فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

1.مقدمه

حضرت زهرای مرضیه علیها السلام پس از بیان روشنگری های خویش دانست که این سخنان بر قلب سخت آن مردم تاثیری نخواهد داشت و آنان چنین مواعظی را جدی نخواهند گرفت. از این رو آخرین تیر ترکش را برای تنبه و هدایت آنان به کار گرفت، و آن انذار از پیامدهای ناگوار عملکرد آنان در دنیا بود. برای ارشاد و هدایت انسان ها در درجه نخست، بهترین روش برای جلب توجه و هشیار ساختن،«بشارت» است. از این رو رسولان الهی پیش از آنکه بیم دهنده باشند، برای مردم بشارت دهنده بودند و قرآن در آیاتی متعدد به این نکته اشاره فرموده است؛ فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ؛(247) «پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم دهنده بر انگیخت». ذکر مبشر بودن انبیا پیش از منذر بودن ایشان بدین معناست که آنها در امر رسالت الهی خویش نخست آثار نیکویی را بر میشمردند که بر ایمان، عمل صالح و پیروی از دین حق مترتب میشود. پس از این بشارت ها، مهم ترین عامل موثر برای زدودن غفلت از قلب انسان، انذار از عذاب های اخروی است؛ اما برای افراد سست ایمان، انذار های اخروی نیز چندان اثری ندارد. آخرین عاملی که میتواند در وجود این گونه افراد
﴿ صفحه 277 ﴾
اثر گذار باشد، انذار از آثار سوء دنیوی معصیت است؛ زیرا از آنجا که آنان چندان به معاد باور ندارند یا آن را بسیار دور می پندارند، ترس آنان از گرفتار شدن در حوادث ناگوار دنیا همچون سیل، زلزله، تسلط ظالم، قتل عام شدن و... بسیار بیشتر از گرفتاری های عالم آخرت است. بدین سبب، آخرین انذار دعوت کنندگان و مبلغان راه حق برای تاثیر گذاری بر مخاطبان بیم دادن از عذاب های دنیوی است. سرور زنان عالم علیها السلام نیز در پایان سخنان گران سنگ خویش این پیام را به وسیله زنان انصار و مهاجرین به آنها منتقل فرمود که در صورت اصرار بر خطای خویش و ادامه و انحراف پیش آمده، به زودی به جای رفاه و آسایش، گرفتار مشکلات و درگیری هایی خواهید شد که جز قتل و خون ریزی حاصلی برای شما نخواهد داشت و کسانی بر شما مسلط خواهند شد که هیچ رحمی به شما نخواهند کرد. بی شک هنگامی که جامعه از حق منحرف شود و کسانی سکان دار کشتی امت شوند که نه شایستگی علمی دارند و نه صلاحیت اخلاقی و معنوی و نه مشروعیت الهی، میتوان حدس زد که سرانجام این کشتی به کجا خواهد انجامید.

3.نتیجه سر سپردن به اهل سقیفه

صدیقه کبری علیها السلام در بخش سوم خطبه شریف خویش در قالب تعابیری ادبی به نتایج انحرافی اشاره میکند که مهاجرین و انصار در جامعه اسلامی پدید آوردند؛ اما حضرت این نکته را با لحنی همراه با استهزا بیان میکند که خود یکی از فنون بلاغت است. مانند این بیان در قرآن کریم نیز آمده است. قرآن کریم در توصیف عذاب دوزخیان میفرماید:
خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاء الْجَحِیمِ * ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِیمِ (248) «او را بگیرید و به سطح دوزخش برآورید؛ آن گاه از عذاب
﴿ صفحه 278 ﴾
آب جوشان بر سرش فرو ریزید»؛ اما پس از این عذاب دردناک به او گفته میشود: ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْكَرِیمُ؛(249) «بچش که به راستی تو بسیار ارجمند و بزرگواری!». آب جوشان، خود، عذاب دردناکی است که تحمل پذیر نیست و وقتی به دوزخیان گفته شود: «نوش جانت! عجب نوشیدنی گوارایی! شما بسیار محترم هستید که این آب را به شما دادیم!» بر عذاب آنها افزوده میشود؛ چرا که این خود نوعی عذاب روحی است. در دوزخ همه گونه عذاب وجود دارد؛ از از جمله عذاب های روحی. لحن تمسخر آمیز زهرای مرضیه علیها السلام در این بخش از خطبه نیز چنین حالتی دارد. «أَمَا لَعَمْری لَقِحَتْ فَنَظِرَةٌ رَیْثَمَا تُنْتِج ثُمَّ احْتَلَبُوا ملء الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَ ذُعَافاً مُبیداً هُنَالِكَ «یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ »(250) وَ یُعْرَفُ التَّالُونَ غِبَّ مَا سَنَّ الْأَوَّلُونَ ثُمَّ طِیبُوا عَنْ دنیاكُمْ أَنْفُساً وَ اطَمَئِنُّوا لِلْفِتْنَةِ جَأْشاً وَ أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارِمٍ و سطوه معتد غاشم وَ بهَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَكُمْ زَهِیداً وَ جمعَكُمْ حَصِیداً فَیَا حَسْرَه لَكُمْ وَ أَنَّى بِكُمْ وَ قَدْ عَمِیَتْ عَلَیْكُمْ «أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ»(251) [از اینکه شتر خلافت را به دست گرفته اید بسیار خوش حالید، و بر آن سوار شده اید و میتازید!] اما به جان خودم، این شتر باردار است. پس به اندازه ای که فرزند آن متولد شود منتظر بمانید. سپس قدحی پر از خون تازه، و سمی نابود کننده از آن خواهید دوشید.[گمان میکنید حاصل کارتان رفاه و آسایش است، اما جز بدبختی حاصلی برای شما نخواهد داشت.] آن گاه باطل اندیشان زیان خواهند دید و آیندگان حاصل آنچه را که پیشینیان پایه گذاری کردند خواهند شناخت. پس از
﴿ صفحه 279 ﴾
آن به شستن دست از جانتان آماده شوید و دل به وقوع فتنه مطمئن دارید و مژده باد شما را به شمشیر بران و سلطه تجاوز گرانه و ظالمانه و آشوب فراگیر و استبداد ستمگران؛ به گونه ای که نصیبتان اندک و جمعتان پراکنده شود.(252) ای دریغ بر شما!کجا می روید؟! همانا [آنچه رخ خواهد داد] بر شما پوشیده شده است. آیا ما میتوانیم شما را بدان چیزی واداریم که از آن کراهت دارید؟

1ـ2. عبرتی ا زماجرای سقیفه

چنان که پیش تر گفتیم، صدیقه کبری علیها السلام در بخش نخست از خطبه شریف خویش با طرح این پرسش که «مگر چه عیبی در ابوالحسن سراغ داشتید؟» در واقع مهاجرین و انصار را به سبب پیمان شکنی و رها کردن امیر مومنان علیه السلام سرزنش کردند. سپس حضرت، علت این بی وفایی را تحلیل کرد و هراس آنان را از قاطعیت امیر مومنان علی علیه السلام، دلیل این بی وفایی دانست. در حقیقت حضرت از خواست جاهلانه آنان پرده برداشت؛ اینکه میخواستند کسی بر سر کار باشد که با خطاهای آنان کنار بیاید و فرصت زیاده خواهی و منفعت طلبی را از آنان سلب نکند. به تعبیر دیگر آنان در پی کسی بودند که انعطاف داشته باشد و سخت گیر نباشد. بنابراین با توجه به سخن بانوی دو عالم علیها السلام میتوان در یک کلمه گفت: مشکل علی علیه السلام برای آن مردم، سخت گیری در امور مربوط به خدا بود؛ اما حاصل این فرار از حق به سبب ترس از سخت گیری آن، دچار شدن به سختی و گرفتاری وحشتناک و عجیبی بود که هرگز گمان نمی کردند. اگر آن مردم بر حول محور حق که همان امیر مومنان علیه السلام است جمع می شدند، چنان که حضرت زهرا علیها السلام فرمود، علی علیه السلام ایشان را بدون اینکه اندکی اذیت شوند، به سعادت می رسانید.
﴿ صفحه 280 ﴾
این مهم ترین درس برای زندگی اجتماعی ما از این جریان تاریخی و سخنان حضرت زهرا علیها السلام است. ما که میان بیش از یک میلیارد مسلمان، افتخاری پیروی از اهل بیت علیهم السلام را یافته ایم، باید بکوشیم شباهتی به آن بزرگواران داشته باشیم. باید سیره امیر مومنان علیه السلام را بشناسیم و بدانیم که علی علیه السلام شخصیتی نبود که در پی منافع شخصی خویش باشد و تنها کسانی را اطراف خود جمع کند که در جهت منافع شخصی او بکوشند. انسان علوی نیز باید این گونه باشد. اگر این اصل را پیگیری کنیم، خواهیم دید که همیشه مقدمه همه انحرافاتی که مسلمانان در مسائل سیاسی ـ اجتماعی به آنها دچار شده اند چنین ماجرایی بوده است؛ اینکه گروهی به حق خودشان راضی نبوده و قصد داشته اند از چهار چوبی که اسلام برای زندگی بشر تعیین کرده است زاویه بگیرند و همین مسئله، منشاء فسادها، انحراف ها، خون ریزی ها، دشمنی ها، برادرکشی ها و... شده است. در مقابل، هرگاه کسانی کوشیده اند در همان چهارچوبی که اسلام ترسیم کرده است حرکت کنند و از پیروی هواهای نفسانی دوری گزینند، هم خیر دنیا را به دست آورده اند و در همین دنیا افتخار و شرف یافته اند، و هم به خیر آخرت رسیده اند.
اگر امکان داشت که چند صباحی به صد سال آینده سفر کنیم و به منزله یک قضیه تاریخی، رخدادهای عصر خود را بررسی کنیم علل این حوادث برای ما به خوبی روشن میشد. حقیقت این است که زمان تحلیل دقیق حوادثی که اکنون با آنها درگیریم فرانرسیده است. زمانی میتوانیم آنها را تجزیه و تحلیل کنیم که این حوادث به پایان رسند و ما این فرصت را بیابیم که بنشینیم و آنها را از آغاز تا پایان تماشا کنیم و عملکرد خود و دیگران و نتایج آنها را مقایسه کنیم.
به نظر می رسد بسیاری از کسانی که برای به شهادت رساندن حسین بن علی علیه السلام
﴿ صفحه 281 ﴾
به سرزمین کربلا آمدند، به درستی درک نمی کردند که چه عملی مرتکب میشوند. برخی از آنها در گذشته نه چندان دور از سران سپاه امیر مومنان علی علیه السلام در جنگ صفین بودند و سال ها پای منبر ایشان نشسته بودند. شاید بتوان گفت در میان آنان عمر سعد فهمیده بود که قرار است به چه عملی دست بزند. وی تا چند روز پیش از جریان عاشورا تردید داشت که با امام علیه السلام بجنگد. هنگامی که در ازای جنگ با امام حسین علیه السلام امارت ری به او پیشنهاد شد شب تا صبح قدم زد و در اندیشه فرو رفت که این پست را بپذیرد یا عذاب خدا را؛ یعنی میدانست با رفتن به جنگ حسین بن علی علیه السلام چه پیامد هایی خواهد داشت.(253) اما بسیاری از افراد لشکر او نمی دانستند چه می کنند. بسیاری از کسانی که در سقیفه جمع شدند تا برای خلافت تصمیم بگیرند، به درستی درک نمی کردند که به چه جنایتی دست میزنند و با این کار چه پیامد هایی را برای خود و جامعه اسلامی رقم خواهند زد و مسئولیت چه بار سنگینی را به دوش خواهند کشید. از این رو فاطمه عالمه علیها السلام به آنها فرمود: این عمل شما آبستن حوادث خطرناکی است که جز جنگ و خون ریزی و اختلاف در دنیا و زیان در آخرت برای شما نخواهد داشت.
آنچه ما باید از این ماجرا بیاموزیم این است که در مسائل اجتماعی که مصالح یک امت در میان است ساده اندیش و سطحی نگر نباشیم؛ بلکه اطراف خود را با دقت بررسی کنیم، وگرنه هیچ شباهتی به امیر مومنان علی علیه السلام و فرزندان معصوم ایشان علیهم السلام نخواهیم داشت. انسان در همه مسائل چه فردی و چه اجتماعی، باید از سطحی نگری و ساده اندیشی بپرهیزد؛ اما به سبب اهمیت مسائل سیاسی ـ اجتماعی، شایسته است با دقت بیشتری به پیامد های آنها نگریست و تنها به آثار زودگذر و
﴿ صفحه 282 ﴾
پیش پا افتاده آنها نگاه نکرد. باید بکوشیم نتایج آنها را برای روزها و سال های آینده، بلکه قرن های پیش رو پیش بینی کنیم. باید برای روبه رو شدن با این مسائل، روحیه بصیرت و ژرف اندیشی را در خود تقویت کنیم و مسامحه و سهل انگاری را کنار بگذاریم و در این زمینه پیش از اقدام به هر کار باید نخست مطمئن شویم که انجام آن کار وظیفه شرعی ماست و برای انجام آن کار در پیشگاه الهی حجت خواهیم داشت. پس از تشخیص وظیفه باید با کمال قاطعیت به انجام آن مبادرت کرد و تا به سرانجام رساندن آن از پای نایستاد. بنابراین شیعه امیر مومنان علیه السلام در هر لحظه باید بیندیشد که خدای متعال از او انجام چه وظیفه ای را خواسته است و پس از آن در انجام وظیفه اش، ملاحظه کاری و سهل انگاری نکند و از فضاسازی ها و فشارهای جبهه کفر و نفاق تاثیر نپذیرد؛ زیرا این امور با مکتب علی علیه السلام سازگار نیست. اگر ما بخواهیم شیعه و پیرو واقعی امام علی علیه السلام باشیم، دست کم باید در مسائل اجتماعی دور اندیش باشیم و پیامد های آن مسائل را بسنجیم و از هوا و هوس ها پیروی نکنیم.