فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

2 . تلاشی برای بیدار سازی انصار

ثم رمت بطرفها نحو الانصار؛ «سپس دیدگانش را به سوی انصار برگرداند».
انصار جایگاه مهم در عالم اسلام داشتند. آنها بودند که با دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و پناه دادن به مهاجرین، دین اسلام را یاری کردند. مهاجرین عده ای آواره بودند که مشرکان مکه اموالشان را گرفته و آنها را از شهرشان بیرون کرده بودند. ایشان پس از مهاجرت به مدینه نه مکانی داشتند و نه کسب و کاری. اهل مدینه بودند که به آنها جا و مکان دادند و ایشان را در اموالشان شریک کردند. بسیاری از انصاری بخشی از اموال خویش را به مهاجرین بخشیدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز با دعوت همین گروه انصار از مکه به مدینه هجرت کرد. شماری از اهل مدینه برای برگزاری مراسم حج به مکه آمدند و پس از دیدار پنهانی با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ایشان را به مدینه دعوت کردند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله پیمان بستند که ایشان را حمایت و یاری کنند.(125) در واقع رسول خدا صلی الله علیه و آله و مهاجرین در مدینه مهمان انصار بودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از هجرت، به فرمان خدای متعال طی مراسمی بین مهاجرین و انصار پیمان برادری برقرار کرد. همچنین در جنگ هایی که مشرکان
﴿ صفحه 152 ﴾
بر مسلمانان تحمیل کردند بدون یاری انصار، کاری از مهاجرین بر نمی آمد. این اقتضای اسباب ظاهری بود. در واقع حمایت های انصار موجب رواج اسلام شد. این ویژگی انصار سبب شد که حضرت زهرا علیها السلام سخن خویش را متوجه انصار نماید و بکوشد آنها را بیدار کند. همان گونه که بارها گفتیم، همه این سخنان و احتجاجات برای این بود که قدمی در راه هدایت مردم برداشته شود و آیندگان یا بخشی از معاصران حضرت به اشتباه های خود پی ببرند و راه حق را بیابند. به یقین اگر خطبه حضرت زهرا علیها السلام نبود ما امروز ایشان را نمی شناختیم. هر آنچه مسلمانان پس از رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله از حقیقت یافتند، به برکت همین سخنان حضرت زهرا علیها السلام است و در این روشنایی بخشی فاطمه علیها السلام ریشه دارد.

3 . احساسات؛ محرک اصلی قیام ها

حضرت پس از ناامیدی از مهاجرین به انصار رو کردند و با استفاده از یک اصل روان شناختی در جلب عواطفشان کوشیدند؛ یعنی گذشته از بحث منطقی و استدلالی با عموم مردم و شخص خلیفه، کوشیدند عواطف انصار را برانگیزانند؛ شاید دریابند که باید از اهل بیت علیهم السلام پیروی کنند. این روش حضرت دربردارنده درسی بزرگ است: اینکه همیشه حرکت های اجتماعی تنها در سایه منطق عقلانی انجام نمی گیرد، بلکه عامل اصلی در حرکت های اجتماعی، اغلب احساسات و عواطف است و باید از این عوامل بهره برداری کرد. احساسات و عواطف است که حرکت ها را شکل میدهد و انقلاب ها به وجود میآورد. تنها استدلال های عقلی حرکت آفرین نیست. استدلال های عقلی حکم چراغ راه را دارند؛ اما عواطف و احساسات عامل انرژی زای حرکت اند. چراغ، راه روشن و مسیر را مشخص میکند؛ اما برای حرکت، انرژی لازم است که در حرکت های انقلابی
﴿ صفحه 153 ﴾
این احساسات و عواطف اند که انرژی حرکت را تامین میکنند. حضرت زهرا علیها السلام تا اینجا با بیانی استدلالی با مردم سخن میگفتند؛ اما پس از این میخواهند عواطف آنها را تحریک کنند. از این رو به انصار میفرمایند:
یا معشر النقیبه و اعضاد المله و حضنه الاسلام، ما هذه الغمیزه فی حقی و السنه عن ظلامتی؟ اما کان رسول الله صلی الله علیه و آله ابی یقول المرء یحفظ فی ولده؛ ای بزرگ مردان و بازوان ملت و نگهبانان اسلام! این چه سستی ای است در حق من و چه غفلتی است در برابر ظلم به من؟! آیا پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی فرمود: احترام مرد در فرزندانش نگه داشته میشود؟!
حضرت با اشاره به صفات برجسته انصار و پیشینه درخشانشان در انقلاب رسول خدا صلی الله علیه و آله از آنان به سبب سکوت در برابر ظلم هایی که به حضرت روا داشته بودند گله کرد و آنها را سرزنش فرمود. سرور زنان عالم علیها السلام با سخنان خویش نشان میدهد که از انصار انتظار دارد با احساس مسئولیتی که از ایشان انتظار میرود و علاقه ای که ایشان به دین خدا داشتند حضرت را یاری کنند و مانع ظلم هایی شوند که در حق اهل بیت رسول خدا علیهم السلام روا داشته میشود. آنان کسانی بودند که از اسلام پشتیبانی کرده و همچون مادری که فرزندش را در آغوش خویش پرورش میدهد با آغوش باز از حکومت نوپای اسلامی حمایت کرده بودند. حضرت با یادآوری سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرموده بود: حفظ احترام کسی که از دنیا میرود به حفظ احترام فرزندانش بسته خواهد بود، وظیفه آنان را در قبال فرزند پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله یادآور شدند و نشان دادند که از آنان انتظار دارند برای قدردانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله که حق بزرگی به گردن آنان داشت حرمت فرزندش را حفظ کنند و او را یاری دهند. این انتظاری به حق بود و شایسته بود
﴿ صفحه 154 ﴾
همه مسلمانان با رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله احترامی ویژه برای فرزند او قایل باشند و برای قدرشناسی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از هیچ خدمتی در حق فرزندش دریغ نکنند. بر فرض که نه امیر مومنان علی علیه السلام در غدیر به جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله تعیین شده بود و نه پیامبر صلی الله علیه و آله مالی به فرزند خویش هبه فرموده بود؛ آیا رفتار امت رسول خدا صلی الله علیه و آله با فرزند و اهل بیت او باید این گونه باشد؟! آیا عاطفه انسانی چنین اقتضایی دارد؟! سرعان ما احدثتم و عجلان ذا اهاله؛ «چه زود حادثه به بار آوردید و چه باشتاب به بیراهه رفتید!»
این تعبیر حضرت مثلی عربی است و وقتی به کار می رود که بخواهد بگویند کسانی در زمانی کوتاه و دور از انتظار به بیراهه رفته و به اشتباه افتاده اند؛ یعنی اینکه از انصار انتظار نمی رفت با آن پیشینه درخشان عهد خویش را با رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدتی کوتاه از یاد ببرند و حتی از فرزند او حمایت نکنند.

4 . دفع دو شبهه

صدیقه کبری علیها السلام در ادامه کلام گهربار خویش، به دو بهانه ای اشاره میفرمایند که ممکن بود گروه انصار برای توجیه کم کاری و سستی خویش بیاورند:
« وَ لَكُمْ طَاقَةٌ بِمَا أُحَاوِلُ وَ قُوَّةٌ عَلَى مَا أَطْلُبُ وَ أُزَاوِلُ أَ تَقُولُونَ مَاتَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله فَخَطْبٌ جَلِیلٌ اسْتَوْسَعَ وَهْنُهُ وَ اسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ وَ انْفَتَقَ رَتْقُهُ وَ أَظْلَمَتِ الْأَرْضُ لِغَیْبَتِهِ وَ كَسَفَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ انْتَثَرَتِ النُّجُومُ لِمُصِیبَتِهِ وَ أَكْدَتِ الْآمَالُ وَ خَشَعَتِ الْجِبَالُ وَ أُضِیعَ الْحَرِیمُ وَ أُزِیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَمَاتِهِ فَتِلْكَ وَ اللَّهِ النَّازِلَةُ الْكُبْرَى وَ الْمُصِیبَةُ الْعُظْمَى لَا مِثْلُهَا نَازِلَةٌ وَ لَا بَائِقَةٌ عَاجِلَةٌ أَعْلَنَ بِهَا. كِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فِی أَفْنِیَتِكُمْ وَ فِی مُمْسَاكُمْ وَ مُصْبَحِكُمْ یَهْتِفُ فِی أَفْنِیَتِكُمْ هُتَافاً وَ صُرَاخاً وَ تِلَاوَةً
﴿ صفحه 155 ﴾
وَ إِلْحَاناً وَ لَقَبْلَهُ مَا حَلَّ بِأَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ حُكْمٌ فَصْلٌ وَ قَضَاءٌ حَتْمٌ-» در حالی که در شما توانایی انجام مقصود من و قدرت برآنچه می طلبم و میخواهم وجود دارد. آیا میگویید: محمد صلی الله علیه و آله از دنیا رفت [و همه چیز تمام شد]؟ آری، مرگ او حادثه ای بزرگ بود که اثر آن همه جا را گرفت و شکافش آشکار گردید و پیچیدگی آن همه گیر شد و روی زمین با غیبتش تیره گشت و ستارگان در مصیبتش پراکنده شدند و آرزوها به آخر رسید و کوه ها فروشکستند و حریم ها شکسته شد و حرمت ها به هنگام مرگش در هم ریخت. به خدا سوگند، فقدان پیامبر فاجعه ای بزرگ و مصیبتی بس عظیم است که مصیبت سختی مانند آن و بدبختی ای همچون آن نیامده است. این کتاب خدای عزوجل در خانه های شماست که صبح و شام، بلند و آهسته و به صورت عادی یا با لحن مطبوع میخوانید که میگوید: قبل از پیامبر هم به پیامبران گذشته حادثه حتمی و قطعی جاری شده است.
از آنجا که ممکن بود انصار بهانه بیاورند ما به این ظلم ها راضی نبودیم و اگر از شما حمایت نمیکنیم به سبب این است که توان آن را نداریم، حضرت تصریح میفرمایند که شما توان یاری مرا برای رسیدن به اهدافم دارید و نمیتوانید ضعیف بودن بودن را بهانه سکوت خویش قرار دهید.
همچنین ممکن بود پس از دادخواهی فاطمه علیها السلام بهانه بیاورند که تا پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بود بر گردن ما حق داشت و بر ما رعایت آن حق واجب بود. ما نیز در آن زمان که از هدایت های او بهره مند بودیم از یاری اش دریغ نکردیم؛ اما او اکنون از دنیا رفته و دیگر آن حق پایان یافته است. پس اگر ما به شما کمک نمی کنیم
﴿ صفحه 156 ﴾
از آن روست که دیگر پدرتان زنده نیست و چون آن حقوق به پدرتان مربوط بود با رفتن او آن حقوق پایان یافت.
از این رو فاطمه علیها السلام پس از توصیف عمق مصیبت رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله با تعبیر هایی ادیبانه، پاسخ چنین شبهه ای را با بهره گیری از قرآن کریم بیان فرمودند و به آیه ای اشاره کردند که به داستان جنگ احد اشاره دارد. در جنگ احد مسلمانان پس از ترک تنگه احد و حمله مشرکان از آن ناحیه، کشته های فراوانی دادند و پیغمبر اکرم نیز زخمی شدند. در پی این قضایا، مشرکان برای تضعیف روحیه مسلمانان، جنگ روانی به راه انداختند و تبلیغ کردند که پیغمبر کشته شده است؛ در حالی که پیغمبر زخمی شده بودند. بدین مناسبت آیه زیر نازل شد:
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاكِرِینَ؛(126) محمد صلی الله علیه و آله جز فرستاده ای نیست که پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بر می گردید؟ و هر کس به عقب بازگردد، هرگز به خدا ضرری نمی زند؛ و خداوند به زودی شاکران را پاداش خواهد داد.
خداوند با انزل این آیه به مسلمانان یادآور می شود که پیامبر گرامی اسلام رسولی بود که وظیفه داشت دین اسلام را به بشر ابلاغ کند و با این کار، راه درست زندگی را به آنان نشان دهد تا در پرتو عمل به آن سعادتمند شوند. او این وظیفه را به خوبی انجام داد و راه سعادت را به روی بشر گشود و کسانی که از این هدایت برخوردار شدند وظیفه دارند از این دین محافظت کنند و احکامش را زنده دارند. بنابراین اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از دنیا رفت نباید دین او و هدفش از
﴿ صفحه 157 ﴾
بین برود و مسلمانان وظیفه دارند باز هم در برابر دشمنان مقاومت کنند تا مبادا خطری اسلام را تهدید کند؛ نه اینکه با رفتن پیامبر دین او را رها کنند و به جاهلیت پیش از او برگردند.
فاطمه علیها السلام به مسلمانان یادآور می شود که این آیه نورانی در کتاب خداست و شما هر روز آن را در خانه های خود با صدای بلند یا آهسته، با لحن یا بدون لحن به صورت های مختلف می خوانید. بنابراین اگر رسول خدا از دنیا رفت، شما نباید از دین خویش دست بکشید و به دوران پست جاهیلت بازگردید. رفتن رسول خدا مصیبت بسیار بزرگی است که بر عالم انسانیت وارد شد؛ اما رحلت او مجوز این نیست که دینش رها شود و احکام اسلام ترک گردد.

﴿ صفحه 159 ﴾