فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

1 . مقدمه

مخاطبان حضرت، در آغاز عموم مردم و در بخش پیش مهاجرینی بودند که با
﴿ صفحه 151﴾
استناد به حدیثی بر خلاف قرآن، سرزمین فدک را تصرف کرده بودند؛ اما در این فراز، همان طور که راوی نقل می کند، حضرت رو به گروه انصار میکنند و آنها را مخاطب قرار میدهند. از ادامه کلام صدیقه طاهره علیها السلام حکمت این خطاب روشن میشود. گویا کلام به اینجا که میرسد دیگر حضرت از مهاجرین نا امید میشوند و از آنان روی بر میگردانند و میگویند: شما که خلافت را به دست گرفتید. آنچه را گرفته اید بردارید، بروید و دور شوید.

2 . تلاشی برای بیدار سازی انصار

ثم رمت بطرفها نحو الانصار؛ «سپس دیدگانش را به سوی انصار برگرداند».
انصار جایگاه مهم در عالم اسلام داشتند. آنها بودند که با دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و پناه دادن به مهاجرین، دین اسلام را یاری کردند. مهاجرین عده ای آواره بودند که مشرکان مکه اموالشان را گرفته و آنها را از شهرشان بیرون کرده بودند. ایشان پس از مهاجرت به مدینه نه مکانی داشتند و نه کسب و کاری. اهل مدینه بودند که به آنها جا و مکان دادند و ایشان را در اموالشان شریک کردند. بسیاری از انصاری بخشی از اموال خویش را به مهاجرین بخشیدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز با دعوت همین گروه انصار از مکه به مدینه هجرت کرد. شماری از اهل مدینه برای برگزاری مراسم حج به مکه آمدند و پس از دیدار پنهانی با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ایشان را به مدینه دعوت کردند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله پیمان بستند که ایشان را حمایت و یاری کنند.(125) در واقع رسول خدا صلی الله علیه و آله و مهاجرین در مدینه مهمان انصار بودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از هجرت، به فرمان خدای متعال طی مراسمی بین مهاجرین و انصار پیمان برادری برقرار کرد. همچنین در جنگ هایی که مشرکان
﴿ صفحه 152 ﴾
بر مسلمانان تحمیل کردند بدون یاری انصار، کاری از مهاجرین بر نمی آمد. این اقتضای اسباب ظاهری بود. در واقع حمایت های انصار موجب رواج اسلام شد. این ویژگی انصار سبب شد که حضرت زهرا علیها السلام سخن خویش را متوجه انصار نماید و بکوشد آنها را بیدار کند. همان گونه که بارها گفتیم، همه این سخنان و احتجاجات برای این بود که قدمی در راه هدایت مردم برداشته شود و آیندگان یا بخشی از معاصران حضرت به اشتباه های خود پی ببرند و راه حق را بیابند. به یقین اگر خطبه حضرت زهرا علیها السلام نبود ما امروز ایشان را نمی شناختیم. هر آنچه مسلمانان پس از رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله از حقیقت یافتند، به برکت همین سخنان حضرت زهرا علیها السلام است و در این روشنایی بخشی فاطمه علیها السلام ریشه دارد.

3 . احساسات؛ محرک اصلی قیام ها

حضرت پس از ناامیدی از مهاجرین به انصار رو کردند و با استفاده از یک اصل روان شناختی در جلب عواطفشان کوشیدند؛ یعنی گذشته از بحث منطقی و استدلالی با عموم مردم و شخص خلیفه، کوشیدند عواطف انصار را برانگیزانند؛ شاید دریابند که باید از اهل بیت علیهم السلام پیروی کنند. این روش حضرت دربردارنده درسی بزرگ است: اینکه همیشه حرکت های اجتماعی تنها در سایه منطق عقلانی انجام نمی گیرد، بلکه عامل اصلی در حرکت های اجتماعی، اغلب احساسات و عواطف است و باید از این عوامل بهره برداری کرد. احساسات و عواطف است که حرکت ها را شکل میدهد و انقلاب ها به وجود میآورد. تنها استدلال های عقلی حرکت آفرین نیست. استدلال های عقلی حکم چراغ راه را دارند؛ اما عواطف و احساسات عامل انرژی زای حرکت اند. چراغ، راه روشن و مسیر را مشخص میکند؛ اما برای حرکت، انرژی لازم است که در حرکت های انقلابی
﴿ صفحه 153 ﴾
این احساسات و عواطف اند که انرژی حرکت را تامین میکنند. حضرت زهرا علیها السلام تا اینجا با بیانی استدلالی با مردم سخن میگفتند؛ اما پس از این میخواهند عواطف آنها را تحریک کنند. از این رو به انصار میفرمایند:
یا معشر النقیبه و اعضاد المله و حضنه الاسلام، ما هذه الغمیزه فی حقی و السنه عن ظلامتی؟ اما کان رسول الله صلی الله علیه و آله ابی یقول المرء یحفظ فی ولده؛ ای بزرگ مردان و بازوان ملت و نگهبانان اسلام! این چه سستی ای است در حق من و چه غفلتی است در برابر ظلم به من؟! آیا پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی فرمود: احترام مرد در فرزندانش نگه داشته میشود؟!
حضرت با اشاره به صفات برجسته انصار و پیشینه درخشانشان در انقلاب رسول خدا صلی الله علیه و آله از آنان به سبب سکوت در برابر ظلم هایی که به حضرت روا داشته بودند گله کرد و آنها را سرزنش فرمود. سرور زنان عالم علیها السلام با سخنان خویش نشان میدهد که از انصار انتظار دارد با احساس مسئولیتی که از ایشان انتظار میرود و علاقه ای که ایشان به دین خدا داشتند حضرت را یاری کنند و مانع ظلم هایی شوند که در حق اهل بیت رسول خدا علیهم السلام روا داشته میشود. آنان کسانی بودند که از اسلام پشتیبانی کرده و همچون مادری که فرزندش را در آغوش خویش پرورش میدهد با آغوش باز از حکومت نوپای اسلامی حمایت کرده بودند. حضرت با یادآوری سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرموده بود: حفظ احترام کسی که از دنیا میرود به حفظ احترام فرزندانش بسته خواهد بود، وظیفه آنان را در قبال فرزند پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله یادآور شدند و نشان دادند که از آنان انتظار دارند برای قدردانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله که حق بزرگی به گردن آنان داشت حرمت فرزندش را حفظ کنند و او را یاری دهند. این انتظاری به حق بود و شایسته بود
﴿ صفحه 154 ﴾
همه مسلمانان با رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله احترامی ویژه برای فرزند او قایل باشند و برای قدرشناسی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از هیچ خدمتی در حق فرزندش دریغ نکنند. بر فرض که نه امیر مومنان علی علیه السلام در غدیر به جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله تعیین شده بود و نه پیامبر صلی الله علیه و آله مالی به فرزند خویش هبه فرموده بود؛ آیا رفتار امت رسول خدا صلی الله علیه و آله با فرزند و اهل بیت او باید این گونه باشد؟! آیا عاطفه انسانی چنین اقتضایی دارد؟! سرعان ما احدثتم و عجلان ذا اهاله؛ «چه زود حادثه به بار آوردید و چه باشتاب به بیراهه رفتید!»
این تعبیر حضرت مثلی عربی است و وقتی به کار می رود که بخواهد بگویند کسانی در زمانی کوتاه و دور از انتظار به بیراهه رفته و به اشتباه افتاده اند؛ یعنی اینکه از انصار انتظار نمی رفت با آن پیشینه درخشان عهد خویش را با رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدتی کوتاه از یاد ببرند و حتی از فرزند او حمایت نکنند.