رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

مقدمه

ایهاً بَنی قیلَهَ! ءَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنْتَدى وَ مَجْمَعٍ، تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَهُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخُبْرَهُ، وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّهِ وَ الْاَداهِ وَ الْقُوَّهِ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّهُ، تُوافیکُمُ الدَّعْوَهُ فَلا تُجیبُونَ، وَ تَأْتیکُمُ الصَّرْخَهُ فَلا تُغیثُونَ، وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ، وَ النُّخْبَهُ الَّتی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَهُ الَّتِی اخْتیرَتْ لَنا اَهْلَ الْبَیْتِ. قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ ناطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ، لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتَّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الْاِسْلامِ، وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیَّامِ، وَ خَضَعَتْ نُعْرَهُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَهُ الْاِفْکِ، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْکُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَهُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ، فَاَنَّى حُرْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ، وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ، وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ، وَاَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ؟ بُؤْساً لِقَوْمٍ «نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ»(127) «وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّلَ مَرَّهٍ، اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ.»(128) ای فرزندان قیله، آیا
﴿ صفحه 160 ﴾
میراث پدرم نابود گردد در حالی که شما در معرض دید و شنود و ندا و مجلس من هستید؟! دعوت من شما را فرا میگیرد و قصه من شامل شما میشود، در حالی که شما از عِده و عُده و سازوبرگ و نیرو برخوردارید. ندای من به طور کامل به شما هم میرسد اما به ندای من پاسخ نمی دهید و فریاد مصیبت زده من در گوش شما طنین انداز میگردد اما به فریاد من نمی رسید. شما به جنگ آوری توصیف، و به خیر و صلاح شناخته شده اید، و شما برگزیدگان و انتخاب شدگانی بودید که برای ما اهل بیت برگزیده شدید. شما با عرب جنگیدید و در این راه زحمت و سختی شدیدی متحمل شدید و با امت ها شاخ به شاخ شدید و رودرروی شجاعان ایستادید. پیوسته حال ما و شما این گونه بود که ما به شما فرمان میدادیم و شما امتثال میکردید؛ تا اینکه آسیاب اسلام به کار افتاد و شیر [در سینه] روزگار فراوان گشت و نعره شرک فرو نشست و دروغ از جوشش افتاد و آتش کفر خاموش شد و صدای هرج و مرج فرو نشست و نظام دین سامان یافت. پس بعد از شفافیت، به کجا سرگشته شدید و چرا بعد از آشکاری به پنهان کاری افتادید و پس از اقدام، گذشته خویش را رها کردید و پس از ایمان به شرک بازگشتید؟ بدا به حال قومی که سوگند های خویش را بعد از پیمان شکستند و به اخراج پیامبر تصمیم گرفتند؛ در حالی که آنها نخستین بار آغاز کردند! آیا از آنها می ترسید؟! با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مومن هستید!

1 . مقدمه

حضرت زهرا علیها السلام در فراز پیش، گروه انصار را مخاطب قرار دادند و با بر شمردن
﴿ صفحه 161 ﴾
برخی از صفاتشان به آنان یادآور شدند که با رفتن پیامبر صلی الله علیه و آله نباید اجازه داد زحمات او هدر رود و دین و آیینی نابود گردد که او با سختی فراوان بنا نهاد. در این فراز، صدیقه طاهره علیها السلام با تعبیری دیگر خطاب به انصار، سخن خویش را با آنان ادامه می دهد. انصار به طور عمده از دو قبیله اوس و خزرج بودند که جده اعلای آنها زنی به نام «قیله» بوده است. از این رو مجموع این دو قبیله را بنی قیله (فرزندان قیله) میگفتند.(129) حضرت در این فراز آنها را با این صفت مخاطب قرار میدهند.

2 . سکوتی بدون عذر

حضرت زهرا علیها السلام با تعبیری که برای هشدار دادن استفاده میشود انصار را مخاطب قرار میدهند و میفرمایند:
ایهاً بَنی قیلَهَ! ءَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنْتَدى وَ مَجْمَعٍ، تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَهُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخُبْرَهُ، وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّهِ وَ الْاَداهِ وَ الْقُوَّهِ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّهُ، تُوافیکُمُ الدَّعْوَهُ فَلا تُجیبُونَ، وَ تَأْتیکُمُ الصَّرْخَهُ فَلا تُغیثُونَ، ؛ ای فرزندان قیله! آیا میراث پدرم نابود گردد؛ در حالی که شما در معرض دید و شنود و ندا و مجلس من هستید؟! دعوت من شما را فرا میگیرد و قصه من شامل شما هم می شود در حالی که شما از عِده و عُده و سازوبرگ و نیرو برخوردارید. ندای من به طور کامل به شما میرسد، اما به ندای من پاسخ نمی دهید، و فریاد مصیبت زده من در گوش شما طنین انداز میگردد، اما به فریاد من نمی رسید.
صدیقه کبری علیها السلام با این بیان، راه هرگونه عذری را بر انصار میبندد. حضرت به آنان هشدار میدهد که ندای کمک خواهی دختر پیامبر علیهما السلام را می شنوند. بنابراین
﴿ صفحه 162 ﴾
نمی توانند نشنیدن ندای یاری خواستن حضرت را بهانه سستی خویش قرار دهند. پس از شنیدن یاری خواستن فاطمه علیها السلام و روشن شدن تکلیف برای انصار، ممکن است آنها بهانه بیاورند که توان یاری ایشان را ندارند و از این روی سکوت کرده اند؛ اما فاطمه علیها السلام راه این عذر را نیز بر آنان می بندد و یادآور می شود که جمعیت فراوانی همراه با ساز و برگ نظامی در اختیار شماست و با وجود این به راحتی می توانید از حق دختر رسول خدا علیهما السلام دفاع کنید.