فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« وَبِعِلْمِكَ الَّذِی أَحَاطَ بِكُلِّ شَیْء »

« و از تو درخواست می كنم به دانش و داناییت كه به همه چیز احاطه كرده ».
در زمینه ی علم حق كه علم فعلی و علم حضوریست و ظاهر و باطن همه ی موجودات را احاطه كرده و چیزی ـ گرچه از یك اتم كه میلیاردها از آن، نوك سوزنی جای می گیرند ـ از علم او پنهان نیست و شماره و عدد همه ی مخلوقات حتی اتم ها، دانه ها، حبّه ها، برف و باران نزد علم او حاضر است، فقط به چند آیه ی قرآن كه خود دریایی عظیم از معارف است قناعت می كنم.
(... وَیَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَما فِی الأَرْضِ... )(109).
« آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است می داند ».
(... وَیَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَالبَحْرِ وَما تَسْقُطُ مِن وَرَقَة إِلاّ یَعْلَمُهَا... )(110).
« آنچه در خشكی و دریاست می داند و هیچ برگی نمی افتد مگر این كه به آن عالم است ».

﴿صفحه 121﴾
( وَاللّهُ یَعْلَمُ ما تُسِرّونَ وَما تُعْلِنونَ )(111).
« خدا آنچه را پنهان می دارید و آنچه را آشكار می كنید می داند ».
( یَعْلَمُ ما یَلِجُ فِی الأَرْضِ وَما یَخْرُجُ مِنْها وَما یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَما یَعْرُجُ فِیها وَهُوَ الرَّحیمُ الغَفورُ )(112).
« آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از آن بیرون می آید و آنچه از آسمان نازل می شود و آنچه در آن بالا می رود می داند و او مهربان و بسیار آمرزنده است ».
حقیقت این آیات را با توجّهی به بریدگی یك تپه كه هزاران عددش در پنج قاره به چشم می خورد بهتر می فهمید.
تاكنون حشره شناسان نزدیك به هفتصد هزار حشره احصا كرده اند ; شماره ی این حشرات به اندازه ایست كه ارقام برای بیان آن قاصر است.
در یك روز تابستانی كه هوا صاف باشد، شماره ی سوسك ها، مگس ها و خرخاكی هایی كه در بریدگی های تپه ای در تكاپو هستند از عدّه ی نفوس یك قاره بیشتر است. اگر ناگهان نژاد بشر بكلّی از روی زمین معدوم شود، مخلوقات دیگری كه بر روی زمین می لولند به زحمت متوجّه غیبت او خواهند شد(113).

﴿صفحه 122﴾

« وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِی أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَیْء »

« و از تو درخواست می كنم به نور ذاتت كه به سبب آن همه ی موجودات غیبی و شهودی به تابش آمد و روشن شد ».

معنی نور در آیات و روایات

در قرآن مجید و روایات، از كمالات و ارزش ها تعبیر به « نور » شده است.
مراد از « نور »، هدایت است(114). « نور » به معنای توفیق برای حركت به سوی ایمان است(115). « نور » یعنی : اسلام. « نور » یعنی : معرفت. « نور » یعنی : علم. « نور » یعنی : روشنایی دل(116). « نور » به معنای قرآن است :
( قَدْ جآءَكُم مِنَ اللّهِ نورٌ وَكِتابٌ مُبینٌ )(117).
« قطعاً برای شما از جانب خدا روشنایی و كتابی روشنگر آمده است ».
« نور » به معنای احكام الهی و مسائل اخلاقی و حقایق اعتقادی است :

﴿صفحه 123﴾
( إِنّا أَنزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدًی وَنُورٌ )(118).
« ما تورات را كه در آن رهنمود روشنایی بود نازل كردیم ».
با توجه به این معانی باید گفت : منظور از « نور » ذات كمالات و صفات و اسماء حسنای حضرت حق است كه هر یك از موجودات به تناسب وجود خود و به اندازه ی امكان و استعداد و در حدّ ظرفیت و قابلیت از آن استفاده می كند. و در این بهره گیری، از ظلمتی كه دچار آن است رهایی می یابد.
انسان مستعد، در این موقعیت بسیار مهم و فوق العاده از ظلمت عدم به نور هستی، از ظلمت نقص به نور كمال، از ظلمت جهل به نور معرفت، از ظلمت ظلم به نور عدالت، از ظلمت كفر به نور ایمان، از ظلمت ضلالت به نور هدایت، از ظلمت مادیت به نور معنویت آراسته می شود و در حقیقت مطلع الفجر طلوع اسماء و صفات حق، كه نور محض و روشنایی خالص است، می شود.
با توجه به آیات قرآن و معارف اهل بیت (علیهم السلام) شاید بتوان گفت : منظور از « نور وجه » همان حقایق و كمالاتی است كه در هزار مورد در دعای جوشن كبیر آمده است.
و امّا مفرد بودن كلمه ی « نور » به خاطر این است كه همه ی صفات علیا و اسماء حسنی، عین ذات است و در آن حریم مقدس، دونی كه عبارت از صفت و موصوف باشد وجود ندارد. علم و حكمت و عدل و رحمت و لطف و رحمانیت و ... همه و همه همان ذات یكتای یگانه و فرد و احد است.
و از آنجا كه استعمال « نور » بر هدایت در معارف الهی زیاد به چشم می خورد شاید معنای این كلام ملكوتی و جمله ی عرشی این باشد :
خدایا ! از تو درخواست می كنم به هدایت و راهنماییت كه به سبب آن همه ی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
﴿صفحه 124﴾
موجودات هدایت یافتند.
در هر صورت كلمه ی « نور » تحمل همه ی معانی آسمانی و مفاهیم ملكوتی را دارد، تا ذوق سلیم و قلب نورانی در موارد لازم كدام معنا و مفهومش را استعمال كند ؟
﴿صفحه 125﴾