فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

6. گناه؛ مختل کننده دستگاه معرفتی انسان

پس از آنکه ادعا شد همه مردم در شکل گیری دستگاه خلافت، آن گونه که
﴿ صفحه 228 ﴾
فاطمه علیها السلام بدان اعتراض داشت، اتفاق نظر داشته اند و با رای آنان همه کارها انجام شده است، زهرای مرضیه علیها السلام مردم را مخاطب قرار داد و با شکایت از سستی، کج اندیشی و کج رفتاری آنان این آیه را تلاوت فرمود: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛(191) «آیا آنها در قرآن تدبر نمی کنند، یا بر دل هایشان قفل نهاده شده است؟!» و در ادامه فرمود: کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِکُمْ ما اَسَأْتُمْ مِنْ اَعْمالِکُمْ، فَاَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ اَبْصارِکُمْ؛ «[حقیقت آن نیست که شما میگویید] بلکه اعمال زشت شما همچون زنگاری بر دل هایتان نشسته و گوش و چشمان شما را گرفته است». جمله بالا اقتباسی است از این آیه نورانی که می فرماید: كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ؛(192) «هرگز چنین نیست، بلکه اعمال آنها همچون زنگاری بر دل هایشان نشست». نیز اشاره ای است به حقیقتی که قرآن کریم در آیات متعدد بر آن تاکید بسیار دارد؛ اینکه اگر انسان به انجام اعمال زشت اصرار ورزد، رفته رفته توان او برای درک حقیقت کاسته میشود و این اختلال معرفتی، ایمان او را نیز ضعیف میکند و سرانجام او به کفر می انجامد. قرآن کریم می فرماید:
أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؛(193)
آیا کسی را دیدی که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داد و خداوند او را با وجود داشتن آگاهی، گمراه ساخت و بر گوش و قلبش مهر زد و بر چشمش پرده ای افکند؟! پس بعد از خدا چه کسی میتواند او را هدایت کند؟! آیا متذکر نمی شوید؟!
﴿ صفحه 229 ﴾
اما آیا ممکن است کسی که اندکی شعور داشته باشد معتقد باشد هوای نفسش خدای اوست؟ هوای نفس به معنای دلخواه است و ممکن نیست دلخواه انسان خدای او باشد! پس چگونه قرآن کریم از کسانی سخن میگوید که هوای نفس خویش را معبودشان قرار داده اند؟! حقیقت این است که مقصود آیه از اینکه کسی هوای نفس را معبود خود قرار دهد این است که در برابر دلخواه خویش تسلیم باشد. بدین معنا که به هرچه هوس کند جامعه عمل پوشاند. قرآن کریم میفرماید: خداوند چشمان و گوش چنین انسانی را کور و کر میکند و در حالی که اهل علم و فهم است و در حل مسائل علمی از دقت برخوردار است، چنان او را گمراه میسازد که هیچ کس نمی تواند او را هدایت کند. چنین مضمونی در این آیه نیز آمده است که می فرماید: كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ ؛(194) «هرگز چنین نیست، بلکه اعمال آنها همچون زنگاری بر دل هایشان نشست». کسانی که اهل معصیت اند و پیوسته با خداوند از در مخالفت وارد می شوند، اعمال زشتشان همچون چرک و زنگاری روی آیینه قلبشان می نشیند و رفته رفته آن آیینه دیگر یارای بازتاباندن هیچ حقیقتی را نخواهد داشت.
حضرت زهرا علیها السلام با اشاره به این آیات، خطاب به مسلمانان سست عنصر و کم ایمان، در حقیقت کوتاهی آنان را در دفاع از حق، نتیجه پیروی از هوای نفس و تکرار اعمال زشت میداند که موجب شده اکنون قلب آنان زنگار بگیرد و از درک حقیقت باز مانند. پس از این، معصومه مظلومه علیها السلام با اشاره به این آیه که لَقَدْ كُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ؛(195) «به راستی تو از این صحنه غافل بودی. پس ما پرده را از چشم تو کنار زدیم. پس امروز چشمت کاملا تیزبین
﴿ صفحه 230 ﴾
است!» به آنها هشدار میدهد که روز واپسین در راه است و در آن روز همه حقایق روشن خواهد شد و خواهید فهمید که دست به چه گناه بزرگی آلوده اید.
به راستی چرا بانوی دو عالم علیها السلام در مجلسی که بهانه تشکیل آن تصرف سرزمین فدک است، خطاب به مسلمانان حاضر در آن مجلس آیاتی را تلاوت کردند که همه خطاب به گناهکاران، کافران و مشرکان هستند؟

7. راز آیات منتخب فاطمه علیها السلام

حقیقت این است که اگر فاطمه علیها السلام لا به لای سخنان شریف خود چنین آیاتی را تلاوت فرمود بدین سبب بود که با دیده تیز و حقیقت بین خویش میدید راهی که مسلمانان در پیش گرفته و زاویه ای که با حق ایجاد کرده اند پایانی جز کفر و شرک نخواهد داشت، و این همان حقیقتی است که قرآن کریم آن را بیان میفرماید: ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون؛(196) «سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به مسخره گرفتند!»
ما نیز در این زمانه نیز کسانی را میبینیم که به راستی مصداق این آیه شریفه اند و با اینکه پیش تر، افرادی بسیار متدین و پایبند به احکام شرع بودند راه خویش را کج کردند و در مقابل دین و متدینان قرار گرفتند. افرادی را میبینیم که از آغاز فعالیت های بسیاری در دفاع از دین حق و مبارزه با باطل داشتند، اما کم کم به انحرافی کشیده شدند که باور کردن آن مشکل است. بنده با دانشجویی متدین آشنا بودم و مدت ها با او معاشرت داشتم. وی افزون بر اینکه عبادت هایش ترک نمی شد در کشور های دیگر نیز میکوشید حتی کارهای خلاف احتیاط انجام
﴿ صفحه 231 ﴾
ندهد. زمانی به لندن رفته بود و شنیده بود که در آنجا برخی از کارخانه های نان، فر نان پزی را با روغنی که با چربی خوک مخلوط است چرب میکنند تا نان آسان تر از تنور خارج شود. از این رو مدتی تحقیق کرده بود کارخانه ای را بیابد که از چنین روغنی استفاده نمی کند تا از پاکی نانی که می خورد مطمئن باشد؛ اما همین شخص رفته رفته کارش به جایی رسید که اصل دین، وحی، نبوت و همه ارزش های دینی را انکار کرد. گرچه برخی از آغاز راه باطل را بر میگزینند و تا پایان عمر از منجلاب آن خارج نمی شوند، این گونه نیست که هر انسان فاسقی از ابتدا فاسق بوده باشد. گاه افرادی در قلب جبهه حق قرار دارند، پس از مدتی به انحراف کشیده میشوند و درست در نقطه مقابل آنچه بودند قرار میگیرند. قرآن کریم میفرماید:
وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِینَ * وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ یَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ ؛(197) و بر آنها بخوان سرگذشت کسی را که آیات خود را به او دادیم؛ اما خود را از آن جدا ساخت و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد! و اگر می خواستیم، او را با این آیات بالا می بردیم؛ اما او به زمین (پستی) گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد. از این رو داستانش چون داستان سگ است که اگر بر آن حمله ور شوی زبان از کام برآورد، و اگر آن را رها کنی [بازهم] زبان از کام برآورد. این، مثل آن گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را حکایت کن، شاید که آنان بیندیشند.
﴿ صفحه 232 ﴾
به دستور قرآن کریم باید در این باره اندیشید که چرا کار مسلمانانی که در رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، جز اندکی همچون سلمان، ابوذر، و مقداد، به جایی رسید که حضرت بتول علیها السلام این گونه آنها را توبیخ کرد. فاطمه زهرا علیها السلام می دید که سرانجام مسلمانان، با زاویه ای، که از حق گرفته اند به کفر خواهد انجامید. ما نیز اگر به حکم خدا بی اعتنا باشیم و مبانی دیگری را جای گزین اصول الهی کنیم و با این تفکر که دوران اسلام و اسلام گرایی گذشته و اقتضای زمانه، سخن گفتن از ملی گرایی و ارزش های انسانی است، بخواهیم از حق فاصله بگیریم، باید منتظر چنین سرنوشتی باشیم. انسانی که از حق زاویه میگیرد، در آغاز چندان فاصله ای با مسیر حق ندارد؛ اما هرچه پیش میرود این فاصله بیشتر میشود و هنگامی که مسیر انحرافی ادامه یابد به جایی خواهد رسید که ضلع دیگر زاویه را نخواهد دید.
بی شک پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله کسی میتوانست رهبری جامعه اسلامی را بر عهده گیرد و اسلام را حفظ کند که درست همانند رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله باشد. خداوند این منت و نعمت عظیم را به مسلمانان عنایت فرموده و چنین انسانی آفریده و به مردم هم معرفی کرده بود؛ اما مسلمانان از او فاصله گرفتند و همین فاصله، آنان را به جاده باطل سوق داد. از این رو سرانجام همین مسلمانان به آنجا رسید که در سرزمین کربلا فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله را به فجیع ترین شکل شهید کردند. جنایتی که در سرزمین کربلا رخ داد به دست همین مسلمانان رخ داد، نه افراد ادیان دیگر! کسانی که عزیز رسول خدا علیهما السلام را به خاک و خون کشیدند، همگی نماز خوان بودند و صبح عاشورا را نخست نماز جماعت خواندند و پس از آن خود را برای تمام کردن کار حسین، پسر علی و فاطمه علیهم السلام آماده کردند. خواندن نماز و گرفتن روزه دلیل بر منحرف نبودن انسان از حق و
﴿ صفحه 233 ﴾
درستی او در همه جنبه ها نیست. پیش از این اعمال، آنچه از اهمیت فراوانی برخوردار است، اعتقادات انسان است. کسی که بر خلاف دستور خدای متعال که امیر مومنان علی علیه السلام را ولی و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی کرده است از جانشینی فردی دیگر سخن به میان می آورد و نظر خود را بر امر خدای متعال ترجیح میدهد، یعنی که خود را در عرض خدای متعال میداند. از این روست که امام صادق علیه السلام درباره کسی که حکم نایب امام معصوم علیه السلام را رد کند میفرمایند: ...فانما استخف بحکم الله و علینا رد و الراد علینا الراد علی الله و هو علی حد الشرک بالله؛(198) «... پس جز این نیست که حکم خدا را خوار شمارد و ما را رد کند و رد کننده ما رد کننده خداست، و این عمل در حد شرک به خداست». رد کردن امر نایب امام معصوم علیه السلام به شرک می انجامد؛ زیرا او از سوی خدا حکم میکند و کسی که بر خلاف او سخن میگوید، در حقیقت سخن خود را در عرض امر خدا قرار داده است و میگوید: خدا قانونی دارد و من هم قانونی! و این چیزی جز شرک نیست.

8. دور نشدن از محور ولایت؛ درسی آموختنی از فاطمه علیها السلام

توبیخ های صدیقه کبری علیها السلام روی دیگری نیز دارد و آن هشداری به ماست که مراقب باشیم از محور حق فاصله نگیریم. رسول خدا صلی الله علیه و آله جایگاه حق را این گونه به ما معرفی فرموده است: علی مع الحق و الحق مع علی؛(199) «علی با حق است و حق با علی است». بنابراین فاصله گرفتن از علی علیه السلام به معنای در پیش گرفتن راه
﴿ صفحه 234 ﴾
انحراف از حق است و انحراف از حق پایانی جز کفر و باطل نخواهد داشت. نعمت ولایت نعمتی عظیم از سوی خدای متعال به ما انسان هاست و باید قدردان این نعمت باشیم. نباید فراموش کنیم که اهل بیت علیهم السلام و شاگردان مکتب آنان، قرن ها کوشیده اند تا مذهب تشیع را برای ما حفظ کنند. حقیقت این است که این مکتب کوران های سختی را پشت سر نهاده تا امروز به دست ما رسیده است. پیش از این شاید یک صدم جمعیت کشور پهناور ایران نیز شیعه نبودند؛ اما با تلاش های گسترده بسیاری از امام زادگان، علما و شیعیان، رفته رفته جمعیت شیعیان در برخی شهرها افزایش یافت و رفته رفته پس از گذشت چند قرن از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نخستین حکومت شیعی را آل بویه در اواخر حکومت بنی عباس در مناطقی محدود بر پا کردند. سرانجام در زمان حکومت صفویه تشییع مذهب رسمی ایران شد. در عصر ما هنوز جمعیت شیعه در جهان نسبت به دیگر مذاهب اسلامی بسیار کمتر است. اکنون که این نعمت عظیم با مجاهدت های فراوان به دست ما رسیده، بر ماست که قدر آن را بدانیم و در حفظ و صیانت از آن و انتقالش به دیگران کوتاهی نکنیم. ائمه اطهار علیهم السلام، برای صیانت از این نعمت و پیشگیری از به وجود آمدن انحراف در آن، مسئولیتی سنگین بر دوش ما قرار داده اند. ایشان از همه پیروان خود خواسته اند که در هنگامه نداشتن دسترسی به امام معصوم علیه السلام به کسانی مراجعه کنند که به علوم آنها عالم اند و در پی اطاعت از اوامر آن بزرگواران باشند. ولایت چنین کسانی که به منزله حاکم و صاحبان ولایت تعیین شده اند، ولایت فقیه خوانده میشود. بنابراین باید به یاد داشته باشیم که نعمت ولایت فقیه به سادگی به دست ما نرسیده است. معنای سخن اهل بیت علیهم السلام در اعطای حاکمیت و ولایت به فقیه جامع شرایط، تنها دوست داشتن چنین افرادی نیست. چنان که سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله در
﴿ صفحه 235﴾
روز غدیر که فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛(200) «هرکس من مولای او هستم پس این علی مولای اوست» بدین معنا نیست که هرکس من دوست او هستم پس این علی دوست اوست! بزرگانی چون صاحب عبقات الانوار و صاحب الغدیر با زحمت های فراوان به خوبی اثبات کرده اند که مقصود رسول خدا صلی الله علیه و آله از مولا تنها دوستی نیست؛ بلکه مقصود ایشان ولایت و سرپرستی امت است و سخن ایشان بدین معناست که اطاعت علی علیه السلام بر همه واجب است.
در زمانه ما نیز ممکن است کسانی چنین شبهاتی را به جامعه القا کنند و بگویند: ولایت فقیه به معنای دوست داشتن فقهاست. اما حقیقت این است که ولایت فقیه ادامه همان ولایت اهل بیت علیهم السلام است و اطاعت ایشان همانند اطاعت امام معصوم علیه السلام واجب است. شایسته است که در درجه نخست این مسئله را خود باور کنیم و در درجه بعد، شبهات کسانی را که در این باره دچار شبهه شده اند بر طرف کنیم.

﴿ صفحه 237 ﴾