فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

سیستم دفاعی بدن

خدای تعالی هنگامی كه پیكر انسان را آفرید، از باب محبت و لطف و رأفت و رحمتش در برابر دشمنان مهاجم، یعنی میكروبها و بیماریها، پنج خط دفاعی برای وی قرار داد :
1 ـ پوست، كه سراسر بدن را مانند قلعه ای فرا گرفته است.
2 ـ بافت های لنفاوی، كه عبارتند از : بافت های پنبه مانندی كه زیر پوست بدن قرار دارند و كِرِم رنگ می باشند و گاهی تغییر رنگ می دهند.
این بافت ها در بعضی نقاط بدن ضخیم و در بعضی نقاط دیگر نازك می باشند. اگر دشمن، از پوست گذشت با مقاومت نسج های لنفاوی روبرو می شود.
3 ـ پرده های مخاط، پرده ی مخاط عبارت است از : پرده ای كه پاره ای از اعضای بدن را احاطه كرده و رنگ آن متناسب با خود عضو بوده و وظیفه ی آن دفاع از عضو می باشد.
بعضی از اعضا، مانند قلب، دارای دو پرده ی مخاط می باشند : یكی پرده ای كه بیرون قلب را احاطه كرده است و آن را « مخاط خارجی » می نامند و دیگر آن كه در درون قلب است و آن را «مخاط داخلی» گویند.
4 ـ ترشی معده، اگر دشمن از خطوط مقدم دفاعی بدن گذشت و به درون معده راه یافت ترشی معده او را نابود می كند.
5 ـ گویچه های سپید، موجودات كروی شكلی هستند كه با میكروب های خبیثی كه از خطوط دفاعی بدن گذشته اند و داخل خون شده اند، به جنگ برمی خیزند، تا همگی را به دیار نیستی رهسپار كنند. نكته ی قابل توجه این كه : این گویچه های سپید، با میكروبهای پاك و طیّبی كه وارد كشور بدن می شوند همه
﴿صفحه 74﴾
نوع همكاری را دارند(71).
مگر نه این است كه رحمت الهیه و رأفت رحمانیه، همه ی اینها را فرا گرفته كه اینگونه بشر را از حوادث و آفات حفظ می كنند و او را در مسیر حیات با فعل و انفعالات خود یاری می دهند. به راستی انسان چه اندازه مورد رحمت خداست ؟ رحمتی كه ظاهر و باطن و ذره ذره وجود او را فرا گرفته و یك لحظه او را تنها نمی گذارد ؟!!

گیاهان و منافع شگفت انگیز آنها

شمارهی گیاهان و عدد نباتات و فعل و انفعالات آنها و انواع ویتامین هایی كه در وجودشان است و نقشی كه در بقای حیات و در زندگی انسانها به عهده دارند را كسی جز خدا كه به وجود آورنده ی آنهاست نمی داند.
از آنجا كه نباتات و گیاهان جزئی از « كل شیء » هستند و رحمت الهیه، ظاهر و باطن همه ی آنها را فرا گرفته است، به گوشه ای از وجود آنها و نقشی كه در خیمه ی حیات برای بقای موجودات به عهده دارند اشاره می شود.
در هوا مقداری محدود گاز و اكسیژن موجود است. اكسیژن، ماده ای است حیاتی كه حرارت غریزی بدن انسانها و حیوانات و همه ی جانداران به آن بستگی دارد و زندگی انسان و حیوان بدون آن ممكن نخواهد بود.
هنگام نفس كشیدن مقداری اكسیژن وارد ریه ها می شود و با خون تركیب می گردد و دستگاه پخش خون آن را به قسمت های مختلف بدن می رساند.
اكسیژن، غذا را در سلول های گوناگون بدن با حرارتی ضعیف، آهسته و آرام می سوزاند و حرارت غریزی را به وجود می آورد. در اثر احتراق غذا گازهای زهرآگینی به نام « كربونیك » ایجاد می شود، این گاز در بازگشت مجدد خون به

﴿صفحه 75﴾
ریه ها با خون داخل آنها شده و از راه تنفس بیرون رفته جزء هوا می شود.
كار همه ی جانداران همین است كه اكسیژن هوا را می گیرند و گاز كربونیك تحویل می دهند.
در اینجا پرسشی پیش می آید كه :
چرا اكسیژن هوا تمام نمی شود، چرا كه مقدارش محدود و معین بوده و در اثر تنفس میلیاردها انسان و جاندار دیگر در هزاران سال باید تمام شده باشد.
هر فردی از انسان در 24 ساعت در ضمن تنفس به طور معمول 250 گرم كربن خالص از ریه بیرون می دهد. اگر مجموع افراد بشر را فرضاً سه میلیارد بدانیم در ظرف یك سال دویست و هفتاد و سه میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تن كربونیك كه گازی سمّی است تولید می كنند و تقریباً برابر همین مقدار را جانوران در ضمن تنفس ایجاد می كنند.
این گاز سمّی كه دم بدم به طور تصاعد افزوده می شود به كجا می رود ؟ اگر در هوا موجود است باید تعادلش با اكسیژن بهم بخورد، زیرا اكسیژن پیوسته در حال كم شدن و كربن در حال افزایش است. پس چرا انسانها و جانداران همگی زنده مانده اند و به كام مرگ نیفتاده اند ؟!
پاسخ این سؤال این است كه :
رحمت الهیه این مشكل را به آسانی حل كرده و با آسان ترین راه، انسانها و جانداران را از خطر مرگ بار این گاز نجات داده است.
او سلسله ای بر موجودات زنده ی این جهان افزوده كه شماره اشان برای كسی معلوم نیست. و تنفس كننده های زنده ی دیگری را ایجاد كرده كه تنفس آنها درست بر خلاف نفس كشیدن جانداران است.
آنها وقتی نفس می كشند كربن را از هوا می گیرند و اكسیژن تحویل می دهند، در نتیجه تعادل را میان این دو گاز هوا برقرار می كنند. این موجودات زنده و خدمتگذاران دیرینه سلسله ی گیاهان هستند.
﴿صفحه 76﴾
گیاه، عمل كربن گیری را از هوا به وسیله ی برگهای خود انجام می دهد و كربن را در تنه ی خود نگاه می دارد و اكسیژن را در هوا ارسال می كند. به همین خاطر بخش مهم وجود گیاهان از كربن است.
بر اساس آیات قرآن و كلام ملكوتی امام عاشقان و امیر مؤمنان در دعای كمیل، رحمت الهیه هر برگی را فرا گرفته كه اینگونه بساط حیات را از خطر نابودی حفظ می كند و آثار رحمت فراگیر حضرت حق در تنه، شاخه، برگ، شكوفه ها و گل های گیاهان با چشم سر قابل مشاهده است. آن كه نمی بیند بیمار است و آن كه تدبر نمی كند دچار سرطان جهل و غفلت است.
انسان، با عقل و شعور خدا داده، از انواع سبزیجات و حبوبات و میوه جات برای سلامت بدن و رفع گرسنگی و لذت بردن و ادامه ی حیات استفاده می كند و این مجموعه، در كارگاه عظیم بدن او، به آنچه كه مورد نیاز بدن است از قبیل : رنگ، استخوان، پوست، عصب، پی، رگ، خون، مو، ناخن، انرژی، حرارت و... به سبب رحمت الهی تبدیل می شود.
چشم دل باز كن كه جان بینی *** آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری *** همه آفاق گلسِتان بینی
بر همه اهل آن زمین به مراد *** گردش دور آسمان بینی
آنچه بینی دلت همان خواهد *** آنچه خواهد دلت همان بینی
بی سر و پا گدای آنجا را *** سر به ملك جهان گران بینی
هم در آن پابرهنه قومی را *** پای بر فرق فرقدان بینی
هم در آن سر برهنه جمعی را *** بر سر از عرش سایبان بینی
گاه وجد و سماع هر یك را *** بر دو كون آستین فشان بینی
دل هر ذره را كه بشكافی *** آفتابیش در میان بینی
هرچه داری اگر به عشق دهی *** كافرم گر جُوی زیان بینی
﴿صفحه 77﴾
جان گدازی اگر به آتش عشق *** عشق را كیمیای جان بینی
از مضیق جهات در گذری *** وسعت ملك لا مكان بینی
آنچه نشنیده گوش آن شنوی *** و آنچه نادیده چشم آن بینی
تا بجایی رساندت كه یكی *** از جهان و جهانیان بینی
با یكی عشق ورز از دل و جان *** تا به عین الیقین عیان بینی
كه یكی هست و هیچ نیست جز او *** « وحده لا إله إلاّ هو »(72)

نقش حشرات و حیوانات در حیات و هستی

از شماره ی حشرات و حیوانات و جانوران خشكی و دریا و پرندگان و خزندگان و منافع عظیم وجود آنها در عالم هستی، كسی جز خالق آنها كه رحمتش ظاهر و باطن هر یك از آنها را فرا گرفته آگاهی ندارد.
رحمت فراگیر او نسبت به همه ی آنها سبب شده است كه آثار بسیار عظیمی از وجودشان آشكار شود و در این عرصه، سودگیری انسان از آنها جایگاه خاصی دارد.
1 ـ حشرات بارور كننده : درخت میوه هم نر است و هم ماده، هم گرده دارد كه مانند نطفه ی مرد است و هم تخمك كه نشانه ی مادگی اوست. اگر گرده ی درخت نر، به تخمك درخت ماده ی هم نوع خود و یا بالعكس نرسد میوه و ثمری وجود نخواهد داشت.
برای باروری بعضی از گیاهان، حضرت رحمان حشراتی بسیار ریزی را به وجود آورده است. آنان این وظیفه را با بهترین شكل انجام می دهند. گرده ی این را به تخمك آن و گرده ی آن را به تخمك این می رسانند.

﴿صفحه 78﴾
شگفتی اینجاست كه : این مأمورین زبردست اشتباه نمی كنند ; گرده ی سیب را به تخمك هلو، و گرده ی زردآلو را به تخمك خربزه نمی رسانند، بلكه سیب را به سیب، و هلو را به هلو تلقیح می كنند.
عجیب تر این كه : درختان هم به این حشرات پاداش می دهند و آن مزد، قندی است كه در نهاد این درختان برای آن مأموران قرار داده شده است. آنها قند شیرین را می خورند و داماد را به عروس می رسانند تا فرزندانشان را به بشر، آری به بشر، تحویل دهند. ولی بشر از این همه مهر و لطف و رحمت قدردانی نمی كند !!
2 ـ گاو و گوسفند : دانشوران علوم طبیعی كه می گویند : هر چیزی در طبیعت به اندازه ی احتیاج موجودات می باشد، سخنی است درست.
آری، در حیوانات پستاندار، شیر در سینه ی مادران به اندازه ی نیاز نوزادان نهاده شده است، ولی خدای متعال، كه رحمتش همه چیز را فرا گرفته، گاو و گوسفند را از این قانون كلّی كه در همه ی پستانداران جاری است مستثنی كرده ; چرا كه شیر این حیوانات نه تنها غذای نوزادان آنهاست، بلكه غذای كاملی برای بشر نیز به شمار می آید.
شیر گاو و گوسفند برای نوزادان و كودكان و حتی انسانهای در حال رشد و یا تكامل یافته ارزش غذایی بسیار مهمی دارد و فراورده های شیری یكی از بزرگ ترین احتیاجات غذایی بشر را تأمین می كند(73).
آیا رحمت و لطف خدای متعال در حق انسان به روشنی دیده نمی شود ؟ خدای متعال در سایه ی رحمت بی نهایت خود این حیوانات را در خدمت انسان قرار داده است. حیواناتی كه سود آنها بسیار سرشار و زیانهای احتمالی آنها بسیار كم می باشد.

﴿صفحه 79﴾
بشر از تمام اعضا و جوارح گوسفند بهره می برد و سر تا پای وجود این حیوان، خدمتگزاری به انسان است.
نكتهی قابل توجه و شگفت آور این كه : با وجود تنوع و گروه بندی گوسفند به : پشمی، گوشتی و شیری، خوراك هر سه گروه این حیوان یكی است و این قدرت پروردگار عالم است كه در وجود یك حیوان، یك نوع غذا را به 3 فرآورده ی پرارزش برای حیات انسان تبدیل می كند و خوراك و پوشاك انسان را كه گروهی هم در میانشان قدر ناشناس وجود دارد، تأمین می نماید.
گوسفند، یك جزء ناچیز از « كل شیء » است كه رحمت الهی، او را فرا گرفته است. جلوه ی آثار رحمت حق در این موجود به اندازه ای است كه توضیح و تفسیرش كتاب ها نیاز دارد.
3 ـ زنبور عسل : گیاه شناسان می گویند : بیشتر گلها در سرتاسر روز شیره ندارند، بلكه در وقت معیّنی از روز شیره می دهند و زمان شیره دهی آنها از سه ساعت تجاوز نمی كند. گلها شیره ی خود را همگی در یك وقت عرضه نمی كنند، پاره ای در صبح گاه، برخی هنگام ظهر و دسته ای بعد از ظهر شیره ی خود را در معرض قرار می دهند. زنبور عسل گیاه شناس و وقت شناس است، گلها را می شناسند و ساعت شیر دهی هر گلی را می داند، در همان وقت به سراغ آن گل می رود تا شیره اش را بمكد(74).
سپس شیره ی گل را در كارگاه وجود خود تبدیل به ماده ای شیرین، مصفّا، خوشمزه، انرژی بخش و خوشرنگ می كند كه در تمام مواد غذایی جهان بی نظیر و از فاسد شدن مصون است. و علاوه بر همه ی اینها به فرموده ی قرآن برای انسانها جنبه ی درمان از بیماریها دارد، ( فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ )(75).

﴿صفحه 80﴾
در رابطه با زنبور و زندگی این موجود شگفت انگیز، صدها كتاب نوشته شده كه هر ورقش نشانگر رحمت فراگیر حضرت حق نسبت به همه ی شئون این موجود به ظاهر كوچك ولی بسیار بزرگ است.