فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« وَبِوَجْهِكَ الْبَاقِی بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَیْء »

« و از تو درخواست می كنم به ذاتت كه پس از فناء همه چیز باقی است ».
ذات مقدس او عین هستی است. هستی او ازلی، ابدی و سرمدی است. او همیشه و همواره بوده و هست و چیزی در جنب او نبوده و نیست. به اراده ی حكیمانه اش همه چیز را به وجود آورد در حالی كه از همه چیز بی نیاز است. مدت عمر همه چیز پایان می گیرد و او همیشه و همواره خواهد بود.
چیزی در جهان هستی از خودش حیات مستقل ندارد، حیات او رشحه ای از نفخه ی الهی است، پس قابلیت فنا در همه چیز حتمی است. فنا، از صفات نقص، و بقا، از صفات كمال است، در نتیجه كمال مطلق بقاء مطلق دارد، و فنا مُهریست كه بر پیشانی تمام موجودات و بر دفتر حیات همه چیز خورده است.
﴿صفحه 117﴾

« وَبِأَسْمَائِكَ الَّتِی مَلاَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَیْء »

« و از تو درخواست می كنم به اسمائت كه پایه های همه چیز را پر كرده ».
منظور از « اسماء » در این كلام ملكوتی و فراز عرشی، اسماء لفظی كه تركیبی از حروفند نیست، بلكه منظور، حقایق و واقعیات و مصادیقی هستند كه الفاظ بر آنان دلالت دارد.
رحمت واقعی، لطف حقیقی، علم ذاتی، عدل عینی و قدرت فعلی پایه های همه چیز را پر كرده و به عبارت دیگر : هر چیزی جلوه گاه خالقیّت، بارئیّت، مصوّریت، علم، بصیرت، عدل، حكمت، رحمت و رأفت حقیقی حضرت حق است.
موجودات به آن حقایق به وجود آمده اند، و به آنها بر پا هستند و از بركت آنها حیاتشان دوام می یابد و به سبب آنها روزی می خورند.
با دقت در این حقیقت روشن می شود كه : اسماء لفظیه كه تركیبی از حروفند اسماء حقیقی هستند. آنچه در همه ی شئون موجودات و هویّت و حیثیّت « كل شیء » مؤثر است، اسماء حقیقیّه است نه لفظیّه.
در هر صورت، اسماء حقیقیه واسطه ی تحقق حقایق در این بساط هستی است. در یكی از دعاهای وارده از معصوم بنام دعای سمات می خوانیم :
﴿صفحه 118﴾
« خدایا ! از تو درخواست می كنم به نام بزرگت، نام بزرگتر، عزیزتر، برجسته تر، باارزش تر، كه چون برای باز شدن درهای بسته ی آسمان به آن خوانده شوی به رحمت باز شود و هنگامی كه برای گشایش تنگناهای درهای زمین خوانده شوی گشوده گردد و زمانی كه برای آسانی سختیها خوانده شوی آسان شود و وقتی برای زنده شدن مردگان به آن خوانده شوی زنده شوند و چون برای برطرف شدن تنگدستی و پریشانحالی خوانده شود، برطرف گردد... ».
آنچه كه امور بیان شده در این دعا را تحقق می دهد، لفظ « قدرت » كه مركّب از « قاف » و « دال » و « را » و « تا » است، نیست ; بلكه حقیقت قدرت و عین
قدرت است.
اسمائی كه پایه های « كل شیء » را پر كرده اند در حقیقت حقایق موجوده هستند كه در قرآن و روایات از آنها تعبیر به اسماء شده.
از مظاهر حقایق اسماء، ائمه ی طاهرین هستند كه میان همه ی موجودات از ویژگی های خاصی برخوردارند و بین خدا و مردم تا روز قیامت واسطه ی فیض هستند. رحمت، هدایت، لطف، رأفت، كرم و غفران حق به واسطه ی آن بزرگواران به مردم می رسد و اعمال خوبشان در سایه ی معرفت و ولایت آنان به قبولی می رسد.
حكیم بزرگوار فیض كاشانی در تفسیر باارزش « صافی » از حضرت صادق (علیه السلام)روایت كرده :
نَحْنُ وَاللّهِ الأَسْماءُ الحُسْنَی الَّذِی لا یَقبَلُ اللّهُ مِنَ العِبادِ عَمَلا إلاّ بِمَعْرِفَتِنَا.
« به خدا قسم اسماء حسنای خدا ما هستیم كه خدا عملی از بندگان جز به معرفت و شناخت آنان نسبت به ما و ولایت و جایگاه ما قبول نمی كند ».
بنابراین توجه به لفظ، انسان را بجایی نمی رساند و حقیقتی را در او ظهور
﴿صفحه 119﴾
نمی دهد. باید از دنیای لفظ گذشت و به حریم حقیقت پیوست، كه آنچه آثار بر صفحه ی هستی دیده می شود از اسماء حقیقی یا عین واقعیات است.
وَبِاسْمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الْعَرشَ، وبِاسمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الْكُرْسِیَّ، وَبِاسمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الُّروحَ.
« تو را به حق اسمی كه بوسیله ی آن عرش را آفریدی و به حق اسمی كه به سبب آن كرسی را به وجود آوردی و به حق اسمی كه از بركت آن روح را پدید كردی ».
﴿صفحه 120﴾

« وَبِعِلْمِكَ الَّذِی أَحَاطَ بِكُلِّ شَیْء »

« و از تو درخواست می كنم به دانش و داناییت كه به همه چیز احاطه كرده ».
در زمینه ی علم حق كه علم فعلی و علم حضوریست و ظاهر و باطن همه ی موجودات را احاطه كرده و چیزی ـ گرچه از یك اتم كه میلیاردها از آن، نوك سوزنی جای می گیرند ـ از علم او پنهان نیست و شماره و عدد همه ی مخلوقات حتی اتم ها، دانه ها، حبّه ها، برف و باران نزد علم او حاضر است، فقط به چند آیه ی قرآن كه خود دریایی عظیم از معارف است قناعت می كنم.
(... وَیَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَما فِی الأَرْضِ... )(109).
« آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است می داند ».
(... وَیَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَالبَحْرِ وَما تَسْقُطُ مِن وَرَقَة إِلاّ یَعْلَمُهَا... )(110).
« آنچه در خشكی و دریاست می داند و هیچ برگی نمی افتد مگر این كه به آن عالم است ».

﴿صفحه 121﴾
( وَاللّهُ یَعْلَمُ ما تُسِرّونَ وَما تُعْلِنونَ )(111).
« خدا آنچه را پنهان می دارید و آنچه را آشكار می كنید می داند ».
( یَعْلَمُ ما یَلِجُ فِی الأَرْضِ وَما یَخْرُجُ مِنْها وَما یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَما یَعْرُجُ فِیها وَهُوَ الرَّحیمُ الغَفورُ )(112).
« آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از آن بیرون می آید و آنچه از آسمان نازل می شود و آنچه در آن بالا می رود می داند و او مهربان و بسیار آمرزنده است ».
حقیقت این آیات را با توجّهی به بریدگی یك تپه كه هزاران عددش در پنج قاره به چشم می خورد بهتر می فهمید.
تاكنون حشره شناسان نزدیك به هفتصد هزار حشره احصا كرده اند ; شماره ی این حشرات به اندازه ایست كه ارقام برای بیان آن قاصر است.
در یك روز تابستانی كه هوا صاف باشد، شماره ی سوسك ها، مگس ها و خرخاكی هایی كه در بریدگی های تپه ای در تكاپو هستند از عدّه ی نفوس یك قاره بیشتر است. اگر ناگهان نژاد بشر بكلّی از روی زمین معدوم شود، مخلوقات دیگری كه بر روی زمین می لولند به زحمت متوجّه غیبت او خواهند شد(113).

﴿صفحه 122﴾