رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

فصل سوم: تعجب فاطمه علیها السلام از انتخاب مردم

«اَلا هَلُمَّ فَاسْمَعْ وَ مَا عِشْتَ اَرَاکَ الدَّهْرُ عَجَباً، «وَ اِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ»(231). لَیْتَ شِعْرِى؟ اِلى اَىِّ سِناد استَنَدُوا؟ وَ عَلَى اَىِّ عِماد اعتَمَدُوا؟ وَ بِاَیَّهِ عُرْوَه تَمَسَّکُوا؟ وَ عَلى اَیَّهِ ذُرّیَّه اَقْدِمُوا وَ احتَنَکُوا؟ «لَبِیْسَ الْمَوْلَى وَلَبِیْسَ الْعَشِیر»(232) و «بِیْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلا»(233). اِسْتَبْدَلُوا وَاللهِ الذُّنابى بِالقَوادِمِ، وَ الْعَجُزَ بِالْکاهِلِ، فَرَغْماً لِمَعاطِسِ قَوْم «یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»(234)؛ «اَلاَ اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکِنْ لاَ یَشْعُرُونَ »(235). وَیْحَهُم« اَفَمَنْ یَهْدِى اِلَى الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ یُتَّبَعَ اَمَّنْ لاَّ یَهِدِّى اِلاَّ اَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»(236)؛ آی! بیا و بشنو! و مادام که زندگی کنی روزگار امری عجیب به تو نشان میدهد و اگر عجب داری، عجب از گفتار آنان است. ای کاش
﴿ صفحه 270 ﴾
میدانستم به کدام دلیل استناد کردند و به کدام ستون تکیه دادند و به کدام دستگیره تمسک جستند و کدام ذریه را مقهور و مغلوب خود ساختند؟! وه! چه بد مولایی و چه بد دمسازی! و چه بد جانشینانی برای ستمکاران اند! به خدا سوگند، دُم ها را با سَرها، و ناتوان را با بزرگ و معتمد عوض کردند. پس بینی قومی به خاک مالیده باد که خود می پندارند کار نیکو انجام میدهند؛ آگاه باشید که آنها فسادگران اند، اما نمی فهمند. پس وای بر آنان! آیا کسی که به سوی حق رهبری میکند سزاوارتر است برای پیروی یا آن کس که راه نمی یابد، مگر آنکه هدایت شود؟! شما را چه شده؟! چگونه داوری میکنید؟!

1.مقدمه

در توضیح خطبه دیگر حضرت زهرا علیها السلام که در جمع زنان مدینه ایراد فرمودند، به محور دوم رسیدیم که در آن حضرت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را با کسانی مقایسه میکنند که مردم آنان را بر گزیدند و بر اهل بیت علیهم السلام مقدم داشتند و با ابراز تعجب فراوان از این انتخاب، آن را انتخابی بی پایه و اساس می شمارند.

2.انتخابی عجیب

بخش کنونی با این فراز آغاز میگردد: الا هلم فاسمع؛ آی! بیا و بشنو! این تعبیر برای امری عجیب به کار میرود. و ما عشت اراک الدهر عجبا؛ «و مادام که زندگی کنی روزگار امری عجیب به تو نشان میدهد». این عبارت، مثلی عربی است. در زبان فارسی نیز مثلی شبیه به این وجود دارد که میگوید: اگر انسان روزی امر
﴿ صفحه 271 ﴾
عجیبی نبیند، چشمانش نابینا میشود. و ان تعجب فعجب قولهم؛ «و اگر عجب داری، عجب از گفتار آنان است». این عبارت اقتباسی از قرآن کریم است.(237)
«لَیْتَ شِعْرِى؟ اِلى اَىِّ سِناد استَنَدُوا؟ وَ عَلَى اَىِّ عِماد اعتَمَدُوا؟ وَ بِاَیَّهِ عُرْوَه تَمَسَّکُوا؟ وَ عَلى اَیَّهِ ذُرّیَّه اَقْدِمُوا وَ احتَنَکُوا» ای کاش میدانستم به کدام دلیل استناد کردند و به کدام ستون تکیه دادند و به کدام دستگیره تمسک جستند و کدام ذریه را مقهور و مغلوب خود ساختند؟!» حضرت زهرا علیها السلام بخش دوم کلام خویش را با بیان تعجب از مهاجرین و انصار به صورت مجمل بیان فرمود. در این فراز به آنچه تعجب ایشان را برانگیخته است اشاره میفرماید. تعجب حضرت از این است که مهاجرین و انصار به چه دلیل و با چه ملاکی به ایجاد انحراف در امر خلافت دست زدند و با رها کردن امیر مومنان علی علیه السلام سراغ دیگران رفتند. در یک انتخابات ممکن است برخی با دریافت پولی کم یا فراوان به حمایت از کسی اقدام کنند و به او رای دهند؛ اما مسلم است که کسی به مهاجرین و انصار برای کنار گذاشتن امیر مومنان و رای دادن به دیگران طلا و نقره ای پرداخت نکرده بود. دلیل دیگری که میتوان برای انتخاب کسی در یک نظر خواهی برشمرد، برجستگی و شهرت فرد منتخب است؛ بدین معنا که فردی از چنان شهرت و آوازه برخوردار باشد که با مطرح شدن نام او در انتخابات، ذهن افراد جامعه به سوی وی متوجه شود و به سبب نام آوری و شهرت، گوی سبقت را از دیگران برباید؛ اما بی شک می دانیم کسانی که مردم آنان را بر علی علیه السلام مقدم کردند چنین ویژگی ای نداشتند. دلیل دیگری که میتواند اشخاصی را در جامعه اسلامی محبوب و منتخب گرداند متقی، پارسا و اهل عبادت بودن است. ممکن است کسانی به سبب تقوای فوق العاده و کثرت عبادت میان مردم شناخته شده و معتمد
﴿ صفحه 272 ﴾
باشند و بدین سبب بر دیگران مقدم شوند؛ اما چنین اهلیتی نیز در آنان وجود نداشت. آنها هرگز شهرتی به عبادت و تقوا نداشتند. امتیاز دیگری که میتواند کسانی را میان مردم محبوب سازد، ویژگی هایی همچون دلاوری و شجاعت است. ممکن است کسانی شجاع و دلیر باشند و در میدان نبرد دلاوری های فراوانی از خود نشان داده باشند و به سبب قهرمانی، مردم آنان را بر دیگران مقدم سازند؛ اما منتخبان سقیفه چنین امتیازی نیز نداشتند؛ چنان که زهرای مرضیه علیها السلام در خطبه فدکیه آنان را فراریان از میادین نبرد خواند. به راستی این انتخاب، همان گونه که صدیقه طاهره علیها السلام فرمود، بسیار عجیب است. چگونه ممکن است مردم در فاصله چند ساعت پس از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، افرادی را برگزینند که ویژگی خاص و برجسته ای نداشته باشند؟!
اگر کسی نزدیکی به رسول خدا صلی الله علیه و آله را دلیلی برای انتخاب بداند، امیر مومنان علی علیه السلام خود به این نظر پاسخ داده است. روزی که میخواستند امیر مومنان علیه السلام را به بیعت مجبور کنند، حضرت فرمود: من با شما بیعت نخواهم کرد. من برای این امر از شما سزاوارترم و این شمایید که باید با من بیعت کنید. شما به انصار گفتید: ما از نزدیکان پیامبریم و با این استدلال امر خلافت را به دست گرفتید. من با همین استدلال علیه شما احتجاج میکنم؛ چرا کسی که از من به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک تر نیست. پس باید با من بیعت کنید. اما نه تنها کسی به استدلال ایشان توجهی نکرد، بلکه برخی افراد سخن حضرت را با لحنی توهین آمیز این گونه پاسخ دادند: یا علی، تو جوانی(!) بگذار کسانی که از تو مسن تر و با تجربه ترند خلافت کنند(!) اگر بعد از آن تو زنده بودی، نوبت به تو هم میرسد!(238)
﴿ صفحه 273 ﴾
از آنجا که امر خلافت بسیار مهم است و سرنوشت دنیا و آخرت انسان ها بدان وابسته است، برای تصمیم درباره آن، انسان به دلیلی محکم و تکیه گاه و دستگیره ای درخور اعتماد نیازمند است. کسی که احساس کند در راهی که میرود ممکن است از بلندی پرت شود، می کوشد به جایی بچسبد و دستگیره محکمی را در دست گیرد و با احتیاط حرکت کند. تصمیم برای امر خلافت حرکتی است که به دستگیره ای مطمئن نیازمند است، وگرنه انسان سقوط میکند؛ اما کسانی که انصار و مهاجرین بدانها تمسک جستند تکیه گاه های محکمی نبودند. از این روست که حضرت فاطمه علیها السلام این گونه ابراز تعجب میکنند.
سپس عالمه محدثه علیها السلام با اقتباس از آیات قرآن کریم میفرماید: «لَبِیْسَ الْمَوْلَى وَلَبِیْسَ الْعَشِیرُ»(239) و «بِیْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلا»(240) سپس اضافه میکند: «اِسْتَبْدَلُوا وَاللهِ الذُّنابى بِالقَوادِمِ، وَ الْعَجُزَ بِالْکاهِلِ» و چه بد مولایی و چه بد دمسازی! و چه بد جانشینانی برای ستمکاران اند! به خدا سوگند! دُم ها را با سَرها، و ناتوان را با بزرگ و معتمد عوض کردند». آنان به جای انتخاب افراد پیش گام در اسلام، تقوا، شجاعت، دلاوری و همه فضایل، عقب مانده هایی را برگزیدند که از نظر کمالات هیچ امتیازی نداشتند و به جای اینکه سر را بگیرند دم را گرفتند. حضرت علیها السلام بار دیگر با اقتباس از آیات قرآن کریم انتخاب آن مردم را زشت میشمارند و میفرمایند: «فَرَغْماً لِمَعاطِسِ قَوْم «یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»(241)؛ «اَلاَ اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکِنْ لاَ یَشْعُرُونَ»(242)؛ وَیْحَهُمْ! «اَفَمَنْ یَهْدِى اِلَى الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ یُتَّبَعَ
﴿ صفحه 274 ﴾
اَمَّنْ لاَّ یَهِدِّى اِلاَّ اَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»(243) «پس بینی قومی به خاک مالیده باد که خود میپندارند کار نیکو انجام میدهند؛ آگاه باشید که آنها فسادگران اند؛ اما نمی فهمند. پس وای بر آنان، آیا کسی که به سوی حق رهبری میکند سزاوارتر است برای پیروی، یا آنکس که راه نمی یابد، مگر آنکه هدایت شود؟! شما را چه شده؟! چگونه داوری میکنید؟!»
معاطس جمع معطس به معنای عطسه گاه (بینی) است. در زبان عربی مرسوم است وقتی میخواهند کسی را بسیار تحقیر و خوار کنند، یا وقتی میخواهند از نابودی کسی خبر دهند میگویند: رغم انفه؛ «بینی اش به خاک مالیده شد».(244) حضرت با این تعبیر، خواری کسانی را آرزو میکند که چنین انتخابی را نیکو میشمارند.

﴿ صفحه 275 ﴾