فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

1.مقدمه

چنان که گذشت، صدیقه کبری با لحنی شدید حاضران در مسجد النبی را مخاطب قرار داد و آنان را به سبب فتنه ای که با رهبری شیطان به آن دامن زدند سرزنش کردند. حضرت فتنه گران را بسیار آماده برای این بازی خطرناک توصیف کردند؛ به طوری که شیطان با بیرون آمدن از مخفیگاه خویش و آزمونی مختصر آمادگی بسیار بالای آنان را درک کرد و به عملی کردن نقشه شوم خویش به وسیله آنان تصمیم گرفت. فتنه در حالی شکل گرفت که هنوز بدن مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن نشده بود. از سخنان صدیقه طاهره علیها السلام روشن میشود که بهانه آنان برای این اقدام عجیب، جلوگیری از وقوع فتنه میان امت اسلامی بود و به زعم خویش با تعیین جانشین برای رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در پی پیشگیری از اختلاف میان مسلمانان بوده اند! اما نکته اساسی اینجاست که سرور زنان عالم علیها السلام با اقتباس از آیه قرآن، درست همین اقدام را فتنه دانسته اند؛ فتنه ای که عذاب جهنم را در پی خواهد داشت. تعبیرهای تند پاره وجود پیامبر صلی الله علیه و آله حاکی از آن است که نگرش ایشان به مسئله جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله با نگرش بیشتر مسلمانان صدر اسلام و بسیاری از مسلمانان امروز بسیار تفاوت دارد. پس افزون بر اختلافی که فاطمه علیها السلام در فتنه خواندن قضیه سقیفه با بیشتر مسلمانان داشت، اساسا نگاه او نیز به مسئله خلافت نگاهی دیگر بود که این تفاوت نگاه در فراز بالا روشن میشود.

2.بینش متفاوت فاطمه علیها السلام درمسئله خلافت

چنان که گذشت گروهی از انصار در محل سقیفه بنی ساعده جمع شدند تا جانشینی برای رسول خدا صلی الله علیه و آله تعیین کنند. در پی آن مهاجرین نیز آمدند و سرانجام
﴿ صفحه 103 ﴾
همگان با بعضی از مهاجرین بیعت کردند. پرسش اساسی و مهم این بود که چرا سرانجام اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله به اینجا کشیده شد که عهد خویش را با رسول خدا صلی الله علیه و آله فراموش کردند و آیا ممکن است امروز برای ما نیز حادثه ای رخ دهد؟ آیا ممکن است امت ما نیز عهد خویش را با ولی خدا فراموش کنند و این گونه در دام فریب شیطان گرفتار شوند؟
اشتباه بزرگ اهل سقیفه این بود که آنان به مسئله جانشینی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله تنها به منزله امری دنیوی و زمینی می نگریستند و برداشتشان این بود که رئیسی را از دست داده اند و اکنون باید جانشین او از گروه و قبیله آنان برگزیده شود. جمع شدن در سقیفه، درگیری با یکدیگر و شمشیر کشیدن بر روی هم، نشان از نگاهی سطحی به امر زعامت مسلمانان و هدایت بشر داشت؛ اما نگرش حضرت زهرا علیها السلام با این نگاه ساده بسیار متفاوت بود. فاطمه زهرا علیها السلام پس از اشاره به این اقدام آنان، از کفر و عذاب جهنم سخن به میان می آورد؛ اما مگر این نوع نگرش به مسئله حکومت، و تلاش برای انتخاب جانشین از میان قوم خود موجب کفر انسان میگردد؟ بلا تشبیه، آیا اگر رئیس جمهوری از دنیا برود و حزب و گروهی معتقد باشد که آنان باید رئیس جمهور را تعیین کنند، کسی به کفر آنان حکم میدهد؟ درشت ترین سخنی که معمولا درچنین مواردی به میان می آید، سخن از دنیاطلبی و مفاهیمی مانند آن است که بیانگر اشکالی اخلاقی است. اما حضرت زهرا علیها السلام نتیجه روشنی را که مردم زمانه ایشان پیش گرفته اند کفر و احاطه جهنم بر آنان میداند. این نگرش با نگرش سطحی دیگر مسلمانان بسیار متفاوت بود. تفاوت این دو دیدگاه در ادامه خطبه شریف حضرت به درستی روشن خواهد شد؛ آن گاه که حضرت با لحنی تندتر سخنان خویش را این گونه ادامه
﴿ صفحه 104 ﴾
می دهند: فهیهات منکم و کیف بکم و انی توفکون و کتاب الله بین اظهرکم؛ «چه دور است از شما! و شما را چه شده است و شما را به کجا منحرف میکنند؛ در حالی که کتاب خدا در میان شماست؟»
برگردان تعبیر های زیبای زهرای مرضیه علیها السلام به زبان فارسی چندان نمی تواند بار روانی این سخنان را منتقل کند. به راستی تعبیر های عجیب و زیبایی است. گویا حضرت فریاد میزند: آهای مردم! شما را به راهی می کشانند که انتهای آن آتش است! بانویی که اهل سخنرانی میان مردها نبوده، اکنون چند روز پس از رحلت پدر گرامی اش برای سخنرانی به مسجد آمده است و فریاد میزند: شما را چه شده، در حالی که کتاب خدا فراروی شماست؟!
اشاره به کتاب خدا نقطه ای است که نگرش فاطمه علیها السلام را به مسئله خلافت از دیگر نگرش ها جدا میکند. بیشتر مسلمانان چنین بینشی نداشتند که برای مسئله خلافت باید به قرآن و کلام خدا مراجعه کرد و نیازی ندیدند که برای روشن شدن حکم موضوع خلافت، با قرآن مشورت کنند؛ بلکه گروه های مختلف میکوشیدند این موضوع را برای قوم خود رقم زنند. البته یک گروه چند نفری نیز بودند که در مقابل این حرکت مقاومت کردند و آن را نپذیرفتند. مقصود ما از این سخن، بررسی چگونگی برخورد افراد با مسئله خلافت است.

3.قرآن منبع قانون گذاری اسلام

فریاد سرور بانوان عالم علیها السلام و اشاره به لزوم مراجعه به کتاب خدا در مسئله خلافت از آن رو بود که حدود هشتاد روز پیش از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله، خدای متعال تکلیف این مسئله را مشخص کرد و در کتاب خویش فرمود:
« یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ
﴿ صفحه 105 ﴾
وَاللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ »(77) ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا برسان، و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام نداده ای! خداوند تو را از مردم نگاه میدارد و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند.
گویا مردم مدینه فراموش کرده بودند که حدود هشتاد روز پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله میانه روز در هوای گرم بیابان مسلمانان را نگه داشت و از آنها برای علی علیه السلام بیعت گرفت. عجیب اینجاست که نقل نشده حتی یک نفر در سقیفه سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله را یادآور شده باشد. این نشان از وجود زمینه و آمادگی برای پیروی از شیطان دارد که حضرت زهرا علیها السلام بدان اشاره فرمودند. شیطان کسانی که آمادگی پیروی از او را داشته باشند این گونه از اصل داستان غافل میکند.
بار دیگر اگر فتنه سال 1388 ش را که در پی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران رخ داد با دقت بررسی کنیم میتوانیم نگرش هایی را شبیه به دیدگاه جبهه مقابل حضرت زهرا علیها السلام در آن ببینیم. برخی گمان میکردند این داستان تنها اختلافی بین کاندیداهای ریاست جمهوری است. این ساده اندیشان به سبب نداشتن بصیرت لازم، پشت صحنه داستان و کارگردانان اصلی صحنه را نمی دیدند و دقت نمی کردند که چرا در شعارها به اسلام حمله میشود. کارگردانان ماجرا به چه قصدی داستان را به سوی حمله به عزاداران سیدالشهدا علیه السلام هدایت می کنند؟! چرا به جای جمهوری اسلامی شعار جمهوری ایرانی سر داده میشود؟ چرا دولت آمریکا با ولعی وصف ناشدنی از چنین گروه هایی حمایت میکند؟! چرا اسرائیل کودک کش و درنده خو با این طیف دوستانه و مهربانانه برخورد میکند؟! این ساده اندیشان در برابر چنین پرسش هایی امور یاد شده را لوازم طبیعی انتخابات میدانستند و از اصل داستان غافل بودند.
﴿ صفحه 106 ﴾
حوادث پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله واقع نشد، مگر بدین سبب که خزرجی ها در پی این بود بودند که جانشین پیامبر از گروه آنان باشد و اوسی ها قوم و قبیله خویش را برای تصدی این مهم شایسته تر می دیدند. مهاجرین نیز به بهانه خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله، گروه خویش را از دیگران اولی میدانستند!
فریاد فاطمه زهرا علیها السلام و اعتراض او به بی اعتنایی مسلمانان به قرآن نه بدین سبب است که مهاجرین بر انصار، یا انصار بر مهاجرین چیره شوند؛ بلکه نگرانی او از این روست که امر قرآن نادیده گرفته شود و بر خلاف آن عمل شود. آنچه صدیقه طاهره علیها السلام را به خشم آورده، کنار گذاشتن قرآن و تمسک به روشی است که در صورت ادامه آن رفته رفته دستور قرآن کریم به فراموشی سپرده میشود و مبناهای دیگری برای رفتار انسان ها پیش گرفته میشود. سرانجام آنکه ارزش ها را منبعی جز قرآن تعیین خواهد کرد و دیگر چیزی از حقیقت اسلام باقی نخواهد ماند. حضرت می دید مسیری انحرافی در حال شکل گیری است که روح آن کفر، و باطن آن انکار «ما انزل الله»است. البته همان گونه که پیش از این گفتیم، مقصود از کفر در اینجا کفر فقهی و در مقابل اسلام نیست؛ بلکه مراد کفر در برابر ایمان است. این کفر به معنای باور نداشتن برخی از اوامر الهی است که موجب شقاوت در عالم آخرت خواهد شد. بانوی دو عالم علیها السلام اوامر و نواهی قرآن کریم را واضح و روشن میداند و میفرماید:
«اموره ظاهره، و احکامه زاهره، و اعلامه باهره، و زواجره لائحه، و اوامره واضحه؛ «کتابی که همه چیز آن روشن و احکام آن درخشان و نشانه های آن پیدا و نهی های آن آشکار و اوامر آن واضح است».
با وجود روشن بودن دستور قرآن کریم در امر خلافت، صدیقه کبری علیها السلام به سرپیچی مسلمانان از این امر هشدار میدهد:
﴿ صفحه 107 ﴾
قد خلفتموه وراء ظهورکم، ارغبه عنه تریدون، ام بغیره تحکمون «بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا»(78) اما شما آن را پشت سر افکندید. آیا روی گردانی از آن را میخواهید یا غیر آن را داور قرار میدهید؟! [اگر چنین کرده باشید] چه بد جای گزینی است برای ظالمان!
رفتار افراد یک جامعه یا بر پایه دستور های قرآن است یا مبنای دیگری دارد؛ اما بی شک جامعه اسلامی باید قرآن را منبع و مبنای عمل خویش قرار دهد و به هر آنچه که قرآن کریم بدان امر فرموده است عمل کند، وگرنه نمیتوان آن را جامعه اسلامی حقیقی دانست اگر امر دیگری در کنار قرآن کریم مبنای عمل قرار گیرد، جامعه به شرک دچار میشود و از حقیقت اسلام که همان توحید و یگانه پرستی است فاصله میگیرد. سخنان سرور بانوان عالم علیها السلام حقایقی عبرت آموز را بیان میفرمایند که امروز ما باید با ژرف اندیشی از آنها درس بیاموزیم و مراقب باشیم آن خطاها را تکرار نکنیم. امروز نیز اگر ما اموری مانند رای مردم، منشور سازمان ملل و... را به منزله مبنا در کنار قرآن قرار دهیم دچار همان انحراف شده ایم که در حقیقت شرک در تشریع است. آن روز با بی توجهی به قرآن کریم می کوشیدند کسی را به ریاست برسانند که نفع بیشتری برایشان داشته باشد و این همان اشتباه بزرگ آنان بود که موجب شد از همان روز با قرآن زاویه پیدا کنند. صدیقه طاهره علیها السلام از همان آغاز خطر چنین انحرافی را به آنان گوشزد میکند و میفرماید: آیا واقعا قصد دارید از قرآن رو برگردانید یا میخواهید داوری غیر از قرآن برگزینید؟! اگر به چنین عملی دست زنید ظلم کرده اید و به ناحق روشی را بر گزیده اید و کسانی که از روی ظلم چیزی را جابه جا کنند بد جانشینی را انتخاب کرده اند.
﴿ صفحه 108 ﴾