فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

داستان هایی از رحمت

در روایتی آمده : چون روز قیامت شود، عبد را به جایگاه حساب درآورند، و نامه ی عمل او را كه پر از گناه است به دست چپ وی دهند. عبد وقت گرفتن نامه به خاطر عادتی كه در دنیا داشته « بسم اللّه » به زبان جاری كند و با خواندن خدا به رحمت، نامه را بستاند، چون بگشاید آن را سپید یابد و هیچ نوشته ای در آن نامه به نظرش نیاید، گوید : اینجا نوشته ای نیست تا بخوانم. فرشتگان گویند :

﴿صفحه 86﴾
در این نامه سیئات و خطاهایت نوشته بود، ولی به بركت این آیه زایل شد و حضرت عزت از تو گذشت(90).

عیسی و گناهكار

در روایات آمده : روزی عیسی با جمعی از حواریون به راهی می گذشت، ناگاه گنهكاری تباه روزگار كه در آن زمان به فسق و فجور معروف و مشهور بود آنان را بدید، آتش حسرت در سینه اش افروخته شد، آب ندامت از دیده اش روان گشت، تیرگی روزگار و تاریكی حال خود را معاینه دید، آه جگر سوز از دل پرخون بركشید و با زبان حال گفت :
یا رب كه منم دست تهی چشم پرآب *** جان خسته و دل سوخته و سینه كباب
نامه سیه و عمر تبه، كار خراب *** از روی كرم به فضل خویشم دریاب
پس با خود اندیشید كه هر چند در همه ی عمر قدمی به خیر برنداشته ام و با این آلودگی و ناپاكی قابلیت همراهی با پاكان را ندارم، اما چون این گروه دوستان خدایند، اگر به مرافقت و موافقت ایشان دو سه گامی بروم ضایع نخواهد بود ; پس خود را سگ اصحاب ساخت و بدنبال آن جوانمردان فریادكنان می رفت.
یكی از حواریون باز نگریست و آن شخص را كه به نابكاری و بدكاری شهره ی شهر و مشهور دهر بود دید كه به دنبال ایشان می آید، گفت : یا روح اللّه ! ای جان پاك ! این مرده دل بی باك را كجا لیاقت همراهی با ماست و بودن این پلید ناپاك از پی ما در كدام مذهب رواست ؟ او را از ما بران تا ما را دنبال نكند و از همراهی ما جدا شود كه مبادا شومی گناهانش دامن زندگی ما را بگیرد !!
عیسی (علیه السلام) در اندیشه شد تا به آن شخص چه گوید و چگونه عذر او را

﴿صفحه 87﴾
بخواهد، كه ناگاه وحی الهی در رسید : یا روح اللّه ! دوست خودپسند و دچار پندار خود را بگوی تا كار از سر گیرد، كه هر عمل خیری تا امروز از او صادر شده به خاطر نظر حقارتی كه به آن مفلس انداخت از دیوان و دفتر عمل او محو كردیم و آن فاسق گناهكار را بشارت ده كه به آن حسرت و ندامت كه به پیشگاه ما پیش آورد، مسیر توفیق به روی او گشودیم و دلیل عنایت را در راه هدایت به حمایت او فرستادیم(91).

جوان گناهكار

ملا فتح اللّه كاشانی در تفسیر « منهج الصادقین »، و آیت اللّه كلباسی در كتاب « انیس اللیل » نقل كرده اند : در زمان مالك دینار جوانی از زمره ی اهل معصیت و طغیان از دنیا رفت ; مردم به خاطر آلودگی او جنازه اش را تجهیز نكردند، بلكه در مكان پستی و محلّ پر از زباله ای انداختند و رفتند.
شبانه در عالم رؤیا از جانب حق تعالی به مالك دینار گفتند : بدن بنده ی ما را بردار و پس از غسل و كفن در گورستان صالحان و پاكان دفن كن. عرضه داشت : او از گروه فاسقان و بدكاران است، چگونه و با چه وسیله مقرّب درگاه احدیت شد ؟ جواب آمد : در وقت جان دادن با چشم گریان گفت :
یا مَنْ لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَیْسَ لَهُ الدُّنیا وَ الآخرَةُ.
« ای كه دنیا و آخرت از اوست، رحم كن به كسی كه نه دنیا دارد نه آخرت ».
مالك ! كدام دردمند به درگاه ما آمد كه دردش را درمان نكردیم ؟ و كدام حاجتمند به پیشگاه ما نالید كه حاجتش را برنیاوردیم ؟ (92)

﴿صفحه 88﴾