رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

مقدمه

خدای را سپاس که توفیق عنایت فرمود تا طی بخش ها و فصول گذشته، خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را به بحث بنشینیم و از دریای بی کران معارف فاطمی توشه ای برگیریم. صدیقه کبری علیها السلام خطبه کوتاه دیگری از خود به یادگار گذاشته است که آن را در بستر بیماری، هنگامی که عده ای از زنان مهاجرین و انصار به عیادت ایشان آمده بودند ایراد فرموده اند(201) و در کنار خطبه فدکیه از این خطبه شریف نیز یاد میشود. ما نیز در ادامه بحث، این خطبه شریف را مرور خواهیم داشت. در واقع برای این خطبه صدیقه کبری علیها السلام سه محور را میتوان ترسیم کرد؛ در بخش نخست، حضرت به توبیخ انصار و مهاجرین میپردازند و با بیان فضایل امیر مومنان علیه السلام، آنها را بدان جهت که علی علیه السلام را رها و خود را از سعادت محروم کردند سرزنش میکنند. در بخش دوم، حضرت امیر مومنان علیه السلام و کسانی را که مردم برگزیده بودند مقایسه میکنند و اهل بیت علیهم السلام را پیش گامان
﴿ صفحه 240﴾
جامعه بشری و آنها را عقب ماندگان و دنباله رو ها میخواند. ایشان از اینکه مردم پیش گامان را رها کردند و سراغ دنباله رو ها رفتند، اظهار تعجب فراوان میکنند. در بخش سوم، حضرت سرانجام شومی را پیش بینی میکند که در انتظار مردم پیمان شکن است.

﴿ صفحه 241 ﴾

فصل نخست: شکوه از نامردمی ها

« لَمّا مَرِضَتْ فاطِمَهُ(علیها السلام) الْمَرضَهَ الَّتِی تُوَفِّیَتْ فیِها دَخَلَت عَلَیْها نِساءُ الْمُهاجِرینَ وَ الاَنْصارِ، یَعُدْنَها، فَقُلْنَ لَها: کَیْفَ اَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِکِ یَابْنَهَ رَسُولِ اللهِ؟ فَحَمِدَتِ اللهَ وَ صَلَّتْ عَلى اَبِیها(صلى الله علیه وآله) ثُمَّ قالَتْ اَصْبَحْتُ وَاللهِ عایِفَهً لِدُنْیاکُنَّ، قالِیَهً لِرِجالِکُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ سَئِمتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ. فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ، وَ اللَّعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْعِ الصَّفاهِ، وَ صَدْعِ الْقَناهِ، وَ خَتلِ الاْراءِ، وَ زَلَلِ الاَهْواءِ، وَ «لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ اَنفُسُهُمْ اَنْ سَخِطَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَفِى الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ»(202) لا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمْ رِبْقَتَها وَ حَمَّلْتُهُمْ اَوْقَتَها وَ شَنَنْتُ عَلَیْهِمْ غاراتَها. فَجَدْعاً وَ عَقْراً وَ «بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّالِمین»(203) وَیْحَهُمْ اَنّى زَعْزَعُوها عَنْ رَواسِی الرِّسالَهِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّهِ وَ الدَّلالَهِ، وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الاَمِینَ وَ الطّبِینِ بِاُمُورِ الدُّنْیا وَ الدِّینِ «اَلاَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ»(204) هنگامی که فاطمه علیها السلام بیمار شد ـ همان بیماری ای
﴿ صفحه 242 ﴾
که در آن وفات یافت ـ زنان مهاجرین و انصار برای عیادت از ایشان بر او وارد شدند. پس به او گفتند: حال تو نسبت به بیماری ات چگونه است؟ پس خدا را حمد گفت و بر پدرش صلوات فرستاد. سپس فرمود: حال من به گونه ای است که به خدا قسم از دنیای شما متنفرم و بر مردان شما بسیار خشمگینم. آنان را بیرون افکندم بعد از آنکه آزمودم، و از آنها متنفر شدم پس از آنکه آنها را به دقت آزمودم. پس زشت باد کُند شدن بُرندگی ها، و به بازی گرفتن بعد از تصمیم جدی، و کوبیدن بر سنگ سخت و شکسته شدن نیزه ها و تیره و تار شدن اندیشه ها و انحراف خواسته ها، و چه زشت است آنچه برای خود از پیش فرستادند که خدا بر آنها خشم گرفت و پیوسته در عذاب می مانند. به ناچار ریسمان آن را بر گردن آنها انداختم و بار سنگینش را بر دوش آنان گذاشتم و از هر سو بر آنان حمله بردم. پس نفرین و لعن و دوری از رحمت خدا بر قوم ظالم باد! وای بر آنان! چگونه خلافت را از کوه های استوار رسالت و پایه های نبوت و هدایت و محل نزول روح الامین و کاردانان امور دنیا و دین جا به جا کردند [و به جایی بردند که هیچ امنیت و صلاحیتی برای استقرار در آنجا ندارد]؟! آگاه باشید که این همان زیان آشکار است.

1.مقدمه

با شدت یافتن بیماری زهرای بتول علیها السلام، زنان مهاجرین و انصار برای عیادت ایشان به خدمتشان مشرف شدند. صدیقه طاهره علیها السلام، این فرصت را نیز غنیمت شمرد و فریادی دیگر را در صفحات تاریخ به یادگار گذاشت که حجت را بر هر
﴿ صفحه 243﴾
حقیقت جویی تمام می کند. مادر حسنین علیهم السلام با وجود بیماری شدیدی که روز و شب های فراوانی همراه حضرت بود، کوشید از فرصت اجتماع آن زنان نیز استفاده کند و سخنانی را بیان فرماید که جای دیگر امکان بیان آنها به این شکل نبود.
با نگاهی به سخنان رسا، زیبا و مظلومانه زهرای مرضیه علیها السلام در این خطبه میبینیم که دیگر سخن از سرزمین فدک و غصب آن مطرح نیست؛ بلکه تکیه اصلی سخنان همسر علی علیه السلام بر مسئله خلافت و امامت امیر مومنان علیه السلام و اظهار غضب از تغییر مسیر امامت و ولایت است. در حقیقت میتوان گفت این خطبه فاطمه زهرا علیها السلام بهترین، کامل ترین و موثرترین دفاع حضرت از مسئله ولایت و امامت است. حضرت در همین خطبه کوتاه ـ که نشان میدهد حال حضرت اقتضای بیانی طولانی نداشته است ـ سخنانی بسیار عمیق، عبرت آموز، کوبنده و هشدار دهنده بیان کردند که دل های آماده را در هر عصری به خروش می آورد. سکوت و فریاد ها و قهر و غضب های حکیمانه زهرای مرضیه علیها السلام نشان از آن دارد که حضرت قصد داشت تا آخرین روزهای حیات مبارکش از مسئله ولایت و امامت دفاع کند و در حد ممکن، حقایق را برای مردم همه اعصار و امصار بیان فرماید. شاید مردم آن عصر دریابند به چه کار خطرناکی تن داده اند و چه آثار شومی بر این عمل آنان مترتب خواهد شد و از سوی دیگر راه بر همه حقیقت جویان باز بماند.
اقدام حکیمانه و مستدل صدیقه طاهره علیها السلام لایه های گوناگونی دارد که دفاع از امامت و ولایت امیر مومنان علیه السلام و افشاگری درباره متصدیان خلافت، یکی از آن لایه هاست. لایه عمیق تر اقدام حضرت این حقیقت است که دفاع ایشان از امیر مومنان علیه السلام و مسئله امامت، امری عاطفی و خانوادگی و برخاسته از علاقه شخصی ایشان به همسر معصوم و مظلوم خویش و این گونه مسائل نبود؛ البته دفاع از حق همسر و پیشگیری از مظلومیت او کار پسندیده ای است؛ اما دفاع حضرت زهرا علیها السلام بسیار
﴿ صفحه 244 ﴾
فراتر از مسئله دفاع از حق شوهر است. حقیقت این است که امامت، موجب بقای اسلام است. از این رو دفاع از امامت امیر مومنان علیه السلام به معنای دفاع از اسلام است. اگر نبود نقشی که امیر مومنان علیه السلام در کمال محدودیت و مظلومیت ایفا کردند، به جد میتوان گفت که نامی از اسلام باقی نمی ماند، چه رسد به حقانیت مذهب شیعه و معارف اهل بیت علیهم السلام. وجود پربرکت امیر مومنان علی و صدیقه کبری علیهما السلام و پس از ایشان، وجود آسمانی فرزندان پاک و معصوم این دو نور الهی علیهم السلام و سخنان و اقدامات معصومانه و حکیمانه ایشان بود که اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را در پیچ و خم تاریخ زنده نگه داشت. اگر نبود رهنمود های الهی و نورانی این انسان های معصوم و این عالمان به علم الهی، دیگران آگاهانه یا ناآگاهانه اسلام ناب را از ریشه بر میکندند. پس در ارزیابی رفتار حضرت زهرا علیها السلام و انشای این خطبه شریف باید گفت: نخستین و روشن ترین هدفی که برای این اقدام میتوان بر شمرد مسئله حمایت از ولایت و امامت است؛ اما هدف مریم کبری علیها السلام بدین جا نمی انجامد. لایه زیرین این اقدام بانوی دو عالم علیها السلام حفظ و صیانت از اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله بود.
اما مسئله به این حقیقت نیز نمی انجامد و میتوان لایه ژرف تری را در انگیزه زهرای مرضیه علیها السلام کاوید. گاه شخصی برای دفاع از اسلام در جهاد شرکت میکند؛ اما اگر عمق دلش را بکاویم خواهیم دید که ترس از گرفتار شدن در عذاب جهنم یا امید رسیدن به نعمت های بهشت و حور و قصور وی را به شرکت در جهاد کشانده است. اما آیا دفاع معصومان علیهم السلام، به ویژه حضرت زهرا علیها السلام از اسلام ناب، تنها به جهت انجام تکلیفی واجب بوده است یا نکته ای عمیق تر نیز وجود دارد؟ حقیقت این است که لایه زیرین این دفاع، دل سوزی برای هدایت و سعادت مردم بود. بانوی دو عالم علیها السلام میدید که اگر مردم از اسلام ناب محروم
﴿ صفحه 245 ﴾
شوند، هم سعادت دنیا را از دست خواهند داد و هم به عذابی ابدی گرفتار خواهند آمد. زهرای مرضیه علیها السلام آرزو داشت تا آنجا که ممکن است مردم را به سوی سعادت دنیا و آخرت هدایت کنند. بزرگ بانوی عالم وجود، پاره ای از نور آن کسی است که خدای متعال در توصیف او میفرماید: لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ؛ (205) «هر آینه پیامبری از خود شما به سویتان آمد که آنچه شما را آزار میدهد بر او گران می آید و بر [هدایت] شما حریص و با مومنان دل سوز و مهربان است». فاطمه علیها السلام پاره وجود کسی است که خدای متعال در مدح او با زبان عتاب می فرماید: : عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ ؛(206) «خدایت عفو کند، چرا به آنان اذن ماندن دادی؟ [چقدر تو مهربانی!]» و نیز می فرماید: فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً؛(207) «گویا میخواهی به سبب اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی، اگر به این گفتار ایمان نیاورند!»
یکی از روش های ستایش بلیغ، مدح در زبان عتاب است. بدین معنا که متکلم با زبان به ظاهر عتاب انگیز و سرزنشگر، شدت صفات خوب مخاطب را بیان میکند. بیان عتاب آلود خدای متعال به حضرت رسول صلی الله علیه و آله نشان شدت علاقه وی به هدایت مردم و ناراحتی ایشان از گمراهی آنان است. گویا خداوند به رسول خود میفرماید: تو وظیفه خود را انجام داده ای و بیش از این وظیفه نداری و لازم نیست تا این حد در غم و غصه گمراهی آنان بمانی که این غصه جان عزیزت را به خطر بیندازد. آنان را رها کن! چنان که در آیه ای دیگر می فرماید: فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى
﴿ صفحه 246 ﴾
عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا ؛(208) «پس روی برگردان از کسی که از یاد ما روی میگرداند و جز زندگی مادی دنیا را نمی طلبد!» رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله از این که عده ای حق را نمی پذیرند و باطل را بر آن مقدم می سازند و با این کار اسباب شقاوت دنیا و آخرت خویش را فراهم میکنند آن قدر غمگین بود که خدای متعال جانش را در خطر دید و او را دل داری داد. زهرای مهربان علیها السلام نیز کسی است که جوهر وجود چنین کسی در وجودش تجسم یافته است. از این رو حضرت دوست دارد تا آخرین نفس، حتی اگر شده یک نفر را با نور حق آشنا کند و زمینه هدایتش را فراهم سازد و او را از گمراهی، لجاجت و دنیا پرستی نجات بخشد.
پس میتوان گفت حقیقت این است که سه انگیزه اساسی، بانوی دو عالم علیها السلام را به سوی این کوشش ها و مجاهدت ها سوق می داد که این سه در طول یکدیگر بودند: نخست دفاع از امامت، دوم حفظ اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله، و سوم دل سوزی برای هدایت مردم به سوی سعادت و دور کردن آنان از شقاوت. از این رو حضرت هر فرصتی را برای تحقق این اهداف غنیمت می شمرد.