رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

3 . دعوت به قیام مسلحانه

صدیقه طاهره علیها السلام امکاناتی را که در اختیار انصار است، اعم از نیروی انسانی مناسب و ادوات جنگی لازم، بر میشمارند. سخنان حضرت نشان میدهد که ایشان از انصار انتظار داشتند و به هر قیمت از حق دفاع کنند و حتی اگر لازم باشد با استفاده از سلاح به یاری ایشان بیایند و کسانی که مسیر حق را منحرف و حق ایشان را سلب کرده اند سرکوب کنند.

4 . پیشینه انصار

پاره وجود رسول خدا صلی الله علیه و آله در ادامه سخن خویش با انصار، به صفات برجسته انصار اشاره میکنند و میفرمایند: و اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ، وَ النُّخْبَهُ الَّتی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَهُ الَّتِی اخْتیرَتْ لَنا اَهْلَ الْبَیْتِ ؛ «شما به جنگ آوری توصیف و به خیر و صلاح شناخته شده اید و شما برگزیدگان و انتخاب شدگانی بودید که برای ما اهل بیت برگزیده شدید».
همان گونه که پیش از این اشاره کردیم، صدیقه طاهره علیها السلام با بیان صفات برجسته انصار قصد دارند از همه عوامل برای ارشاد آنها استفاده کنند؛ یعنی هم
﴿ صفحه 163 ﴾
منطق عقلی، هم منطق شرعی و هم منطق عاطفی را به کار میگیرند. این فراز ها بیشتر جنبه تحریک عواطف آنها را دارد. حضرت در ادامه برای تشجیع آنها گذشته ایشان را یادآور می شوند و خدمات آنان را به اسلام بر می شمارند.
قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ ؛ «شما با عرب جنگیدید و در این راه زحمت و سختی شدیدی متحمل شدید».
البته انصار خود عرب بودند. از اینجا معلوم میشود که در راه رسیدن به حقیقت نباید ناسیونالیسم مطرح باشد؛ بلکه مهم شناخت حق و باطل و پیروی از حق و دوری از باطل است. جمعیت انصار با اینکه خود عرب بودند در برابر انبوهی از جنگجویان عربی به مقابله برخاستند که منحرف و دشمن اسلام بودند و در این راه از جان و مال خویش دریغ نکردند و زحمات فراوانی را به جان خریدند.
وَ ناطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ ؛ «و با امت ها شاخ به شاخ شدید و رودرروی شجاعان ایستادید».
عرب به نبرد حیواناتی که با شاخ با یکدیگر میجنگند «مناطحه» گویند.(130) این تعبیر حضرت بیانگر شدت درگیری و جنگ هایی است که انصار به سبب دفاع از اسلام به آن تن دادند. صدیقه طاهره علیها السلام پس از توصیف انصار، به روابط خوب آنان با اهل بیت علیهم السلام اشاره میفرمایند و همچنین به نتیجه نیکوی زحمات انصار در پرتو پیروی از اهل بیت علیهم السلام اشاره میکنند و میفرمایند:
لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتَّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الْاِسْلامِ، وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیَّامِ، وَ خَضَعَتْ نُعْرَهُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَهُ الْاِفْکِ، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْکُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَهُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ؛ پیوسته حال ما و شما این گونه بود که ما به شما فرمان میدادیم و شما امتثال
﴿ صفحه 164 ﴾
می کردید، تا اینکه آسیاب اسلام به کار افتاد و شیر [در سینه] روزگار فراوان گشت و نعره شرک فرو نشست و دروغ از جوشش افتاد و آتش کفر خاموش شد و صدای هرج و مرج فرو نشست و نظام دین سامان یافت.
سخنان زهرای مرضیه علیها السلام تعبیرات ادبی و بسیار زیباست که متاسفانه در ترجمه، ظرافت و لطافت های آنها را نمیتوان به درستی ادا کرد. حضرت با عبارتی کوتاه و در زیباترین شکل، دوره ای از تاریخ را به تصویر میکشند که بیانگر چگونگی به بار نشستن زحمات انصار در یاری رسول خدا صلی الله علیه و آله است. صدیقه طاهره علیها السلام ایام گذشته صدر اسلام تا تشکیل حکومت اسلامی پیامبر صلی الله علیه و آله را به حیواناتی شیرده تشبیه میفرمایند که نخست سینه آن خشک بود؛ اما هنگامی که فرزند او به دنیا می آید سینه هایش پر از شیر میشود. کنایه از اینکه خیر و برکت در آن ایام بسیار فراوان شد؛ چرا که در آغاز آشکار شدن رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله کفار و مشرکان هر نوع تهمت و بهتانی به مسلمانان حتی به شخص پیغمبر صلی الله علیه و آله میزدند؛ کاری که همیشه شیاطین انس و جن برای مغلوب کردن طرف مقابلشان انجام میدهند؛ اما با یاری انصار و فرمان بری آنها از اهل بیت علیهم السلام در جنگ با کفار و مشرکان، سرانجام قدرت ایشان در هم شکست و تهمت ها و دروغ هایشان فروکش کرد و کسانی که مردم را به فتنه انگیزی و هرج و مرج دعوت میکردند آرام شدند و حکومت اسلامی سامان گرفت.

5 . نابود شدن پیشینه ای طلایی

اما افسوس که گروه انصار نیز همچون مهاجرین، بر عهد خویش وفادار نماندند و با زیر پا گذاشتن پیمانشان با رسول خدا صلی الله علیه و آله، همه زحمات خویش را در معرض
﴿ صفحه 165 ﴾
طوفانی نابود کننده قرار دادند. سرور زنان عالم علیها السلام پس از بیان پیشینه درخشان گروه انصار، در قالب چند پرسش حال کنونی آنان را این گونه وصف میفرمایند: فَاَنَّى حُرْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ، وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ، وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ ؛ « پس بعد از شفافیت به کجا سرگشته شدید و چرا بعد از آشکاری به پنهان کاری افتادید و پس از اقدام، گذشته خویش را رها کردید؟!»
تعبیرات حضرت زهرا علیها السلام گویای این حقیقت است که گرچه رفته رفته و در طول 23 سال حکومتی مقتدر و عزتمند بر پایه آموزه های اسلامی شکل گرفت و مسلمانان، از جمله انصار، در پرتو هدایت های رسول خدا صلی الله علیه و آله با آموزه های نجات بخش اسلام آشنا شدند. آنان با اینکه پیش از این به طور کامل از اهل بیت علیهم السلام حمایت میکردند به پنهان کاری روی آوردند و در سقیفه بنی ساعده علیه ایشان توطئه کردند و این گونه بر مسیری که تا کنون رفته بودند بازگشتند. حضرت زهرا علیها السلام با اقتباس از قرآن مسیری خطرناک را ترسیم میکنند که آنان در آن گام نهاده بودند.
وَاَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ ؛ «و چرا پس از ایمان به شرک بازگشتید؟»
تعبیرات بانوی دو عالم در این فراز و فراز بعدی بسیار صریح و کوبنده است. حضرت خطاب به مسلمانانی که انصار اسلام بودند و خدمات فراوانی به دین اسلام کرده بودند و به تعبیر خود حضرت، نظام اسلامی با کمک آنها پا گرفته بود، تعبیری به کار میبرند که نشان دور شدن آنان از حقیقت ایمان و دچار شدن به شرک است.
البته روشن است که مقصود از این شرک، بت پرستی نیست؛ زیرا در آن زمان آنان بت پرست نشده بودند؛ بلکه مقصود شرک تشریعی است. شرک
﴿ صفحه 166 ﴾
تشریعی به معنای پذیرفتن اوامر غیر الهی است. قرآن کریم در سوره توبه نمونه ای از این شرک که یهود و نصارا بدان گرفتار شده بودند فرموده است:
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَـهاً وَاحِداً لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِكُونَ ؛(131) آنها دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند، و مسیح، فرزند مریم را؛ در حالی که دستور نداشتند جز خداوند یکتایی را بپرستند که معبودی جز او نیست. او پاک و منزه است از آنچه همتایش قرار میدهند!
مقصود از این آیه آن نیست که یهود و نصارا در برابر عالمان و راهبان خویش به سجده میافتادند و آنها را عبادت میکردند؛ بلکه بدین معناست که از دستورهای ناحق آنان پیروی میکردند و به اوامر الهی بی توجه بودند و پذیرش اوامر غیر خدا، شرک تشریعی است. گروه انصار نیز با سر سپردن به حکومتی ناحق و بیعت با سرکردگان آن، به نوعی شرک دچار شدند. واقعیت این است که انسان موحد باید تنها خدا را رب خویش بداند و تنها از او اطاعت کند. اگر انسان از دیگری به گونه ای اطاعت کند که اطاعت از او به اطاعت از خدا نینجامد، به نوعی شرک دچار شده است.
حضرت زهرا علیها السلام در ادامه، بار دیگر با تعبیری تند و کوبنده، گروه انصار را سرزنش میکند و میفرمایند:
بُؤْساً لِقَوْمٍ« نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ »(132) « وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم
﴿ صفحه 167 ﴾
بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِینَ »(133) بدا به حال قومی که سوگندهای خویش را بعد از پیمان شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند؛ در حالی که آنها نخستین بار آغاز کردند! آیا از آنها میترسید؟! با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مومن هستید.
البته در تعبیر حضرت به طور صریح گروه انصار مخاطب قرار نگرفته؛ اما به قرینه سخنان پیشین حضرت، مصداق آن مشخص است. حضرت صدیقه علیها السلام با اقتباس از قرآن کریم به آیه ای اشاره میفرمایند که مفاد آن درباره کفاری است که با خدا و پیغمبر عهدی بستند، اما خیلی زود آن را شکستند و به مفاد عهدنامه عمل نکردندو این اقتباس از قرآن در اینجا به سبب وجود نکته های مشترکی است که میان گروه انصار با مشرکان وجود دارد. مشرکانی که با خدا و رسول او عهد کردند و سپس پیمانشان را شکستند، همان کسانی بودند که پیغمبر را آواره کردند و به مبارزه با حق پرستان برخاستند و حضرت میخواهند به انصار بفهمانند که چرا در مقابل کسانی نمی ایستید که خلافت را به دست گرفته اند؟ آیا از آنها میترسید؟ اگر اهل ایمان باشید باید تنها از خدا بترسید. آنها هر چه قدرت داشته باشند اولا جمعیت شما بسیار بیش از آنهاست و کسانی که در پی انجام این کار برآمدند چند نفری بیش نبودند. شما می توانستید با آنها همکاری نکنید. ثانیا با وجود نیرو و سلاحی که شما در اختیار دارید میتوانستید آنها را سر جایشان بنشانید. میتوانستید شمشیر بکشید و با آنها بجنگید. مگر شما کسانی نبودید که سال های متمادی با شجاعان عرب جنگیدید تا سرانجام اسلام پیروز شد؟! چگونه است که اکنون شمشیرتان کند شده است؟! سخن فاطمه علیها السلام بیانگر این حقیقت
﴿ صفحه 168 ﴾
است که در هیچ حال نباید از باطل هراسی به دل راه داد؛ بلکه باید با تمام توان با آن مبارزه کرد و حتی اگر لازم و امکان آن فراهم است بدون هیچ هراسی با او جنگید. باید ایمان داشت که هرجا حق را یاری کنیم خدای متعال نیز ما را یاری خواهد فرمود.