رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

بخش هشتم: دفاع فاطمه علیها السلام از ولایت در بستر بیماری

﴿ صفحه 239 ﴾

مقدمه

خدای را سپاس که توفیق عنایت فرمود تا طی بخش ها و فصول گذشته، خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را به بحث بنشینیم و از دریای بی کران معارف فاطمی توشه ای برگیریم. صدیقه کبری علیها السلام خطبه کوتاه دیگری از خود به یادگار گذاشته است که آن را در بستر بیماری، هنگامی که عده ای از زنان مهاجرین و انصار به عیادت ایشان آمده بودند ایراد فرموده اند(201) و در کنار خطبه فدکیه از این خطبه شریف نیز یاد میشود. ما نیز در ادامه بحث، این خطبه شریف را مرور خواهیم داشت. در واقع برای این خطبه صدیقه کبری علیها السلام سه محور را میتوان ترسیم کرد؛ در بخش نخست، حضرت به توبیخ انصار و مهاجرین میپردازند و با بیان فضایل امیر مومنان علیه السلام، آنها را بدان جهت که علی علیه السلام را رها و خود را از سعادت محروم کردند سرزنش میکنند. در بخش دوم، حضرت امیر مومنان علیه السلام و کسانی را که مردم برگزیده بودند مقایسه میکنند و اهل بیت علیهم السلام را پیش گامان
﴿ صفحه 240﴾
جامعه بشری و آنها را عقب ماندگان و دنباله رو ها میخواند. ایشان از اینکه مردم پیش گامان را رها کردند و سراغ دنباله رو ها رفتند، اظهار تعجب فراوان میکنند. در بخش سوم، حضرت سرانجام شومی را پیش بینی میکند که در انتظار مردم پیمان شکن است.

﴿ صفحه 241 ﴾

فصل نخست: شکوه از نامردمی ها

« لَمّا مَرِضَتْ فاطِمَهُ(علیها السلام) الْمَرضَهَ الَّتِی تُوَفِّیَتْ فیِها دَخَلَت عَلَیْها نِساءُ الْمُهاجِرینَ وَ الاَنْصارِ، یَعُدْنَها، فَقُلْنَ لَها: کَیْفَ اَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِکِ یَابْنَهَ رَسُولِ اللهِ؟ فَحَمِدَتِ اللهَ وَ صَلَّتْ عَلى اَبِیها(صلى الله علیه وآله) ثُمَّ قالَتْ اَصْبَحْتُ وَاللهِ عایِفَهً لِدُنْیاکُنَّ، قالِیَهً لِرِجالِکُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ سَئِمتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ. فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ، وَ اللَّعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْعِ الصَّفاهِ، وَ صَدْعِ الْقَناهِ، وَ خَتلِ الاْراءِ، وَ زَلَلِ الاَهْواءِ، وَ «لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ اَنفُسُهُمْ اَنْ سَخِطَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَفِى الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ»(202) لا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمْ رِبْقَتَها وَ حَمَّلْتُهُمْ اَوْقَتَها وَ شَنَنْتُ عَلَیْهِمْ غاراتَها. فَجَدْعاً وَ عَقْراً وَ «بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّالِمین»(203) وَیْحَهُمْ اَنّى زَعْزَعُوها عَنْ رَواسِی الرِّسالَهِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّهِ وَ الدَّلالَهِ، وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الاَمِینَ وَ الطّبِینِ بِاُمُورِ الدُّنْیا وَ الدِّینِ «اَلاَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ»(204) هنگامی که فاطمه علیها السلام بیمار شد ـ همان بیماری ای
﴿ صفحه 242 ﴾
که در آن وفات یافت ـ زنان مهاجرین و انصار برای عیادت از ایشان بر او وارد شدند. پس به او گفتند: حال تو نسبت به بیماری ات چگونه است؟ پس خدا را حمد گفت و بر پدرش صلوات فرستاد. سپس فرمود: حال من به گونه ای است که به خدا قسم از دنیای شما متنفرم و بر مردان شما بسیار خشمگینم. آنان را بیرون افکندم بعد از آنکه آزمودم، و از آنها متنفر شدم پس از آنکه آنها را به دقت آزمودم. پس زشت باد کُند شدن بُرندگی ها، و به بازی گرفتن بعد از تصمیم جدی، و کوبیدن بر سنگ سخت و شکسته شدن نیزه ها و تیره و تار شدن اندیشه ها و انحراف خواسته ها، و چه زشت است آنچه برای خود از پیش فرستادند که خدا بر آنها خشم گرفت و پیوسته در عذاب می مانند. به ناچار ریسمان آن را بر گردن آنها انداختم و بار سنگینش را بر دوش آنان گذاشتم و از هر سو بر آنان حمله بردم. پس نفرین و لعن و دوری از رحمت خدا بر قوم ظالم باد! وای بر آنان! چگونه خلافت را از کوه های استوار رسالت و پایه های نبوت و هدایت و محل نزول روح الامین و کاردانان امور دنیا و دین جا به جا کردند [و به جایی بردند که هیچ امنیت و صلاحیتی برای استقرار در آنجا ندارد]؟! آگاه باشید که این همان زیان آشکار است.