فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِی أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَیْء »

« و از تو درخواست می كنم به نور ذاتت كه به سبب آن همه ی موجودات غیبی و شهودی به تابش آمد و روشن شد ».

معنی نور در آیات و روایات

در قرآن مجید و روایات، از كمالات و ارزش ها تعبیر به « نور » شده است.
مراد از « نور »، هدایت است(114). « نور » به معنای توفیق برای حركت به سوی ایمان است(115). « نور » یعنی : اسلام. « نور » یعنی : معرفت. « نور » یعنی : علم. « نور » یعنی : روشنایی دل(116). « نور » به معنای قرآن است :
( قَدْ جآءَكُم مِنَ اللّهِ نورٌ وَكِتابٌ مُبینٌ )(117).
« قطعاً برای شما از جانب خدا روشنایی و كتابی روشنگر آمده است ».
« نور » به معنای احكام الهی و مسائل اخلاقی و حقایق اعتقادی است :

﴿صفحه 123﴾
( إِنّا أَنزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدًی وَنُورٌ )(118).
« ما تورات را كه در آن رهنمود روشنایی بود نازل كردیم ».
با توجه به این معانی باید گفت : منظور از « نور » ذات كمالات و صفات و اسماء حسنای حضرت حق است كه هر یك از موجودات به تناسب وجود خود و به اندازه ی امكان و استعداد و در حدّ ظرفیت و قابلیت از آن استفاده می كند. و در این بهره گیری، از ظلمتی كه دچار آن است رهایی می یابد.
انسان مستعد، در این موقعیت بسیار مهم و فوق العاده از ظلمت عدم به نور هستی، از ظلمت نقص به نور كمال، از ظلمت جهل به نور معرفت، از ظلمت ظلم به نور عدالت، از ظلمت كفر به نور ایمان، از ظلمت ضلالت به نور هدایت، از ظلمت مادیت به نور معنویت آراسته می شود و در حقیقت مطلع الفجر طلوع اسماء و صفات حق، كه نور محض و روشنایی خالص است، می شود.
با توجه به آیات قرآن و معارف اهل بیت (علیهم السلام) شاید بتوان گفت : منظور از « نور وجه » همان حقایق و كمالاتی است كه در هزار مورد در دعای جوشن كبیر آمده است.
و امّا مفرد بودن كلمه ی « نور » به خاطر این است كه همه ی صفات علیا و اسماء حسنی، عین ذات است و در آن حریم مقدس، دونی كه عبارت از صفت و موصوف باشد وجود ندارد. علم و حكمت و عدل و رحمت و لطف و رحمانیت و ... همه و همه همان ذات یكتای یگانه و فرد و احد است.
و از آنجا كه استعمال « نور » بر هدایت در معارف الهی زیاد به چشم می خورد شاید معنای این كلام ملكوتی و جمله ی عرشی این باشد :
خدایا ! از تو درخواست می كنم به هدایت و راهنماییت كه به سبب آن همه ی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
﴿صفحه 124﴾
موجودات هدایت یافتند.
در هر صورت كلمه ی « نور » تحمل همه ی معانی آسمانی و مفاهیم ملكوتی را دارد، تا ذوق سلیم و قلب نورانی در موارد لازم كدام معنا و مفهومش را استعمال كند ؟
﴿صفحه 125﴾

« یَا نُورُ یَا قُدُّوسُ یَا أَوَّلَ الاْوَّلِینَ وَیَا آخِرَ الاْخِرِینَ »

« ای نور، ای پاك از هر عیب، ای آغاز هر آغاز و ای پایان هر پایان ».
ای همه ی كمالات، ای پیدای پیدا، ای ظهور محض، ای آشكار، ای ظاهر، ای هویدایی كه روز عرفه در صحرای عرفات، عاشق بی قرارت و عارف دلداده ات و بنده ی خالصت و مطلع الفجر نورت، حضرت حسین (علیه السلام) به پیشگاهت عرضه داشت :
أَیَكُونُ لِغَیرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَیسَ لَكَ حَتَّی یَكونَ هُوَ المُظهِرَ لَكَ ؟ مَتَی غِبْتَ حَتَّی تَحْتاجَ إِلَی دَلیل یَدُلُّ عَلَیكَ، وَمَتی بَعُدْتَ حَتَّی تَكونَ الآثارُ هِیَ الَّتِی تُوصِلُ إِلَیكَ ؟ (119)
« آیا برای غیر تو ظهوری هست كه برای تو نیست، تا آن غیر وسیله ظهور تو باشد ؟ ! كِی پنهان بوده ای، تا نیازمند به دلیلی باشی كه بر تو دلالت كند، و كِی دور بوده ای تا آثار واصل كننده به تو باشند ؟ »
« پروردگارا ! در آن هنگام كه حالت زودگذر روانیم را كنار می گذارم و به خود آمده و با دقت می نگرم می بینم : روشنایی جمال و جلالت در جهان هستی

﴿صفحه 126﴾
آشكارتر از هر چیز است و برای آن وجود مقدس خفا و پوشیدگی نیست، تا چراغی سر راهم گیرم و بارگاه ربوبی تو را جستجو كنم، زیرا هر آنگاه كه حقیقتی را دلیل راه و طریقم فرض می كنم، با كمی تأمل درك می كنم كه سازنده ی همین دلیل و فروزنده ی همین چراغ راه تویی »
كی و كجا غایب بوده ای تا نیاز به دلیلی باشد كه بر وجودت دلالت كند و كی و كجا دور بوده ای تا آثاری كه خود پدید آورده ای ما را به تو برساند ؟
ای منزّه از همه ی عیوب، ای پاك از همه ی نواقص، ای برتر از آنچه به آن توصیف می شوی، ای كلّ الكمال، ای حقیقت محض، یا نور و یا قدّوس، ای ابتدای همه ی ابتداها بدون این كه برای ذات مقدّست ابتدایی باشد، و ای آخر همه ی آخرها بدون این كه برای وجود مباركت آخری باشد، تو ابتدا كننده ی هر چیزی در حالی كه خود ابتدا نداری و ازلی هستی و پس از فنای همه ی موجودات آخری در حالی كه آخری نداری و ابدی می باشی.
ابتدا و آخر اصطلاحی، صفت « كل شیء » است. همه چیز اول و آخر و ابتدا و انتها دارد، و این ابتدا و انتها دو حقیقتی است كه تو برای كل موجودات قرار داده ای. ابتدا داشتن دلیل بر این است كه : موجودات روزی نبودند و تو آنها را به وجود آوری، و آخر داشتن دلیل بر این است كه : موجودات روزی در كام فنا فرو می روند و تو آنها را فرو می بری. پس پیش از « كل شیء » بودی و چیزی پیش از تو نبوده، و بعد از « كل شیء » هستی و پس از تو چیزی نخواهد بود.
یا اوّل الاوّلین و یا آخر الآخرین
﴿صفحه 127﴾