فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

2ـ1. کربلا؛ حادثه ای بی نظیر برای عبرت آموزی

اگر در دهه های اخیر، امت اسلامی برکاتی به دست آورده که مهم تر از همه آنها پیروزی انقلاب اسلامی ایران است، به سبب عبرت آموزی از تاریخ است، در این زمینه نقش عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام و زنده نگه داشتن تاریخ کربلا بی نظیر است. مردم ایران با عبرت گرفتن از عاشورای حسینی، وظیفه خویش را در عصر حاضر درک کرده و فهمیده اند که چگونه عمل کنند تا به دامی گرفتار نشوند که کوفیان در آن افتادند. اگر این حوادث زنده نگه داشته نمی شد، کم کم غبار تاریخ بر روی آنها می نشست و برخی تاریخ نویسان مزدور هرچه اربابان خبیثشان می خواستند مینوشتند و ما را گمراه می کردند. نگاهی به تاریخ، بزرگانی را به ما نشان می دهد که در این مسیر چنان لغزیده اند که انسان انگشت به دهان می ماند.
﴿ صفحه 71 ﴾
غزالی یکی از علمای بزرگ و معروف جهان اسلام به شمار می آید که اهل سنت وی را حجت الاسلام می نامند. او مرد بزرگی بوده که احیاء علوم الدین او کتابی پر محتوا و مفید است. اما با کمال تعجب می بینیم که در داستان کربلا مرتکب اشتباهی باورنکردنی شده است. وی در کتاب مزبور، با اینکه به سیدالشهدا علیه السلام احترام می گذارد، می گوید: «ما حق نداریم یزید را به طور مطلق لعن کنیم؛ چرا که احتمال می دهیم توبه کرده باشد!»(49) به راستی عجیب است که عالمی بزرگ همچون غزالی، داستانی چنین با عظمت را با چنین احتمالی کوچک می شمارد. آیا شایسته است که از کنار جنایت مسلمانان در حق فرزند پیغمبر خویش، چنین ساده بگذریم؟! جنایتی که هیچ قومی در حق دشمن خویش روا نداشته است! آیا چنین احتمالی درباره هر انسان جنایت کار و ظالمی داده نمی شود؟!
واقعیت این است که داستان کربلا در تاریخ بشر نظیر نداشته و نخواهد داشت. رخدادهای کربلا را مسلمانانی رقم زدند که نماز می خواندند؛ روزه می گرفتند؛ و اغلب پای منبر علی علیه السلام حقایق را شنیده بودند. با وجود این به جنایتی دست زدند که به دست هیچ جنایتکاری در طول تاریخ رخ نداده است. برخی از این افراد در دوران حکومت امیر مومنان علیه السلام از سرداران لشکر حضرت بودند؛ اما همین سرداران به کربلا رفتند و فرزندان و نوه های امام علی علیه السلام را به فجیع ترین وضع به خاک و خون کشیدند. برای نمونه، شمر بن ذی الجوشن، لعنه الله علیه، در جنگ صفین یکی از مجروحان پای رکاب امیر مومنان علی علیه السلام بود و در برابر معاویه می جنگید.(50) همچنین مره بن منقذ، لعنه الله علیه، قاتل علی اکبر علیه السلام، از دیگر سرداران لشکر امیر مومنان علیه السلام در جنگ
﴿ صفحه 72 ﴾
جمل بود.(51) به راستی چگونه ممکن است چنین انسانی، شبیه ترین انسان به رسول خدا را به شهادت برساند؟! اگر علی علیه السلام را نشناخته بود و در رکاب او نجنگیده بود، می توانستیم برای توجیه عمل او بگوییم گمراهی وی به سبب دوری از مرکز اسلام و جهل به معارف اسلامی بوده است؛ اما کسی که سال هال در کنار امیر مومنان علی علیه السلام بوده چگونه ممکن است به چنین جنایتی دست بزند؟! به راستی روح آدم لایه های پیچیده و تودرتویی دارد که شناخت آن بسیار مشکل است. ممکن است در طول مسیر حیات انسان، تحولاتی برای وی رخ دهد که خودش نیز پیش از آن هرگز باور نمی کرد به چنین ورطه ای افتد؛ اما با فرارسیدن زمان آزمون، از آن استقبال میکند و به آن می بالد. هدف از تامل در این حوادث، تنها ذکر مصیبت و اشک ریختن نیست. اندوه و غم و اشک ریختن در مصائب انسان های پاک و شریفی چون حسین بن علی علیه السلام کمترین واکنشی است که از هر انسان با عاطفه و باشرفی ساخته است. اگر کسی این مصائب سرور و سالار شهیدان حسین علیه السلام را بشنود و متاثر نشود و اشک نریزد جای شگفتی است. در گذشته و حال، پیروان مذاهب و ادیان مختلف، حتی بت پرستان برای امام حسین علیه السلام عزاداری کرده اند. حتی گفته اند که برخی از اصحاب عمر سعد، لعنه الله علیه، و حتی خود وی در حادثه کربلا گریه کردند.(52) البته ما نمیخواهیم با این سخن قدر و منزلت اشک ریختن در مصائب سیدالشهدا علیه السلام را خدشه دار کنیم. قطره های اشکی که خالصانه در رثای حسین علیه السلام بر گونه ها جاری میگردد، گرهرهایی گران بهاست که در درگاه خدای متعال ارزشی والا دارد. اما از این حقیقت نباید غافل شد که مهم ترین
﴿ صفحه 73 ﴾
بهره ما از این حوادث، تحلیل دقیق و شناسایی علل و عوامل این رخدادهاست تا بتوانیم از ارتکاب دوباره آنها پیشگیری کنیم. این مهم ترین درسی است که باید از تاریخ گرفت تا هم خود به ورطه گمراهی سقوط نکنیم، هم بتوانیم از دیگران دستگیری نماییم، و هم چراغ هدایت را برای آیندگان پرفروغ نگه داریم. اگر در آموزه های اسلام می بینیم که بر گردش در زمین و تامل در عاقبت گذشتگان تاکید شده است، برای دستیابی به همین هدف است.

3ـ1. بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی

در سال های اخیر مقام معظم رهبری مد ظله العالی بر کسب بصیرت تاکید فراوانی داشته اند و آن را عاملی اساسی برای تشخیص وظیفه در حوادث گوناگونی میدانند که در زمانه ما رخ می دهد. از این رو شایسته است که با تحلیل مفهوم بصیرت، از ابهام های این مفهوم بکاهیم.
بصیرت، دیدن و نگاه عادی و طبیعی نیست؛ بلکه دست کم دو عنصر اساسی در آن لحاظ شده است؛ نخست دیدن پشت صحنه و ژرفای یک پدیده و بسنده نکردن به نگاهی سطحی، و دیگری دیدن نتایج آن پدیده در دراز مدت و بسنده نکردن به دیدن نتایج محدود و زودگذر آن. انسان با بصیرت دست کم از این دو دقت اساسی بهره مند است. البته توصیه به ژرف اندیشی و دوراندیشی نیز دستوری کلی است و جای این ابهام را باقی می گذارد که چگونه می توان انسانی ژرف اندیش و عاقبت اندیش بود. در پاسخ می توان گفت یکی از بهترین راه های کسب بصیرت، مطالعه حوادث گذشته تاریخی است. باید با مطالعه تاریخ، نوع نگرش و رفتار افراد مختلف و نتایج نوع نگرش آنها را بررسی کنیم و ببینیم
﴿ صفحه 74 ﴾
حاصل نگرش کسانی که با حوادث گوناگون سطحی برخورد کردند چه شد و کسانی که با ژرف اندیشی وارد میدان شدند چه محصولی برداشت کردند.
یکی از عنایت ویژه الهی به مردم ایران اسلامی توفیق عبرت آموزی از داستان کربلا و واقعه عاشورای حسینی است؛ چنان که به جرئت می توان ادعا کرد در عالم هیچ مردمی تا این اندازه از آن حادثه بهره مند نبوده و نخواهد بود. امام خمینی قدس سره فرمود:«ما هرچه داریم از این محرم است».(53) این سخن شعاری ساده و بی حساب نبود؛ بلکه ایشان کاملا واقع بینانه و محققانه این سخن را فرمودند. ملت ایران با انقلاب اسلامی خویش و پایداری برای رسیدن به آرمان های این انقلاب شکوهمند نشان داد که از کلاس درس عاشورا بهره های فراوانی برده است. این مهم دست نیافت، مگر بدین سبب که در طول قرن های متمادی همواره این حادثه را مرور کرد و پیوسته درباره آن اندیشید. ملت ایران اسلامی این داستان را زنده نگه داشت و افراد مختلف این داستان، رفتار آنها و نتیجه رفتارشان را به دقت بررسی کرد تا توانست به ندای پیامبر گونه فرزند حسین، خمینی کبیر قدس سره لبیک گوید. پیروزی انقلاب اسلامی یکی از بزرگ ترین دستاورد های این ژرف اندیشی بود. در این میان بودند کسانی که با نگاهی سطحی به داستان عاشورا، شهادت سید و سالار شهیدان را تنها به سبب شفاعت امت دانستند و بهره ای از آن همه شور، عشق و معرفت نبردند. حاصل این سطحی نگری این بود که آلت دست دشمنان شدند و دشمن از آنها سوء استفاده کرد. اما آنان که حماسه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را آفریدند افرادی با بصیرت بودند که به ژرفای داستان حسین علیه السلام نفوذ کردند و دریافتند که چرا پس از گذشت تنها چند دهه از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله، حسین علیه السلام خود و اهل و فرزندان خویش را در معرض چنین
﴿ صفحه 75 ﴾
مصیبتی عظیم قرار داد و تا لحظه ای که بر سینه پاک او نشستند و سر مبارکش را از تن جدا کردند مقاومت کرد. این داستان آن قدر تحلیل و تجزیه شد تا در عمق دل مردم نشست و شاگردانی در این مکتب تربیت یافتند که بزرگترین آرزوی آنها توفیق شهادتی همچون شهادت یاران حسین علیه السلام بود. درس آموختگان مکتب حسین علیه السلام از چنان بصیرتی برخوردار شدند که دیگر زندگی دنیا در برابر ارزش ها و آرمان هایشان رنگ باخت و از عمق جان فریاد زدند: یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما؛ «ای کاش ما با شما بودیم و به سعادتی عظیم دست می یافتیم». آنها با بصیرتی که از مکتب حسین علیه السلام و علل قیام او یافته بودند درک کردند که در راه اصلاح جامعه، باید برای قیامی چون قیام او آماده بود و با فراهم شدن زمینه، دست از جان شست و به پا خاست تا از بندگی یزیدیان که جز ذلت و بدبختی ثمری ندارد رهایی یافت و سر به بندگی خدای متعال نهاد که بندگی او راز سعادت دنیا و آخرت است. نمونه دیگر آن، شعار «لبیک یا حسین» است که امروز در لبنان شنیده میشود و همین شعار، آنها را در جنگ 33 روزه پیروز کرد و اکنون موج آن در حال رسیدن به کشور های دیگر است.

4ـ1. حادثه عبرت آموز، اما غریب

اما آن گاه که چند صفحه عقب تر از حادثه کربلا را ورق می زنیم، با صفحه ای رو به رو می شویم که گرچه حادثه ای عظیم را در خود ثبت کرده است، صد افسوس که غریبانه لا به لای دیگر صفحات تاریخ رها شده و کلاس درسی در خور شانش برای فراگیری نکات مهم آن شکل نگرفته است. داستان زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام گرچه کوتاه بود و عالم طبیعت بیش از آن شایستگی حضور آن قدیسه را نداشت، لبریز از حوادثی عبرت آموز است که تحلیل و بررسی هر یک از
﴿ صفحه 76 ﴾
آن حوادث، درس های فراوانی را به ما خواهد آموخت. در این میان دوره حیات زهرای مرضیه علیها السلام پس از رحلت پدر گرامی اش از اهمیتی ویژه برخوردار است. گرچه این دوره بیش از حدود سه ماه به طول نینجامید، در طول این مدت کوتاه حوادثی عظیم رخ داد که تحلیل دقیق آن به بصیرت نیازمند است. رویارویی صدیقه طاهره علیها السلام با این رخدادها، رویارویی ای ویژه و متفاوت با اکثر افراد جامعه ایشان است. متاسفانه ما این رویارویی را با دقت بررسی نکرده ایم تا علل این برخورد را درک کنیم و دریابیم که چرا موضع حضرت زهرا علیها السلام در مقابل این رخدادها با دیگران تفاوت داشت. با کمال تاسف می بینیم که برخی بسیار کوته نظرانه به این مسئله نگاه می کنند و با ساده انگاری می پندارند این مسئله چندان اهمیتی ندارد و تنها مشکل بر سر مزرعه ای بوده است که دولت اسلامی منافع آن برای همه کشور اسلامی می خواست، اما خاندان پیامبر علیهم السلام آن را هدیه رسول خدا صلی الله علیه و آله به دختر خویش می دانستند! به نظر می رسد چنین تحلیلی از آن ماجرا، یکی از بزرگترین ستم ها به حضرت زهرا علیها السلام است. این تحلیل چنین القا می کند که سرور زنان عالم به خاطر متاع بی ارزش دنیا بین مسلمانان اختلاف و کشمکش ایجاد کرد! سطحی نگری اینان مانند نگاه کسانی است که درباره داستان کربلا گمان می کردند حسین بن علی علیه السلام برای رسیدن به جاه و مقامی دنیوی به سوی کربلا راه افتاد و سرانجام نیز به سبب در پیش نگرفتن سیاستی درست در محاصره کوفیان کشته شد! به این شبهه های کودکانه درباره حادثه کربلا در طول قرن های متمادی با تحقیق و بررسی های فراوان و عالمانه پاسخ داده شده و ابهامی در آن باقی نمانده است؛ اما حوادث پس از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله این گونه به دقت بررسی نشده است و این خلا معرفتی، مسئولیت اهل علم را بسیار سنگین کرده است. بر آنان لازم است که با ژرف اندیشی در این حوادث
﴿ صفحه 77 ﴾
همه جوانب مسئله را روشن کنند و از سطحی نگری در این باره جلوگیری کنند همان گونه که بارها تاکید کردیم، هدف اصلی ما از شرح خطبه فدکیه دستیابی به چنین بصیرتی است.