
و فرمود :
إِنَّ مِنَ الغِرَّةِ بِاللَّهِ أَن یُصِرَّ العَبْدُ عَلَی المَعْصِیَةِ وَیَتَمَنَّی عَلَی اللّهِ الْمَغْفِرَةَ(226).
« از فریفته شدن به خدا این است كه انسان بر ارتكاب گناه پافشاری ورزد و آمرزش را بر خدا آرزو كند ! »
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به ابن مسعود فرمود :
لا تَغْتَرَّنَّ بِاللَّهِ وَلا تَغْتَرَّنَّ بِصَلاحِكَ وَعِلْمِكَ وَعَمَلِكَ وَبِرِّكَ وَعِبَادَتِكَ(227).
« پسر مسعودم! به خدا مغرور مشو و به آراستگی و دانش و عمل و نیكی و بندگیت فریفته مباش ».

بخل

چه قبیح و زشت است كه انسان از مواهب و نعمت های مادی و معنوی حضرت حق برخوردار باشد، ولی از انفاق در راه خدا و صدقه و زكات، بخل ورزد.
ثروت و مالی كه از طریق درآمد مشروع در اختیار انسان است، امانتی الهی است كه انسان اجازه دارد برابر با شأن و شخصیتش از آن استفاده كند و مازاد آن را به دستور حضرت حق در اختیار محتاجان و نیازمندان، فقیران و مسكینان، دردمندان و از پا افتادگان قرار دهد.
انسان و آنچه در اختیار اوست مملوك خداست و تصرف مملوك در دارایی

﴿ صفحه 179﴾
مالك باید هماهنگ با خواسته ی مالك باشد، مملوك اگر بر اساس هوا و هوس و شهوات و خواسته های خود در دارایی مالك تصرف كند، باید به انتظار عتاب و عذاب مالك باشد.
انباشتن ثروت كه خلاف خواسته ی خداست و جز از راه بخلورزی و پیمودن راه شیطان میسّر نمی شود، گناهی بزرگ و سبب شقاوت و تیره روزی و عامل تاریكی باطن و باعث عذاب قیامت و دور ماندن از رحمت خداست.
بخل، حالتی شیطانی و صفتی حیوانی و رذیلتی از رذایل اخلاقی است، كه در قرآن مجید و روایات مورد مذمّت قرار گرفته و دارنده ی آن انسانی ناسپاس و سزاوار عذاب معرّفی شده :
( الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَیَكْتُمُونَ ما ءَاتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكافِرینَ عَذَاباً مُهِیناً )(228).
« كسانی كه بخل میورزند و مردم را وادار به بخل می كنند و آنچه را خدا از احسانش به آنها عطا كرده پنهان می دارند « كیفرش را خواهند دید » و خدا برای كافران عذابی خوار كننده مهیا كرده است ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
حَرَّمْتُ الجَنَّةَ عَلَی المَنَّانِ وَالبَخِیلِ وَالقَتَّاتِ(229).
« بهشت بر منّت گذار و بخیل و سخن چین حرام شده است ».
حضرت علی (علیه السلام) شنید مردی می گوید : بخیل معذورتر از ستمگر است. فرمود : دروغ گفتی، ستمگر توبه می كند و از خدا مغفرت می طلبد و حقوق مالی مردم را برمی گرداند و بخیل هنگامی كه بخل میورزد، از زكات و صدقه و صله ی

﴿صفحه 180﴾
رحم و پذیرایی میهمان و هزینه كردن در راه خدا و امور خیر خودداری می كند و بر بهشت حرام است كه بخیل در آن وارد شود(230).
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
خَصْلَتَانِ لاَ تَجْتَمِعَانِ فِی مُسلِم : البُخلُ وَسُوءُ الخُلْقِ(231).
« دو خصلت در مسلمان قرار نمی گیرد : بخل و اخلاق بد ».
حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود :
إِنْ كَانَ الخَلَفُ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ حَقّاً فَالْبُخْلُ لِمَاذَا ؟ (232)
« اگر جایگزینی مالی كه در راه خدا مصرف شده از جانب خدای عز و جل حق است، پس بخل ورزیدن برای چیست ؟ ».
حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود :
البَخِیلُ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ(233).
« بخیل كسی است كه از انجام آنچه خدا بر او واجب كرده، بخل ورزد ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : سخی، نزدیك به خدا، نزدیك به مردم و نزدیك به بهشت است و بخیل، دور از خدا، دور از مردم و دور از بهشت است.

حرص

رغبت شدید و میل فراوان به ثروت و مال و به آنچه بیش از نیاز و احتیاج است، انسان را دچار اختلال فكری و روانی می كند و سبب می شود كه از حدود

﴿صفحه 181﴾
و احكام الهی چشم بپوشد و از مرزبندی های اخلاقی دست بردارد و از نظام انسانیت خارج گردد و چون آتش سركش به اموال و حقوق مردم افتد و به گناه حرام خواری و غارت مال مردم و شهوات افسار گسیخته دچار شود !!
یاد خدا و فكر قیامت و ترس از عذاب الهی و رعایت مسائل اخلاقی و مهرورزی به مردم و توجه به حق و حقوق دیگران، انسان را از آلوده شدن به حرص و رغبت بیش از اندازه به امور مادی حفظ می كند.
درحالی كه خدای مهربان سفره ای كامل از انواع نعمت ها برای انسان مهیّا كرده و برای بدست آوردن آنچه كه مورد نیاز اوست كانال هایی از كار و فعالیت برایش مقرر فرموده و از این راه رزق و روزیش را ضامن شده و تا آخرین لقمه ی روزیش را نخورد از دنیا نمی رود، حرص ورزی چرا ؟!
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
أَغنَی النَّاسِ مَن لَم یَكُن لِلْحِرصِ أَسِیراً(234).
« بی نیازترین مردم كسی است كه اسیر حرص نباشد ».
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در وصیتش به حضرت علی (علیه السلام) فرمود :
یَا عَلِیُّ ! انهَاكَ عَن ثَلاثِ خِصَال عِظَام : الحَسَدِ وَالحِرْصِ وَالكِذْبِ(235).
« تو را از سه خصلت كه در زشتی بزرگ است نهی می كنم : حسد، حرص و دروغ ».
امام صادق (علیه السلام) فرمود : هنگامی كه نوح از كشتی پیاده شد، ابلیس نزد او آمد و گفت : در روی زمین انسانی بر من منّتی بزرگتر از تو ندارد، از خدا بر ضدّ این بدكاران عذاب خواستی، در نتیجه سبب راحت من شدی، آیا تو را به دو

﴿صفحه 182﴾
خصلت آگاه نكنم ؟ از حسد بپرهیز كه بر سر من آورد آنچه را آورد، و از حرص دوری كن كه بر سر آدم آورد آنچه آورد ! (236)
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : حریص میان هفت بلای دشوار است : فكری كه بدنش را زیان می زند و وی را سودی نمی دهد، غصه و اندوهی كه پایان ندارد، رنجی كه جز با مرگ از آن راحت نمی شود، هنگام راحت دچار رنجی سخت است، ترسی كه عاقبت در آن افتد، حزنی كه خوشی را بر او تلخ می كند، حسابی كه از عذاب خدا به خاطر آن رهایی نیابد مگر این كه خدا او را عفو كند، عذابی كه از آن گریزگاه و چاره بدست نیاورد(237).