فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

دستگاه تنفس

ریه ها در یك دوره ی زندگی معتدل در حدود 500 میلیون بار عملیات قبض و بسط انجام می دهند.
در دستگاه تنفس، صدها هزار غدّه وجود دارد كه از آن مایع چسبنده ای ترشح می شود. كار این غده ها جذب ذرات زیان آوری است كه در گرد و غبار وجود دارند كه در حین تنفس داخل بدن انسان می شوند.
اگر این مایع نبود، ذرات مزبور در ظرف چند لحظه لوله های تنفس را می بستند و منجر به مرگ می شدند.
در لوله های تنفس، موهای بسیار ریزی وجود دارد كه آنجا را پیوسته تمیز و پاكیزه می كنند.
این موها در مدت یك ثانیه، 12 بار تمام لوله ها را جاروب می كنند و ذرات زیان بخش را به جهاز هاضمه می رسانند و در آنجا تأثیر خود را از دست می دهند.
لوله های تنفس، 750 میلیون كیسه های ریوی را به هوای تصفیه شده می رسانند كه در كربن و اكسید خون، به اكسیژن حیات بخش تبدیل می شود.
دستگاه تنفس با این حجم كوچك و كار عظیم و فعل و انفعال حیرت آور، یكی از اجزاء « كل شیء » است كه رحمت الهیه آن را فرا گرفته و به آن احاطه ی كامل دارد.

پوست

پوست بدن دارای منافع بسیار زیادی است كه به بعضی از آنها اشاره می شود :
1 ـ در پوست سوراخ های بسیار ریز و ذره بینی وجود دارد كه مقداری از تنفس انسان به وسیله ی آنها انجام می شود ; اگر این سوراخها بسته شود انسان زنده نمی ماند
﴿صفحه 72﴾
2 ـ دارای غدّه هایی است كه ایجاد عرق می كنند و آن را از بدن بیرون می دهند تا حرارت بدن همیشه منظم باشد و بالا نرود.
3 ـ دارای غدّه های روغنی است كه پیوسته موها و خود را تازه و نرم نگاه دارند.
4 ـ در برابر حمله ی میكروب های خارجی خط دفاعی كشور بدن است.
5 ـ سم هایی را كه در بدن پیدا می شود به وسیله ی عرق دفع می كند و در این كار به كلیه ها كمك می دهد.
6 ـ از بیرون آمدن مایع های سودمند بدن جلوگیری می كند.
7 ـ مركز حسّ لامسه است. همان حسّی كه سردی، گرمی، زبری، صافی، نرمی، سفتی، ضخیمی و نازكی اجسام را به ما گزارش می دهد.
پوست، جسمی است كه رحمت خدا او را فرا گرفته و اگر اتصال به رحمت خدا نداشت، این همه فعل و انفعال سودمند در جهت حیات انسان در آن انجام نمی گرفت.
ای كه درد مرا تویی درمان *** ای كه راه مرا تویی پایان
كمر خدمتت به دل بستم *** هر چه گویی به جان برم فرمان
داده ام تن به خدمت تو به دل *** داده ام دل به طاعت تو به جان
هر چه خواهی بیار بر سر من *** یك دمم از درت ولیك مران
به خیال تو زنده است این سر *** به هوای تو زنده است این جان
گر نه در سر خیال توست مقیم *** ور نه در جان هوای توست روان
نیستم من، به جز تن بی سر *** نیستم، غیر قالب بی جان
یكدم ار وصل تو دهد دستم *** می دهم در بهاش جان و جهان
نه جهان خواهم و نه جان، جانا *** هم جهان « فیض » را تویی هم جان(70)

﴿صفحه 73﴾

سیستم دفاعی بدن

خدای تعالی هنگامی كه پیكر انسان را آفرید، از باب محبت و لطف و رأفت و رحمتش در برابر دشمنان مهاجم، یعنی میكروبها و بیماریها، پنج خط دفاعی برای وی قرار داد :
1 ـ پوست، كه سراسر بدن را مانند قلعه ای فرا گرفته است.
2 ـ بافت های لنفاوی، كه عبارتند از : بافت های پنبه مانندی كه زیر پوست بدن قرار دارند و كِرِم رنگ می باشند و گاهی تغییر رنگ می دهند.
این بافت ها در بعضی نقاط بدن ضخیم و در بعضی نقاط دیگر نازك می باشند. اگر دشمن، از پوست گذشت با مقاومت نسج های لنفاوی روبرو می شود.
3 ـ پرده های مخاط، پرده ی مخاط عبارت است از : پرده ای كه پاره ای از اعضای بدن را احاطه كرده و رنگ آن متناسب با خود عضو بوده و وظیفه ی آن دفاع از عضو می باشد.
بعضی از اعضا، مانند قلب، دارای دو پرده ی مخاط می باشند : یكی پرده ای كه بیرون قلب را احاطه كرده است و آن را « مخاط خارجی » می نامند و دیگر آن كه در درون قلب است و آن را «مخاط داخلی» گویند.
4 ـ ترشی معده، اگر دشمن از خطوط مقدم دفاعی بدن گذشت و به درون معده راه یافت ترشی معده او را نابود می كند.
5 ـ گویچه های سپید، موجودات كروی شكلی هستند كه با میكروب های خبیثی كه از خطوط دفاعی بدن گذشته اند و داخل خون شده اند، به جنگ برمی خیزند، تا همگی را به دیار نیستی رهسپار كنند. نكته ی قابل توجه این كه : این گویچه های سپید، با میكروبهای پاك و طیّبی كه وارد كشور بدن می شوند همه
﴿صفحه 74﴾
نوع همكاری را دارند(71).
مگر نه این است كه رحمت الهیه و رأفت رحمانیه، همه ی اینها را فرا گرفته كه اینگونه بشر را از حوادث و آفات حفظ می كنند و او را در مسیر حیات با فعل و انفعالات خود یاری می دهند. به راستی انسان چه اندازه مورد رحمت خداست ؟ رحمتی كه ظاهر و باطن و ذره ذره وجود او را فرا گرفته و یك لحظه او را تنها نمی گذارد ؟!!