فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

جبران كمبودها توسط خدای مهربان

مسئله ی جبران كمبودها و نواقص از جانب حضرت حق مسئله ای درخور توجه و دقت است، چند مورد در این زمینه از كتاب های علمی نقل می شود،
﴿صفحه 101﴾
باشد كه ایمان ما را به حضرت فیاض و منبع جبران كننده ی كمبودها و نواقص بیفزاید :

جبران انرژی مصرف شده ی خورشید

خورشیدی كه قسمت عمده ای از انرژی را تأمین می كند واحدی كوچك از « كل شیء » است.
حرارت خورشید چنان زیاد است كه سوزان ترین آتشها در برابر آن سرد است. حرارت سطح خورشید معادل 6093 درجه سانتی گراد و گرمای درون آن خیلی بیش از این مقدار است.
خورشید در هر ثانیه بیش از 12 میلیون و چهار صد هزار تن انرژی در فضا پخش می كند، به طوری كه اگر خواسته باشیم آن اندازه حرارت را كه خورشید در یك دقیقه مصرف می كند توسط ذغال سنگ بدست آوریم باید مقدار 679 میلیون میلیارد تن از آن را بسوزانیم.
وزن مقدار انرژی كه در هر یك ثانیه به وسیله ی خورشید مصرف می شود بالغ بر 4 میلیون تن است و این رقم برای یكسال معادل144126000000000 تن است. مسلماً اگر آتشی بی مایه بماند، خاموش می شود ; بنابراین اگر خورشید از خارج چیزی نمی گیرد و در هر سال این مقدار انرژی مصرف می كند، چرا به خاموشی و سردی نمی گراید ؟ در حالی كه اگر خورشید از ذغال خالص درست شده بود، بیش از شصت قرن سوخت نداشت.
پاسخ این پرسش را فقط صفت « جبروت » می دهد ; او خورشید را توده ای عظیم از گاز قرار داده، گاز، ضمن عمل تراكم و انقباض، انرژی از دست داده را بازمی گیرد. این نكته نتیجه ی مطالعات و پی گیری دانشمندان بسیاری در شرق و غرب و نوشتن هزاران صفحه كتاب است كه امروز در این زمینه به صورت
﴿صفحه 102﴾
ساده ترین جمله به دست ما رسیده است.
آری، اوست كه انرژی های مصرف شده ی اشیا را به صورت های گوناگون جبران می كند و جبران انرژی مصرف شده ی خورشید یكی از نشانه ها و آیات جبروتی اوست.

جبران جزر و مد دریای خزر

سطح دریای خزر از دریای آزاد در حدود 6/27 متر پایین تر است و پایین تر نیز می شود. دریای خزر، با دریاهای آزاد پیوستگی ندارد، لذا تابع جزر و مدّ عمومی اقیانوسها نیست. دریای خزر، بر اثر كوچكی به طور كافی نمی تواند از جاذبه ی ماه استفاده كند، پس بایستی جزر و مدی نداشته باشد و بگندد و ماهی هایش نابود شوند و كرانه ها و ساحل های چهارسویش را به آلودگی بكشاند و جانداری و گیاهی در آنجاها نروید. چرا چنین نشد و نمی شود ؟
وجود مباركی كه دریای خزر و سواحل آن را به وجود آورد، می دانست كه این نقیصه را چگونه جبران كند. بادهایی را به نام « سر نوك » و « خزری » و « میانوا » فرستاد كه آب این دریا را با فشاری هرچه تمامتر به حركت آورند به طوری كه سطح رودهایی را كه در آن می ریزد بالا ببرند و پایین بیاورند.
این بادها به اندازه ای پر قدرت آب دریای خزر را بالا می برند كه اغلب قایق رانان نمی توانند در برابر فشار آب مقاومت كنند.
این بادها كار دیگری نیز انجام می دهند، ابرها را از شمال دریای خزر به جنوب می رانند و در سواحل شمالی ایران بارندگی ایجاد می كنند، تا در مرغزارهای آنجا همیشه گل بروید و بوستانهایش لاله و سنبل بزاید.
این بادها آب دریا را به داخل « مرداب انزلی » می رانند تا عمل تخلیه و پاكیزه كردن مرداب را انجام دهند. رودهای گیلان در اثر بارندگی های پی در پی
﴿صفحه 103﴾
و كوهبارهای سیل آسا بیشتر اوقات گِل آلود هستند و پر از ریشه ها و تخم های گیاهان جنگلی، گِل و لای رودهایی كه وارد مرداب می شوند در آنجا رسوب می كنند، كف آن را بالا می آورند و مرداب را پر می كنند. تخم ها و ریشه ها نیز رشد و نمو می نمایند و همین دو عامل بس است كه بزودی مرداب را خشك كرده تبدیل به باتلاق كنند، ولی هزاران سال است كه مرداب به حال خود باقی است، چرا ؟
خدای جبران كننده برای جلوگیری از آن، آب دریا را به ملاقات سیلابها می فرستد و همان موقع كه بادهای « سرنوك » و « خزری » و « میانوا » ابرها را برای باریدن به سوی جنوب حركت می دهند، آب پاك و تمیز دریا به جلوی آبهای گل آلود رودخانه ها می روند و با آنها مخلوط می شود، غلظت آنها رقیق می گردد، ریشه ها و تخم ها در اثر آب شور دریا از بین می رود.
هنگامی كه این بادها آرام گرفت بادهای « كراموا »، « كناروا » و « آفتاب بوشو » وارد عمل می شوند و این آبها را سرازیر كرده از مرداب داخل دریای خزر می كَنند و عمل تخلیه ی مرداب از آبهای گل آلود انجام می شود.
بادهای « گیلوا » و « درشتوا »، نیز مأمور فشار دادن آب مرداب از مشرق به سوی مغرب هستند و برای اختلاط آبها كمك مؤثر می كنند !! (100)