فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

وَخَضَعَ لَهَا كُلُّ شَیْء...

« وَخَضَعَ لَهَا كُلُّ شَیْء وَذَلَّ لَهَا كُلُّ شَیْء »
« و در برابر آن هر چیزی فروتنی نموده و همه چیز خوار شده است ».
همه چیز از موجودات غیبی تا موجودات شهودی، از بزرگترین موجود معنوی و مادّی، تا كوچك ترین مخلوق معنوی و مادی، از عظیم ترین كهكشان و سیّاره و ثابت، تا كوچك ترین اتمی كه هرگز با نیرومندترین دستگاههای علمی به چشم نیاید، نسبت به قدرت و تواناییت فروتن و خاكسار و ذلیل و خوارند ; همه مسخّر و فرمانبردارند و در برابر فرامین حكیمانه ات سر تواضع بر خاك ذلّت دارند و همیشه و همه جا برای فرمانبرداریت آماده و حاضرند و روح سرپیچی و حالت عصیان در احدی از آنها نسبت به دستوراتت وجود ندارد.
موجوداتی كه بی استثنا مقهور و مغلوب قدرت بی نهایت تواند، همه ی وجودشان عین خضوع و محض ذلت است.
در فرازی از یك دعای عارفانه و عاشقانه كه از قلب ملكوتی معصومی آگاه و موحّدی بینا بر زبانش جاری شده می خوانیم :
« یقیناً تو، آری تو، خدایی هستی كه به قدرت و تواناییت همه چیز را ذلیل خود كردی و گردن همه چیز پیش قدرتت افتاده و خاضع است. آنچه بخواهی نسبت به همه چیز انجام می دهی و به آنچه اراده فرمایی در مملكت وجود

﴿صفحه 97)
تصرف می كنی. تویی ذات مقدسی كه همه چیز را آفریدی و كار همه چیز به دست قدرت توست. تو مولای همه چیزی و همه چیز مغلوب قهاریت و مسخّر سخاریّت توست. معبودی جز تو نیست. تو عزیز و كریمی ».
جمله ذرّات زمین و آسمان *** لشكر حقّند گاه امتحان
باد را دیدی كه با عادان چه كرد *** آب را دیدی كه در طوفان چه كرد
آنچه بر فرعون زد آن بحر كین *** وآنچه با قارون نمودست این زمین
وآنچه آن بابیل با آن پیل كرد *** وآنچه پشّه كلّه ی نمرود خورد
وآنكه سنگ انداخت داودی به دشت *** گشت سیصد پاره و لشكر شكست
سنگ می بارید بر اعدای لوط *** تا كه در آب سیه خوردند غوط
گر بگویم از جمادات جهان *** عاقلانه یاری پیغمبران
مثنوی چندان شود كه چهل شتر *** چون كشد عاجز شود از بار پر(99)
آری، رحمتی كه همه چیز را فرا گرفته و قدرت بی نهایتی كه بر همه چیز غالب و چیره است و وجود مباركی كه همه چیز در برابر قدرتش خاضع و ذلیل است. برای او بسیار بسیار آسان است كه دعای بنده اش را كه با گریه و زاری و فروتنی و با خلوص و خاكساری و در حالت تضرع و اشك باری، آنهم در شبی چون شب جمعه انجام می گیرد، مستجاب كند. و برای او فوق العاده سهل است كه لشكر آسمان و زمین خود را برای رساندن عبد دعا خوان به مقاصد دنیوی و اخرویش به كار گیرد.
كسی كه در حال انكسار خدا را به رحمت و قدرتش می خواند و رحمتی و قدرتی جز رحمت و قدرت او نمی داند و نمی بیند آیا ممكن است دعایش به هدف اجابت نرسد ؟ هرگز.

﴿صفحه 98﴾
موجود ضعیف و ناتوان است كه نمی تواند حاجت حاجتمند را روا كند و دعای دعا خوان را به اجابت برساند و خواسته ی خواهنده را پاسخ گوید. ذات غنی و رحمت واسعه و قدرت بی نهایت كه همه چیز در قبضه ی قدرت اوست، بر وفق مصلحت عبد و حكمت خود، دعا را مستجاب می كند و خواستهی خواهان را عطا می فرماید.
در دعای سیزدهم « صحیفه ی سجّادیه » آمده : آفریده ها را به نیازمندی نسبت داده ای و آنان هم بی چون و چرا نیازمند به تو هستند ; پس كسی كه ترمیم خلأ و شكاف زندگیش را از تو بخواهد و تغییر تهی دستی و فقرش را از تو درخواست كند، یقیناً حاجتش را از جایگاه اصلی اش خواسته و به دنبال مطلبش از راه صحیح و درستش آمده است. و كسی كه برای حاجتش به یكی از آفریده های تو رو كند، یا او را به جای تو وسیله ی رسیدن به نیازش قرار دهد، قطعاً خود را در معرض محرومیت قرار داده و سزاوار از دست رفتن احسان تو شده است.
با اشتیاق و شوق آهنگ تو كردم و از باب اطمینان به تو، امیدم را به جانب حضرتت آوردم و دانستم آنچه را از تو می خواهم، هرچند زیاد باشد، در كنار داراییت اندك است و چیزهای باارزشی كه بخشش را از تو درخواست می كنم، در جنب تواناییت كوچك و بی مقدار است. دایره ی كرم و بزرگواریت با تقاضای هیچ كس تنگ نمی شود و دست بخشندگیت از هر دستی برتر است.
ممكنات كه روزگاری عدم محض بودند و وجودی نداشتند تا قابل ذكر باشند، با اراده و رحمت و قدرت حق وجود یافتند و تداوم وجودشان بر اثر عنایت و نظر حق و رحمت و قدرت اوست ; و هیچ استقلالی در هیچ زمینه ای از خود ندارند و مُهر فقر ذاتی و خضوع و ذلّت ماهیتی و حیثیتیبر پیشانی حیات آنان خورده و همیشه خاكسار و ذلیل و خاضع و خوار در جنب قدرت ازلی
﴿صفحه 99﴾
و ابدی او هستند.
سزاوار و شایسته انسان نیست كه در برابر قدرت بی نهایت او از خود قدرتی نشان دهد و كوس منیت بزند و بر طبل تكبّر بكوبد و با خضوع ذاتی و ذلّت هویتی و با این كوچكی جثّه كه جز مقداری خاك چیزی نیست و با این محدودیت روحی كه جز یك نفخه و دم واقعیّتی نیست و با این محدودیت عقل كه از پی بردن به حقیقت یك ذرّه ی ناچیز، عاجز و ناتوان است، در برابر قدرت مولا و خالق و مدبّر و پروردگارش، كه همه چیز خود را از شعاع رحمت او دارد، عرض و اندام كند، كه عرض و اندامش عامل سقوط و ورشكستگی و افتضاح و آبروریزی و سبب محرومیت از رحمت و گرفتار شدن به چنگال عقوبت و دچار آمدن به عذاب ابد است.
﴿صفحه 100﴾

وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتِی غَلَبْتَ بِهَا...

« وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتِی غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَیْء »
« و از تو درخواست می كنم به جبروتت كه به آن بر همه چیز غلبه كردی ».
« جبروت » از جهت لغت صیغه ی مبالغه است ; یعنی : كمبودها و نقایص همه ی موجودات و ممكنات عرصه ی هستی را با رساندن انواع خیرات و نعمت ها و ابزار و وسائل به آنها جبران می كند، جبرانی در حدّ عالی و جبرانی
فراوان و كثیر.
همهی موجودات و ممكنات در ابتدای آفرینش اشیایی غیرقابل ذكرند، صورت اولیه ی آنها یا یك اتم است، یا یك حبّه و دانه، یا نطفه ای ناچیز و بی مقدار. هر موجودی آنچه را كم دارد یا آنچه را دارد، ناقص است. صفت بی نهایت جبروتی او كمبودها و نواقصش را جبران می كند تا به صورتی كامل و شكلی جامع و هویتی باارزش و حیثیتی كریمانه در عرصه ی هستی جلوه كند و در جایگاه اصلی خودش قرار بگیرد.

جبران كمبودها توسط خدای مهربان

مسئله ی جبران كمبودها و نواقص از جانب حضرت حق مسئله ای درخور توجه و دقت است، چند مورد در این زمینه از كتاب های علمی نقل می شود،
﴿صفحه 101﴾
باشد كه ایمان ما را به حضرت فیاض و منبع جبران كننده ی كمبودها و نواقص بیفزاید :