فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

3ـ1. بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی

در سال های اخیر مقام معظم رهبری مد ظله العالی بر کسب بصیرت تاکید فراوانی داشته اند و آن را عاملی اساسی برای تشخیص وظیفه در حوادث گوناگونی میدانند که در زمانه ما رخ می دهد. از این رو شایسته است که با تحلیل مفهوم بصیرت، از ابهام های این مفهوم بکاهیم.
بصیرت، دیدن و نگاه عادی و طبیعی نیست؛ بلکه دست کم دو عنصر اساسی در آن لحاظ شده است؛ نخست دیدن پشت صحنه و ژرفای یک پدیده و بسنده نکردن به نگاهی سطحی، و دیگری دیدن نتایج آن پدیده در دراز مدت و بسنده نکردن به دیدن نتایج محدود و زودگذر آن. انسان با بصیرت دست کم از این دو دقت اساسی بهره مند است. البته توصیه به ژرف اندیشی و دوراندیشی نیز دستوری کلی است و جای این ابهام را باقی می گذارد که چگونه می توان انسانی ژرف اندیش و عاقبت اندیش بود. در پاسخ می توان گفت یکی از بهترین راه های کسب بصیرت، مطالعه حوادث گذشته تاریخی است. باید با مطالعه تاریخ، نوع نگرش و رفتار افراد مختلف و نتایج نوع نگرش آنها را بررسی کنیم و ببینیم
﴿ صفحه 74 ﴾
حاصل نگرش کسانی که با حوادث گوناگون سطحی برخورد کردند چه شد و کسانی که با ژرف اندیشی وارد میدان شدند چه محصولی برداشت کردند.
یکی از عنایت ویژه الهی به مردم ایران اسلامی توفیق عبرت آموزی از داستان کربلا و واقعه عاشورای حسینی است؛ چنان که به جرئت می توان ادعا کرد در عالم هیچ مردمی تا این اندازه از آن حادثه بهره مند نبوده و نخواهد بود. امام خمینی قدس سره فرمود:«ما هرچه داریم از این محرم است».(53) این سخن شعاری ساده و بی حساب نبود؛ بلکه ایشان کاملا واقع بینانه و محققانه این سخن را فرمودند. ملت ایران با انقلاب اسلامی خویش و پایداری برای رسیدن به آرمان های این انقلاب شکوهمند نشان داد که از کلاس درس عاشورا بهره های فراوانی برده است. این مهم دست نیافت، مگر بدین سبب که در طول قرن های متمادی همواره این حادثه را مرور کرد و پیوسته درباره آن اندیشید. ملت ایران اسلامی این داستان را زنده نگه داشت و افراد مختلف این داستان، رفتار آنها و نتیجه رفتارشان را به دقت بررسی کرد تا توانست به ندای پیامبر گونه فرزند حسین، خمینی کبیر قدس سره لبیک گوید. پیروزی انقلاب اسلامی یکی از بزرگ ترین دستاورد های این ژرف اندیشی بود. در این میان بودند کسانی که با نگاهی سطحی به داستان عاشورا، شهادت سید و سالار شهیدان را تنها به سبب شفاعت امت دانستند و بهره ای از آن همه شور، عشق و معرفت نبردند. حاصل این سطحی نگری این بود که آلت دست دشمنان شدند و دشمن از آنها سوء استفاده کرد. اما آنان که حماسه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را آفریدند افرادی با بصیرت بودند که به ژرفای داستان حسین علیه السلام نفوذ کردند و دریافتند که چرا پس از گذشت تنها چند دهه از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله، حسین علیه السلام خود و اهل و فرزندان خویش را در معرض چنین
﴿ صفحه 75 ﴾
مصیبتی عظیم قرار داد و تا لحظه ای که بر سینه پاک او نشستند و سر مبارکش را از تن جدا کردند مقاومت کرد. این داستان آن قدر تحلیل و تجزیه شد تا در عمق دل مردم نشست و شاگردانی در این مکتب تربیت یافتند که بزرگترین آرزوی آنها توفیق شهادتی همچون شهادت یاران حسین علیه السلام بود. درس آموختگان مکتب حسین علیه السلام از چنان بصیرتی برخوردار شدند که دیگر زندگی دنیا در برابر ارزش ها و آرمان هایشان رنگ باخت و از عمق جان فریاد زدند: یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما؛ «ای کاش ما با شما بودیم و به سعادتی عظیم دست می یافتیم». آنها با بصیرتی که از مکتب حسین علیه السلام و علل قیام او یافته بودند درک کردند که در راه اصلاح جامعه، باید برای قیامی چون قیام او آماده بود و با فراهم شدن زمینه، دست از جان شست و به پا خاست تا از بندگی یزیدیان که جز ذلت و بدبختی ثمری ندارد رهایی یافت و سر به بندگی خدای متعال نهاد که بندگی او راز سعادت دنیا و آخرت است. نمونه دیگر آن، شعار «لبیک یا حسین» است که امروز در لبنان شنیده میشود و همین شعار، آنها را در جنگ 33 روزه پیروز کرد و اکنون موج آن در حال رسیدن به کشور های دیگر است.

4ـ1. حادثه عبرت آموز، اما غریب

اما آن گاه که چند صفحه عقب تر از حادثه کربلا را ورق می زنیم، با صفحه ای رو به رو می شویم که گرچه حادثه ای عظیم را در خود ثبت کرده است، صد افسوس که غریبانه لا به لای دیگر صفحات تاریخ رها شده و کلاس درسی در خور شانش برای فراگیری نکات مهم آن شکل نگرفته است. داستان زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام گرچه کوتاه بود و عالم طبیعت بیش از آن شایستگی حضور آن قدیسه را نداشت، لبریز از حوادثی عبرت آموز است که تحلیل و بررسی هر یک از
﴿ صفحه 76 ﴾
آن حوادث، درس های فراوانی را به ما خواهد آموخت. در این میان دوره حیات زهرای مرضیه علیها السلام پس از رحلت پدر گرامی اش از اهمیتی ویژه برخوردار است. گرچه این دوره بیش از حدود سه ماه به طول نینجامید، در طول این مدت کوتاه حوادثی عظیم رخ داد که تحلیل دقیق آن به بصیرت نیازمند است. رویارویی صدیقه طاهره علیها السلام با این رخدادها، رویارویی ای ویژه و متفاوت با اکثر افراد جامعه ایشان است. متاسفانه ما این رویارویی را با دقت بررسی نکرده ایم تا علل این برخورد را درک کنیم و دریابیم که چرا موضع حضرت زهرا علیها السلام در مقابل این رخدادها با دیگران تفاوت داشت. با کمال تاسف می بینیم که برخی بسیار کوته نظرانه به این مسئله نگاه می کنند و با ساده انگاری می پندارند این مسئله چندان اهمیتی ندارد و تنها مشکل بر سر مزرعه ای بوده است که دولت اسلامی منافع آن برای همه کشور اسلامی می خواست، اما خاندان پیامبر علیهم السلام آن را هدیه رسول خدا صلی الله علیه و آله به دختر خویش می دانستند! به نظر می رسد چنین تحلیلی از آن ماجرا، یکی از بزرگترین ستم ها به حضرت زهرا علیها السلام است. این تحلیل چنین القا می کند که سرور زنان عالم به خاطر متاع بی ارزش دنیا بین مسلمانان اختلاف و کشمکش ایجاد کرد! سطحی نگری اینان مانند نگاه کسانی است که درباره داستان کربلا گمان می کردند حسین بن علی علیه السلام برای رسیدن به جاه و مقامی دنیوی به سوی کربلا راه افتاد و سرانجام نیز به سبب در پیش نگرفتن سیاستی درست در محاصره کوفیان کشته شد! به این شبهه های کودکانه درباره حادثه کربلا در طول قرن های متمادی با تحقیق و بررسی های فراوان و عالمانه پاسخ داده شده و ابهامی در آن باقی نمانده است؛ اما حوادث پس از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله این گونه به دقت بررسی نشده است و این خلا معرفتی، مسئولیت اهل علم را بسیار سنگین کرده است. بر آنان لازم است که با ژرف اندیشی در این حوادث
﴿ صفحه 77 ﴾
همه جوانب مسئله را روشن کنند و از سطحی نگری در این باره جلوگیری کنند همان گونه که بارها تاکید کردیم، هدف اصلی ما از شرح خطبه فدکیه دستیابی به چنین بصیرتی است.

5ـ1. واقع نگری؛ شرط عبرت آموزی

اکنون که روشن شد عبرت آموزی هدف اصلی تحلیل تاریخ و حوادث گذشته است و باید با این نگاه تاریخ را بررسی کرد، به این حقیقت نیز باید توجه کرد که نخستین شرط عبرت آموزی از تاریخ «واقع نگری» است. در واقع مانع بزرگی که سبب می شود انسان از رخداد های روزگار عبرت نگیرد و چشم بصیرتش نابینا گردد، حب و بغض های بیجا و تعصبات کور است. انسانی که با پیش داوری متعصبانه بر عقیده ای اصرار ورزد و قصد داشته باشد که جز آن عقیده را ـ چه حق و چه باطل ـ نپذیرد، چشم حقیقت بین او بسته می شود و امکان عبرت آموزی برای او فراهم نخواهد بود. مقصود از این سخن آن نیست که نباید حب و بغض داشت؛ بلکه مراد این است که حب و بغض باید دلیل عقلی روشن داشته باشند. اگر ما مسلمانان با رویکرد واقع بینانه، که همان روش قرآن است، در جست و جوی حقیقت باشیم بسیاری از اختلاف های میان ما از بین خواهد رفت. بیشتر اختلافات مذهبی مسلمانان که گاه به برادرکشی ها می انجامد ناشی از تعصبات کور است. چرا باید هر سال در ماه های محرم و صفر در برخی از کشور های اسلامی به نام دین جنایاتی صورت بگیرد و خون شمار بسیاری از شیعیان بر زمین ریخته شود؟! آیا جز تعصبی کور، مسلمانی را بر آن می دارد که خون برادر مسلمان خود را این گونه بر زمین بریزد؟! اگر ما روشی واقع بینانه و حقیقت جویانه را برای بررسی وقایع تاریخی در پیش گیریم و منصفانه در پی
﴿ صفحه 78 ﴾
یافتن اشتباه های گذشتگان باشیم و پیش از تحقیق همه جانبه کسی را محکوم نکنیم، بسیاری از اختلافات و برادرکشی ها از میان خواهد رفت و همه کسانی که طالب حق اند، خواهند توانست حقیقت را دریابند.