فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

فصل چهارم: تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی

فلما اختار الله لنبیه دار انبیائه، و ماوی اصفیائه، ظهر فیکم حسیکه النفاق، وسمل جلباب الدین، و نطق کاظم الغاوین، و نبغ خامل الاقلین، و هدر فنیق المبطلین، فخطر فی عرصاتکم، و اطلع الشیطان راسه من مغرزه هاتفا بکم، فالفاکم لدعوته مستجیبین، و للغره فیه ملاحظین، ثم استنهضکم فوجدکم خفافا، و احمشکم فالفاکم غضابا، فوسمتم غیر ابلکم، و اوردتم غیر شربکم، هذا و العهد قریب، و الکلم رحیب، و الجرح لما یندمل، و الرسول لما یقبر، ابتدارا زعمتم خوف الفتنه «أَلَا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْكَافِرِینَ »(42) اما هنگامی که خداوند سرای انبیا را برای پیامبرش برگزید و جایگاه برگزیدگانش را منزلگاه او ساخت، خار نفاق میان شما جلوه گر گشت و لباس دین پوسیده شد و گمراهان لب فروبسته به سخن آمدند و فرومایگان گمنام جلوه گر گشتند و سرکرده باطلگران به صدا درآمد. سپس او در حوزه شما مشغول جولان دادن شد و شیطان
﴿ صفحه 66 ﴾
سرش را از مخفیگاه خود بیرون آورد در حالی که شما را دعوت میکرد. پس شما را آماده پذیرش دعوتش و منتظر فریبش یافت. سپس شما را تحریک کرد و دید که شما بسیار چالاک هستید و شما را به هیجان آورد و دید که در راه او چه خشمناکید. نتیجه این شد که شما مرکبی غیر از مرکب خویش را نشانه کردید و بر چشمه آبی غیر از آبشخور خویش وارد شدید. همه اینها در حالی انجام گرفت که هنوز از عهدی که با پیامبر بسته بودید دیری نگذشته بود و زخم رحلت ایشان هنوز گشاده، و آن جراحت هنوز التیام نیافته بود، و هنوز رسول اسلام به خاک سپرده نشده بود. این اقدام شما بدین بهانه صورت گرفت که نگران وقوع فتنه بودید. اما بدانید که در فتنه فرو رفتید و به راستی جهنم فراگیرنده کافران است.

1.مقدمه

زهرای مرضیه علیها السلام در فراز پیش، مردم حاضر در مسجد پیامبر را مخاطب ساخت و با اشاره به خدمات فراوان رسول خدا صلی الله علیه و آله، همسر خویش امیر مومنان علی علیه السلام را وصف کرد و فضایل او را با زیباترین تعبیرات بیان فرمود. صدیقه طاهره علیها السلام با یادآوری دلاوریهای علی علیه السلام، او را یگانه جنگ آوری دانست که با رفتن در دل خطر، بیش از همه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را یاری کرد. در برابر، کسانی را که قصد داشتند او را از جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله کنار نهند، افرادی ترسو و فراری از میدان جنگ توصیف فرمود. بانوی دو عالم با بیان این حقایق به هدف اصلی خویش از ایراد این خطبه مبارک نزدیک شد و اکنون با اشاره به رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و بیان رخدادهای پس از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به هدف اصلی خویش می پردازد.
﴿ صفحه 67 ﴾
رفته رفته لحن کلام فاطمه علیها السلام با مخاطبان خویش تندتر میشود و از دورویی آنها و فریب و فتنه ای سخن میگوید که شیطان آنان را بدان گرفتار کرده است. رخدادهایی که حضرت بدانها اشاره میکند با ذکر همه جزئیات، حتی نام برخی از اشخاصی که در آن حوادث دخالت داشتند، چگونگی کارهایی که انجام دادند و تاثیر کردار آنها در مسیر جامعه اسلامی در کتب تاریخی ثبت شده است.(43) اما حضرت زهرا علیها السلام در این فراز از کسی نام نمی برد. رخدادهای این مقطع تاریخی از مهم ترین رخدادهای صدراسلام است که برای جامعه اسلامی بسیار سرنوشت ساز بود. از این رو پیش از شرح این فراز از خطبه مبارک حضرت زهرا علیها السلام یادآوری چند نکته مقدماتی لازم می نماید.

1ـ1. عبرت از تاریخ؛ راهی برای پیشگیری از اشتباه های گذشته

این بخش از خطبه مبارک حضرت را، که راه ورود به هدف اصلی این خطبه شریف است، از چند جنبه میتوان بررسی کرد. نخست جنبه ادبی خطبه که از این زاویه می توان به توضیح و تشریح تعبیرها و واژه های به کار رفته در آن پرداخت؛ اما رویکرد و هدف ما در این گفتارها پرداختن به دیگر جنبه های خطبه است. جنبه دیگر حوادث تاریخی است که در این خطبه بدان پرداخته شد و از این نگاه می توان به بررسی و شناخت دقیق ماهیت آنها پرداخت. شناخت دقیق جزئیات رخدادهای اشاره شده در این خطبه، کاری حرفه ای و پژوهشی گسترده می طلبد که البته بزرگان ما بدان متعهد بوده و آثاری ارزشمند در این زمینه به جای
﴿ صفحه 68 ﴾
گذاشته اند.(44) امیدواریم جوانان محقق ما با همتی بیشتر این مهم را ادامه دهند؛ چرا که روشن شدن حقایق تاریخی مقدمه ای لازم برای تحلیلی درست از رخدادهای تاریخی است. بنابراین برای فهم درست و دقیق مضامین این خطبه مبارک نیز باید جزئیات حوادث آن مقطع تاریخی به درستی روشن گردد؛ اما هدف ما در این گفتار نیز این جنبه خطبه نیست. آنچه هدف اصلی ایراد این خطبه شریف است، هدایت مردم و پیشگیری از انحرافی است که در شرف انجام بود و سرانجام نیز تحقق یافت. محور این بحث، موضوع جانشینی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است که بحثی کلامی و اعتقادی است؛ اما هدفی که ما از بحث های خود در اینجا دنبال میکنیم جنبه اخلاقی دارد. در حقیقت ما در پی ارائه الگویی رفتاری برای عصر خویش هستیم. البته این سخن بدین معنا نیست که بحث های کلامی و اعتقادی درباره جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضرورتی ندارد بلکه بحث درباره این موضوع از بحث های ضروری است و بیش از هزار سال است که علما و بزرگان ما صدها کتاب کوچک و بزرگ در این باره نگاشته اند که یکی از آنها کتاب گران سنگ الغدیر نوشته علامه امینی رحمه الله است؛ اما هدف ما فراهم شدن زمینه افزایش بصیرت در دین از طریق دقت در مباحث طرح شده در این خطبه شریف است تا در پرتو این بصیرت بتوانیم رخدادهای زمانه خویش را تفسیر کنیم و وظیفه خود را در این زمان تشخیص دهیم. در یک کلام، هدف ما عبرت آموزی از آن رخدادهاست؛ چراکه حوادث تاریخی شباهت هایی با هم دارند و به قول معروف تاریخ تکرار می شود. خدای متعال نیز در قرآن کریم به این هدف اهتمام داشته و یکی از روش های تربیتی قرآن کریم یادآوری سرگذشت نسل های
﴿ صفحه 69 ﴾
پیشین است. قرآن همراه با یادآوری داستان های پیشینیان، توجه انسان ها را به نکاتی خاص و عبرت آموز جلب می کند. بنابر آموزه ای که قرآن کریم و سیره پیغمبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام به ما می آموزد یکی از راه های کسب بصیرت، تامل در داستان گذشتگان است. از این رو است که قرآن کریم داستان انبیا و اقوام گذشته را بیان می کند و ذیل داستان ها، مانند آنچه را در پی می آورد یادآوری میکند: إِنَّ فِی ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُولِی الْأَبْصَارِ؛(45) «در این عبرتی است برای بینایان!»؛ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ؛(46) «پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم!».
در این میان قرآن کریم بر بیان تاریخ بنی اسرائیل و تکرار آن در سوره های مختلف اصرار دارد که این اصرار و تکرار بسیار عجیب است؛ اما همه بدین سبب است که آزمون هایی مشابه آنچه برای آنان رخ داد برای امت ما نیز پیش خواهد آمد و ما باید از سرگذشت آنان عبرت بگیریم و مراقب باشیم در دامی که آنان افتادند گرفتار نشویم. در روایتی نبوی نیز درباره تکرار تاریخ بنی اسرائیل در امت اسلام آمده است: حتی لو دخلوا فی جحر ضب لا تبعتموهم؛(47) «به درستی که اگر یکی از آنان در لانه سوسماری داخل شده باشد شما نیز داخل آن خواهید شد.»
از این رو دقت در رخدادهای تاریخی و عبرت گرفتن از آنها امری ضروری است و نباید از آن غفلت کرد. گرچه سرگذشت اقوام گذشته به طور کلی برای آیندگان عبرت آموز است، مسلمانان باید از تاریخ گذشته مسلمانان به طور خاص عبرت گیرند؛ بلکه گذشته هر انسانی باید برای خودش عبرت آموز باشد. از این رو به ما
﴿ صفحه 70 ﴾
دستور داده شده که هرروز اعمال خویش را محاسبه کنیم. از امام موسی کاظم علیه السلام نقل شده است:
لیس منا لم یحاسب نفسه فی کل یوم فان عمل حسنا استزاد الله و ان عمل سیئا استغفرالله منه و تاب الیه؛(48) از ما نیست کسی که هر روز خود را مورد محاسبه قرار ندهد تا اگر عمل نیکویی انجام داده است از خدای متعال تقاضای زیاد شدن آن را داشته باشد و اگر عمل زشتی انجام داده است از خدای متعال تقاضای بخشش نموده، به سوی او توبه کند.
یکی از حکمت های این سفارش امام کاظم علیه السلام، عبرت آموزی و پیشگیری از تکرار خطاهایی است که انسان در گذشته مرتکب شده است.