فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

شب جمعه

روایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) شب جمعه را برای دعا از بهترین و مناسب ترین شبها می داند، و شب جمعه را در ارزش و عظمت هم پایه ی شب قدر به حساب می آورد.
بزرگان دین و اهل بصیرت و راه یافتگان به حریم قدس می گویند : اگر بتوانید شب جمعه را به نماز و دعا و ذكر و استغفار به صبح برسانید، از انجامش غفلت نورزید، زیرا خدای مهربان برای افزودن كرامت اهل ایمان، فرشتگان را در شب جمعه به آسمان اول می فرستد، تا حسناتشان را بیفزایند، و گناهانشان را

﴿صفحه 34﴾
محو كنند.
در حدیث معتبر از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده : چه بسا مؤمن برای حاجتی دعا می كند و خدای تعالی قضای حاجتش را به تأخیر می اندازد، تا در ظرف جمعه حاجتش را روا كند(26).
و از آن حضرت روایت شده : هنگامی كه برادران یوسف از حضرت یعقوب درخواست كردند برای آمرزش گناهانشان از خدا طلب مغفرت كند، پاسخ داد : به زودی از پروردگارم برای شما درخواست آمرزش می كنم و درخواست آمرزش را تا سحر شب جمعه به تأخیر انداخت تا دعایش برای فرزندانش مستجاب شود(27).
حضرت باقر (علیه السلام) می فرماید : خدای تعالی هر شب جمعه به فرشته ای دستور می دهد از اوّل شب تا آخر شب از جانب ربّ اعلی ندا دهد كه : آیا بنده ی مؤمنی هست كه پیش از طلوع صبح مرا برای دنیا و آخرتش بخواند تا من دعای او را مستجاب كنم ؟ آیا بنده ی مؤمنی هست كه پیش از طلوع صبح از گناهش توبه كند تا توبه اش را بپذیرم ؟ آیا بنده ی مؤمنی هست كه من روزی او را تنگ كرده باشم و از من بخواهد پیش از طلوع صبح روزی او را زیاد كنم، پس روزی او را وسعت دهم ؟ آیا بنده ی مؤمن بیماری هست كه از من درخواست كند پیش از طلوع صبح او را شفا دهم، تا او را عافیت بخشم ؟ آیا بنده ی مؤمن غمگین محبوسی هست كه پیش از طلوع صبح از من بخواهد او را از زندان رهایی بخشم و اندوهش را برطرف كنم، تا دعایش را به اجابت برسانم ؟ آیا بنده ی مؤمن مظلومی هست كه پیش از صبح از من بخواهد برای دفع ستم ستمكار به خاطر او از ستمكار انتقام گیرم و حقش را به او برگردانم ؟ فرشته ی حق پیوسته تا طلوع

﴿صفحه 35﴾
صبح این ندا را سر می دهد(28).
امام صادق (علیه السلام) فرمود : از ارتكاب گناه در شب جمعه بپرهیزید كه كیفر گناهان در آن شب دو چندان است، چنانچه ثواب حسنات چند برابر است، و كسی كه در شب جمعه معصیت خدا را ترك كند، خدا گناهان گذشته ی او را بیامرزد و هركه آشكارا در شب جمعه مرتكب گناه شود، حق تعالی او را به گناهان همه ی عمرش عذاب كند و عذاب گناه آشكار شب جمعه را « به كیفر شكستن حرمت شب جمعه » بر او دو چندان كند(29).
برای شب جمعه نمازها و دعاها و اوراد و اذكار زیادی نقل شده، كه از میان آنها دعای كمیل جایگاه خاصّی دارد.

كمیل بن زیاد نخعی

دانشمندان و علمای بزرگ چه شیعه مسلك و چه سنی مذهب، كمیل را به قوت ایمان و قدرت روح و اندیشه پاك و خلوص نیت و متخلق به اخلاق حمیده و آراسته به اعمال شایسته ستوده اند.
بزرگان هر دو مسلك بر عدالت و جلالت و عظمت و كرامت او اتفاق نظر دارند.
كمیل از خواصّ و بزرگان اصحاب امیرالمؤمنین و حضرت مجتبی (علیهما السلام)است(30).
امیرالمؤمنین (علیه السلام) كمیل را یكی از ده نفر یاران مورد اطمینانش به حساب آورده است(31).

﴿صفحه 36﴾
كمیل از بهترین شیعیان و عاشقان و محبّان و علاقه مندان به امیرالمؤمنین (علیه السلام)بوده است(32).
مسائل و سفارشات و وصایایی كه امیرالمؤمنین به كمیل داشته از ایمان عظیم و معرفت فوق العاده كمیل حكایت دارد.
اهل سنت كه هیچ گاه به خاطر دوری از حق و عدالت و انصاف و مروّت نظر مثبتی نسبت به پیروان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) نداشتند، كمیل را در همه ی امور مورد اطمینان معرفی كرده اند(33).
عرفا و صاحب دلان و اهل سیر و سلوك و مشتاقان لقای محبوب، كمیل را صاحب سرّ امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خزانه ی معارف معنوی مولی الموحدین می شناسند.
كمیل، هجده سال روزگار نورانی و عصر بابركت پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) را دریافت و از انوار ملكوتی مقام نبوّت بهره مند شد.
كمیل، انسان بزرگوار، و موجودی شریف و پاك است، كه به خاطر لیاقتش به دست حجاج بن یوسف ثقفی به شرف شهادت نایل آمد، شهادتی كه محبوبش علی (علیه السلام) از وقوعش به او خبر داد.
حجاج بن یوسف خونخوار، زمانی كه از جانب حاكم ستمگر اموی والی عراق شد به جستجوی كمیل برخاست تا او را به جرم محبت اهل بیت (علیهم السلام) و به گناه شیعه بودن كه در فرهنگ بنی امیه بالاترین گناه بود به قتل برساند.
كمیل خود را از حجاج پنهان داشت، حجاج حقوق منسوبان و اقوام كمیل را از بیت المال قطع كرد، زمانی كه كمیل از قطع حقوق اقوامش آگاه شد گفت : از عمر من چیزی نمانده، شایسته نیست وجود من سبب قطع رزق و روزی گروهی شود. از محلّ و مركزی كه پنهان بود درآمد و به نزد حجاج رفت، حجاج

﴿صفحه 37﴾
گفت : برای به كیفر رساندنت در جستجوی تو بودم.
كمیل گفت : آنچه از دستت برآید انجام ده، از عمر من جز زمانی اندك نمانده، بازگشت من و تو به زودی به سوی خداست، مولای من به من خبر داده قاتل من تویی. آنگاه حجاج فرمان داد تا سر مقدس آن مرد الهی و چهره ی ملكوتی را در حالی كه در سن نود سالگی قرار داشت از بدن جدا كردند. مرقد مطهر او در منطقه ی ثویّه بین نجف و كوفه معروف خاص و عام و زیارتگاه
اهل دل است.

دعای كمیل

عارفان عاشق و عاشقان عارف، بیدار دلان منصف و شایستگان به حقایق متّصف، جایگاه دعای كمیل را در میان همه ی دعاها چون جایگاه انسان در میان همه ی موجودات می دانند، چنان كه انسان را اشرف خلایق به حساب می آورند، دعای كمیل را اشرف همه ی دعاها می شمارند و از آن تعبیر به « انسان الأدعیه » می كنند.
نظر و رأی دقیق علامه كم نظیر، محقق خبیر، حدیث شناس آگاه، حضرت مجلسی بر این است كه دعای كمیل بهترین دعاست.
مجلسی بزرگوار در كتاب « زاد المعاد »، به نقل از كتاب « اقبال » سید بن طاوسمی نویسد : كمیل گفته : روزی در شهر بصره خدمت مولایم علی (علیه السلام) نشسته بودم، سخن از شب پانزدهم شعبان به میان آمد. حضرت فرمود : هركه آن شب را به عبادت اِحیا بدارد و دعای حضرت خضر را بخواند یقیناً دعایش مستجاب می شود. وقتی حضرت به منزل بازگشت خدمتش مشرف شدم، چون مرا دید فرمود : برای چه كاری آمده ای ؟ گفتم : به طلب دعای خضر به حضورت آمده ام. فرمود : بنشین. سپس به من خطاب كرد : ای كمیل ! هنگامی كه این دعا را حفظ كنی در هر شب جمعه یا ماهی یك بار، یا سالی یك بار، یا در طول عمر یك بار
﴿صفحه 38﴾
بخوان، خواندن این دعا تو را از شرّ دشمنان كفایت می كند و یاری می شوی و روزیت می دهند و گناهانت آمرزیده می شود.
ای كمیل ! طول مصاحبت و خدمتت سبب شد كه تو را به چنین نعمت و كرامتی سرافراز كنم. سپس فرمود : بنویس. و دعا را به من تلقین فرمود.
عالم ربّانی، مناجاتی عارف، مرحوم كفعمی در كتاب باعظمت « مصباح » می نویسد : امیرالمؤمنین (علیه السلام) این دعا را در حال سجده قرائت می كرد !! (34)
خوانندهی این دعا در شب جمعه پس از رعایت شرایط دعا، بهتر است دعا را به سوی قبله و با بدنی فروتن و دلی خاشع و نیّتی خالص و چشمی اشكبار و صدایی محزون قرائت كند ; بدون شك دعا با چنین كیفیت به مقام اجابت نزدیكتر و ظهور آثارش حتمی است(35).
چشم اشكبار در پیشگاه حضرت حق از اعتباری عظیم و ارزشی والا برخوردار است و اشك چشم و گریه ی باسوز، سبب آمرزش گناه و خاموش شدن آتش غضب ربّ و عامل جذب رحمت حق به سوی گریه كننده است(36).
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده : چیزی نیست مگر این كه برای آن پیمانه و وزنی است جز گریه، قطره ای از آن دریاهایی از آتش را خاموش كند ; هنگامی كه چشم اشكین شود، چهره تیرگی و خواری نبیند و چون اشك روان گردد خدا آن را بر دوزخ حرام گرداند ; به راستی اگر در امّتی یك گریان باشد همه مورد ترحم قرار گیرند(37).
و نیز آن حضرت فرموده : هر دیده ای در قیامت گریان است مگر سه دیده : دیده ای كه از آنچه خدا حرام كرده بر هم نهاده شده، و دیده ای كه در راه خدا بیداری كشیده، و دیده ای كه در دل شب از بیم خدا گریسته است(38).

﴿صفحه 39﴾