رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

4.فاصله از علی علیه السلام؛ برگشت به دوران جاهلیت

آن گاه که صدیقه طاهره علیها السلام با انصار سخن گفت و از یاری ندادن آنان شکایت کرد، فرمود: شاید گمان میکنید چون رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفته، دیگر وظیفه ای ندارید و کار را تمام شده می بینید، اما قرآن کریم می فرماید:
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاكِرِینَ ؛(188) و محمد جز فرستاده ای نیست که پیش از او نیز فرستادگانی بودند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود شما به آیین گذشته خویش باز می گردید؟! و هرکس به آیین گذشته خویش بازگردد، هیچ زیانی به خداوند نخواهد رساند و به زودی خداوند شاکران را پاداش خواهد داد.
این آیه ای عجیب است که باید درباره دلیل نزول آن در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و بیان چنین معنایی از سوی خداوند به مسلمانان نیز دقت کنیم. چرا خداوند به مسلمانان این گونه هشدار داده است که «آیا اگر پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت یا به قتل
﴿ صفحه 226 ﴾
رسید شما از دین خود دست بر میدارید و به آیین پیشینیان باز میگردید؟». ظاهر آیه نورانی این است که برخی در دل چنین باوری را می پروراندند که با رفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله دین و آیین او نیز از بین خواهد رفت. اینان به حقانیت آیین پیامبر چندان اعتقادی نداشتند و در معرض این خطر بودند که دین اسلام را رها کنند و به آیین دوران جاهلیت بازگردند. از این رو خدای متعال با نزول این آیه بدانها هشدار میدهد که مراقب باشید! بی شک روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از این دنیا خواهند رفت؛ اما او دین اسلام را برای هدایت شما به سوی سعادت ابدی آورده است و نباید با رفتن او از این مسیر حق دست بردارید و به آیینی باز گردید که جز شقاوت برای شما حاصلی نخواهد داشت. البته خدای متعال این نکته را نیز یادآور میشود که اگر از این مسیر بازگردید، هیچ زیانی برای خدا نخواهد داشت و تنها به خود زیان زده اید؛ اما اگر آیین او را راهکار زندگی خویش قرار دهید و شکر گزار نعمت او باشید به پاداش آن خواهید رسید که همان سعادت ابدی است.
پاره وجود پیامبر علیهما السلام نیز با تلاوت این آیه خطاب به انصار، که پیشینه ای درخشان در یاری رسول خدا صلی الله علیه و آله داشتند، بدانها هشدار می دهد که اگر گمان کرده اید چون پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته است دیگر نباید از ما حمایت کنید مصداق این آیه خواهید بود و باید بدانید که با این کار جز به خود زیان نخواهید رساند. در ادامه نیز برای تاکید این آیه را تلاوت میفرماید: إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ؛(189) اگر همه شما مسلمانان و هر انسانی که روی زمین است همگی کافر شوید، [به خدا زیانی نمی رسد و] بی شک خداوند بی نیاز و ستوده است».
﴿ صفحه 227 ﴾
با دقت در آیه ای که زهرای مرضیه علیها السلام تلاوت فرموده است این پرسش مطرح میشود که مگر در آن مجلس، کسی قصد داشت از دین اسلام دست بردارد و به آیین دوران جاهلیت بازگردد؟!

5. افشای یک صحنه سازی

در پایان سخنان صریح و روشنگرانه همسر امیر مومنان علیهما السلام به ایشان پاسخ دادند: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده ایم که انبیای الهی مالی به ارث نخواهند گذاشت و اموال مورد نظر شما در جهت مصالح عموم مسلمانان قرار خواهد گرفت و با آنها جامعه مسلمانان را مجهز خواهیم کرد تا با کفار و فجار نبرد کنند. پاسخ آنان به ظاهر نشانه ای از کفر، شرک و خدعه ای در خود نداشت؛ اما صدیقه کبری علیها السلام، که سخنانش بی شک خالی از حکمت نیست، در برابر، این آیه را تلاوت فرمودند:
بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ؛(190) «بلکه هوای نفس شما امری را برایتان آراسته است. پس صبری نیکو باید و خداست که برای آنچه شما توصیف میکنید باید از او یاری خواست». سخن فاطمه علیها السلام بدین معناست که امر بر آنان مشتبه نشده بود و این گونه نبود که حقیقت امر را ندانند؛ بلکه سخنان به ظاهر دوستانه آنان تنها صحنه سازی و از سر هوای نفس بود تا به آنچه که دلخواهشان بود دست یابند و فاطمه علیها السلام در برابر این خدعه باید صبری عظیم داشته و تسلیم امر خدای متعال باشد.

6. گناه؛ مختل کننده دستگاه معرفتی انسان

پس از آنکه ادعا شد همه مردم در شکل گیری دستگاه خلافت، آن گونه که
﴿ صفحه 228 ﴾
فاطمه علیها السلام بدان اعتراض داشت، اتفاق نظر داشته اند و با رای آنان همه کارها انجام شده است، زهرای مرضیه علیها السلام مردم را مخاطب قرار داد و با شکایت از سستی، کج اندیشی و کج رفتاری آنان این آیه را تلاوت فرمود: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛(191) «آیا آنها در قرآن تدبر نمی کنند، یا بر دل هایشان قفل نهاده شده است؟!» و در ادامه فرمود: کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِکُمْ ما اَسَأْتُمْ مِنْ اَعْمالِکُمْ، فَاَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ اَبْصارِکُمْ؛ «[حقیقت آن نیست که شما میگویید] بلکه اعمال زشت شما همچون زنگاری بر دل هایتان نشسته و گوش و چشمان شما را گرفته است». جمله بالا اقتباسی است از این آیه نورانی که می فرماید: كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ؛(192) «هرگز چنین نیست، بلکه اعمال آنها همچون زنگاری بر دل هایشان نشست». نیز اشاره ای است به حقیقتی که قرآن کریم در آیات متعدد بر آن تاکید بسیار دارد؛ اینکه اگر انسان به انجام اعمال زشت اصرار ورزد، رفته رفته توان او برای درک حقیقت کاسته میشود و این اختلال معرفتی، ایمان او را نیز ضعیف میکند و سرانجام او به کفر می انجامد. قرآن کریم می فرماید:
أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؛(193)
آیا کسی را دیدی که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داد و خداوند او را با وجود داشتن آگاهی، گمراه ساخت و بر گوش و قلبش مهر زد و بر چشمش پرده ای افکند؟! پس بعد از خدا چه کسی میتواند او را هدایت کند؟! آیا متذکر نمی شوید؟!
﴿ صفحه 229 ﴾
اما آیا ممکن است کسی که اندکی شعور داشته باشد معتقد باشد هوای نفسش خدای اوست؟ هوای نفس به معنای دلخواه است و ممکن نیست دلخواه انسان خدای او باشد! پس چگونه قرآن کریم از کسانی سخن میگوید که هوای نفس خویش را معبودشان قرار داده اند؟! حقیقت این است که مقصود آیه از اینکه کسی هوای نفس را معبود خود قرار دهد این است که در برابر دلخواه خویش تسلیم باشد. بدین معنا که به هرچه هوس کند جامعه عمل پوشاند. قرآن کریم میفرماید: خداوند چشمان و گوش چنین انسانی را کور و کر میکند و در حالی که اهل علم و فهم است و در حل مسائل علمی از دقت برخوردار است، چنان او را گمراه میسازد که هیچ کس نمی تواند او را هدایت کند. چنین مضمونی در این آیه نیز آمده است که می فرماید: كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ ؛(194) «هرگز چنین نیست، بلکه اعمال آنها همچون زنگاری بر دل هایشان نشست». کسانی که اهل معصیت اند و پیوسته با خداوند از در مخالفت وارد می شوند، اعمال زشتشان همچون چرک و زنگاری روی آیینه قلبشان می نشیند و رفته رفته آن آیینه دیگر یارای بازتاباندن هیچ حقیقتی را نخواهد داشت.
حضرت زهرا علیها السلام با اشاره به این آیات، خطاب به مسلمانان سست عنصر و کم ایمان، در حقیقت کوتاهی آنان را در دفاع از حق، نتیجه پیروی از هوای نفس و تکرار اعمال زشت میداند که موجب شده اکنون قلب آنان زنگار بگیرد و از درک حقیقت باز مانند. پس از این، معصومه مظلومه علیها السلام با اشاره به این آیه که لَقَدْ كُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ؛(195) «به راستی تو از این صحنه غافل بودی. پس ما پرده را از چشم تو کنار زدیم. پس امروز چشمت کاملا تیزبین
﴿ صفحه 230 ﴾
است!» به آنها هشدار میدهد که روز واپسین در راه است و در آن روز همه حقایق روشن خواهد شد و خواهید فهمید که دست به چه گناه بزرگی آلوده اید.
به راستی چرا بانوی دو عالم علیها السلام در مجلسی که بهانه تشکیل آن تصرف سرزمین فدک است، خطاب به مسلمانان حاضر در آن مجلس آیاتی را تلاوت کردند که همه خطاب به گناهکاران، کافران و مشرکان هستند؟