فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

3.شاخص های مدیریت اسلامی از دیدگاه فاطمه علیها السلام

صدیقه کبری علیها السلام در ادامه به خدا سوگند یاد میکند که اگر مردم به پیمان خویش با امیر مومنان علی علیه السلام وفادار میماندند و علی علیه السلام خلافت را در دست می گرفت با مدیریتی بی نظیر جامعه را در کمال آرامش به سوی سعادت و رحمت بی کران الهی سیر میداد: وَ تَاللهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّهِ اللاّیِحَهِ، وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّهِ الْواضِحَهِ، لَرَدَّهُمْ اِلَیْها، وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْها «به خدا قسم، اگر از مسیر روشن منحرف می شدند و از پذیرش دلیل واضح دور میگشتند، بی شک آنها را به سوی آن باز می گرداند و ایشان را بر آن وا میداشت».
به فرموده فاطمه زهرا علیها السلام، اگر امیر مومنان به حکومت می رسید، اگر در جامعه انحرافی پدید می آمد و مردم از مسیر روشن حق اندکی فاصله می گرفتند، آنان را به راه حق باز می گرداند و اجازه نمی داد که جامعه از جاده سعادت منحرف شود. در هر جامعه ای ممکن است از سر غفلت یا به سبب شیطنت بدعت گذاران، کج اندیشی ها و کج روی هایی پیش آید. بدین سبب، یکی از وظایف حاکم، مدیریت چنین مشکلاتی است و داشتن چنین توان برای حاکم، فضلیتی بزرگ به شمار می آید.
﴿ صفحه 266 ﴾
زهرای مرضیه علیها السلام روش حکومت داری امیر مومنان علیه السلام را در صورت رسیدن به حکومت چنین وصف میکند: وَ لَسارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً، لا یَکْلُمُ خُشاشُهُ، وَ لا یَکِلُّ سایِرُهُ وَ لا یَمِلُّ راکِبُهُ. «و آنان را در کمال آرامش به پیش سیر می داد به گونه ای که نه مرکب زخمی، و نه رهنمود خسته، و نه سواره ملول می گشت». در آن عصر، شتر مرکبی مناسب برای مسافرت بود و عرب ها در سفرهای طولانی از آن استفاده میکردند. هر قافله ای که به راه می افتاد ساربانی داشت که شتر ها را کنترل میکرد و مراقب بود که راکب ها را اذیت نکنند. اگر در جایی لازم بود سریع حرکت کنند، آنها را تند می راند و اگر در جایی می بایست آهسته ادامه دهند حرکتشان را کند میکرد. حضرت زهرا علیها السلام با تشبیه حاکم به ساربانی که وظیفه دارد مسافران را بر مرکب سوار کند و در راه از آنان مراقبت کند میفرماید: اگر زمام حکومت در دست علی علیه السلام قرار می گرفت چنان افراد جامعه را به سوی سعادت سیر میداد که خسته و ملول نشود.
وَ لاَوْرَدَهُمْ مَنْهَلا نَمِیراً صافِیاً رَوِیّاً تَطْفَحُ ضَفَتاهُ وَ لا یَتَزَنَّقُ جانِباهُ، وَ لاَصْدَرَهُمْ بِطاناً؛ «و آنان را بر آبشخوری پاک و زلال و سیراب کننده وارد میکرد که از اطراف آن آب لبریز میشد و کناره های آن گل آلود نمی گشت و آنها را سیراب خارج میکرد».
برای اعراب در آن محیط خشک و بیابانی، آبشخور بسیار مطلوب و مهم بوده است. بادیه نشینان در صحرای خشک زندگی میکردند و نزدیک محل سکونت هر طایفه، آبشخوری بوده که آب باران در آن جمع میشده است . آنها از آن آب استفاده میکرده اند. حضرت، برآورده شدن نیاز های افراد جامعه را به رسیدن به آبشخوری مطلوب و گوارا تشبیه میکند و میفرماید: اگر علی علیه السلام زمام حکومت را به دست میگرفت مردم را به آبشخوری میرساند که آبی گوارا و پاکیزه از اطراف آن می جوشید و همه سیراب از آن بیرون می آمدند. مقصود حضرت این است که امیر مومنان علی علیه السلام با هدایت خویش همه افراد جامعه را از معارف ناب و اصیل سیراب می فرمود.
﴿ صفحه 267 ﴾
وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً. «و در پنهان و آشکار برای آنان خیر خواهی میکرد».
چنان که پیش تر اشاره کردیم، یکی از ویژگی های مطلوب برای حاکم این است که به راستی دل سوز مردم باشد و در آشکار و پنهان خدمت به مردم را در نظر داشته باشد. به فرموده صدیقه طاهره علیها السلام، مولا علی علیه السلام به راستی از این ویژگی برخوردار بود: وَ لَمْ یَکُنْ یَتَحَلّى مِنَ الدُّنْیا بِطایِل، وَ لا یَحْظى مِنْها بِنایِل، غَیْرَ رَیِّ النّاهِلِ وَ شَبْعَهِ الْکافِلِ «و او از متاع دنیا همچون توانگران خود را نمی آراست و از آن حظ و بهره ای نمی برد، جز آبی که تشنگی را رفع کند و طعامی که گرسنگی را رفع کند». از دیگر صفات حاکم ایدئال، که در مقدمه اشاره کردیم، این بود که در اندیشه ثروت اندوزی و فرصت طلبی از جایگاهی که در آن قرار گرفته است نباشد و این ویژگی دیگری است که همسر مولا علیهما السلام برای امیر مومنان علیه السلام بر میشمارد: وَ لَبانَ لَهُمُ الزّاهِدُ مِنَ الرّاغِبِ، وَ الصّادِقُ مِنَ الْکاذِبِ «و به یقین برای آنان، زاهد از راغب، و صادق از کاذب شناخته میشد». اگر علی علیه السلام به حکومت می رسید با بی اعتنایی و بی میلی خویش به دنیا چناان الگویی عرضه میکرد که تفاوت دل کنده از دنیا از دل بسته به دنیا کاملا مشخص می شد و به راستی روشن میشد که چه کسی در ادعای خود راست گو و چه کسی دروغ گو است. زهرای مظلومه علیها السلام در ادامه سخنان بی نظیر خود به این آیه کریمه استشهاد می فرماید: وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَات مِّنَ السَّمَاءِ وَ الاَرْضِ وَ لَکِنْ کَذَّبُوا فَاَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ»(229) «و اگر مردم شهر ها ایمان آورده وبه تقوی گراییده بودند، بی شک برکاتی از آسمان و زمین برایشان می گشودیم، ولی تکذیب کردند. پس ما هم آنان را گرفتیم به کیفر اعمالی که همواره مرتکب میشدند».
آیه بالا بیانگر این سنت الهی است که اگر مردم جامعه ای اهل ایمان و تقوا
﴿ صفحه 268 ﴾
شوند، بدین معنا که باور های درست داشته باشند و ارزش ها را در زندگی خویش رعایت کنند، خداوند در همین دنیا از آسمان و زمین برکاتی را بر آنها نازل میکند؛ اما افسوس که جوامع بشری به جای ایمان و تقوا، راه تکذیب و عصیان را پیش میگیرند. به همین سبب خدای متعال نیز متناسب با عمل آنان با ایشان رفتار میکند. این سنت الهی به جامعه مربوط است، نه فرد. بنابراین ممکن است در یک جامعه افراد باایمان و با تقوا زندگی کنند؛ اما اگر غالب افراد جامعه افرادی فاسد باشند، خدای متعال همه آن جامعه را تنبیه میکند.
دختر رسول خدا علیهما السلام با چینشی جالب در پی این آیه، که بیانگر قاعده کلی است و حکم کبرای استدلال را دارد، به آیه ای دیگر استشهاد میفرماید که نقش صغرای استدلال را می یابد و به این ترتیب حکم افراد جامعه خویش را مشخص میکنند؛
وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هَوُلاَءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّیَاتُ مَا کَسَبُوا وَ مَا هُمْ بِمُعْجِزِینَ(230) «و از آنها کسانی که ظلم کردند به زودی به بدی های آنچه که انجام دادند گرفتار میشوند و آنان نمی توانند [خدا را] عاجز کنند [و مانع عذاب او شوند]». حضرت در حقیقت با اسم اشاره «هولاء» به جامعه خودشان اشاره میکنند؛ یعنی اگر این مردم نیز اهل ظلم باشند، به نتایج اعمالشان دچار خواهند شد و نمی توانند خدا را عاجز کنند تا دست از سنت های خود بردارد. اشاره به این آیه بسیار آموزنده است و نوعی پیش بینی درباره عاقبت بد آن جامعه است که افرادش از حکم خدا سرپیچی کرده و آن را نادیده گرفته بودند و پیمان خود را با ولی خدا شکسته بودند. کلام زهرای مرضیه علیها السلام این معنا را میرساند که آنان بی شک و به زودی به کیفر الهی دچار خواهند شد.


﴿ صفحه 269 ﴾

فصل سوم: تعجب فاطمه علیها السلام از انتخاب مردم

«اَلا هَلُمَّ فَاسْمَعْ وَ مَا عِشْتَ اَرَاکَ الدَّهْرُ عَجَباً، «وَ اِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ»(231). لَیْتَ شِعْرِى؟ اِلى اَىِّ سِناد استَنَدُوا؟ وَ عَلَى اَىِّ عِماد اعتَمَدُوا؟ وَ بِاَیَّهِ عُرْوَه تَمَسَّکُوا؟ وَ عَلى اَیَّهِ ذُرّیَّه اَقْدِمُوا وَ احتَنَکُوا؟ «لَبِیْسَ الْمَوْلَى وَلَبِیْسَ الْعَشِیر»(232) و «بِیْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلا»(233). اِسْتَبْدَلُوا وَاللهِ الذُّنابى بِالقَوادِمِ، وَ الْعَجُزَ بِالْکاهِلِ، فَرَغْماً لِمَعاطِسِ قَوْم «یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»(234)؛ «اَلاَ اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکِنْ لاَ یَشْعُرُونَ »(235). وَیْحَهُم« اَفَمَنْ یَهْدِى اِلَى الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ یُتَّبَعَ اَمَّنْ لاَّ یَهِدِّى اِلاَّ اَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»(236)؛ آی! بیا و بشنو! و مادام که زندگی کنی روزگار امری عجیب به تو نشان میدهد و اگر عجب داری، عجب از گفتار آنان است. ای کاش
﴿ صفحه 270 ﴾
میدانستم به کدام دلیل استناد کردند و به کدام ستون تکیه دادند و به کدام دستگیره تمسک جستند و کدام ذریه را مقهور و مغلوب خود ساختند؟! وه! چه بد مولایی و چه بد دمسازی! و چه بد جانشینانی برای ستمکاران اند! به خدا سوگند، دُم ها را با سَرها، و ناتوان را با بزرگ و معتمد عوض کردند. پس بینی قومی به خاک مالیده باد که خود می پندارند کار نیکو انجام میدهند؛ آگاه باشید که آنها فسادگران اند، اما نمی فهمند. پس وای بر آنان! آیا کسی که به سوی حق رهبری میکند سزاوارتر است برای پیروی یا آن کس که راه نمی یابد، مگر آنکه هدایت شود؟! شما را چه شده؟! چگونه داوری میکنید؟!

1.مقدمه

در توضیح خطبه دیگر حضرت زهرا علیها السلام که در جمع زنان مدینه ایراد فرمودند، به محور دوم رسیدیم که در آن حضرت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را با کسانی مقایسه میکنند که مردم آنان را بر گزیدند و بر اهل بیت علیهم السلام مقدم داشتند و با ابراز تعجب فراوان از این انتخاب، آن را انتخابی بی پایه و اساس می شمارند.