فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

وَبِسُلْطَانِكَ الَّذِی عَلاَ كُلَّ شَیْء

«وَبِسُلْطَانِكَ الَّذِی عَلاَ كُلَّ شَیْء»
« و از تو درخواست می كنم به سلطنت و فرمانروایی مطلق و همه جانبه ات كه بر فراز همه چیز است ».
در سطور گذشته گوشه ای حقیر و ناچیز از عظمت مملكت هستی را خواندید. فرمانروایی بی چون و چرا، او فوق ظاهر و باطن جهان و جهانیان است. تسلّط و چیره گی و قدرت او بر فراز همه چیز قرار دارد و همه چیز در همه ی شئون محكوم سلطنت و فرمانروایی آن سلطان مقتدر است.
هركس در این جهان به حق و به خاطر شایستگی، دارای فرمانروایی است فرمانرواییش عطا و بخشش خدا به اوست، هرگاه اراده كند از او می گیرد و در اختیار دیگری قرار می دهد.
فرمانروایان باید فرمانروایی خود را شعاعی از سلطنت و حاكمیت و فرمانروایی حضرت محبوب بدانند و جز به عدل و احسان فرمان نرانند كه اگر بیرون از دایره ی عدالت و احسان حكمرانی كنند، در زمره ی ستمكاران قرار می گیرند. و چنان كه در آیات قرآن آمده و تاریخ حیات هم اثبات كرده، دست انتقام خدا كه بر فراز همه ی دستهاست، آنها را دستگیر می كند و بدون این كه بتوانند از خود مقاومتی نشان دهند به خاك ذلت و پستی دچار می شوند و به كام
﴿صفحه 115﴾
عذاب دردناك ابدی فرو می روند.
فرمانروایی او، به آب نازل شده از آسمان و به آب جوشیده از زمین دستور داد به صورت طوفان درآید و كفار و مشركین زمان نوح را نابود كند.
فرمانروایی او، با وزیدن بادی، قوم نیرومند عاد را هم چون علف خشكی كه از زمین كنده شود از ریشه به در آورد و در لحظه ای به زندگی نكبت بارشان خاتمه داد.
فرمانروایی او، به رود نیل دستور داد تا با موجی خروشان فرعون ستمگر، طاغی و متكبر را با قومش به دیار نیستی فرستد
﴿صفحه 116﴾

« وَبِوَجْهِكَ الْبَاقِی بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَیْء »

« و از تو درخواست می كنم به ذاتت كه پس از فناء همه چیز باقی است ».
ذات مقدس او عین هستی است. هستی او ازلی، ابدی و سرمدی است. او همیشه و همواره بوده و هست و چیزی در جنب او نبوده و نیست. به اراده ی حكیمانه اش همه چیز را به وجود آورد در حالی كه از همه چیز بی نیاز است. مدت عمر همه چیز پایان می گیرد و او همیشه و همواره خواهد بود.
چیزی در جهان هستی از خودش حیات مستقل ندارد، حیات او رشحه ای از نفخه ی الهی است، پس قابلیت فنا در همه چیز حتمی است. فنا، از صفات نقص، و بقا، از صفات كمال است، در نتیجه كمال مطلق بقاء مطلق دارد، و فنا مُهریست كه بر پیشانی تمام موجودات و بر دفتر حیات همه چیز خورده است.
﴿صفحه 117﴾

« وَبِأَسْمَائِكَ الَّتِی مَلاَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَیْء »

« و از تو درخواست می كنم به اسمائت كه پایه های همه چیز را پر كرده ».
منظور از « اسماء » در این كلام ملكوتی و فراز عرشی، اسماء لفظی كه تركیبی از حروفند نیست، بلكه منظور، حقایق و واقعیات و مصادیقی هستند كه الفاظ بر آنان دلالت دارد.
رحمت واقعی، لطف حقیقی، علم ذاتی، عدل عینی و قدرت فعلی پایه های همه چیز را پر كرده و به عبارت دیگر : هر چیزی جلوه گاه خالقیّت، بارئیّت، مصوّریت، علم، بصیرت، عدل، حكمت، رحمت و رأفت حقیقی حضرت حق است.
موجودات به آن حقایق به وجود آمده اند، و به آنها بر پا هستند و از بركت آنها حیاتشان دوام می یابد و به سبب آنها روزی می خورند.
با دقت در این حقیقت روشن می شود كه : اسماء لفظیه كه تركیبی از حروفند اسماء حقیقی هستند. آنچه در همه ی شئون موجودات و هویّت و حیثیّت « كل شیء » مؤثر است، اسماء حقیقیّه است نه لفظیّه.
در هر صورت، اسماء حقیقیه واسطه ی تحقق حقایق در این بساط هستی است. در یكی از دعاهای وارده از معصوم بنام دعای سمات می خوانیم :
﴿صفحه 118﴾
« خدایا ! از تو درخواست می كنم به نام بزرگت، نام بزرگتر، عزیزتر، برجسته تر، باارزش تر، كه چون برای باز شدن درهای بسته ی آسمان به آن خوانده شوی به رحمت باز شود و هنگامی كه برای گشایش تنگناهای درهای زمین خوانده شوی گشوده گردد و زمانی كه برای آسانی سختیها خوانده شوی آسان شود و وقتی برای زنده شدن مردگان به آن خوانده شوی زنده شوند و چون برای برطرف شدن تنگدستی و پریشانحالی خوانده شود، برطرف گردد... ».
آنچه كه امور بیان شده در این دعا را تحقق می دهد، لفظ « قدرت » كه مركّب از « قاف » و « دال » و « را » و « تا » است، نیست ; بلكه حقیقت قدرت و عین
قدرت است.
اسمائی كه پایه های « كل شیء » را پر كرده اند در حقیقت حقایق موجوده هستند كه در قرآن و روایات از آنها تعبیر به اسماء شده.
از مظاهر حقایق اسماء، ائمه ی طاهرین هستند كه میان همه ی موجودات از ویژگی های خاصی برخوردارند و بین خدا و مردم تا روز قیامت واسطه ی فیض هستند. رحمت، هدایت، لطف، رأفت، كرم و غفران حق به واسطه ی آن بزرگواران به مردم می رسد و اعمال خوبشان در سایه ی معرفت و ولایت آنان به قبولی می رسد.
حكیم بزرگوار فیض كاشانی در تفسیر باارزش « صافی » از حضرت صادق (علیه السلام)روایت كرده :
نَحْنُ وَاللّهِ الأَسْماءُ الحُسْنَی الَّذِی لا یَقبَلُ اللّهُ مِنَ العِبادِ عَمَلا إلاّ بِمَعْرِفَتِنَا.
« به خدا قسم اسماء حسنای خدا ما هستیم كه خدا عملی از بندگان جز به معرفت و شناخت آنان نسبت به ما و ولایت و جایگاه ما قبول نمی كند ».
بنابراین توجه به لفظ، انسان را بجایی نمی رساند و حقیقتی را در او ظهور
﴿صفحه 119﴾
نمی دهد. باید از دنیای لفظ گذشت و به حریم حقیقت پیوست، كه آنچه آثار بر صفحه ی هستی دیده می شود از اسماء حقیقی یا عین واقعیات است.
وَبِاسْمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الْعَرشَ، وبِاسمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الْكُرْسِیَّ، وَبِاسمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الُّروحَ.
« تو را به حق اسمی كه بوسیله ی آن عرش را آفریدی و به حق اسمی كه به سبب آن كرسی را به وجود آوردی و به حق اسمی كه از بركت آن روح را پدید كردی ».
﴿صفحه 120﴾