رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

2 . راحت طلبی امت؛ عامل غربت حق

فاطمه عالمه علیها السلام در آغاز این فراز به دلیل سهل انگاری انصار در دفاع از حق میپردازند و آن را ناشی از متمایل شدن ایشان به لذت ها و خوشی های دنیوی میدانند. آنان پس از تحمل سختی های فراوان در راه دفاع از حق، در میانه راه انگیزه خویش را برای ادامه این مسیر از دست داده و به تن آسایی و راحت طلبی روی آورده بودند. حقیقت این است که ایستادگی در مسیر حق، به انگیزه ای قوی نیازمند است که برخاسته از ایمانی محکم به خدا و رسول باشد؛ وگرنه انسان توان ایستادگی در این مسیر را نخواهد داشت و سختی های راه از یک سو، و وسوسه لذت های دنیا از سوی دیگر، انگیزه انسان را برای ادامه راه تضعیف میکند. از این رو صدیقه کبری علیها السلام در تحلیل سستی یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله در دفاع از حق ایشان که همان اسلام ناب است میفرماید:
اَلا، وَ قَدْ أَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ، وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ، وَ نَجَوْتُمْ بِالضّیقِ مِنَ السَّعَةِ، فَمَجَجْتُمْ ما وَعَبْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذى تَسَوَّغْتُمْ، فَ«اِنْ تَکْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْاَرْضِ جَمیعاً فَاِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ»(140) آگاه باشید که من می بینم شما به راحت طلبی رو آوردید و کسی را کنار زدید که به دخل و تصرف در امور،
﴿ صفحه 174 ﴾
شایسته ترین است و به تن پروری در گوشه ای آرام تن دادید و از فشار ها و سختی ها به فضای باز بی احساسی روی آوردید. آنچه را برگرفته بودید به بیرون افکندید و آنچه را که به گوارایی فرو برده بودید بالا آوردید. بدانید که اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، خداوند، بی نیاز و شایسته ستایش است.
حضرت فاطمه علیها السلام در این فراز آیه ای را تلاوت میفرمایند که بی نیازی مطلق خدای متعال را یادآوری میکند و میفرماید: اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، بر دامن کبریایی خدای متعال گردی نمی نشیند. حضرت با تلاوت این آیه به مخاطبان خود هشدار میدهد که اگر از آنها برای یاری حق کمک خواسته شد، به سبب نیاز خدای متعال و اولیای او به کسی نیست؛ بلکه در حقیقت این یاری طلبی، فراهم کردن زمینه یاری رساندن به آنان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است؛ زیرا خداوند بی نیاز مطلق است و بدانها نیازی ندارد. آنان نباید گمان کنند که اگر به جبهه حق یاری نرسانند به خدا و اولیای او زیانی می رسانند؛ بلکه خطای آنها تنها به خودشان ضرر می زند.

3 . اتمام حجت حضرت با مردم

تا بدین جا حضرت زهرا علیها السلام در واقع حاضران را موعظه میکنند. پس از این، حضرت هدف خود را از این موعظه ها و یادآوری ها بیان میفرمایند:
اَلا، وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ هذا عَلى مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخِذْلَةِ الَّتی خامَرْتُکُمْ، وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ، وَ لکِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْظِ، وَ حَوَزُ الْقَناةِ، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تَقْدِمَةُ الْحُجَّةِ، فَدُونَکُمُوها فَاحْتَقِبُوها دَبِرَةَ الظَّهْرِ، نَقِبَةَ الْخُفِّ، باقِیَةَ الْعارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ الْجَبَّارِ وَ شَنارِ الْاَبَدِ، مَوْصُولَةً بِ«نارِ اللَّهِ
﴿ صفحه 175 ﴾
الْمُوقَدَةِ الَّتی تَطَّلِعُ عَلَى الْاَفْئِدَةِ».(141) فَبِعَیْنِ اللَّهِ ما تَفْعَلُونَ، «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»(142) وَ اَنَا اِبْنَةُ «نَذیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَىْ عَذابٌ شَدیدٌ(143) فَاعْمَلُوا «اِنَّا عامِلُونَ، وَ انْتَظِرُوا اِنَّا مُنْتَظِرُون»(144)؛ آگاه باشید! من آنچه را که گفتم، با آگاهی به خذلانی که با وجود شما مخلوط گشته و به آن بی وفایی که قلب های شما را پوشانده گفتم؛ اما این گفتار غصه های دل بود که لبریز شد و خشم هایی بود که بیرون ریخت و ناله هایی بود که جاری گشت و اندوه های سینه و اتمام حجت بود. پس این مرکب خلافت را بگیرید بر آن سوار شوید؛ اما پشت این مرکب زخم است و پایش مجروح، و ننگ آن ابدی است و با غضب الهی و زشت ترین عیب ها نشانه گذاشته شده است که به آتش بر افروخته الهی متصل خواهد شد؛ آتشی که از دل ها سر میزند. پس همه آن چه را که انجام میدهید در مقابل چشم خداست. آنها که ستم کردند به زودی میدانند که بازگشتشان به کجاست؛ و من دختر بیم دهنده شما در برابر عذاب شدید هستم. پس آنچه میخواهید انجام دهید! ما کار خویش را انجام خواهیم داد و منتظر باشید! ما هم منتظر خواهیم بود.
بدین ترتیب زهرای مظلومه علیها السلام این حقیقت را رساند که طلب یاری از آنها ناشی از نشناختن صفات رذیله ایشان نیست؛ بلکه آنها را به خوبی میشناسد و میفهمد که مشکلشان چیست. ایشان میداند که سخنانش در آنها تاثیری نخواهد
﴿ صفحه 176 ﴾
بخشید؛ اما هدف او از یک سو اعلام خشم خود از آنها و اظهار غصه ها و دردهایی است که از عمل آنان بر قلب حضرت وارد شده است، و از سوی دیگر اتمام حجت با آنهاست تا مبادا روزی بگویند: ما حقیقت را نمیدانستیم و گمان میکردیم که این کار با رضای شما بوده است.
در اینجا کلام حضرت زهرا علیها السلام پایان میپذیرد؛ اما پاسخی به ایشان داده میشود و حضرت نیز پاسخی میدهند که در بخش هفتم بدان خواهیم پرداخت؛ اما از سخنان اخیر حضرت زهرا علیها السلام چند نکته برداشت میشود که باید بدانها توجه داشت.

1ـ3. سرانجام زاویه گرفتن از حق

نکته نخست توجه به اقتباسات حضرت از آیات قرآن کریم است؛ آیاتی که سخن از شرک و کفر به میان می آورد. در حقیقت این اقتباس ها هشداری به مسلمانان است که گمان نکنید وقتی کسی ایمان آورد، نماز خواند، جهاد کرد، زکات داد و... دیگر سعادتش تضمین شده است. انسان هر قدر در راه درست پیش رفته باشد، ممکن است پایان کار وی به کفر بیانجامد. آنچه ممکن است انسان را به کفر و شرک بکشاند زاویه گرفتن از راه خداست. چنین کسی در آغاز به سبب نزدیک بودن به راه راست از بزرگی خطا و اشتباه خود غافل است؛ اما هرچه پیش میرود پیوسته از مسیر حق دورتر میشود تا به جایی می رسد که دیگر راه را گم میکند و نمی تواند برگردد. این بزرگترین خطری است که انسان ها، حتی مومنان و خوبان را تهدید میکند. برای مثال، ما نباید گمان کنیم اگر سال ها درس خواندیم، تبلیغ کردیم، به عبادت و جهاد پرداختیم و... دیگر حتی اگر مرتکب گناه شویم چندان اهمیتی ندارد. باید مراقب بود! شاید همان
﴿ صفحه 177 ﴾
گناه، در مسیر انسان زاویه ای با مسیر حق باز کند؛ به طوری که با هر گام انسان را از خدا دورتر کند و سرانجام او را به کفر بکشاند؛ چنان که دیگر رفقای با ایمانش را در کنار خود نبیند و به معاشرت با آنها تمایلی نداشته باشد؛ بلکه رودرروی مومنان و اهل حق قرار گیرد. این خطر هر انسانی را تهدید میکند، مگر کسی که به خدا پناه برد و با یاری او و عنایت اولیایش از این خطر عظیم محفوظ بماند.