فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

مقدمه

با پایان یافتن خطبه سرور زنان عالم علیها السلام بحثی مهم و تعیین کننده میان حضرت و شخصی که متصدی حکومت شده بود در گرفت که به لحاظ اهمیت این گفت و گو، بخشی از کتاب را به توضیح و تشریح آن اختصاص میدهیم و نکات مهم این گفت و گو را به بحث مینشینیم. در پایان این بخش نیز به سبب اهمیت آیات اقتباس شده در این خطبه مبارک و شریف مروری دوباره بر این آیات خواهیم داشت.
﴿ صفحه 189 ﴾

فصل نخست: شگرد شیطانی بر ضد فاطمه علیها السلام

« فأجابها أبوبکر عبداللَّه بن عثمان، و قال: یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ! لَقَدْ کانَ اَبُوکِ بِالْمُؤمِنینَ عَطُوفاً کَریماً، رَؤُوفاً رَحیماً، وَ عَلَى الْکافِرینَ عَذاباً اَلیماً وَ عِقاباً عَظیماً، اِنْ عَزَوْناهُ وَجَدْناهُ اَباکِ دُونَ النِّساءِ، وَ اَخا اِلْفِکِ دُونَ الْاَخِلاَّءِ، اثَرَهُ عَلى کُلِّ حَمیمٍ وَ ساعَدَهُ فی کُلِّ اَمْرٍ جَسیمِ، لا یُحِبُّکُمْ اِلاَّ سَعیدٌ، وَ لا یُبْغِضُکُمْ اِلاَّ شَقِیٌّ بَعیدٌ. فَاَنْتُمْ عِتْرَةُ رَسُولِ اللَّهِ الطَّیِّبُونَ، الْخِیَرَةُ الْمُنْتَجَبُونَ، عَلَى الْخَیْرِ اَدِلَّتُنا وَ اِلَى الْجَنَّةِ مَسالِکُنا، وَ اَنْتِ یا خِیَرَةَ النِّساءِ وَ ابْنَةَ خَیْرِ الْاَنْبِیاءِ، صادِقَةٌ فی قَوْلِکِ، سابِقَةٌ فی وُفُورِ عَقْلِکِ، غَیْرَ مَرْدُودَةٍ عَنْ حَقِّکِ، وَ لا مَصْدُودَةٍ عَنْ صِدْقِکِ. وَ اللَّهِ ما عَدَوْتُ رَأْىَ رَسُولِ اللَّهِ، وَ لا عَمِلْتُ اِلاَّ بِاِذْنِهِ، وَ الرَّائِدُ لا یَکْذِبُ اَهْلَهُ، وَ اِنّی اُشْهِدُ اللَّهَ وَ کَفى بِهِ شَهیداً، اَنّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ یَقُولُ: «نَحْنُ مَعاشِرَ الْاَنْبِیاءِ لا نُوَرِّثُ ذَهَباً وَ لا فِضَّةًّ، وَ لا داراً وَ لا عِقاراً، وَ اِنَّما نُوَرِّثُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ لْعِلْمَ وَ النُّبُوَّةَ، وَ ما کانَ لَنا مِنْ طُعْمَةٍ فَلِوَلِیِّ الْاَمْرِ بَعْدَنا اَنْ یَحْکُمَ فیهِ بِحُکْمِهِ». وَ قَدْ جَعَلْنا ما حاوَلْتِهِ فِی الْکِراعِ وَ السِّلاحِ، یُقاتِلُ بِهَا الْمُسْلِمُونَ وَ یُجاهِدُونَ الْکُفَّارَ، وَ یُجالِدُونَ الْمَرَدَةَ الْفُجَّارَ، وَ ذلِکَ بِاِجْماعِ منَ
﴿ صفحه 190 ﴾
الْمُسْلِمینَ، لَمْ اَنْفَرِدْ بِهِ وَحْدى،وَ لَمْ اَسْتَبِدْ بِما کانَ الرَّأْىُ عِنْدى، وَ هذِهِ حالی وَ مالی، هِیَ لَکِ وَ بَیْنَ یَدَیْکِ، لا تَزْوى عَنْکِ وَ لا نَدَّخِرُ دُونَکِ، وَ اَنْتِ سَیِّدَةُ اُمَّةِ اَبیکِ وَ الشَّجَرَةُ الطَّیِّبَةُ لِبَنیکِ، لا نَدْفَعُ ما لَکِ مِنْ فَضْلِکِ، وَ لا یُوضَعُ فی فَرْعِکِ وَ اَصْلِکِ، حُکْمُکِ نافِذٌ فیما مَلَّکَتْ یَداىَ، فَهَلْ تَرَیِنَّ اَنْ اُخالِفَ فی ذاکَ اَباکِ » پس ابوبکر عبدالله بن عثمان به او پاسخ داد و گفت: ای دختر رسول خدا، به راستی که پدر تو با مومنان دل سوز، سخاوتمند، رئوف و مهربان بود و بر کافران عذابی دردناک و عقابی عظیم بود. اگر نسب او را بررسی کنیم می یابیم که ایشان پدر شماست، نه پدر سایر زنان، و او برادر همسر شماست نه برادر سایر دوستان، که وی پیامبر را بر هر دوستی صمیمی مقدم داشت و او را در هر کار سختی یاری رساند. شما را دوست ندارد، مگر انسان سعادتمند، و با شما دشمنی نمی کند مگر انسان بدبخت دور [از رحمت خدا] پس شما عترت پاک رسول الله صلی الله علیه و آله هستید که انتخاب شده و برگزیده اید و راهنمایان ما بر کارهای خوب و راه های ما به سوی بهشت هستید، و تو ای بهترین زنان و دختر بهترین پیامبران، در گفتارت صادقی؛ در فراوانی عقلت سبقت گیرنده ای؛ حق تو قابل رد کردن، و صداقت تو قابل اعراض کردن نیست. به خداقسم، من با رای رسول الله صلی الله علیه و آله مخالفت نکردم و عملی انجام ندادم، مگر به اذن او؛ و راهنمای کاروان، به اهل خویش دروغ نمیگوید و به راستی من خدا را شاهد می گیرم ـ و او برای شهادت کافی است ـ که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: ما گروه انبیا نه طلایی ارث میگذاریم و نه نقره ای و نه خانه ای و نه زمینی مزروعی، و تنها ارث ما کتاب و حکمت و علم
﴿ صفحه 191 ﴾
و نبوت است و آنچه در دست ماست متعلق به امری است که بعد از ماست که به حکم خویش درباره آن حکم کند، و ما آنچه را شما بدان نظر دارید (سرزمین فدک) برای تهیه اسب و سلاح قرار دادیم تا مسلمانان از آن در جنگ استفاده کنند و با کفار جهاد کنند و با آشوبگران و فتنه گران داخلی مبارزه کنند و همه این کارها به اجماع مسلمانان انجام گرفت. من در این رای تنها نبودم و استبداد به خرج ندادم که تنها به رای خویش عمل نمایم؛ خود من و این حال من و اموال خود من است. همه برای تو و در اختیار تو باشد. کسی این اموال را از شما منع نمی کند و ما این اموال را برای غیر تو ذخیره نخواهیم کرد و تو بانوی بزرگوار امت پدرت و درخت پاکی برای فرزندانت هستی که ما آنچه از مزایای توست رد نخواهیم کرد و از شاخه ها و اصل تو چیزی نخواهیم کاست حکم تو در اموالی که در اختیار من است نافذ خواهد بود. پس آیا گمان میکنی من [که اموالم را در اختیار تو قرار میدهم] درباره آن (سرزمین فدک) با پدرت مخالفت میکنم؟

1 . مقدمه

حضرت زهرا علیها السلام در فراز گذشته با مخاطب قرار دادن گروه انصار و ذکر فضایل گذشته آنان، مسئولیت ایشان را در آن مقطع زمانی یعنی دفاع از حقوق اهل بیت علیهم السلام به ایشان یادآور شدند. حضرت با استفاده از آیات قرآن کریم که لحنی بسیار شدید داشتند، آنان را انذار فرمودند و سپس با یادآوری این نکته که من دختر کسی هستم که شما را از عذاب شدید بیم میداد، فرمودند: شما منتظر باشید، من هم منتظر خواهم بود.
﴿ صفحه 192 ﴾
میتوان حدس زد که پس از سخنان زهرای بتول علیها السلام که جملاتی از آن بسیار کوبنده، محرک و موجب تهییج احساسات و عواطف مردم بود، چه فضایی بر آن مجلس حاکم شده بود. در لابلای سخنان فاطمه علیها السلام از قیام مسلحانه سخن به میان آمده بود و حضرت از گروه انصار خواسته بودند که با سلاح از حق ایشان دفاع کنند. بی شک آرام کردن چنین فضایی به هنر فراوانی نیازمند است. از این رو کسی که در مقام خلافت قرار گرفته بود با زیرکی خاص و با لحنی بسیار محبت آمیز با اهل بیت علیهم السلام سخنرانی اش را آغاز کرد. این واکنش به راستی نشان نبوغ این افراد در چنین مسائلی است. وی در پاسخ حضرت مطالبی را بیان کرده است که به راستی باید روان شناسان روی آن کار کنند و نکات روان شناختی آن را استخراج کنند؛ زیرا در آن فضا برای آرام کردن مردم ممکن نبود بهتر از این سخنرانی کرد. در ادامه، سخنان وی را از نظر میگذرانیم تا قدری با لحن کلام وی آشنا شویم. پس از آن، نکته هایی را در این باره بیان خواهیم کرد.