رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

2ـ3. سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام

سرور بانوان عالم علیها السلام حادثه ای را فتنه خواندند که پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رخ داد و آن در حالی بود که هنوز جسم مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله به خاک سپرده نشده بود. اما ایشان تنها کسی نبودند که از حادثه سقیفه بنی ساعده با نام فتنه یاد کردند؛ بلکه امیر مومنان علی علیه السلام نیز آن حادثه را مصداق فتنه شمرده اند. در همان روزی که امام علی علیه السلام مشغول دفن پیکر پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند برایشان خبر آوردند که مهاجرین و انصار در سقیفه بنی ساعده جمع شده و با یکی از مهاجرین بیعت کردند. حضرت بیلی که در دست داشت بر زمین زدند و دستان مبارک خویش را برروی آن گذاردند و آیات نخست سوره عنکبوت را تلاوت فرمودند:(67)
﴿ صفحه 92 ﴾
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ * أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ أَن یَسْبِقُونَا سَاء مَا یَحْكُمُونَ (68) به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر، الم، آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم، به حال خود رها میشوند و به فتنه مبتلا نخواهند شد؟! و محققا ما کسانی را که پیش از آنان بودند و به فتنه مبتلا کردیم. باید علم خدا درباره کسانی که راست میگویند و کسانی که دروغ میگویند تحقق یابد! آیا کسانی که اعمال بد انجام میدهند پنداشتند که بر ما سبقت می گیرند؟! چه بد داوری میکنند!
آیات بالا نشان دهنده این حقیقت است که امیر مومنان علی علیه السلام نیز این داستان را مصداق فتنه میدانند؛ اما اکثر مسلمانان چنین قضاوتی نداشتند و این حادثه را مانعی برای فتنه در امت اسلام معرفی میکردند. بنابراین میتوان گفت در آن مقطع زمانی دو گونه قضاوت درباره حادثه سقیفه بنی ساعده مطرح بود: نخست قضاوت عوامل حادثه سقیفه بنی ساعده است که آن را جریانی مردمی و خیرخواهانه برای پیشگیری از فتنه و اختلاف میان امت میدانستند و امروز نیز بیشتر مسلمانان آن را تایید میکنند؛ و دیگری قضاوت حضرت زهرا و امیر مومنان علیهما السلام است که آن ماجرا را فتنه ای در امت اسلامی دانسته اند و ما شیعیان به پیروی از ایشان بر همین اعتقادیم. جریان مقابل شیعه معمولا در این نقلیات تشکیک میکنند یا سرانجام این قضاوت را اظهار نظر سلیقه ای و شخصی شمار اندکی از صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله میدانند.
برای عبرت آموزی میتوان این ماجرا را با رخدادهایی مقایسه کرد که سال
﴿ صفحه 93 ﴾
1388 در پی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران پیش آمد. در آن سال فتنه ای عظیم رخ داد که در صورت ناهشیاری مردم، نه تنها ممکن بود اساس کشور را از هم بپاشد، بلکه می توانست پیشرفت اسلام را ده ها سال عقب بیندازد و ما را به دوران پیش از انقلاب برگرداند. فتنه ای که نظیر آن را کمتر میتوان در تاریخ مسلمانان سراغ گرفت. با این حال هنوز کسانی معتقدند فتنه ای در کار نبود و آنچه رخ داد تنها حوادثی طبیعی بود که ناشی از اختلافاتی بر سر انتخابات بود و چنین رویدادهایی در ایام انتخابات طبیعی است و فتنه به شمار نمی آید؛ اکنون نیز نباید با متهم کردن کسی به فتنه گری، وحدت و صمیمت را خدشه دار کرد!
این دو قضاوت درباره حوادث سال 1388 درست به همان اختلاف نظری شبیه است که برخی از مسلمانان صدر اسلام با اهل بیت علیهم السلام درباره حادثه سقیفه داشتند. اهل بیت علیهم السلام آن حادثه را فتنه می دانستند؛ اما اهل سقیفه چنین قضاوتی نداشتند؛ بلکه معتقد بودند عمل آنان مانع فتنه در امت شد و این دو قضاوت کاملا متضاد بود. صرف نظر از اینکه طرف مقابل اهل بیت علیهم السلام با چه نیتی به این کار دست زد، ما فرض را بر این میگذاریم که به راستی به چنان قضاوتی رسیده بودند؛ اما مسلم است که این دو دسته، دو قضاوت و دو تفسیر متضاد درباره آن ماجرا داشته اند. ما از میان این دو قضاوت، نظر امیر مومنان علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام را بر قضاوت دیگران ترجیح داده ایم و معتقدیم که این بزرگواران قضاوتی درست داشته و دیگران اشتباه کرده اند.

3ـ3. سقیفه سکولاریزه کردن جامعه اسلامی

اگر بخواهیم واقعه سقیفه رابه زبان و ادبیات امروزی بیان کنیم باید بگوییم: نخستین گام در عالم اسلام برای سکولاریزه کردن جامعه اسلامی در سقیفه برداشته شد. در حقیقت سقیفه طرحی برای تفکیک دین از سیاست بود.
﴿ صفحه 94 ﴾
هنگامی که به عملکرد اهل سقیفه پس از نشستن بر مسند حکومت مینگریم میبینیم که آنها ابایی نداشتند که گاهی مسائل شرعی را از امیر مومنان علی علیه السلام بپرسند و اعتراف کنند که احکام اسلامی را نمیدانند و باید آنها را از ایشان بیاموزند! تا آنجا که نقل شده برخی از آنها گفته اند: لا ابقانی الله لمعضله لیس لها ابوحسن؛(69) «خداوند مرا باقی نگذارد در مشکلی که ابوالحسن برای حل آن نباشد».
اما این افراد حاضر نبودند خاندان پیامبر علیهم السلام در مسند قدرت بنشینند و حکم صادر کنند. این تفکیک که حکومت برای عده ای دیگر باشد، چیزی جز همان مبنای سکولاریزم نیست. بنابراین مبنا، اهل سقیفه برای دین و احکامی چون نماز، روزه و... حسابی جدا باز کردند و در این امور اشکالی نمی دیدندکه به امیر مومنان علی علیه السلام مراجعه شود؛ اما احکام و دستورهای مربوط به موضوعات اجتماعی را همچون جنگ، صلح، بیت المال و... در انحصار خود میدانستند و به دیگری اجازه دخالت نمی دادند.
در عصر ما نیز کسانی هستند که با وجود در دست داشتن پست و مقام در نظام جمهوری اسلامی، چنین دیدگاهی دارند. اینان یا اصل ولایت فقیه را قبول ندارند یا به منزله مقامی تشریفاتی با آن برخورد میکنند و حکم آن را لازم الاجرا نمی دانند. ایشان فهم خود را از ولی فقیه بسیار بالاتر میپندارند؛ به گونه ای که او را موظف به اطاعت از نظرهای به اصطلاح کارشناسانه خویش میدانند. برخورد مسلمانان با دختر پیامبر علیها السلام برای ما بسیار عجیب است؛ اما اگر به برخی از فتنه های زمان خویش همچون فتنه 1388 بنگریم برخوردهایی از همان سنخ را میتوانیم ببینیم. در فتنه سال 1388 با حمله به مقدس ترین ارزش های اسلامی همچون مساجد، عاشورای سیدالشهدا، عزاداران حسینی و اصل ولایت فقیه، اهدافی نظیر
﴿ صفحه 95 ﴾
همان اهداف سقیفه پیگیری می شد. کسانی که رهبری این جریان را به عهده گرفتند نیز روزگاری از یاران انقلاب اسلامی ایران به شمار می آمدند. همچنین کسانی به عمل آنان راضی شدند، و هنوز نیز حاضر به اظهار برائت از آنان نیستند، که خود را از همه برای اهداف انقلاب و خط امام خمینی قدس سره دل سوزتر میدانند. البته این نکته مهم را نباید فراموش کرد که مردم ولایت مدار ایران اسلامی در افقی بسیار بالاتر از فهم مردم زمانه حضرت زهرا علیها السلام قرار دارند و همان گونه که بارها، از جمله نهم دی سال 1388 ثابت کرده اند، نخواهند گذاشت حوادثی همچون حادثه سقیفه برای جایگاه عظیم ولایت فقیه تکرار گردد. اما مردم عصر فاطمه علیها السلام با مغالطه ای جزئی و جعل این حدیث که نحن معاشر الانبیا لا نورث؛ «ما انبیا ارثی به جای نمی گذاریم»، فریب خوردند و مسیر تاریخ را تغییر دادند.

4ـ3. بصیرت؛ عامل نجات از فتنه

اکنون ممکن است این پرسش مطرح شود که چگونه انسان میتواند در چنین موقعیت هایی حقیقت را درک کند و قضاوتی درست داشته باشد. پاسخ این است که ابزار این تشخیص همان صفتی است که مقام معظم رهبری مد ظله العالی با عنوان «بصیرت» از آن یاد میفرمایند که پیش از این در این باره سخن گفتیم. بر ماست که در راه اجرای رهنمود ایشان بکوشیم و بصیرت خویش را افزایش دهیم. همان طور که پیش تر گفتیم، مقصود این است که بکوشیم قوه و ملکه ای را به دست آوریم که برای تشخیص حق از باطل بتوانیم پشت پرده وقایع را ببینیم و بتوانیم عاقبت اندیشی کنیم. صاحبان چنین قوه و ملکه ای همان «اهل بصیرت» اند. البته کسب چنین توانی به توفیق الهی نیاز دارد؛ اما دستیابی به چنین توفیقی کوشش ما را می طلبد. یکی از راه های کسب صفت بصیرت، تفکر در این گونه
﴿ صفحه 96 ﴾
رخداد ها و جریان هاست. لحن کلام صدیقه طاهره علیها السلام، گذشته از اینکه مخاطبان حضرت چه کسانی بودند، دست کم بر این حقیقت دلالت دارد که اهل سقیفه ـ حتی اگر عمدی نیز در کار نبود ـ اشتباه بزرگی مرتکب شدند.