رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

1ـ1. حاکم مطلوب

برای درک بهتر سخنان حضرت زهرا علیها السلام در بیان دلیل نپذیرفتن ولایت و حاکمیت امیر مومنان علیه السلام باید این نکته را بررسی کنیم که مردم از حاکم چه انتظاری دارند و حاکم ایدئال برای مردم چه کسی است تا دریابیم چرا مردم حضرت علی علیه السلام را رها کردند و سراغ دیگران رفتند.
برخی خواسته های مردم از حکومت، درخواست هایی عمومی است و برای هر مردمی با هر فکر و عقیده ای مطلوب است. یکی از این درخواست ها آن است که مردم از حاکم خویش اجرای صحیح قانونی را انتظار دارند که مردم آن را پذیرفته اند و از آنجا که لازمه اجرای صحیح قانون برخورد با متخلفان است، انتظار دیگر مردم از حاکم این است که اگر کسانی به عمد از قانون سرپیچیدند و در حق دیگران ستم کردند با آنها برخورد کند و داد مظلوم را از ظالم بگیرد.
از دیگر درخواست های عمومی مردم از حاکم این است که در ظاهر و باطن دل سوز و خیر خواه عموم مردم باشد. درخواست دیگری که میتوان از این سنخ مطالبات برشمرد آن است که مردم میخواهند حاکم برای خود و اطرافیانش
﴿ صفحه 258 ﴾
امتیازی ویژه قایل نباشد و به کیسه دوزی و جمع ثروت با استفاده از موقعیت خاص خود نیندیشد و به جد در فکر تامین مصالح جامعه و خدمت به عموم مردم باشد. اینها نمونه هایی از درخواست هایی است که مردم هر جامعه از زمامداران حکومت خویش دارند. اگر حاکمی این ویژگی ها را داشته باشد برای عموم جوامع بشری حاکمی مطلوب خواهد بود.
اما در جامعه اسلامی افزون بر این درخواست ها، انتظاری دیگر نیز وجود دارد و آن، پاسداشت ارزش های الهی و کوشش برای اجرای ارزش های اسلامی در جامعه است. مردم در جامعه اسلامی انتظار دارند مشی حکومت به گونه ای باشد که افراد جامعه در مسیر درست خدا پرستی قرار گیرند و به بدعت ها، آفت های فکری و انحراف های عقیدتی دچار نشوند.
اکنون با توجه به این درخواست های عمومی، اگر در جامعه ای زمامدار حکومت در عمل، اهل مسامحه باشد و این انتظارات را چندان جدی نگیرید و برای برآورده شدن آنها تلاش نکند، در چنین موقعیتی معمولا مردم به دو دسته تقسیم میشوند: دسته ای راضی و خشنود و دسته ای دیگر ناراضی و معترض. کسانی که ستم کرده و به حقوق مردم تجاوز نموده اند و از بیت المال سوء استفاده کرده اند هنگامی که می بینند با آنها به طور جدی برخورد نمی شود خوش حال میشوند و از چنین حاکمی حمایت میکنند؛ اما دیگر مردم با دیدن ظلم ها و ضایع شدن حقوق مردم از حاکم ناراضی میشوند. البته در این میان اربابان قدرت و سرمایه داران بی تفاوت نمی نشینند و برای پیشگیری از اعتراض های اجتماعی و به خطر افتادن منافعشان می کوشند دیگران را با فریب و نیرنگ به وضع موجود راضی سازند. این شیوه ای است که معمولا در حکومت ها دیده میشود و شاید کشوری در عالم وجود نداشته باشد که در آن از این شیوه های شیطانی استفاده
﴿ صفحه 259 ﴾
نشود؛ زیرا در همه ی کشور ها گروهی از خواص اطراف مراکز قدرت جمع میشوند و از قدرت آنان در راه تامین منافع خود بهره میگیرند. چنین مراکز قدرتی نیز برای باقی ماندن در قدرت به حمایت آنان نیازمندند و می کوشند منافع ایشان را تامین کنند. از این رو دست آنان را برای سوء استفاده از بیت المال باز می گذارند و برای پیشگیری از شورش مردم می کوشند به نحوی آنان را سرگرم کنند و با خدماتی هر چند جزئی آنان را راضی نگه دارند. این راهکاری است که در بسیاری از حکومت ها رواج دارد؛ اما اسلام به چنین وضعی راضی نیست و حکومتی چون حکومت امیر مومنان علی علیه السلام را میخواهد که پس از گذشت سی سال از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله حدود پنج سال تشکیل داد.

2ـ1. حکومت علی علیه السلام؛ الگوی حکومت اسلامی

حکومتی که امیر مومنان علی علیه السلام با تاخیری سی ساله و البته در وضعیتی بسیار پیچیده تر از سی سال گذشته، تشکیل داد، مظهر تام حکومت اسلامی است. اگر ما حکومت حضرت را نداشتیم، به راستی دستمان از داشتن الگویی عملی برای اداره کشور تهی بود. امام خمینی قدس سره پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هنگامی که در پاریس اقامت داشتند در پاسخ به خبرنگاری که از ایشان درباره نوع حکومت جای گزین، در صورت سقوط رژیم شاهنشاهی پرسش کرد، سخن از حکومتی همچون حکومت امام علی علیه السلام به میان آورد.(223) دوست و دشمن در همه عالم با عدالت علی علیه السلام آشنا هستند.(224) این حکومت الگویی است که در تاریخ بشری نمونه است و به راستی میتوان آن را به منزله
﴿ صفحه 260 ﴾
الگو به همه جهانیان معرفی کرد. حاکم عادل حقیقی از نظر اسلام کسی است که در برابر متخلفان قاطع باشد و اهل سازش، مسامحه، خویش و قوم بازی، حزب بازی و... نباشد. دغدغه او در همه جا اعمال حق و اجرای عدالت باشد و حکومت ایدئال اسلامی چنین حکومتی است. مردم امام علی علیه السلام را شناخته بودند. آنان در طول 23 سال رسالت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره علی علیه السلام را در کنار ایشان دیده و رفتارش را آزموده بودند. همه میدانستند که علی علیه السلام در اجرای حق انعطاف پذیر نیست و هنگام اجرای آن، نزدیکان و غریبه ها برای او یکسان اند. علی علیه السلام با این صفات شناخته شده بود و همه میدانستند او کسی نیست که فریب بخورد و بتوان از او سوء استفاده کرد.

2.مشکل علی علیه السلام؛ ویژگی ممتاز وی

حضرت زهرا علیها السلام در ادامه خطبه خویش با برشمردن صفات نیکو و والای علی علیه السلام، همین صفات خوب و نیکو را دلیل حمایت نکردن از ایشان بر میشمرد. علی علیه السلام نقصی نداشت که به سبب آن از او حمایت نکنند؛ بلکه مشکل آنان با علی علیه السلام شدت خوبی او بود. بلندی سطح پرواز علی علیه السلام به گونه ای بود که مرغان اسیر دام و دانه را یاری همراهی اش نبود. مشکل علی علیه السلام این بود که از هر قیدی جز قید بندگی خدا آزاد بود. چه کسی بهتر از علی علیه السلام برای ضعیفان، یتیمان، فقیران و عموم مردم یافت میشد؟! همه میدانستند که علی علیه السلام یارای دیدن اشک یتیم را ندارد. بارها خود و اهل بیتش گرسنه خوابیدند و مختصر غذایی که داشتند به دیگران بخشیدند. خدای متعال نیز از این فضایل نگذشته و در آیاتی متعدد این فضایل را برای همه بازگو کرده است. ممکن است گفته شود این صفات بسیار خوب است
﴿ صفحه 261 ﴾
و آرزوی هر ملتی داشتن چنین حاکمی است. پس چرا مردم عصر علی علیه السلام او را کنار گذاشتند؟!
نکته اینجاست که گرچه عموم مردم امام علی علیه السلام را خوب میشناختند، خواص خواهان این بودند که امام علی علیه السلام برای آنها حسابی جداگانه باز کند، و مولا علی علیه السلام این گونه نبود. او کسی بود که وقتی برادر فقیرش از او سهم بیشتری از بیت المال خواست آهن داغ را به دستش نزدیک کرد و عذاب سخت خدا را به او یادآور ساخت. بنابر آنچه در نهج البلاغه آمده است، امیر مومنان علیه السلام خود این داستان را چنین نقل میکند:
سوگند به خدا، برادرم عقیل را دیدم که در زیر چنگال فقر و تهی دستی دست و پا می زد؛ تا آنجا که از من خواست از گندمی که از حقوق شماست به او ببخشم، در حالی که فرزندان او را از شدت فقر، پریشان و غبار آلود دیدم، گویا صورتشان با نیله سیاه شده بود. عقیل چند بار رفت و آمد کرد و مکرر در هر بار با حالت جان سوزی خواسته اش را بازگو کرد. من سخنان او را گوش میدادم. او گمان کرد که من دینم را میفروشم و از خواسته او اطاعت کرده، از شیوه خود دست بر میدارم. در این موقع آهنی را داغ کردم و آن را به بدن عقیل نزدیک نمودم تا از آن درسی بگیرد. او پس از آنکه حرارت آتش را احساس کرد، ناله ای همانند ناله بیماران کشید و نزدیک بود از حرارت آهن تقتیده بسوزد. به او گفتم: زنان در سوگ تو بنشینند ای عقیل، آیا از آتشی که انسان برای بازی خود آن را گداخته است ناله می کنی، ولی مرا به سوی آتشی می کشی که خداوند جبار، آن را از خشم خود افروخته
﴿ صفحه 262﴾
است؟! آیا تو از آزاری که مدت [آن] کوتاه است ناله می کنی و من از آتش افروخته و جاودانه دوزخ ناله نکشم؟!(225)
در نوبتی دیگر، عقیل نزد امیر مومنان علیه السلام می آید و می گوید: من مقروضم و زیر بار قرض مانده ام. دستور فرما قرض مرا ادا کنند. حضرت از مقدار قرض او میپرسد و وی میگوید: صدهزار درهم. امیر مومنان علیه السلام می فرماید: برادر جان! من این اندازه ندارم که قرض های تو را بدهم. اما صبر کن موقع پرداخت سهم ها از بیت المال برسد، از سهم شخصی خودم به تو میدهم و شرط مواسات و برادری را به جا خواهم آورد. عقیل تعجب میکند و میگوید: بیت المال و خزانه کشور در دست تو است. با وجود این به من می گویی تا موقع پرداخت سهیمه ها صبر کنم؟ تو هر اندازه بخواهی میتوانی از بیت المال برداری. تازه مگر تمام حقوق تو از بیت المال چقدر است؟ بر فرض که همه حقوق خودت را به من بدهی چه دردی از من دوا میکند؟
عقیل از راه های مختلف اصرار و سماجت میکرد. مولا علی علیه السلام به عقیل فرمود: به تو پیشنهادی میکنم. اگر عمل کنی میتوانی همه قرض خویش را بپردازی و بیش از آن هم داشته باشی. در بازار کوفه صندوق هایی است. همین که خلوت شد و کسی در بازار نماند، برو و این صندوق ها را بشکن و هرچه دلت میخواهد بردار! عقیل گفت: عجب! به من پیشنهاد می کنی صندوق مردم را بشکنم و مال مردم بیچاره که به هزار زحمت به دست آورده و در این صندوق ریخته و به خدا توکل کرده و رفته اند بردارم ؟ حضرت فرمود: پس تو چگونه به من پیشنهاد میکنی صندوق بیت المال مسلمانان را برای تو باز کنم؟ مگر این مال متعلق به کیست؟ این هم متعلق به مردمی است که خود راحت و
﴿ صفحه 263﴾
بی خیال در خانه های خویش خفته اند. اکنون پیشنهاد دیگری دارم. اگر میل داری این پیشنهاد را بپذیر. اگر حاضری شمشیر خویش را بردار، من نیز شمشیر خود را بر میدارم. در نزدیکی کوفه شهر قدیم حیره است. در آنجا بازرگانان عمده و ثروتمندان بزرگی هستند. هر دو شبانه می رویم و بر یکی از آنها شبیخون می زنیم و ثروت کلانی به دست می آوریم. عقیل گفت: برادر جان! من برای دزدی نیامده ام. من میگویم از بیت المال و خزانه کشور که در اختیار تو است اجازه بده پولی به من بدهند تا من قروض خود را بدهم. حضرت پاسخ دادند: اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدیم بهتر است از اینکه مال صد ها هزار نفر مسلمان را بدزدیم. آیا ربودن مال یک نفر با شمشیر دزدی است، ولی ربودن مال عموم مردم دزدی نیست؟! زشت ترین نوع دزدی همین است که تو اکنون به من پیشنهاد میدهی!(226)
کسی که با برادر خویش این گونه رفتار میکند، هرگز زیر بار سهم خواهی خواص دنیا طلب نمی رود. علی علیه السلام اهل زدوبند با حریصان دنیا طلب نبود. از این رو دنیا پرستان که میدیدند نمی توانند با علی علیه السلام کنار آیند، از همه خوبی های او چشم پوشیدند و با کسی پیمان بستند که برای آنها حسابی خاص باز کند. بدین جهت است که همسر مولا علی علیهم السلام می فرمایند: «وَ مَا الَّذِی نَقِمُوا مِنْ اَبِی الْحَسَنِ(علیه السلام)؟نَقَمُوا مِنْهُ وَ اللهِ نَکِیرَ سَیْفِهِ، وَ قِلَّهَ مُبالاتِهِ بِحَتْفِهِ، وَ شِدَّهَ وَطْاَتِهِ، وَ نَکالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذاتِ اللهِ» چه عیبی از ابوالحسن سراغ داشتند؟! (حضرت برای احترام با کنیه از مولا علی علیه السلام یاد می کنند) به خدا سوگند، اشکالی که به او می گرفتند استواری و محکم بودن شمشیرش و بی باکی او از مرگ و شدت گام های استوار او و سختی مجازاتش و پلنگ گونه بودنش در امور الهی بود!»
﴿ صفحه 264 ﴾

حیدر کرار علیه السلام در هنگامه جنگ چنان شجاعانه و مردانه می جنگید که کسی را یارای ایستادگی در برابر شمشیرش نبود. علی علیه السلام آنجا که باید شمشیر میزد باکی از خطر و کشته شدن نداشت و همواره برای دفاع از اسلام دل به دریای خطر ها میزد. او کسی بود که در مسیر حق استوار و محکم گام بر میداشت و اهل مسامحه و زدوبند نبود. آنجا که باید کسی را مجازات میکرد ضربه هایش عبرت آموز و سخت بود. او همیشه برای مبارزه آماده بود و هیچ گاه غافل گیر نمی شد. اینها تعبیرات ادیبانه و زیبای زهرا علیها السلام در توصیف همسر معصوم و مظلومش علی علیه السلام است که ما توان نشان دادن زیبایی های کلام او را نداریم. «تنمر» از نمر به معنای پلنگ اشتقاق یافته است. ویژگی پلنگ میان حیوانات درنده این است که همیشه در حال خشم و آماده جنگ است. این حالت را که انسان همیشه برای مبارزه آماده باشد و غافل گیر نشود، تنمر گویند.(227) همسر علی علیه السلام در خطبه فدکیه نیز از تعبیر «فی ذات الله» در توصیف امام علی علیه السلام استفاده کرده بودند. گفتیم که این تعبیر ادبی زیبایی است که نمی توان معادل دقیق آن را در فارسی یافت. به اجمال میتوان گفت مقصود اموری است که با خدای متعال ارتباط دارد. حضرت در این فراز میفرمایند: تنمره فی ذات الله؛ یعنی علی علیه السلام آنجا که به خدا مربوط میشود کاملا آماده است و کمال قاطعیت را در تکالیف الهی اعمال میکند و در این باره هیچ گونه انعطافی را نمی پذیرد. این عیبی بود که از علی علیه السلام سراغ داشتند و یارای تحمل آن را نداشتند. رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز امیر مومنان علی علیه السلام را همین گونه توصیف میفرمود و او به راستی در امور الهی چنین بود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام را همراه با عده ای به ماموریتی فرستاد. در بازگشت، عده ای از قاطعیت و سخت گیری علی علیه السلام زبان شکایت می گشایند و خبر آن به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله
﴿ صفحه 265 ﴾
می رسد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله سخنگوی خویش را مامور می فرماید که ندا دهد: ارفعو السنتکم من شکایه علی فانه خشن فی ذات الله؛(228) «زبان از شکایت علی علیه السلام بازدارید چرا که به راستی او در اموری که به خدای متعال و حق مردم مربوط میشد هیچ نرمشی از خود نشان نمی داد؛ اما اگر تنها حقوق شخصی خودش در میان بود به راحتی از همه آن میگذشت.