فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

گناه

حركات و اعمال و حالات و رفتار و اخلاق و كرداری كه ضد دستورات خدا و انبیاء و امامان (علیهم السلام) باشد گناه شمرده شده است.
سنگینی و شدت پاره ای از گناهان به اندازه ای است كه انجام دهنده ی آن اعلان جنگ با خدا وپیامبر داده(120).
گناهی كه در دنیا از انسان سرمی زند، فردای قیامت آتشی است كه برای همیشه گریبان گیر گنهكار است :
( إِنَّ الَّذینَ یَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامَی ظُلْماً إِنَّما یَأْكُلُونَ فِی بُطونِهِم نَاراً... )(121).
« مسلماً كسانی كه اموال یتیمان را از روی ستم می خورند، جز این نیست كه در شكم های خود آتش می خورند ».

﴿صفحه 128﴾
گناه، نمك خوردن از سفره ی كریم و روزی رحیم و مصرف كردن نعمت خدای عظیم و نمكدان شكستن است.
سالیانی دراز و عمری طولانی نمك خوردن و نمكدان شكستن، كمال بی انصافی است !

حكایت نمك خوردن و حرمت صاحب نمك

یعقوب لیث، چهره ی پرآوازه ی سیستان و پایه گذار انقلابی رهایی بخش بر ضدّ حكومت خونخوار و ظالم و ستمكار عباسی، در ابتدای جوانی روی گرزاده ای بیش نبود.
مدتی به كار روی گری مشغول بود و پاداش كارش را سخاوتمندانه با جوانان هم سن و سالش می خورد.
سخاوت و شجاعت و آزادمنشی او، عامل گرد آمدن جوانانی متهور و سخت كوش به گرد او شد.
با دست برداشتن از روی گری، همراه جوانان مجذوبش به شغلی دیگر روی آورد. از آن شغل هم روی گردان شد و بنا گذاشت همراه یارانش دستبردی به خزانه ی اموال امیر سیستان بزند. از آنجا كه خزانه در حفاظت نیرویی كارآمد قرار داشت و دستبرد به آن به آسانی ممكن نبود، بنا گذاشتند از بیرون شهر با كندن كانالی تا زیر كف خزانه به اموال امیر دست یابند و با شتاب و سرعت همه را تصرف كنند.
كندن كانال شش ماه به طول انجامید. عاقبت نیمه شبی با سوراخ كردن كف خزانه وارد خزانه شدند و همه ی طلا و نقره و جواهرات قیمتی و درهم و دینار را به صورتی كه مأموران بیرون خزانه نفهمند در كیسه های متعددی جمع كردند و آماده ی بردن اموال از راه كانال به بیرون شهر بودند كه یعقوب در تاریكی
﴿صفحه 129﴾
نیمه شب چشمش به چیزی گوهر مانند افتاد كه درخشندگی خاصّی داشت. از آنجا كه تاریكی شدید مانع شناخت آن بود، با زبانش عنصر بدست آمده را امتحان كرد و یافت كه قطعه ای نمك بلورین است، به تمام همراهانش دستور داد اموال را بگذارید و از راه كانال به طرف بیرون شهر حركت كنید.
جوانان مطیع او با دست خالی به بیرون شهر آمدند و علّت این كار را از یعقوب جویا شدند. یعقوب گفت : با این كه پس از شش ماه زحمت مداوم، خود را به خزانه رساندیم و اقتضا داشت همه ی اموال گرد آمده در خزانه را تصرف كنیم، ولی من با چشیدن نمك امیر سیستان، از مردانگی و انصاف دور دیدم كه اموال او را به غارت بریم !!
مأموران حفاظت، پس از باز كردن درِ خزانه، از دیدن وضع خزانه و كانالی كه با مهارت هر چه تمامتر زده شده بود، و به ویژه از بجا ماندن اموال و طلا و نقره و درهم و دینار شگفت زده شدند و جریان امر را به امیر سیستان گزارش دادند. امیر دستور داد جارچیان در شهر آواز بردارند كه دزد خزانه هر كه هست، خود را به امیر بشناساند تا از لطف و احسان امیر بهره مند شود.
یعقوب بدون دغدغه ی خاطر خود را به امیر سیستان معرفی كرد و از این كه نمك خورده و نمكدان شكستن را دور از مردانگی و انصاف دیده، داد سخن داد.
امیر سیستان از بودن چنین جوان شجاع، پركار، باانصاف و دارای صفت مردانگی بسیار خوشحال شد و او را به منصب باارزش امارت لشكر سیستان برگزید و یعقوب از همانجا راه ترقی و كمال را تا درگیر شدن با حكومت عباسیان آلوده برای نجات مظلومان پیمود.
گناه، نجاست معنوی است كه روح و روان و اندیشه و فكر و باطن و سینه و قلب را آلوده می كند و باعث محروم شدن انسان از الطاف حق و رحمت خدا
﴿صفحه 130﴾
و فیوضات الهیه می شود.
گناه، پرده ی حفاظت انسان را از عذاب و خواری و رسوایی و افتضاح، پاره می كند و عامل فاش شدن اسرار انسان در دنیا و آخرت می شود، و زمینه ی خارج شدن انسان را از مقام بندگی و دور شدن از پرده پوشی حق و غفران و آمرزش خدای مهربان فراهم می آورد !
بزرگان دین بر اساس آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام) گناهان را به دو دسته تقسیم كرده اند : گناهان كبیره و گناهان صغیره.
گناهان كبیره، به فرموده ی امام صادق (علیه السلام) گناهانی است كه خدای عز و جل دوزخ را بر آنها واجب ساخته(122).
انسان اگر از گناهان كبیره خودداری كند و قدم در این لجن زار مهلك نگذارد و دامن انسانیت به این آلودگی نیالاید، خداوند مهربان از دیگر گناهانش می گذرد و او را مشمول رحمت و بخشایش خود می فرماید :
( إِن تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُم سَیِّئاتِكُم وَ نُدْخِلْكُم
مُدْخَلا كَریماً )(123).
« اگر از گناهان بزرگی كه از آن « ها » نهی شده اید دوری گزینید، بدیهای شما را از شما می زدائیم و شما را در جایگاهی ارجمند در می آوریم ».
در كتاب پرقیمت « عیون اخبار الرضا » از امام هشتم (علیه السلام) روایت شده كه گناهان كبیره عبارت است از :
1 ـ به قتل رساندن انسانی كه خدا ریختن خونش را حرام كرده. 2 ـ زنا. 3 ـ سرقت. 4 ـ خوردن مست كننده. 5 ـ عاق شدن از جانب پدر و مادر.

﴿صفحه 131﴾
6 ـ فرار از جنگ. 7 ـ خوردن مال یتیم به ستم. 8 ـ خوردن گوشت میته و خون و گوشت خوك و آنچه به نام غیر خدا كشته شده. 9 ـ ربا. 10 ـ خوردن مال حرام. 11 ـ قمار. 12 ـ كم گذاشتن از پیمانه و ترازو. 13 ـ تهمت به پاكدامن.
14 ـ لواط. 15 ـ ناامیدی از رحمت خدا. 16 ـ ایمن دانستن خود از عذاب خدا. 17 ـ كمك دادن به ستمكاران. 18 ـ میل قلبی به ستمگران. 19 ـ سوگند دروغ. 20 ـ حبس كردن حقوق مردم بدون تنگدستی. 21 ـ دروغ. 22 ـ كبر.
23 ـ اسراف. 24 ـ تبذیر. 25 ـ خیانت. 26 ـ سبك شمردن حج. 27 ـ جنگ با دوستان خدا. 28 ـ اشتغال به سرگرمیهای بیهوده و بی منفعت. 29 ـ پافشاری بر گناه(124).

آثار شوم گناهان

از آیات قرآن و روایات عناوین زیر به عنوان آثار شوم گناهان استفاده می شود :
گناه، اعمال نیك را تباه و نابود می كند. گناه، باعث دچار شدن انسان به فتنه ها و بلاهای دنیایی و عذاب سخت آخرتی است. گناه، مانع مستجاب شدن دعاست. گناه، انسان را از شفاعت شفیعان محروم می كند. گناه، دل را سخت و سیاه می سازد. گناه، ایمان را از بین می برد. گناه، مانع نتیجه بخشیدن موعظه می شود. گناه، انسان را خوار و رسوا می كند. گناه، باعث محرومیت آدمی از رزق حق می شود. گناه، انسان را از منطقه ی عبادت و بندگی دور می كند. گناه، زمینه ی چیرگی شیطان را بر انسان فراهم می آورد. گناه، رشته ی نظم زندگی و نظام خانواده و جامعه را از هم می گسلد. گناه، اعتماد و اطمینان مردم را از یكدیگر از بین می برد. گناه، قلب را می میراند. گناه، باعث سختی جان كندن

﴿صفحه 132﴾
و فشار برزخ است(125).
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده :
أَمَا إِنَّهُ لَیسَ مِن عِرق یَضْرِبُ وَلا نَكْبَة وَلا صُداع وَلا مَرَض إلاّ بِذَنب وَذَلِكَ قَولُ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِی كِتابِهِ : ( وَما أَصابَكُم مِنْ مُصِیبَة فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُم وَیَعْفُوا عَنْ كَثِیر (126) ) (127).
« هیچ رگی زده نشود و پایی به سنگ نخورد و دردسر پیش نیاید و بیماری و مرضی به انسان نرسد، جز به ارتكاب گناهی. و همین است كه خدای عز و جل در كتابش فرمود : هر مصیبتی به شما رسید، به خاطر گناهی است كه مرتكب شدید و خدا از بسیاری از گناهان در می گذرد ».
و نیز از آن حضرت روایت شده :
إنّ الرَّجُلَ یُذنِبُ الذَّنبَ فَیُحْرَمُ صَلاَةَ اللَّیلِ وَإِنَّ العَمَلَ السَّیِّئَ أَسْرَعُ فِی صاحِبِهِ مِن السِّكِّینِ فِی اللَّحْم(128).
« قطعاً شخص مرتكب گناهی می شود و به خاطر آن از خواندن نماز شب محروم می ماند و تأثیر گناه در گناهكار از تأثیر كارد در گوشت
سریعتر است ».
از حضرت رضا (علیه السلام) روایت شده :
أَوحَی اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ إلَی نَبیّ مِنَ الاَنبِیاءِ : إِذا أُطِعْتُ رَضِیتُ، وَإِذا رَضِیتُ بَارَكْتُ، وَلَیْسَ لِبَرَكَتِی نِهایَةٌ، وَإِذا عُصِیتُ غَضِبْتُ، وَإِذا غَضِبتُ لَعَنتُ، وَلَعْنَتی تَبْلُغُ

﴿صفحه 133﴾
السَّابِعَ مِن الوَرَی(129).
« خدای عز و جل به پیامبری از پیامبران وحی فرمود : هرگاه اطاعت شوم خوشنود گردم و چون خوشنود گردم بركت بخشم و بركت من بی پایان است. و هنگامی كه از من نافرمانی شود خشم گیرم و چون خشم گیرم لعنت كنم و لعنت من تا هفت پشت را شامل شود ».
به تجربه ثابت شده كه گاهی فرزندان ستم پیشگان به بلای تهی دستی، بیماری و ناتوانی و تنگی رزق دچار شده اند. و این خود عنایت و رحمتی از جانب خدا به آنهاست تا مانند پدران خویش به گناه و طغیان مبتلا نشوند.
درباره ی اصرار بر گناه و ادامه ی معصیت از امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت شده :
هیچ بنده ای نیست مگر این كه بر او چهل پرده ی حرمت قرار دارد تا مرتكب چهل گناه كبیره شود ; چون مرتكب چهل گناه كبیره شود، خدا به فرشته ها وحی می كند : بنده ام را با بالهای خود بپوشانید. فرشتگان او را با بالهای خود می پوشانند. سپس آن بنده هیچ كار زشتی را نگذارد جز آنكه مرتكب شود، تا جایی كه میان مردم به خاطر ارتكاب گناه ببالد. فرشتگان گویند : پروردگارا ! بنده ات هر گناهی را مرتكب می شود و ما از كردار او شرمساریم. خدای عز و جل به آنان وحی می كند : بالهایتان را از او بردارید. چون كارش به اینجا رسد آغاز به دشمنی با اهل بیت (علیهم السلام) كند، آن زمان است كه پرده ی حرمتش در آسمان و زمین پاره شود. فرشتگان گویند : پروردگارا ! بنده ات پرده دریده مانده. خدای عز و جل وحی كند : اگر خدا به او توجه داشت، به شما فرمان نمی داد كه بالهایتان را از او بردارید !! (130)
انسان پاكدامن و باتقوا، كه به یاد خدا و با توجه به قیامت و با معرفت به آثار

﴿صفحه 134﴾
شوم گناه، در پیدا و پنهان از گناه فراری و متنفّر است انسانی زنده، و گناهكار آلوده دامن كه از خدا و قیامت غافل است و از عواقب گناه نمی هراسد، میّت است(131).