رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

بخش ششم: سخن فاطمه علیها السلام با گروه انصار

﴿ صفحه 147 ﴾

مقدمه

بانوی دو عالم علیها السلام در فرازهای پیش، عموم مردم را مخاطب ساختند و پس از مقدماتی به دو اشتباه بزرگی که مرتکب شدند اشاره کردند و فرمودند: اشتباه بزرگ اول این بود که هنوز جنازه پیامبر روی زمین بود که شما مخالفت با عهد او را آغاز کردید، و اشتباه دوم این بود که احکام واضح اسلام را نادیده گرفتید. اموالی را از من غصب کردید و بر خلاف نص قرآن گفتید: تو از پدرت ارث نمی بری و ادعا می کنید که پیغمبران وارثی ندارند! سپس با توبیخ مردم، در تقبیح این حرکت، با بی اعتنایی فرمودند: این شتر افسارشده را بگیرید و هر جا دلتان می خواهد ببرید. این تعبیر نیز دربردارنده سرزنشی سخت برای مخاطبان یود. ادامه خطبه شریف صدیقه کبری علیها السلام بخش ششم از سخنان ایشان را در بر می گیرد که سخنان مهم ایشان با گروه انصار است.

﴿ صفحه 149﴾

فصل نخست: تبیین وظیفه انصار پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله

«ثم رمت بطرفها نحو الانصار، فقالت: یا مَعْشَرَ النَّقیبَةِ وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَضَنَةَ الْاِسْلامِ! ما هذِهِ الْغَمیزَةُ فی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی؟ اَما كانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَبی یَقُولُ: «اَلْمَرْءُ یُحْفَظُ فی وُلْدِهِ»، سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجْلانَ ذا اِهالَةٍ، وَ لَكُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ، وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ. اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ؟ فَخَطْبٌ جَلیلٌ اِسْتَوْسَعَ وَ هْنُهُ، وَاسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ، وَ انْفَتَقَ رَتْقُهُ، وَ اُظْلِمَتِ الْاَرْضُ لِغَیْبَتِهِ، وَ كُسِفَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ انْتَثَرَتِ النُّجُومُ لِمُصیبَتِهِ، وَ اَكْدَتِ الْامالُ، وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ، وَ اُضیعَ الْحَریمُ، وَ اُزیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ. فَتِلْكَ وَاللَّهِ النَّازِلَةُ الْكُبْرى وَ الْمُصیبَةُ الْعُظْمى، لامِثْلُها نازِلَةٌ، وَ لا بائِقَةٌ عاجِلَةٌ اُعْلِنَ بِها، كِتابُ اللَّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ فی اَفْنِیَتِكُمْ، وَ فی مُمْساكُمْ وَ مُصْبِحِكُمْ، یَهْتِفُ فی اَفْنِیَتِكُمْ هُتافاً وَ صُراخاً وَ تِلاوَةً وَ اَلْحاناً، وَ لَقَبْلَهُ ما حَلَّ بِاَنْبِیاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، حُكْمٌ فَصْلٌ وَ قَضاءٌ حَتْمٌ.«وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ اَفَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللَّهُ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللَّهُ الشَّاكِرینَ»(124) سپس دیدگانش را به سوی انصار
﴿ صفحه 150 ﴾
برگرداند و فرمود: ای بزرگ مردان و بازوان ملت و نگهبانان اسلام، این چه سستی ای است در حق من و چه غفلتی است در برابر ظلم به من؟! آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله پدرم نمی فرمود: احترام مرد در فرزندانش نگه داشته میشود؟! چه زود حادثه به بار آوردید و چه با شتاب به بیراهه رفتید! در حالی که در شما توانایی انجام مقصود من و قدرت آنچه می طلبم و میخواهم وجود دارد. آیا میگویید: محمد صلی الله علیه و آله از دنیا رفت [و همه چیز تمام شد]؟ آری مرگ او حادثه ای بزرگ بود که اثر آن همه جا را گرفت و شکافش آشکار گردید و پیچیدگی آن همه گیر شد و روی زمین با غیبتش تیره گشت و ستارگان در مصیبتش پراکنده شدند و آرزوها به آخر رسید و کوه ها فروشکستند و حریم ها شکسته شد و حرمت ها به هنگام مرگش در هم ریخت. به خدا سوگند، فقدان پیامبر فاجعه ای بزرگ مصیبتی بس عظیم است که مصیبت سختی مانند آن و بدبختی ای همچون آن نیامده است. این کتاب خدای عزوجل در خانه های شماست که صبح و شام بلند و آهسته و به صورت عادی یا با لحن مطبوع می خوانید که میگوید: قبل از پیامبر هم به پیامبران گذشته حادثه حتمی و قطعی جاری شده است. محمد صلی الله علیه و آله جز فرستاده ای نیست که پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بر میگردید؟ و هر کس به عقب بازگردد، هرگز به خدای ضرری نمی زند، و خداوند به زودی شاکران را پاداش خواهد داد».