رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

6 . کفر؛ پایان انحراف از مسیر حق

در این فراز از خطبه شریف حضرت زهرا علیها السلام چند نکته برجسته وجود دارد که درس گرفتن از آنها امروز برای ما بسیار حیاتی است:
نخست انکه باید بدانیم آزمون هایی شبیه به آزمون های مسلمانان صدر اسلام پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله آن قدر جدی و سرنوشت ساز است که در صورت غفلت، سرانجامی جز شرک ندارد. گرچه محبوب قلب رسول خدا صلی الله علیه و اله مسئله ارث پیامبر را مطرح کرده اند، این تنها بهانه ای برای نشان دادن انحراف بیشتر مسلمانان در آن مقطع زمانی، پیمان شکنی آنان و زیر پا گذاشتن احکام اسلامی است. کلام حضرت هشدار میدهد که اگر انسان در قبال این گونه مسائل اجتماعی بی تفاوت باشد و عافیت طلبی پیشه سازد، سرانجامی جز شرک و خروج از دین نخواهد داشت و اگر سرانجام او به کفر ظاهری کشیده نشود، به کفر باطنی خواهد انجامید.
ممکن است کسانی یادآوری های زهرای مرضیه علیها السلام را مبالغه آمیز بدانند و در جایی که تصرف مالی مطرح است دلیلی برای مطرح کردن شرک و کفر نبینند؛ اما باید بدانیم که وقتی یک حکم صریح قرآن فراموش شد احکام دیگر نیز ممکن است فراموش گردد. وقتی انسان پیمانی را که با خدا بسته است زیر پا گذاشت، دیگر چه ضمانتی برای دیگر تعهدات وی باقی میماند؟ عمده مخاطبان حضرت زهرا علیها السلام حدود هشتاد روز پیش تر با کسی بیعت کردند که خدای متعال او را تعیین کرده بود
﴿ صفحه 169 ﴾
و این در حقیقت به معنای پیمان با خدای متعال است. بیعت آنان بدین معنا بود که پیمان می بندند با مال و جان خویش از امیر مومنان علیه السلام حمایت کنند و او را جانشین پیغمبر بدانند. پیمان با خدای متعال یعنی پیمان با دستی که از همه دست ها قدرتمند تر است. هنگامی که چنین عهدی با تشریفاتی که در غدیر انجام شد فراموش شود، دیگر پیمان ها چه ضمانتی خواهد داشت؟ مگر قرآن نمی فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَكَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا یَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً ؛(134) کسانی که با تو بیعت میکنند، در حقیقت تنها با خدا بیعت می نمایند، و دست خدا بالا دست آنهاست. پس هرکس پیمان شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است و آن کس که به عهدی که با خدا بسته وفا کند، به زودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.
کسانی که از مسیر حق اندکی منحرف شوند، اگر توبه نکنند و به مسیر انحرافی خویش ادامه دهند، بی شک سقوط خواهند کرد. گروه انصار از وقتی که اسلام را پذیرفتند، رفته رفته مراتب ترقی و تکامل را طی کردند و کم کم به قله نزدیک شدند و به اوج عزت، اقتدار و شرف رسیدند؛ اما از سوی دیگر همه زحمات خویش را ضایع کردند و همه خدمات رسول خدا صلی الله علیه و آله را به فراموشی سپردند. این کار آنان کفران نعمت الهی بود. مخاطبان حضرت کسانی بودند که به برکت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هم شرف ظاهری یافتند (پس از آن فضاحت، فقر، برادرکشی، دخترکشی، و فسادهای متعددی که در زندگی جاهلی بدانها گرفتار بودند، به امتی با شرافت و الگویی برای کشورهای دیگر تبدیل شدند)، هم شرافت باطنی. تیرگی های کفر و شرک از دل هایشان زدوده شد و نور ایمان و معرفت به خدا، فرشتگان و انبیا در دلشان تابید.
﴿ صفحه170 ﴾
چه شرفی از این بالاتر میتوان تصور کرد؟ چه خدمتی را بالاتر از خدمات پیغمبر اسلام به مردم عرب میتوان تصور کرد؟ خدای متعال برای بقای آن عزت و شرف ظاهری و باطنی، منتی دیگر بر آنان نهاد و نسخه بدل پیغمبر صلی الله علیه و آله را به آنها معرفی کرد تا پس از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله از نعمت وجود او بهره مند شوند. آیا شایسته بود که همه این نعمت ها را فراموش کنند و بگویند: با رحلت پیامبر اسلام خدمات او نیز به پایان رسید و اکنون ما خود باید برای جامعه خویش رئیس تعیین کنیم و مردم سالار باشیم؟! نخستین عیب انتخاب چنین مسیری، کفران نعمت الهی و کفران نعمت رسول خداست؛ چرا که پیمان با او شکسته شد و حق اهل بیت او پای مال گشت. افزون بر این، کفران نعمت اهل بیت به ویژه شخص امیر مومنان علیه السلام بود؛ چرا که شایسته ترین جانشین برای پیامبر صلی الله علیه و آله مولا علی علیه السلام بود. آیا رواست که همه این نعمت ها به سبب برخی توهمات یا منافع مادی فراموش شود؟ کسانی می دیدند که اگر علی حکومت را در دست گیرد مانع سوء استفاده های آنها خواهد شد و با اجرای همان روش و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله مانع زدوبندهای سیاسی، باند بازی و... خواهد شد. دسته ای به سبب این منافع مادی از امیر مومنان علیه السلام حمایت نکردند و با این غفلت، عزت و افتخار دنیا و آخرت و شرف انسانی شان را از بین بردند. شرف انسان، به پایبندی به عهد و پیمان است. بالاترین ارزش عام اجتماعی که در همه ملل و اقوام و در تمام نژادها معتبر شمرده میشود وفای به پیمان است. اگر این تعهد نباشد، جامعه به هرج و مرج کشیده میشود. آیا چنین مردم عهد شکنی لیاقت آقایی عالم و الگو بودن برای دیگر امت ها را دارند؟! هدف اسلام تربیت مردمی بود که الگوی همه عالم باشند. اما گروهی از روی غرض ورزی، و شماری دیگر از سر نادانی نگذاشتند این درخت به بار بنشیند و دستیابی به اهداف بلند اسلام را سال ها به تاخیر انداختند.

﴿ صفحه 171 ﴾

فصل سوم: واپسین احتجاج

اَلا، وَ قَدْ أَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ، وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ، وَ نَجَوْتُمْ بِالضّیقِ مِنَ السَّعَةِ، فَمَجَجْتُمْ ما وَعَبْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذى تَسَوَّغْتُمْ، ف«َاِنْ تَکْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْاَرْضِ جَمیعاً فَاِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ».(135) اَلا، وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ هذا عَلى مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخِذْلَةِ الَّتی خامَرْتُکُمْ، وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ، وَ لکِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْظِ، وَ حَوَزُ الْقَناةِ، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تَقْدِمَةُ الْحُجَّةِ، فَدُونَکُمُوها فَاحْتَقِبُوها دَبِرَةَ الظَّهْرِ، نَقِبَةَ الْخُفِّ، باقِیَةَ الْعارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ الْجَبَّارِ وَ شَنارِ الْاَبَدِ، مَوْصُولَةً بِ«نارِ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتی تَطَّلِعُ عَلَى الْاَفْئِدَةِ».(136) فَبِعَیْنِ اللَّهِ ما تَفْعَلُونَ، «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»،(137) وَ اَنَا اِبْنَةُ «نَذیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَىْ عَذابٌ شَدیدٌ»،(138) فَاعْمَلُوا «اِنَّا عامِلُونَ، وَ انْتَظِرُوا اِنَّا مُنْتَظِرُونَ»(139) آگاه باشید که من می بینم
﴿ صفحه 172 ﴾
شما به راحت طلبی رو آوردید و کسی را کنار زدید که به دخل و تصرف در امور شایسته ترین است، به تن پروری در گوشه ای آرام تن دادید و از فشار ها و سختی ها به فضای باز بی احساسی روی آوردید. آنچه را برگرفته بودید به بیرون افکندید و آنچه را که به گوارایی فرو برده بودید بالا آوردید. بدانید که اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است. آگاه باشید، من آنچه را که گفتم، با آگاهی به خذلانی که با وجود شما مخلوط گشته و به آن بی وفایی که قلب های شما را پوشانده گفتم؛ اما این گفتار غصه های دل بود که لبریز شد و خشم هایی بود که بیرون ریخت و ناله هایی بود که جاری گشت و اندوه های سینه و اتمام حجت بود. پس این مرکب خلافت را بگیرید بر آن سوار شوید؛ اما پشت این مرکب زخم است و پایش مجروح، و ننگ آن ابدی است و با غضب الهی و زشت ترین عیب ها نشانه گذاشته شده است که قطعا به آتش برافروخته الهی منتهی خواهد شد؛ آتشی که از دل ها سر میزند. پس همه آنچه انجام میدهید در مقابل چشم خداست. آنها که ستم کردند به زودی خواهند دانست که بازگشتشان به کجاست، و من دختر بیم دهنده شما در برابر عذاب شدید هستم. پس آنچه میخواهید انجام دهید! ما کار خویش را انجام خواهیم داد و منتظر باشید! ما هم منتظر خواهیم بود.

1 . مقدمه

بانوی دو عالم علیها السلام در فراز پیش، رو به انصار، نخست کارهای خوب آنها و پیشینه درخشانشان را در یاری اسلام یادآور شدند؛ اما پس از آن زبان به سرزنش ایشان
﴿ صفحه 173 ﴾
گشودند و آنان را به سبب یاری نکردن اهل بیت علیهم السلام و بی وفایی به عهدی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بسته بودند سرزنش کردند. اکنون حضرت زهرا علیها السلام در فراز پایانی خطبه شریف خویش به بررسی دلیل این سهل انگاری انصار میپردازند و سرانجام با عبارتی جان سوز و تلاوت آیاتی از قرآن، خطبه خویش را به پایان میبرند.