فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

4 . دفع دو شبهه

صدیقه کبری علیها السلام در ادامه کلام گهربار خویش، به دو بهانه ای اشاره میفرمایند که ممکن بود گروه انصار برای توجیه کم کاری و سستی خویش بیاورند:
« وَ لَكُمْ طَاقَةٌ بِمَا أُحَاوِلُ وَ قُوَّةٌ عَلَى مَا أَطْلُبُ وَ أُزَاوِلُ أَ تَقُولُونَ مَاتَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله فَخَطْبٌ جَلِیلٌ اسْتَوْسَعَ وَهْنُهُ وَ اسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ وَ انْفَتَقَ رَتْقُهُ وَ أَظْلَمَتِ الْأَرْضُ لِغَیْبَتِهِ وَ كَسَفَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ انْتَثَرَتِ النُّجُومُ لِمُصِیبَتِهِ وَ أَكْدَتِ الْآمَالُ وَ خَشَعَتِ الْجِبَالُ وَ أُضِیعَ الْحَرِیمُ وَ أُزِیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَمَاتِهِ فَتِلْكَ وَ اللَّهِ النَّازِلَةُ الْكُبْرَى وَ الْمُصِیبَةُ الْعُظْمَى لَا مِثْلُهَا نَازِلَةٌ وَ لَا بَائِقَةٌ عَاجِلَةٌ أَعْلَنَ بِهَا. كِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فِی أَفْنِیَتِكُمْ وَ فِی مُمْسَاكُمْ وَ مُصْبَحِكُمْ یَهْتِفُ فِی أَفْنِیَتِكُمْ هُتَافاً وَ صُرَاخاً وَ تِلَاوَةً
﴿ صفحه 155 ﴾
وَ إِلْحَاناً وَ لَقَبْلَهُ مَا حَلَّ بِأَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ حُكْمٌ فَصْلٌ وَ قَضَاءٌ حَتْمٌ-» در حالی که در شما توانایی انجام مقصود من و قدرت برآنچه می طلبم و میخواهم وجود دارد. آیا میگویید: محمد صلی الله علیه و آله از دنیا رفت [و همه چیز تمام شد]؟ آری، مرگ او حادثه ای بزرگ بود که اثر آن همه جا را گرفت و شکافش آشکار گردید و پیچیدگی آن همه گیر شد و روی زمین با غیبتش تیره گشت و ستارگان در مصیبتش پراکنده شدند و آرزوها به آخر رسید و کوه ها فروشکستند و حریم ها شکسته شد و حرمت ها به هنگام مرگش در هم ریخت. به خدا سوگند، فقدان پیامبر فاجعه ای بزرگ و مصیبتی بس عظیم است که مصیبت سختی مانند آن و بدبختی ای همچون آن نیامده است. این کتاب خدای عزوجل در خانه های شماست که صبح و شام، بلند و آهسته و به صورت عادی یا با لحن مطبوع میخوانید که میگوید: قبل از پیامبر هم به پیامبران گذشته حادثه حتمی و قطعی جاری شده است.
از آنجا که ممکن بود انصار بهانه بیاورند ما به این ظلم ها راضی نبودیم و اگر از شما حمایت نمیکنیم به سبب این است که توان آن را نداریم، حضرت تصریح میفرمایند که شما توان یاری مرا برای رسیدن به اهدافم دارید و نمیتوانید ضعیف بودن بودن را بهانه سکوت خویش قرار دهید.
همچنین ممکن بود پس از دادخواهی فاطمه علیها السلام بهانه بیاورند که تا پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بود بر گردن ما حق داشت و بر ما رعایت آن حق واجب بود. ما نیز در آن زمان که از هدایت های او بهره مند بودیم از یاری اش دریغ نکردیم؛ اما او اکنون از دنیا رفته و دیگر آن حق پایان یافته است. پس اگر ما به شما کمک نمی کنیم
﴿ صفحه 156 ﴾
از آن روست که دیگر پدرتان زنده نیست و چون آن حقوق به پدرتان مربوط بود با رفتن او آن حقوق پایان یافت.
از این رو فاطمه علیها السلام پس از توصیف عمق مصیبت رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله با تعبیر هایی ادیبانه، پاسخ چنین شبهه ای را با بهره گیری از قرآن کریم بیان فرمودند و به آیه ای اشاره کردند که به داستان جنگ احد اشاره دارد. در جنگ احد مسلمانان پس از ترک تنگه احد و حمله مشرکان از آن ناحیه، کشته های فراوانی دادند و پیغمبر اکرم نیز زخمی شدند. در پی این قضایا، مشرکان برای تضعیف روحیه مسلمانان، جنگ روانی به راه انداختند و تبلیغ کردند که پیغمبر کشته شده است؛ در حالی که پیغمبر زخمی شده بودند. بدین مناسبت آیه زیر نازل شد:
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاكِرِینَ؛(126) محمد صلی الله علیه و آله جز فرستاده ای نیست که پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بر می گردید؟ و هر کس به عقب بازگردد، هرگز به خدا ضرری نمی زند؛ و خداوند به زودی شاکران را پاداش خواهد داد.
خداوند با انزل این آیه به مسلمانان یادآور می شود که پیامبر گرامی اسلام رسولی بود که وظیفه داشت دین اسلام را به بشر ابلاغ کند و با این کار، راه درست زندگی را به آنان نشان دهد تا در پرتو عمل به آن سعادتمند شوند. او این وظیفه را به خوبی انجام داد و راه سعادت را به روی بشر گشود و کسانی که از این هدایت برخوردار شدند وظیفه دارند از این دین محافظت کنند و احکامش را زنده دارند. بنابراین اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از دنیا رفت نباید دین او و هدفش از
﴿ صفحه 157 ﴾
بین برود و مسلمانان وظیفه دارند باز هم در برابر دشمنان مقاومت کنند تا مبادا خطری اسلام را تهدید کند؛ نه اینکه با رفتن پیامبر دین او را رها کنند و به جاهلیت پیش از او برگردند.
فاطمه علیها السلام به مسلمانان یادآور می شود که این آیه نورانی در کتاب خداست و شما هر روز آن را در خانه های خود با صدای بلند یا آهسته، با لحن یا بدون لحن به صورت های مختلف می خوانید. بنابراین اگر رسول خدا از دنیا رفت، شما نباید از دین خویش دست بکشید و به دوران پست جاهیلت بازگردید. رفتن رسول خدا مصیبت بسیار بزرگی است که بر عالم انسانیت وارد شد؛ اما رحلت او مجوز این نیست که دینش رها شود و احکام اسلام ترک گردد.

﴿ صفحه 159 ﴾

فصل دوم: فریاد یاری خواهی فاطمه علیها السلام

مقدمه

ایهاً بَنی قیلَهَ! ءَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنْتَدى وَ مَجْمَعٍ، تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَهُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخُبْرَهُ، وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّهِ وَ الْاَداهِ وَ الْقُوَّهِ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّهُ، تُوافیکُمُ الدَّعْوَهُ فَلا تُجیبُونَ، وَ تَأْتیکُمُ الصَّرْخَهُ فَلا تُغیثُونَ، وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ، وَ النُّخْبَهُ الَّتی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَهُ الَّتِی اخْتیرَتْ لَنا اَهْلَ الْبَیْتِ. قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ ناطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ، لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتَّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الْاِسْلامِ، وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیَّامِ، وَ خَضَعَتْ نُعْرَهُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَهُ الْاِفْکِ، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْکُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَهُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ، فَاَنَّى حُرْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ، وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ، وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ، وَاَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ؟ بُؤْساً لِقَوْمٍ «نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ»(127) «وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّلَ مَرَّهٍ، اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ.»(128) ای فرزندان قیله، آیا
﴿ صفحه 160 ﴾
میراث پدرم نابود گردد در حالی که شما در معرض دید و شنود و ندا و مجلس من هستید؟! دعوت من شما را فرا میگیرد و قصه من شامل شما میشود، در حالی که شما از عِده و عُده و سازوبرگ و نیرو برخوردارید. ندای من به طور کامل به شما هم میرسد اما به ندای من پاسخ نمی دهید و فریاد مصیبت زده من در گوش شما طنین انداز میگردد اما به فریاد من نمی رسید. شما به جنگ آوری توصیف، و به خیر و صلاح شناخته شده اید، و شما برگزیدگان و انتخاب شدگانی بودید که برای ما اهل بیت برگزیده شدید. شما با عرب جنگیدید و در این راه زحمت و سختی شدیدی متحمل شدید و با امت ها شاخ به شاخ شدید و رودرروی شجاعان ایستادید. پیوسته حال ما و شما این گونه بود که ما به شما فرمان میدادیم و شما امتثال میکردید؛ تا اینکه آسیاب اسلام به کار افتاد و شیر [در سینه] روزگار فراوان گشت و نعره شرک فرو نشست و دروغ از جوشش افتاد و آتش کفر خاموش شد و صدای هرج و مرج فرو نشست و نظام دین سامان یافت. پس بعد از شفافیت، به کجا سرگشته شدید و چرا بعد از آشکاری به پنهان کاری افتادید و پس از اقدام، گذشته خویش را رها کردید و پس از ایمان به شرک بازگشتید؟ بدا به حال قومی که سوگند های خویش را بعد از پیمان شکستند و به اخراج پیامبر تصمیم گرفتند؛ در حالی که آنها نخستین بار آغاز کردند! آیا از آنها می ترسید؟! با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مومن هستید!