فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

جبران جزر و مد دریای خزر

سطح دریای خزر از دریای آزاد در حدود 6/27 متر پایین تر است و پایین تر نیز می شود. دریای خزر، با دریاهای آزاد پیوستگی ندارد، لذا تابع جزر و مدّ عمومی اقیانوسها نیست. دریای خزر، بر اثر كوچكی به طور كافی نمی تواند از جاذبه ی ماه استفاده كند، پس بایستی جزر و مدی نداشته باشد و بگندد و ماهی هایش نابود شوند و كرانه ها و ساحل های چهارسویش را به آلودگی بكشاند و جانداری و گیاهی در آنجاها نروید. چرا چنین نشد و نمی شود ؟
وجود مباركی كه دریای خزر و سواحل آن را به وجود آورد، می دانست كه این نقیصه را چگونه جبران كند. بادهایی را به نام « سر نوك » و « خزری » و « میانوا » فرستاد كه آب این دریا را با فشاری هرچه تمامتر به حركت آورند به طوری كه سطح رودهایی را كه در آن می ریزد بالا ببرند و پایین بیاورند.
این بادها به اندازه ای پر قدرت آب دریای خزر را بالا می برند كه اغلب قایق رانان نمی توانند در برابر فشار آب مقاومت كنند.
این بادها كار دیگری نیز انجام می دهند، ابرها را از شمال دریای خزر به جنوب می رانند و در سواحل شمالی ایران بارندگی ایجاد می كنند، تا در مرغزارهای آنجا همیشه گل بروید و بوستانهایش لاله و سنبل بزاید.
این بادها آب دریا را به داخل « مرداب انزلی » می رانند تا عمل تخلیه و پاكیزه كردن مرداب را انجام دهند. رودهای گیلان در اثر بارندگی های پی در پی
﴿صفحه 103﴾
و كوهبارهای سیل آسا بیشتر اوقات گِل آلود هستند و پر از ریشه ها و تخم های گیاهان جنگلی، گِل و لای رودهایی كه وارد مرداب می شوند در آنجا رسوب می كنند، كف آن را بالا می آورند و مرداب را پر می كنند. تخم ها و ریشه ها نیز رشد و نمو می نمایند و همین دو عامل بس است كه بزودی مرداب را خشك كرده تبدیل به باتلاق كنند، ولی هزاران سال است كه مرداب به حال خود باقی است، چرا ؟
خدای جبران كننده برای جلوگیری از آن، آب دریا را به ملاقات سیلابها می فرستد و همان موقع كه بادهای « سرنوك » و « خزری » و « میانوا » ابرها را برای باریدن به سوی جنوب حركت می دهند، آب پاك و تمیز دریا به جلوی آبهای گل آلود رودخانه ها می روند و با آنها مخلوط می شود، غلظت آنها رقیق می گردد، ریشه ها و تخم ها در اثر آب شور دریا از بین می رود.
هنگامی كه این بادها آرام گرفت بادهای « كراموا »، « كناروا » و « آفتاب بوشو » وارد عمل می شوند و این آبها را سرازیر كرده از مرداب داخل دریای خزر می كَنند و عمل تخلیه ی مرداب از آبهای گل آلود انجام می شود.
بادهای « گیلوا » و « درشتوا »، نیز مأمور فشار دادن آب مرداب از مشرق به سوی مغرب هستند و برای اختلاط آبها كمك مؤثر می كنند !! (100)

جبران كمبود دانه های میوه جات

دانه های میوه جات تا كاشته نشوند و جبروتی حضرت جبار به شكل های گوناگون و بوسیله ی سایر عناصر، نواقص و كمبودهای آنها را جبران نكند قابل استفاده نیستند.
سیب خوشمزه ی درختی را دقت كنید كه روزی به صورت دانه ای ریز و به

﴿صفحه 104﴾
حالت ذره ای كوچك و دربسته، در ظرف عطاری بود.
روز دانه بودنش جز برای كاشته شدن در دل خاك تیره بهره ای نداشت. وقتی به دست كشاورز در دل خاك تیره قرار گرفت عناصری از قبیل هوا، نور، آب، املاح و... به سراغ وی آمد تا به اراده ی حضرت حق كمبودها و نواقصش جبران شود و به صورت سیبی خوشرنگ، خوشمزه و خوش خوراك درآید و زینت مجالس و خوراك انسانها شود.
برای این كه بیشتر با صفت جباریت حضرت محبوب آشنا شوید سطور زیر را با دقت بخوانید.
تركیبات سیب به طور خلاصه عبارتند از :
تركیبات ازته : ( پروتئین ها و اسیدهای آمینه : لیزین، ارژنین، هیستیدین، تیروزین )
مواد معدنی : ( ید، پتاسیم، بر، فسفر، كلسیم، آهن، مس، سدیم، گوگرد، منگنز، روی، پنیزیم ).
مواد قندی نشاسته ای : ( دكستروز، سلولز، پنتوزان، نشاسته ).
قندها : ( گلوكز، فروكتوز، سوكروز ).
مواد پكتینی : ( اسید پكتیك، پكتین، اسید پكثینیك، پروتو پكتین ).
چربیها و اسیدها : ( اسید مالیك، اسید سیتریك، اسید آگزالیك، اسید اسكوربیك، اسید لاكتیك ).
تركیبات رنگی : ( انتوسیانین ها، فلاوونها و كلروفیل ).
ویتامین ها : ( A ـ B ـ C ـ G ).
آنزیم ها : ( كاتالاز، اكسیداز ).
آب : 84 درصد.
دقت كنید كه خدای جبار چگونه كمبودها و نواقص یك میوه را جبران
﴿صفحه 105﴾
می كند. و اگر به جبران بقیه ی عناصر مادی و اضافه بر آن به جبران نواقص معنوی اشاره شود باید مطالبی بسیار مهم در صفحاتی به شماره ی صفحات وجود كلّ موجودات نوشته شود !!
به سنگی بخشد آنسان اعتباری *** كه بر تاجش نشاند تاجداری
به خاك تیره ای بخشد عطایش *** چنان قدری كه گردد دیده جایش
زگِل تا سنگ وز گُل گیر تا خار *** از او هر چیز با خاصیتی یار
به آن خاری كه در صحرا فتاده *** دوای درد بیماری نهاده
نروید از زمین شاخ گیایی *** كه ننوشته ست بر برگش دوایی
در نابسته احسان گشاده ست *** به هركس آنچه می بایست دادست
ضروریات هركس از كم و بیش *** مهیا كرده و بنهاده اش پیش
چراغ افروز ناز جان گدازان *** نیاز آموز طور عشق بازان
اگر لطفش قرین حال گردد *** همه ادبارها اقبال گردد
خرد را گر نبخشد روشنایی *** بماند تا ابد در تیره رایی(101)
* * *


﴿صفحه 106﴾

وَبِعِزَّتِكَ الَّتِی لاَیَقُومُ لَهَا شَیْءٌ

« وَبِعِزَّتِكَ الَّتِی لاَیَقُومُ لَهَا شَیْءٌ »
« و از تو درخوست می كنم به عزّتت كه چیزی در برابر آن نایستد و تاب و توان نیاورد ».
وجود مقدسی كه همه چیز را با قدرتش آفریده و با رحمتش فرا گرفته و همه چیز با تمام وجودشان نشان می دهند كه در برابر قدرت او خاكسار و فروتن و خوارند و با جباریت خود تمام كمبودها و نواقص همه چیز را جبران كرده است، چه جای این كه چیزی در هر هویت و حیثیتی باشد، در برابر عزّت، توانایی و اقتدارش ایستادگی كند ؟
وجود یك شیء با همه ی تركیبات وجودیش، از آسمانها و زمین گرفته تا آنچه بین آسمانها و زمین است، از موجودات غیبی گرفته تا آنچه در مملكت شهود است، پرتوی بسیار بسیار اندك از عزّت و توانمندی اوست، و نسبت به حضرت او جز سایه و نمایشی ضعیف از وجود نیست ; پس چگونه تاب ایستادگی در برابر عزت ازلی و ابدی و توانایی بی نهایت بیاورد
« عزّت »، كه به معنای توانایی و قدرت است، در همه ی موجودات، شعاعی سوسو زنان از عزت و توانایی اوست. شعاع جرقه ی ناچیز و بی مقدار كجا، و نور بی نهایت و ازلی و ابدی كجا !
﴿صفحه 107﴾
( فَلِلّهِ العِزَّةُ جَمیعاً )(102).
آری، بر اساس آیات قرآن عزیز، همه ی عزّت از اوست. به هركس بخواهد به اندازه ی لیاقتش عزت می دهد و هركس را اراده نداشته باشد عزت نمی بخشد و عزت داده شده را از هركس بخواهد باز می ستاند. پس عزیز مستقلی برابر او وجود ندارد و كسی را یارای ایستادگی در برابر عزت او نیست. او توانای شكست ناپذیر و غالب غیرمغلوب است.


﴿صفحه 108﴾