رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

4 . بررسی اجماع ادعا شده

داستان ادعای اجماع در امر خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله امری است که به شوخی شبیه تر است. جریان سقیفه، به نقل محدثان و مورخان شیعه و اهل تسنن جریانی است که از اختلاف بین دو طایفه انصار بر سر خلافت آغاز شد. هنگامی که خبر تجمع آنان به گوش مهاجرین رسید چند تن از مهاجرینی که سرانجام دستگاه خلافت را به دست گرفتند، با سرعت خود را به جمع آنان رساندند و درباره مسئله خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله با آنان به منازعه پرداختند. خلیفه دوم خود جریان را این گونه نقل میکند: «من دیدم نزدیک است اختلاف به جای باریکی کشیده شود. از این رو به ابوبکر گفتم: دستت را باز کن! پس دستش را باز کرد و من با او بیعت کردم. به دنبال من مهاجرین بیعت کردند. سپس انصار بیعت کردند»!(178) این اجتماعی است که در پاسخ فاطمه علیها السلام بدان استناد شد. از خلیفه دوم نقل شده است: ان بیعه ابی بکر کانت فلته وقی الله شرها؛(179) (به راستی که بیعت ابوبکر امری شتاب زده بود که خداوند شر آن را محفوظ داشت». اگر مسلمانان در امری اجماع داشته و بر سر آن اختلافی نداشته باشند و بدین سبب از خطا محفوظ باشند، چگونه است که خلیفه دوم آن را امری شتاب زده میخواند که خداوند مسلمانان را از شر آن نگاه داشته است؟! چگونه است که میگوید: من برای جلوگیری از اختلاف و خون ریزی دستم را دراز کردم و با او بیعت کردم؟! اگر اینان اجماع را مصحح امر خلافت میدانند، باید دست کم نظر دیگران را میپرسیدند تا از وجود اجماع یا عدم آن آگاهی می یافتند و اجازه می دادند
﴿ صفحه 218 ﴾
هرکس رای خود را اعلام کند. چگونه سخن از اجماع به میان می آورند، در حالی که از همان آغاز با یکدیگر به شدت اختلاف داشتند و کار به اینجا کشید که به روی هم شمشیر کشیدند و او برای جلوگیری از خون ریزی به سوی ابوبکر دست دراز می کند و سپس خود این کار را نسنجیده و شتاب زده میخواند؟!
حقیقت این است که آنها همه امت نبودند. مگر فاطمه، امیر مومنان علهیما السلام، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و بسیاری دیگر، افراد این امت نبودند؟! بر فرض که اهل سقیفه بر خلافت و تصرف فدک اجماع کردند؛ کدام سند گواه این است که مردم گفته باشند چنین کاری را مرتکب شوید؟ ابوبکر خود در پاسخ زهرای معصومه علیها السلام برای توجیه کارش به حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله استناد کرد و مدعی شد که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اختیار اموالی را که پس از ایشان باقی میماند، به دست ولی امر پس از خود داده است. حتی اگر این حدیث نیز درست بود، بنابر بیعتی که پیغمبر حدود هشتاد روز پیش تر در غدیر خم از مسلمانان گرفته بود، باید آن اموال در اختیار علی علیه السلام قرار میگرفت، نه اینکه مباشر علی و زهرا علیهما السلام را از آن ملک بیرون، و خود آن را تصرف کنند.
به هر حال، این جریان به تعبیر حضرت زهرا علیها السلام، توطئه و غائله ای بسیار خطرناک بود، شبیه به توطئه ای که برای قتل پیامبر صلی الله علیه و آله تدارک دیده شده بود. بر ماست که از کنار دقایق کلام زهرای معصومه علیها السلام با غفلت نگذریم. صدیقه کبری علیها السلام در مقابل توجیه های آنان آیه ها و عبارت هایی را به کار می برند که در شان کفار، مشرکان و منافقان است، و این جریان را به جریان فرزندان یعقوب تشبیه میکنند. همه تلاش های بزرگ بانوی عالم خلقت علیها السلام از آن روست که حقیقت جویان دیدگانشان از نور حقیقت محروم نشود و حقیقت اسلام و مسیر درست آن بر همگان آشکار گردد و مردم دریابند که معادن معارف دین چه کسانی هستند و
﴿ صفحه 219 ﴾
حقیقت دین را باید از چه کسانی آموخت. اگر کسی ادعا کند خطبه مبارک بانوی دو عالم علیها السلام بود که موجب بقای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله گشت و اگر نبود سخنان صریح و بی نظیر دختر رسول خدا علیهما السلام امروز اثری از شیعه در عالم پیدا نمی شد، سخنی گزاف نگفته است. حقیقت این است که وجود تشیع و حتی معارفی که از اهل بیت علیهم السلام میان اهل تسنن باقی مانده، مرهون این خطبه حضرت زهرا علیها السلام است.

5. مردمی بی بصیرت

سرانجام ابوبکر ادعا کرد که با مشورت مردم بر کرسی خلافت نشسته است و مردم وی را به این پست مامور کرده اند و اگر در ملک فدک دخالت کرده با موافقت مردم بوده است و به ظاهر امر بین خود و حضرت زهرا علیها السلام را به مردم حواله کرد. روشن است پس از اینکه به اصطلاح متصدی خلافت کار را به مردم واگذار کرد و ادعا کرد که به رای آنها عمل کرده است، بی شک اگر مردم احساس مسئولیت داشتند، باید با او مخالفت میکردند؛ به ویژه آنکه حضرت بارها از آنها یاری طلبیده و به سبب یاری نکردن حق، با وجود داشتن توانایی بر این کار گله کرده بودند. با این همه بازهم مردم بی بصیرت سکوت کردند و صدایی از آنان بر نخاست. از این رو حضرت زهرا علیها السلام در اعتراض به مردم فرمودند:(180)
« فالتفت فاطمة علیهاالسلام الى الناس، و قالت: مَعاشِرَ الْمُسْلِمینَ الْمُسْرِعَةِ اِلى قیلِ الْباطِلِ، الْمُغْضِیَةِ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبیحِ الْخاسِرِ، «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»(181)؟ کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِکُمْ ما اَسَأْتُمْ مِنْ اَعْمالِکُمْ، فَاَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ اَبْصارِکُمْ، وَ لَبِئْسَ ما
﴿ صفحه 220 ﴾
تَأَوَّلْتُمْ، وَ ساءَ ما بِهِ اَشَرْتُمْ، وَ شَرَّ مِنْهُ ما اغتَصَبتُمْ، لَتَجِدَنَّ وَ اللَّهِ مَحْمِلَهُ ثَقیلاً، وَ غِبَّهُ وَبیلاً، اِذا کُشِفَ لَکُمُ الْغِطاءُ، وَ بانَ ما وَرائَهُ الضَّرَّاءُ، وَ بَدا لَکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَحْتَسِبُونَ « وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ.»(182) ای توده های مردم، ای کسانی که سراغ سخنان باطل [که سخنان جبهه مقابل من است] با سرعت می روید ولی در برابر کار زشت و زیان بار چشم پوشی و مسامحه می کنید! آیا در قرآن تدبر نمی کنند یا بر دل ها قفل زده شده است؟! بلکه اعمال بد شما دل هایتان را تیره کرده است. پس خدا چشم و گوشتان را گرفت و چه بد تفسیری برای آیات خدا کردید و به چه رای بدی اشاره کردید! و بدتر از آن، تصرف غاصبانه شماست. به خدا قسم، این کار برای شما بسیار گران تمام خواهد شد. بار بسیار گرانی است و عاقبت بسیار وخیمی در پی دارد. روزی که پرده از اعمال شما برداشته می شود و آنچه ورای آن است آشکار می شود، از سوی خدا بدبختی ها و گرفتاری هایی برای شما ظاهر خواهد شد که هیچ گمانش را نمی کردید و در آن روز است که اهل باطل بسی زیان خواهند کرد».

﴿ صفحه 221 ﴾

فصل سوم: نگاهی به آیات خطبه فدکیه