فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

2ـ1. حکومت علی علیه السلام؛ الگوی حکومت اسلامی

حکومتی که امیر مومنان علی علیه السلام با تاخیری سی ساله و البته در وضعیتی بسیار پیچیده تر از سی سال گذشته، تشکیل داد، مظهر تام حکومت اسلامی است. اگر ما حکومت حضرت را نداشتیم، به راستی دستمان از داشتن الگویی عملی برای اداره کشور تهی بود. امام خمینی قدس سره پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هنگامی که در پاریس اقامت داشتند در پاسخ به خبرنگاری که از ایشان درباره نوع حکومت جای گزین، در صورت سقوط رژیم شاهنشاهی پرسش کرد، سخن از حکومتی همچون حکومت امام علی علیه السلام به میان آورد.(223) دوست و دشمن در همه عالم با عدالت علی علیه السلام آشنا هستند.(224) این حکومت الگویی است که در تاریخ بشری نمونه است و به راستی میتوان آن را به منزله
﴿ صفحه 260 ﴾
الگو به همه جهانیان معرفی کرد. حاکم عادل حقیقی از نظر اسلام کسی است که در برابر متخلفان قاطع باشد و اهل سازش، مسامحه، خویش و قوم بازی، حزب بازی و... نباشد. دغدغه او در همه جا اعمال حق و اجرای عدالت باشد و حکومت ایدئال اسلامی چنین حکومتی است. مردم امام علی علیه السلام را شناخته بودند. آنان در طول 23 سال رسالت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره علی علیه السلام را در کنار ایشان دیده و رفتارش را آزموده بودند. همه میدانستند که علی علیه السلام در اجرای حق انعطاف پذیر نیست و هنگام اجرای آن، نزدیکان و غریبه ها برای او یکسان اند. علی علیه السلام با این صفات شناخته شده بود و همه میدانستند او کسی نیست که فریب بخورد و بتوان از او سوء استفاده کرد.

2.مشکل علی علیه السلام؛ ویژگی ممتاز وی

حضرت زهرا علیها السلام در ادامه خطبه خویش با برشمردن صفات نیکو و والای علی علیه السلام، همین صفات خوب و نیکو را دلیل حمایت نکردن از ایشان بر میشمرد. علی علیه السلام نقصی نداشت که به سبب آن از او حمایت نکنند؛ بلکه مشکل آنان با علی علیه السلام شدت خوبی او بود. بلندی سطح پرواز علی علیه السلام به گونه ای بود که مرغان اسیر دام و دانه را یاری همراهی اش نبود. مشکل علی علیه السلام این بود که از هر قیدی جز قید بندگی خدا آزاد بود. چه کسی بهتر از علی علیه السلام برای ضعیفان، یتیمان، فقیران و عموم مردم یافت میشد؟! همه میدانستند که علی علیه السلام یارای دیدن اشک یتیم را ندارد. بارها خود و اهل بیتش گرسنه خوابیدند و مختصر غذایی که داشتند به دیگران بخشیدند. خدای متعال نیز از این فضایل نگذشته و در آیاتی متعدد این فضایل را برای همه بازگو کرده است. ممکن است گفته شود این صفات بسیار خوب است
﴿ صفحه 261 ﴾
و آرزوی هر ملتی داشتن چنین حاکمی است. پس چرا مردم عصر علی علیه السلام او را کنار گذاشتند؟!
نکته اینجاست که گرچه عموم مردم امام علی علیه السلام را خوب میشناختند، خواص خواهان این بودند که امام علی علیه السلام برای آنها حسابی جداگانه باز کند، و مولا علی علیه السلام این گونه نبود. او کسی بود که وقتی برادر فقیرش از او سهم بیشتری از بیت المال خواست آهن داغ را به دستش نزدیک کرد و عذاب سخت خدا را به او یادآور ساخت. بنابر آنچه در نهج البلاغه آمده است، امیر مومنان علیه السلام خود این داستان را چنین نقل میکند:
سوگند به خدا، برادرم عقیل را دیدم که در زیر چنگال فقر و تهی دستی دست و پا می زد؛ تا آنجا که از من خواست از گندمی که از حقوق شماست به او ببخشم، در حالی که فرزندان او را از شدت فقر، پریشان و غبار آلود دیدم، گویا صورتشان با نیله سیاه شده بود. عقیل چند بار رفت و آمد کرد و مکرر در هر بار با حالت جان سوزی خواسته اش را بازگو کرد. من سخنان او را گوش میدادم. او گمان کرد که من دینم را میفروشم و از خواسته او اطاعت کرده، از شیوه خود دست بر میدارم. در این موقع آهنی را داغ کردم و آن را به بدن عقیل نزدیک نمودم تا از آن درسی بگیرد. او پس از آنکه حرارت آتش را احساس کرد، ناله ای همانند ناله بیماران کشید و نزدیک بود از حرارت آهن تقتیده بسوزد. به او گفتم: زنان در سوگ تو بنشینند ای عقیل، آیا از آتشی که انسان برای بازی خود آن را گداخته است ناله می کنی، ولی مرا به سوی آتشی می کشی که خداوند جبار، آن را از خشم خود افروخته
﴿ صفحه 262﴾
است؟! آیا تو از آزاری که مدت [آن] کوتاه است ناله می کنی و من از آتش افروخته و جاودانه دوزخ ناله نکشم؟!(225)
در نوبتی دیگر، عقیل نزد امیر مومنان علیه السلام می آید و می گوید: من مقروضم و زیر بار قرض مانده ام. دستور فرما قرض مرا ادا کنند. حضرت از مقدار قرض او میپرسد و وی میگوید: صدهزار درهم. امیر مومنان علیه السلام می فرماید: برادر جان! من این اندازه ندارم که قرض های تو را بدهم. اما صبر کن موقع پرداخت سهم ها از بیت المال برسد، از سهم شخصی خودم به تو میدهم و شرط مواسات و برادری را به جا خواهم آورد. عقیل تعجب میکند و میگوید: بیت المال و خزانه کشور در دست تو است. با وجود این به من می گویی تا موقع پرداخت سهیمه ها صبر کنم؟ تو هر اندازه بخواهی میتوانی از بیت المال برداری. تازه مگر تمام حقوق تو از بیت المال چقدر است؟ بر فرض که همه حقوق خودت را به من بدهی چه دردی از من دوا میکند؟
عقیل از راه های مختلف اصرار و سماجت میکرد. مولا علی علیه السلام به عقیل فرمود: به تو پیشنهادی میکنم. اگر عمل کنی میتوانی همه قرض خویش را بپردازی و بیش از آن هم داشته باشی. در بازار کوفه صندوق هایی است. همین که خلوت شد و کسی در بازار نماند، برو و این صندوق ها را بشکن و هرچه دلت میخواهد بردار! عقیل گفت: عجب! به من پیشنهاد می کنی صندوق مردم را بشکنم و مال مردم بیچاره که به هزار زحمت به دست آورده و در این صندوق ریخته و به خدا توکل کرده و رفته اند بردارم ؟ حضرت فرمود: پس تو چگونه به من پیشنهاد میکنی صندوق بیت المال مسلمانان را برای تو باز کنم؟ مگر این مال متعلق به کیست؟ این هم متعلق به مردمی است که خود راحت و
﴿ صفحه 263﴾
بی خیال در خانه های خویش خفته اند. اکنون پیشنهاد دیگری دارم. اگر میل داری این پیشنهاد را بپذیر. اگر حاضری شمشیر خویش را بردار، من نیز شمشیر خود را بر میدارم. در نزدیکی کوفه شهر قدیم حیره است. در آنجا بازرگانان عمده و ثروتمندان بزرگی هستند. هر دو شبانه می رویم و بر یکی از آنها شبیخون می زنیم و ثروت کلانی به دست می آوریم. عقیل گفت: برادر جان! من برای دزدی نیامده ام. من میگویم از بیت المال و خزانه کشور که در اختیار تو است اجازه بده پولی به من بدهند تا من قروض خود را بدهم. حضرت پاسخ دادند: اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدیم بهتر است از اینکه مال صد ها هزار نفر مسلمان را بدزدیم. آیا ربودن مال یک نفر با شمشیر دزدی است، ولی ربودن مال عموم مردم دزدی نیست؟! زشت ترین نوع دزدی همین است که تو اکنون به من پیشنهاد میدهی!(226)
کسی که با برادر خویش این گونه رفتار میکند، هرگز زیر بار سهم خواهی خواص دنیا طلب نمی رود. علی علیه السلام اهل زدوبند با حریصان دنیا طلب نبود. از این رو دنیا پرستان که میدیدند نمی توانند با علی علیه السلام کنار آیند، از همه خوبی های او چشم پوشیدند و با کسی پیمان بستند که برای آنها حسابی خاص باز کند. بدین جهت است که همسر مولا علی علیهم السلام می فرمایند: «وَ مَا الَّذِی نَقِمُوا مِنْ اَبِی الْحَسَنِ(علیه السلام)؟نَقَمُوا مِنْهُ وَ اللهِ نَکِیرَ سَیْفِهِ، وَ قِلَّهَ مُبالاتِهِ بِحَتْفِهِ، وَ شِدَّهَ وَطْاَتِهِ، وَ نَکالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذاتِ اللهِ» چه عیبی از ابوالحسن سراغ داشتند؟! (حضرت برای احترام با کنیه از مولا علی علیه السلام یاد می کنند) به خدا سوگند، اشکالی که به او می گرفتند استواری و محکم بودن شمشیرش و بی باکی او از مرگ و شدت گام های استوار او و سختی مجازاتش و پلنگ گونه بودنش در امور الهی بود!»
﴿ صفحه 264 ﴾

حیدر کرار علیه السلام در هنگامه جنگ چنان شجاعانه و مردانه می جنگید که کسی را یارای ایستادگی در برابر شمشیرش نبود. علی علیه السلام آنجا که باید شمشیر میزد باکی از خطر و کشته شدن نداشت و همواره برای دفاع از اسلام دل به دریای خطر ها میزد. او کسی بود که در مسیر حق استوار و محکم گام بر میداشت و اهل مسامحه و زدوبند نبود. آنجا که باید کسی را مجازات میکرد ضربه هایش عبرت آموز و سخت بود. او همیشه برای مبارزه آماده بود و هیچ گاه غافل گیر نمی شد. اینها تعبیرات ادیبانه و زیبای زهرا علیها السلام در توصیف همسر معصوم و مظلومش علی علیه السلام است که ما توان نشان دادن زیبایی های کلام او را نداریم. «تنمر» از نمر به معنای پلنگ اشتقاق یافته است. ویژگی پلنگ میان حیوانات درنده این است که همیشه در حال خشم و آماده جنگ است. این حالت را که انسان همیشه برای مبارزه آماده باشد و غافل گیر نشود، تنمر گویند.(227) همسر علی علیه السلام در خطبه فدکیه نیز از تعبیر «فی ذات الله» در توصیف امام علی علیه السلام استفاده کرده بودند. گفتیم که این تعبیر ادبی زیبایی است که نمی توان معادل دقیق آن را در فارسی یافت. به اجمال میتوان گفت مقصود اموری است که با خدای متعال ارتباط دارد. حضرت در این فراز میفرمایند: تنمره فی ذات الله؛ یعنی علی علیه السلام آنجا که به خدا مربوط میشود کاملا آماده است و کمال قاطعیت را در تکالیف الهی اعمال میکند و در این باره هیچ گونه انعطافی را نمی پذیرد. این عیبی بود که از علی علیه السلام سراغ داشتند و یارای تحمل آن را نداشتند. رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز امیر مومنان علی علیه السلام را همین گونه توصیف میفرمود و او به راستی در امور الهی چنین بود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام را همراه با عده ای به ماموریتی فرستاد. در بازگشت، عده ای از قاطعیت و سخت گیری علی علیه السلام زبان شکایت می گشایند و خبر آن به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله
﴿ صفحه 265 ﴾
می رسد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله سخنگوی خویش را مامور می فرماید که ندا دهد: ارفعو السنتکم من شکایه علی فانه خشن فی ذات الله؛(228) «زبان از شکایت علی علیه السلام بازدارید چرا که به راستی او در اموری که به خدای متعال و حق مردم مربوط میشد هیچ نرمشی از خود نشان نمی داد؛ اما اگر تنها حقوق شخصی خودش در میان بود به راحتی از همه آن میگذشت.

3.شاخص های مدیریت اسلامی از دیدگاه فاطمه علیها السلام

صدیقه کبری علیها السلام در ادامه به خدا سوگند یاد میکند که اگر مردم به پیمان خویش با امیر مومنان علی علیه السلام وفادار میماندند و علی علیه السلام خلافت را در دست می گرفت با مدیریتی بی نظیر جامعه را در کمال آرامش به سوی سعادت و رحمت بی کران الهی سیر میداد: وَ تَاللهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّهِ اللاّیِحَهِ، وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّهِ الْواضِحَهِ، لَرَدَّهُمْ اِلَیْها، وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْها «به خدا قسم، اگر از مسیر روشن منحرف می شدند و از پذیرش دلیل واضح دور میگشتند، بی شک آنها را به سوی آن باز می گرداند و ایشان را بر آن وا میداشت».
به فرموده فاطمه زهرا علیها السلام، اگر امیر مومنان به حکومت می رسید، اگر در جامعه انحرافی پدید می آمد و مردم از مسیر روشن حق اندکی فاصله می گرفتند، آنان را به راه حق باز می گرداند و اجازه نمی داد که جامعه از جاده سعادت منحرف شود. در هر جامعه ای ممکن است از سر غفلت یا به سبب شیطنت بدعت گذاران، کج اندیشی ها و کج روی هایی پیش آید. بدین سبب، یکی از وظایف حاکم، مدیریت چنین مشکلاتی است و داشتن چنین توان برای حاکم، فضلیتی بزرگ به شمار می آید.
﴿ صفحه 266 ﴾
زهرای مرضیه علیها السلام روش حکومت داری امیر مومنان علیه السلام را در صورت رسیدن به حکومت چنین وصف میکند: وَ لَسارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً، لا یَکْلُمُ خُشاشُهُ، وَ لا یَکِلُّ سایِرُهُ وَ لا یَمِلُّ راکِبُهُ. «و آنان را در کمال آرامش به پیش سیر می داد به گونه ای که نه مرکب زخمی، و نه رهنمود خسته، و نه سواره ملول می گشت». در آن عصر، شتر مرکبی مناسب برای مسافرت بود و عرب ها در سفرهای طولانی از آن استفاده میکردند. هر قافله ای که به راه می افتاد ساربانی داشت که شتر ها را کنترل میکرد و مراقب بود که راکب ها را اذیت نکنند. اگر در جایی لازم بود سریع حرکت کنند، آنها را تند می راند و اگر در جایی می بایست آهسته ادامه دهند حرکتشان را کند میکرد. حضرت زهرا علیها السلام با تشبیه حاکم به ساربانی که وظیفه دارد مسافران را بر مرکب سوار کند و در راه از آنان مراقبت کند میفرماید: اگر زمام حکومت در دست علی علیه السلام قرار می گرفت چنان افراد جامعه را به سوی سعادت سیر میداد که خسته و ملول نشود.
وَ لاَوْرَدَهُمْ مَنْهَلا نَمِیراً صافِیاً رَوِیّاً تَطْفَحُ ضَفَتاهُ وَ لا یَتَزَنَّقُ جانِباهُ، وَ لاَصْدَرَهُمْ بِطاناً؛ «و آنان را بر آبشخوری پاک و زلال و سیراب کننده وارد میکرد که از اطراف آن آب لبریز میشد و کناره های آن گل آلود نمی گشت و آنها را سیراب خارج میکرد».
برای اعراب در آن محیط خشک و بیابانی، آبشخور بسیار مطلوب و مهم بوده است. بادیه نشینان در صحرای خشک زندگی میکردند و نزدیک محل سکونت هر طایفه، آبشخوری بوده که آب باران در آن جمع میشده است . آنها از آن آب استفاده میکرده اند. حضرت، برآورده شدن نیاز های افراد جامعه را به رسیدن به آبشخوری مطلوب و گوارا تشبیه میکند و میفرماید: اگر علی علیه السلام زمام حکومت را به دست میگرفت مردم را به آبشخوری میرساند که آبی گوارا و پاکیزه از اطراف آن می جوشید و همه سیراب از آن بیرون می آمدند. مقصود حضرت این است که امیر مومنان علی علیه السلام با هدایت خویش همه افراد جامعه را از معارف ناب و اصیل سیراب می فرمود.
﴿ صفحه 267 ﴾
وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً. «و در پنهان و آشکار برای آنان خیر خواهی میکرد».
چنان که پیش تر اشاره کردیم، یکی از ویژگی های مطلوب برای حاکم این است که به راستی دل سوز مردم باشد و در آشکار و پنهان خدمت به مردم را در نظر داشته باشد. به فرموده صدیقه طاهره علیها السلام، مولا علی علیه السلام به راستی از این ویژگی برخوردار بود: وَ لَمْ یَکُنْ یَتَحَلّى مِنَ الدُّنْیا بِطایِل، وَ لا یَحْظى مِنْها بِنایِل، غَیْرَ رَیِّ النّاهِلِ وَ شَبْعَهِ الْکافِلِ «و او از متاع دنیا همچون توانگران خود را نمی آراست و از آن حظ و بهره ای نمی برد، جز آبی که تشنگی را رفع کند و طعامی که گرسنگی را رفع کند». از دیگر صفات حاکم ایدئال، که در مقدمه اشاره کردیم، این بود که در اندیشه ثروت اندوزی و فرصت طلبی از جایگاهی که در آن قرار گرفته است نباشد و این ویژگی دیگری است که همسر مولا علیهما السلام برای امیر مومنان علیه السلام بر میشمارد: وَ لَبانَ لَهُمُ الزّاهِدُ مِنَ الرّاغِبِ، وَ الصّادِقُ مِنَ الْکاذِبِ «و به یقین برای آنان، زاهد از راغب، و صادق از کاذب شناخته میشد». اگر علی علیه السلام به حکومت می رسید با بی اعتنایی و بی میلی خویش به دنیا چناان الگویی عرضه میکرد که تفاوت دل کنده از دنیا از دل بسته به دنیا کاملا مشخص می شد و به راستی روشن میشد که چه کسی در ادعای خود راست گو و چه کسی دروغ گو است. زهرای مظلومه علیها السلام در ادامه سخنان بی نظیر خود به این آیه کریمه استشهاد می فرماید: وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَات مِّنَ السَّمَاءِ وَ الاَرْضِ وَ لَکِنْ کَذَّبُوا فَاَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ»(229) «و اگر مردم شهر ها ایمان آورده وبه تقوی گراییده بودند، بی شک برکاتی از آسمان و زمین برایشان می گشودیم، ولی تکذیب کردند. پس ما هم آنان را گرفتیم به کیفر اعمالی که همواره مرتکب میشدند».
آیه بالا بیانگر این سنت الهی است که اگر مردم جامعه ای اهل ایمان و تقوا
﴿ صفحه 268 ﴾
شوند، بدین معنا که باور های درست داشته باشند و ارزش ها را در زندگی خویش رعایت کنند، خداوند در همین دنیا از آسمان و زمین برکاتی را بر آنها نازل میکند؛ اما افسوس که جوامع بشری به جای ایمان و تقوا، راه تکذیب و عصیان را پیش میگیرند. به همین سبب خدای متعال نیز متناسب با عمل آنان با ایشان رفتار میکند. این سنت الهی به جامعه مربوط است، نه فرد. بنابراین ممکن است در یک جامعه افراد باایمان و با تقوا زندگی کنند؛ اما اگر غالب افراد جامعه افرادی فاسد باشند، خدای متعال همه آن جامعه را تنبیه میکند.
دختر رسول خدا علیهما السلام با چینشی جالب در پی این آیه، که بیانگر قاعده کلی است و حکم کبرای استدلال را دارد، به آیه ای دیگر استشهاد میفرماید که نقش صغرای استدلال را می یابد و به این ترتیب حکم افراد جامعه خویش را مشخص میکنند؛
وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هَوُلاَءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّیَاتُ مَا کَسَبُوا وَ مَا هُمْ بِمُعْجِزِینَ(230) «و از آنها کسانی که ظلم کردند به زودی به بدی های آنچه که انجام دادند گرفتار میشوند و آنان نمی توانند [خدا را] عاجز کنند [و مانع عذاب او شوند]». حضرت در حقیقت با اسم اشاره «هولاء» به جامعه خودشان اشاره میکنند؛ یعنی اگر این مردم نیز اهل ظلم باشند، به نتایج اعمالشان دچار خواهند شد و نمی توانند خدا را عاجز کنند تا دست از سنت های خود بردارد. اشاره به این آیه بسیار آموزنده است و نوعی پیش بینی درباره عاقبت بد آن جامعه است که افرادش از حکم خدا سرپیچی کرده و آن را نادیده گرفته بودند و پیمان خود را با ولی خدا شکسته بودند. کلام زهرای مرضیه علیها السلام این معنا را میرساند که آنان بی شک و به زودی به کیفر الهی دچار خواهند شد.


﴿ صفحه 269 ﴾