رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

فصل دوم: ویژگی های حکومتی علی علیه السلام

وَ مَا الَّذِی نَقِمُوا مِنْ اَبِی الْحَسَنِ(علیه السلام)؟ نَقَمُوا مِنْهُ وَ اللهِ نَکِیرَ سَیْفِهِ، وَ قِلَّهَ مُبالاتِهِ بِحَتْفِهِ، وَ شِدَّهَ وَطْاَتِهِ، وَ نَکالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذاتِ اللهِ. وَ تَاللهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّهِ اللاّیِحَهِ، وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّهِ الْواضِحَهِ، لَرَدَّهُمْ اِلَیْها، وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْها، وَ لَسارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً، لا یَکْلُمُ خُشاشُهُ، وَ لا یَکِلُّ سایِرُهُ وَ لا یَمِلُّ راکِبُهُ. وَ لاَوْرَدَهُمْ مَنْهَلا نَمِیراً صافِیاً رَوِیّاً تَطْفَحُ ضَفَتاهُ وَ لا یَتَزَنَّقُ جانِباهُ، وَ لاَصْدَرَهُمْ بِطاناً وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً. وَ لَمْ یَکُنْ یُحَلّى مِنَ الغِنی بِطایِل، وَ لا یَحْظى مِنَ الدُنیا بِنایِل، غَیْرَ رَیِّ النّاهِلِ وَ شُبْعَهِ الْکَلِ، وَ لَبانَ لَهُمُ الزّاهِدُ مِنَ الرّاغِبِ، وَ الصّادِقُ مِنَ الْکاذِبِ. «وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَات مِّنَ السَّمَاءِ وَ الاَرْضِ وَ لَکِنْ کَذَّبُوا فَاَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُون»(221) «وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هَوُلاَءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّیَاتُ مَا کَسَبُوا وَ مَا هُمْ بِمُعْجِزِینَ»(222) چه عیبی از ابوالحسن سراغ داشتند؟! به خدا سوگند، اشکالی که به او می گرفتند استواری
﴿ صفحه 256 ﴾
و محکم بودن شمشیرش و بی باکی او از مرگ و شدت گام های استوار او و سختی مجازات او و پلنگ گونه بودنش در امور الهی بود! به خدا قسم، اگر از مسیر روشن منحرف میشدند و از پذیرش دلیل واضح دور می گشتند، قطعا آنها را به سوی آن باز میگرداند و ایشان را بر آن وا می داشت و در کمال آرامش به پیش سیر میداد؛ به گونه ای که نه مرکب زخمی، و نه رهنمود خسته، و نه سواره ملول میگشت، و آنان را بر آبشخوری پاک و زلال و سیراب کننده وارد میکرد که از اطراف آن آب لبریز می شد و کناره های آن گل آلود نمی گشت و آنها را سیراب خارج میکرد و در پنهان و آشکار برای ایشان خیر خواهی میکرد، و او از متاع دنیا همچون توانگران، خود را نمی آراست و از آن حظ و بهره ای نمی برد، جز آبی که رفع تشنگی کند و طعامی که رفع گرسنگی کند و یقینا برای آنان زاهد از راغب، و صادق از کاذب شناخته میشد، «و اگر مردم شهر ها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعا برکاتی از آسمان و زمین برایشان می گشودیم؛ ولی تکذیب کردند. پس ما هم آنان را گرفتیم به کیفر اعمالی که همواره مرتکب میشدند». «و از آنها کسانی که ظلم کردند به زودی به بدی های آنچه که انجام دادند گرفتار میشوند و آنان نمی توانند [خدا را] عاجز کنند [و مانع عذاب او شوند]».

1.مقدمه

حضرت زهرا علیها السلام در روز های پایانی عمر خویش با سخنان رسا، محکم و زیبا، اما جان سوز خود با مردم، به ویژه متصدیان حکومت اتمام حجت فرمود؛ اما آنان به
﴿ صفحه 257 ﴾
پذیرش حقیقت و ادای حق اهل بیت علیهم السلام حاضر نشدند و به ندای یاری خواهی فاطمه علیها السلام پاسخی ندادند. از این رو صدیقه کبری علیها السلام در این فرصت قصد دارد به تحلیل علت این سکوت ناجوانمردانه و انحراف آن نامردان از ولایت امیر مومنان علیه السلام بپردازد. حضرت در ادامه فضایل امام علی علیه السلام را بر میشمارد و با بیانی ادبی وضعیتی را توصیف میکند که اگر علی علیه السلام به حکومت میرسید آن را عملی میکرد. سخنان همسر علی علیهما السلام در فراز بالا با این پرسش آغاز میشود: و ما الذی نقموا من ابی الحسن؛ «و چه عیبی از ابوالحسن سراغ داشتند؟!»

1ـ1. حاکم مطلوب

برای درک بهتر سخنان حضرت زهرا علیها السلام در بیان دلیل نپذیرفتن ولایت و حاکمیت امیر مومنان علیه السلام باید این نکته را بررسی کنیم که مردم از حاکم چه انتظاری دارند و حاکم ایدئال برای مردم چه کسی است تا دریابیم چرا مردم حضرت علی علیه السلام را رها کردند و سراغ دیگران رفتند.
برخی خواسته های مردم از حکومت، درخواست هایی عمومی است و برای هر مردمی با هر فکر و عقیده ای مطلوب است. یکی از این درخواست ها آن است که مردم از حاکم خویش اجرای صحیح قانونی را انتظار دارند که مردم آن را پذیرفته اند و از آنجا که لازمه اجرای صحیح قانون برخورد با متخلفان است، انتظار دیگر مردم از حاکم این است که اگر کسانی به عمد از قانون سرپیچیدند و در حق دیگران ستم کردند با آنها برخورد کند و داد مظلوم را از ظالم بگیرد.
از دیگر درخواست های عمومی مردم از حاکم این است که در ظاهر و باطن دل سوز و خیر خواه عموم مردم باشد. درخواست دیگری که میتوان از این سنخ مطالبات برشمرد آن است که مردم میخواهند حاکم برای خود و اطرافیانش
﴿ صفحه 258 ﴾
امتیازی ویژه قایل نباشد و به کیسه دوزی و جمع ثروت با استفاده از موقعیت خاص خود نیندیشد و به جد در فکر تامین مصالح جامعه و خدمت به عموم مردم باشد. اینها نمونه هایی از درخواست هایی است که مردم هر جامعه از زمامداران حکومت خویش دارند. اگر حاکمی این ویژگی ها را داشته باشد برای عموم جوامع بشری حاکمی مطلوب خواهد بود.
اما در جامعه اسلامی افزون بر این درخواست ها، انتظاری دیگر نیز وجود دارد و آن، پاسداشت ارزش های الهی و کوشش برای اجرای ارزش های اسلامی در جامعه است. مردم در جامعه اسلامی انتظار دارند مشی حکومت به گونه ای باشد که افراد جامعه در مسیر درست خدا پرستی قرار گیرند و به بدعت ها، آفت های فکری و انحراف های عقیدتی دچار نشوند.
اکنون با توجه به این درخواست های عمومی، اگر در جامعه ای زمامدار حکومت در عمل، اهل مسامحه باشد و این انتظارات را چندان جدی نگیرید و برای برآورده شدن آنها تلاش نکند، در چنین موقعیتی معمولا مردم به دو دسته تقسیم میشوند: دسته ای راضی و خشنود و دسته ای دیگر ناراضی و معترض. کسانی که ستم کرده و به حقوق مردم تجاوز نموده اند و از بیت المال سوء استفاده کرده اند هنگامی که می بینند با آنها به طور جدی برخورد نمی شود خوش حال میشوند و از چنین حاکمی حمایت میکنند؛ اما دیگر مردم با دیدن ظلم ها و ضایع شدن حقوق مردم از حاکم ناراضی میشوند. البته در این میان اربابان قدرت و سرمایه داران بی تفاوت نمی نشینند و برای پیشگیری از اعتراض های اجتماعی و به خطر افتادن منافعشان می کوشند دیگران را با فریب و نیرنگ به وضع موجود راضی سازند. این شیوه ای است که معمولا در حکومت ها دیده میشود و شاید کشوری در عالم وجود نداشته باشد که در آن از این شیوه های شیطانی استفاده
﴿ صفحه 259 ﴾
نشود؛ زیرا در همه ی کشور ها گروهی از خواص اطراف مراکز قدرت جمع میشوند و از قدرت آنان در راه تامین منافع خود بهره میگیرند. چنین مراکز قدرتی نیز برای باقی ماندن در قدرت به حمایت آنان نیازمندند و می کوشند منافع ایشان را تامین کنند. از این رو دست آنان را برای سوء استفاده از بیت المال باز می گذارند و برای پیشگیری از شورش مردم می کوشند به نحوی آنان را سرگرم کنند و با خدماتی هر چند جزئی آنان را راضی نگه دارند. این راهکاری است که در بسیاری از حکومت ها رواج دارد؛ اما اسلام به چنین وضعی راضی نیست و حکومتی چون حکومت امیر مومنان علی علیه السلام را میخواهد که پس از گذشت سی سال از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله حدود پنج سال تشکیل داد.